منابع تحقیق درمورد آموزش کارآفرینی

دانلود پایان نامه

بالقوه و افزایش احتمالی موفقیت آنان است هر چند که تشخیص این امر کار دشواری است و لازم است به این نکته از ژوزف شومپیتر اشاره کنیم که «سختی تشخیص کارآفرینان، به دلیل
بی دقتی در فعالیت های آنان نیست، بلکه به خاطر این است که اولاً اشخاصی که واقعاً درگیر فعالیت های کارآفرینانه می شوند سخت پیدا می شوند، ثانیاً آنان همواره کارآفرین نیستند و ثالثاً هیچ یک فقط کارآفرین نیستند.» (احمدپور داریانی، 1381)

در اواسط قرن بیستم، روان شناسان، توجه خود را به تجزیه و تحلیل و خصوصیات افراد متمرکز کردند تا پاسخ این سوال را به دست آورند کدام ویژگی های فردی کارآفرین است که او را از غیر کارآفرین متمایز می سازد؟ از تحقیقات این گروه در حکم رویکرد ویژگی های شخصیتی یاد می کنند اما علیرغم این تلاشها تاکنون الگوی قابل استنادی برای تشخیص کارآفرینان موفق وجود ندارد.
با توجه به آنچه حسن مرادی و پرداختچی و شفیع زاده مطرح ساخته اند، صاحب نظرانی همچون
مک کله لند، آنکیسون- رونر، لایلز- بروکهاوس، باومن، سکستون، اسکایر، جاکوبوویتز و وایلدر، شومپیتر، پیکل، کیبی، بروکهاس و تیمونز، مواردی مانند تمایل به خلاقیت و نوآوری، انگیزه توفیق طلبی، خوش بینی، اعتماد به نفس، استقلال رای، عزم و اراده (مرکز کنترل درونی)، اشتیاق به کارهای بزرگ، رفتار هدایتگرانه، مردم داری، پشتکار، انتقاد پذیری، سخت کوشی، پیشگامی، انعطاف پذیری، کاردانی و تدبیر، تغییرپذیری، دوراندیشی، قدرت درک، خطرپذیری و تحمل ابهام را مهم ترین ویژگی های کارآفرینان دانسته اند.
در این پژوهش پس از بررسی جامع پیشینه مطالعات کارآفرینی از دیدگاه های مختلف، ویژگی های زیر به عنوان مؤلفه های شخصیت کارآفرین انتخاب شدند:
2-2-4-1-1- گرایش به خلاقیت: درونمایه کارآفرینی، خلاقیت است. خود خلاقیت مبتنی بر اراده آدمی است. در حقیقت خلاقیت حق انتخاب و قدرت تصمیم گیری برای انتخاب است. (بهرنگی و طباطبایی، 1389)
آیزنگ (1997) بیان می کند، خلاقیت یک توانایی نیست، بلکه بیشتر یک متغیر شخصیتی است.
(Selby & et al, 2005)
به طور معمول خلق یک ایده یا محصول که تازه و مفید باشد به عنوان ویژگی مرکزی خلاقیت پذیرفته شده است. کارول (1993) اشاره می کند که خلاقیت هم شامل سلاست (توانایی خلق ایده ها) و هم ابتکار (پاسخ های جدید و غیر عادی) می باشد. (Furnham & Bachtiar, 2008)
2-2-4-1-2- توفیق طلبی (نیاز به موفقیت): نیاز به موفقیت، انگیزه برتری جویی کسب موفقیت در زمینه مجموعه ای از تلاش ها برای پیشرفت یا انجام دادن کار با استانداردهای عالی، برای موفقیت در
موقعیت های رقابتی است. (اورعی یزدانی، 1373)
تئوری نیاز به موفقیت مک کله لند (1961) یکی از کاربردی ترین تئوری ها در زمینه کارآفرینی می باشد. مک کله لند بیان می کند که نیاز به موفقیت عبارت است از میل برای انجام کارهای سخت، سرآمد و برتر بودن، و بهتر عمل کردن نسبت به سایرین به منظور دستیابی به یک احساس پیشرفت شخصی.
مطالعات متعددی تأثیر مثبت نیاز به موفقیت بالا بر روی رفتار کارآفرینانه را مشاهده کرده اند.
(Cools & Broeck, 2008) افرادی که از توفیق طلبی بالایی برخوردار هستند، ترجیح می دهند تا به طور شخصی مسئولیت حل مشکلات، تعیین اهداف و دستیابی به آنها را از طریق تلاش شخصی خود برعهده گیرند. این افراد در کارهای چالش برانگیز کارآیی بیشتری از خود نشان می دهند و در زمینه یافتن راه های جدیدتر و بهتر جهت بهبود عملکردشان خلاق می باشند. (Gurol & Astan, 2006)
2-2-4-1-3- برخورداری از مرکز کنترل درونی: این ویژگی را به معنای پذیرش مسئولیت های فردی در قبال عملکرد کاری به جای توجیه موفقیت ها یا شکست ها از طریق عوامل بیرونی تعریف می کنند. (پرداختچی و شفیع زاده، 1385)
این مفهوم در آغاز توسط روتر در سال 1950 گسترش یافت. مرکز کنترل، یک سازه روانشناختی است که اشاره دارد به این که آیا افراد اعتقاد دارند که رفتارها یا تلاش هایشان تحت کنترل خودشان می باشد؟ در واقع مرکز کنترل به ادراک افراد در مورد علت های اساسی وقایع زندگیشان اشاره می کند. (Law & Hung, 2008)
بر طبق نظر روتر مرکز کنترل عبارت است از تمایل شخص به نسبت دادن وقایعی که باعث نتایج خوب یا بد در زندگی اش است هم به سایر نیروها و افراد یا تقدیر و شانس و هم به نتایج مهارت، ویژگی ها و رفتارهای خودش. روتر مشاهده کرد که افراد بر حسب قدرت کنترل زندگیشان، متفاوت می باشند و او این تفاوت ها را به عنوان دو بعد تحلیل کرد: مرکز کنترل درونی و مرکز کنترل بیرونی. افراد با مرکز کنترل درونی موفقیت ها را به اعمال و فعالیت های خودشان نسبت می دهند؛ در حالی که افراد با مرکز کنترل بیرونی نتایج وقایع را به شرایط بیرونی نسبت می دهند و معتقدند که آنها ناگزیر هستند. آنها براین باورند که تقدیر مسیر زندگیشان را تعیین می کند و آنها قادر به مداخله کردن نیستند. (Arslan & Dilmac & Hamarta, 2009)
2-2-4-1-4- ریسک پذیری: تمایل به ریسک پذیری عبارت است از پذیرش مخاطره های معتدل که
می توانند از طریق تلاش های شخصی مهار شوند. (احمدپور داریانی، 1380)
مطالعات مختلف نشان داده اند که کارآفرینان عموماً بواسطه داشتن گرایش زیاد به خطرپذیری نسبت به سایرگروه ها شناخته شده اند. (Gurol & Astan, 2006)
2-2-4-1-5- تحمل ابهام: قدرت تحمل ابهام به معنای پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی است. (دهقان پور فراشاه، 1381)
تحمل ابهام به توانایی زندگی کردن بدون شناخت کافی از محیط اشاره دارد و آغاز یک فعالیت جدید، بدون دانستن پاسخ از پیش تعیین شده به آن است. (مشهدی حسینی، 1386)
زمانی که در گفتار، اطلاعات و ساختار، نقص و ابهام وجود دارد و یا زمانی که موقعیت ها می توانند
تفسیر های متعدد و گاهی اوقات متناقض داشته باشند، گفته می شود که یک موقعیت مبهم وجود دارد. تحمل ابهام، توانایی واکنش مثبت به موقعیت های مبهم و تصمیم گیری تحت شرایط مبهم و اطلاعات ناکافی می باشد.(Gurol & Astan, 2006)
در واقع تحمل ابهام به عنوان روشی که افراد موقعیت های مبهم را درک و تفسیر می کنند و به آن واکنش نشان می دهند، تعریف شده است. افراد با یک تحمل ابهام بالا موقعیت های مبهم چالش انگیز را جستجو می کنند و برای چیره شدن بر موقعیت های بی ثبات و غیر قابل پیش بینی برای انجام عملکرد درست تلاش می کنند. برخورد با عدم قطعیت، ریسک ها و تغییرهای مداوم، بخشی از شغل کارآفرینانه می باشد. (Kajs & McCollum, 2009)
2-2-4-1-6- استقلال طلبی: نیاز به استقلال از ویژگی هایی است که به عنوان یک نیروی بسیار برانگیزاننده مورد تأکید واقع شده است. در واقع استقلال طلبی را می توان به صورت عباراتی نظیر «کنترل داشتن بر سرنوشت خود»، «کاری را به رأی خود انجام دادن»، «آزادی عمل داشتن» و «آقای خود بودن» تعریف کرد. (مک کرین و فلانینگان، به نقل از احمد پور داریانی و مقیمی، 1385)
رئیس خود بودن یکی از قوی ترین نیازهای فرد کارآفرین می باشد. او می خواهد کارها را به شیوه خود و برای خود انجام دهد و کار کردن برای دیگران برای او سخت است. (دهقان پور فراشاه، 1381) از این رو میل به استقلال، نیروی انگیزشی بسیار مهمی برای کارآفرینان معاصر است. بنابراین، آزادی عمل، پاداش دیگر کارآفرینی است. (احمدپور داریانی و عزیزی، 1383)
2-3- تاریخچه کارآفرینی
کارآفرینی موضوع میان رشته ای است که رشته های مختلفی همچون اقتصاد، روانشناسی، مردم شناسی، جامعه شناسی و مدیریت در تکامل آن نقش اساسی داشته اند. (مقیمی،1381)
واژه کارآفرینی برای اولین بار در قرن 16میلادی در فرانسه برای توصیف فرماندهان موفقی که سربازان را برای حفاظت از شاهزادگان و اهالی شهر استخدام می کردند به کار برده شد. استفاده از واژه کارآفرینی در زمینه های تجاری در قرن هجدهم و برای اشاره به فعالان اقتصادی که قراردادهایی را برای کارهای عمومی متعهد می شدند تکنیک های نوآورانه کشاورزی را عرضه می کردند و با ریسک به کار انداختن سرمایه شخصی خود در صنعت را می پذیرفتند شروع شد. از این رو از ابتدا پیوندهای ذاتی بین کارآفرینی و تمایل کارآفرینان برای قبول ریسک و عدم اطمینان در ابتدا با موسسات اقتصادی جدید فرض شد. (احمدپور داریانی،1383)

 

مطلب مرتبط :   منبع مقاله درباره رضایت زناشویی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به طور کلی سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی را می توان به پنج دوره زیر تقسیم نمود:
دوره اول: قرون ۱۵ و ۱۶ میلادی؛ «صاحبان پروژه های بزرگ».
این دوره همزمان با دوره قدرتمندی ملاکین و حکومت های فئودالی در اروپا است. کارآفرین کسی است که مسئولیت اجرای پروژه های بزرگ را برعهده می گیرد و البته در این راه مخاطره ای را نمی پذیرد، زیرا عموما منابع توسط حکومت محلی تأمین می شود و او صرفا مدیریت می کند. نمونه بارز کارآفرین در این دوره معماران مسئول ساخت کلیسا، قلعه ها و تأسیسات نظامی هستند.
دوره دوم: قرن ۱۷ میلادی؛ «مخاطره پذیری»
در این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی بعد جدیدی به نام مخاطره پذیری به کارآفرینی اضافه شد. کارآفرین در این دوره شامل کسانی نظیر بازرگانان، صنعتگران و دیگر مالکان خصوصی می شد.
دوره سوم: قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی و اوایل قرن بیستم؛ «تمایز کارآفرینان از دیگر بازیگران صحنه اقتصاد»
در این دوره ابتدا کارآفرین از تامین کننده سرمایه متمایز می گردد. یعنی کسی که مخاطره می کند با کسی که سرمایه را تامین می کند، متفاوت است. همچنین در این دوره میان کارآفرین و مدیر کسب و کار نیز تفاوت گذارده می شود.
دوره چهارم: دهه های میانی قرن بیستم ؛ «نوآوری»
دراین دوره مفهوم نوآوری به عنوان خلق محصولی جدید و ایجاد نظام توزیع جدید با ایجاد ساختار سازمانی جدید، به یک جزو اصلی تعریف کارآفرینی تبدیل می شود. کارآفرینان کسب و کاری جدید را شروع می کنند در حالی که دیگران برخلاف آنان تغییرات اندکی در محصولات موجود می دهند.
اضافه شدن این مفهوم به خاطر افزایش رقابت در بازار محصولات و تلاش در استفاده از نوآوری برای ایجاد مزیت رقابتی در کسب و کارهای موجود و بقای آنهاست.
دوره پنجم: دوران معاصر (از ۱۹۸۰ تاکنون)؛ «رویکرد چند جانبه»
دراین دوره همزمان با موج جدید ایجاد کسب و کارهای کوچک و رشد اقتصادی و شناخته شدن کارآفرینی به عنوان تسریع کننده این سازوکار، توجه زیادی به این رشته جلب شد. تا این زمان کارآفرینی فقط از دیدگاه محققان اقتصادی مورد بررسی قرارمی گرفت، ولی دراین دوره توجه جامعه شناسان و روانشناسان نیز به این رشته معطوف گردید. عمده توجه این محققین برشناخت ویژگی های کارآفرینان و علل حرکت فرد به سوی کارآفرینی است. (هادی زاده مقدم و رحیمی فیل آبادی، 1384)

مطلب مرتبط :   دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی در مورد برنامه ریزی درسی-دانلود کامل

تا دهه 1980 سه موج تغییر وسیع موضوع کارآفرینی را به جلو رانده است:
موج اول: انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار کتب زندگی کارآفرینان و تاریخچه شرکت های آنها چگونگی ایجاد کسب وکار مشخص و شیوه های سریع پولدار شدن می باشد این موج از اواسط
دهه 1950 شروع می شود.
موج دوم: این موج که شروع آن از دهه 1960 بوده شامل ارائه رشته های آموزش کارآفرینی در حوزه های مهندسی و بازرگانی است که در حال حاضر این حوزه ها به سایر رشته‌ها نیز تسری یافته است.
موج سوم: این موج شامل افزایش علاقمندی دولت ها به تحقیقات در زمینه کارآفرینی و بنگاه های کوچک، تشویق رشد شرکت های کوچک و انجام تحقیقات در خصوص نوآوری‌های صنعتی می شود که از اواخر دهه 1970 آغاز شده است. (جمشیدی کهساری و قاسمی، 1387)
بدون شک دانشکده های کسب و کار آمریکا را می توان به عنوان پیشگامان عرصه آموزش کارآفرینی دانست. در اواخر دهه 1940 بود که اولین دوره آموزش کارآفرینی تحت عنوان مدیریت شرکت های جدید توسط مایلس مک در سال 1947 در دانشکده کسب و کار هاروارد ارائه شد. این اقدام در سال 1953،
با ارائه دوره کارآفرینی و نوآوری در دانشگاه نیویورک و به سرپرستی پیتر دراکر دنبال شد. در دهه 1950 دوره های کارآفرینی در دانشگاه های ایلینویز، استنفورد، دانشگاه داکتای جنوبی و ام آی تی نیز ارائه گردید. در سال 1967 اولین دوره همزمان MBA کارآفرینی در دانشگاه استنفورد و دانشگاه نیویورک ارائه شد. کالج بابسون اولین مرکز دانشگاهی بود که دوره لیسانس کارآفرینی را در سال 1968 ارائه کرد، در حالی که دانشگاه کالیفرنیای جنوبی که توسط هرب کیرالف و لئونارد دیویس اداره می شد، اولین دانشگاهی بود که رشته کارآفرینی را در سال 1972 در سطح MBA ایجاد کرد.
چندین برنامه حمایتی در آمریکا شروع به کار کردند، به عنوان مثال بنیاد ملی علوم، چندین مرکز نوآوری را
راه اندازی کرد که دوره هار کارآفرینی را ارائه دادند. یک ابتکار مهم در توسعه وسیع برنامه های آموزشی، برنامه موسسه کسب و کارهای کوچک در سال 1972 بود که توسط موسسه اداره کسب و کارهای کوچک حمایت
می شد. این برنامه از دانشگاه های مبتکر دوره های کارآفرینی که در آن ها دانشجویان با کسب و کارهای کوچک همکاری داشتند حمایت می کرد. دانشگاه صنعتی تگزاس اولین برنامه را تحت مدیریت روبرت جاستیس و جک استیل آغاز کرد. این برنامه موفق تا سال 1976 مشارکت حدود 398 دانشگاه را جلب کرد.
از آن زمان به بعد، آموزش کارآفرینی رشد قابل توجهی داشت و عمدتاً در دانشکده های مدیریت و تا حدی در دانشکده های مهندسی متمرکز شد. به گفته وسپر در سال 1970، 16 دانشکده در آمریکا دروس کارآفرینی را ارائه می کردند. تا سال 1975 این تعداد به 140 دانشکده افزایش یافت و در سال 1986،
به 253 دانشکده رسید. ولی اساساً در طول دهه 1990 بود که رشد قابل توجهی در تعداد دوره های آموزشی و برنامه های آموزشی کارآفرینی رخ داد. به عنوان مثال، در آمریکا تعداد موسسات آموزشی دارای دوره های کارآفرینی، به حدود 1600 دانشکده افزایش یافت که بیش از 2200 دوره آموزشی ارائه
می کردند.
پیشرفت ها در اروپا نیز مشابه آمریکا بود، اگرچه تفاوت زیادی بین کشورها وجود داشت. بریتانیا یکی از اولین کشورهایی بود که دوره کارآفرینی و کسب و کارهای کوچک را ارائه کرد.
در اروپا، اواخر دهه 1980 و در اوایل دهه 1990 با افزایش قابل توجه تعداد دانشجویان دکترا در این حوزه روبرو هستیم. ولی تعداد دوره های فوق لیسانس در مدیریت کارآفرینی و کسب و کارهای کوچک نسبتاً محدود بود. یکی از اولین دوره های دکترا در اروپا در سال 1976 توسط جوزه وسیانا در دانشگاه آتونومای بارسلونا در اسپانیا و تحت عنوان تکامل تاریخی کارآفرینی سازمان دهی شد. در این رابطه نیز بنت جوهانیسن را می توان یکی از پیشگامان اروپایی به شمار آورد. وی در اوایل دهه 1980 یک دوره دکترای ملی با عنوان چشم اندازی بر کسب و کارهای کوچک را در سوئد برنامه ریزی کرد. ولی همانطور که
بیان شد دوره های دکترای ملی در اروپا بسیار پراکنده بود. بنابر این یکی از ابتکارات مهم، ایجاد برنامه اروپایی دکترا در مدیریت کسب و کارهای کوچک و کارآفرینی توسط انجمن اروپایی کسب و کارهای کوچک در سال 1990 بود که اساساً توسط دانشگاه دورهام در انگلستان و دانشگاه آتونومای بارسلونا در اسپانیا سازمان دهی شد. (طیرانی، 1390)
2-4- وضعیت کارآفرینی در ایران و جهان
2-4-1- وضعیت کارآفرینی در ایران
در کشور ما تا قبل از آغاز برنامه سوم توسعه اقتصادی و اجتماعی، به جز انجام یک پژوهش علمی در قالب رساله دکتری و چند پروژه علمی پژوهشی محدود، توجه چندانی به امر کارآفرینی نشده بود. اما متولیان امور در دهه 80، به کارآفرینی به عنوان یک اهرم مهم در حل معضل بیکاری در قشر دانش آموخته توجه خاصی نشان دادند و به کارآفرینی و کارآمدی دانشجویان و دانش آموختگان، از راه تحول برنامه ها و
شیوه های آموزشی تأکید ورزیدند. لذا به منظور توسعه و ارتقای سطح کارآفرینی، به ویژه ابعاد آموزشی و پرورشی دانشجویان و دانش آموختگان مقاطع گوناگون تحصیلی و فراهم آوردن مشارکت هر چه بیشتر دانشگاهیان در توسعه کشور، آیین نامه طرح توسعه کارآفرینی در

پاسخی بگذارید