4-1. مقدّمه‌ای در باب امالیات
در فاصله‌ی قرن‌های سوم تا پنجم هجری، اندیشمندان شیعی آثار ارزشمند بسیاری تألیف کردند. بیشتر این نگارش‌ها در قرن چهارم و پنجم شکل گرفت. علاقه‌مندی حاکمان به فضای علمی و علم‌دوستی ایشان فرصت مناسبی برای نشر علوم دینی بود؛ به ویژه آن که حاکمان بلاد اسلامی در بیش از یک قرن کسانی بودند که با تفکر شیعی معارضه نداشتند یا به آن متمایل بودند. در این دوران عالمان شیعی کمتر از پیش مورد آزار و اذیت حکومت‌ها قرار می‌گرفتند و همین دلیل سبب شد که حوزه‌های شیعی از یک خیزش چشمگیر علمی برخوردار شوند. در این دوره مکتوبات متعدّد با سبک‌های متنوعی تدوین شد. یکی از این سبک‌ها امالی‌نویسی بود.
4-1-1. تعریف امالی
امالی جمع املا است که به معانی مختلفی همچون مهلت دادن از ماده‌ی «ملو»، پر کردن از ماده‌ی «مَلَأ» و دیکته کردن از ماده‌ی «ملل» آمده است. واژه‌ی امالی در دانش سبک‌شناسی به سبک ویژه‌ای از کتاب‌های حدیثی اطلاق می‌شود: وقتی شیخ حدیث روایاتی را از کتاب مورد اعتماد یا از حافظه‌ی خویش در مجالس متعدّد بر شاگردان املا کند و شاگردان این روایات را بنویسند و در کتابی جمع‌آوری کنند به آن امالی گفته می‌شود؛ از این رو امالی را مجالس نیز می‌نامند. معمولاً شیخ حدیث در یک یا چند جلسه در مساجد جامع یا مدارس علوم دینی روایاتی را با این شیوه به نسل بعدی منتقل می‌کند. گاهی اساتید پس از گزارش یک حدیث به بررسی و ارزیابی آن روایات نیز می‌پردازند. شاید به همین سبب، علمای شافعی کتاب‌های امالی را «التعلیق» نیز خوانده‌اند.
امالی‌نگاری در حقیقت در پی گسترش سنت مجلس‌های حدیثی در مدارس و دارالحدیث‌ها و امثال آن گسترش یافت و البته زمینه‌های اجتماعی و سیاسی ویژه‌ای در گسترش بعدی آن مؤثّر بود و در اواخر قرن چهارم و در قرن پنجم به ویژه در شهرهایی همچون بغداد و خراسان و ری، توسعه‌ی بسیاری یافت. نکته‌ی مهمی که در این دوره ملاحظه می‌شود این است که روند تألیف کتاب‌های حدیثی کاهش می‌یابد و در عوض مجالس املای حدیث فزونی می‌گیرد؛ چرا که پس از تألیف امّهات کتاب‌های جوامع و یا کتاب‌های اصلی حدیثی فقهی و غیرفقهی، ضرورت تدوین کتاب‌های حدیثی در این سطوح کم شد و در عوض اهتمام بیشتر علما و محدّثان در توسعه‌ی طرق روایات این کتاب‌ها از طریق «مستخرج‌نویسی» و یا «مستدرک‌نویسی» و یا «زوائد نویسی» و امثال آن در دایره‌ی تدوین حدیث و نیز شناخت «اطراف» کتاب‌های حدیثی متمرکز گردید. همچنین با تدوین آثاری در فهرست مرویات راویان و معجم‌ المشایخ‌نویسی و کتاب‌های فهارس سعی شد تا طرق کتاب‌ها و اصول و مدوّنات پیشینیان شناخته شود و گسترش یابد. به این ترتیب بود که فعالیت محدّثان بیشتر جنبه‌ی فنّی در دایره‌ی تدوین حدیث گرفت و دانش رجال تأثیری تمام بر آن گذارد و محدّثان می‌کوشیدند با بهره‌گیری از شیوه‌های مختلف در تدوین حدیث، دایره و سعه‌ی مرویات خود را به روش¬های مختلف به نمایش بگذارند. در همین چارچوب بود که برپایی مجالس حدیث در شهرها، به ویژه در شهرهای اصلی رونق یافت.
از امالی‌های امامیه طبعاً امالی شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی و سید مرتضی اهمیت بیشتری دارند و از شهرت زیادی برخوردارند. در میان زیدیه هم امالی‌های براداران هارونی و نیز امالی مرشد بالله شجری جرجانی در قرن پنجم که همگی به چاپ رسیده‌اند، شهرت بیشتری دارند. امالی ابوسعد سمان زیدی معتزلی در همین دوره اهمیّت بسیار زیادی داشته است؛ به ویژه که او مشایخ بسیاری را درک کرده بوده است. در میان معتزله هم با وجود آن که اهتمام به حدیث کمتر بروز داشته، اما در همین دوره قاضی عبدالجبار معتزلی امالی در حدیث دارد که شهرت بسیار داشته و نسخه‌های آن موجود است. نام این امالی «تنزیه القرآن عن المطاعن» است و در واقع پاسخ به پرسش‌ها و اعتراضاتی است که نسبت به قرآن می‌شده است.
4-1-2. پیشینه امالی
درباره‌ی این که نگارش امالی از چه زمانی میان مسلمانان رایج شد، باید به این نکته توجه داشت که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) هرگز چیزی ننوشته‌اند و عهده‌دار نگارش مطلبی نبوده‌اند و این مسأله مورد اتفاق مسلمانان است. از سوی دیگر می‌دانیم که آن حضرت (صلی الله علیه و آله) برخی از صلح‌نامه و نامه‌هایی را که از جانب ایشان فرستاده می‌شده است (مانند صلح¬نامه حدیبیه) شخصاً تقریر می‌فرموده‌اند. همچنین با در نظر گرفتن اهمیت منزلت حدیث در میان مسلمانان و این که احادیث را حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) بیان می‌فرموده‌اند و گروه‌هایی می‌نوشته و یا حفظ می‌نموده‌اند و نیز به دلیل وجود تفاسیری که از آیات قرآنی به وسیله‌ی بزرگان امت اسلامی چون امیرالمؤمنین (علیه‌ السلام) و ابن‌عباس می‌شده است و دیگران آن‌ها را می‌نوشته‌اند؛ می‌توان گفت: پس از هجرت نخستین حلقات املانویسی شکل گرفته است. اشاره به این موضوع هم بی‌تناسب نیست که در میان منابع شیعی نخستین، نخستین امالی را به حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله) نسبت داده‌اند که مطالبی درباره‌ی احکام اسلامی املا فرموده و علی (علیه‌ السلام) آن را نوشته است. مرحوم آغا بزرگ تهرانی در این مورد توضیح کافی داده و همین کتاب را نخستین امالی دانسته‌اند. اصل کامل این کتاب یا صحیفه در دست نیست ولی جسته و گریخته در برخی از متون کهن شیعه بخش‌هایی از آن نقل شده است. چنانچه شیخ صدوق در مجلس 66 کتاب امالی خود، قسمتی از آن را آورده است. بنابراین امالی‌نویسی تقریبا با نشر اسلام همراه و همگام بوده است.
4-1-3. موضوع و میزان اعتبار امالی‌ها
کتاب‌های امالی در یک موضوع تنظیم نشده است و مطالب آن‌ها یکدست نیست و غالباً از لحاظ محتوی کمتر با یکدیگر قابل مقایسه است. امالی‌ها در عین اشتراک در نام همه از یکدیگر متمایزند و چون غالباً در جلسات مرتّبی برای گروهی از شاگردان و یا خویشاوندان گفته می‌شده است، در واقع مجموعه سخنرانی‌های استادان است. البته کتاب‌هایی هم با نام امالی وجود دارد که موضوع آن‌ها بیشتر در یک علم، مثلاً در صرف و نحو است؛ از قبیل امالی ابن‌شجری.
امالی در قوّت اعتبار و دوری از احتمال سهو و نسیان نظیر اصل است؛ به ویژه اگر املای شیخ از روی کتاب مصحَّح یا مستند او باشد و شاگردان بر حافظه‌ی وی اطمینان داشته باشند. گذشته از این کتاب‌های امالی معمولاً از استواری متن و نغزگویی مناسبی برخوردارند و اساتید حدیث می‌کوشند در گزینش حدیث، دقت ویژه‌ای کنند.
4-2. معرفی کتاب «تیسیر المطالب فی امالی ابیطالب»
کتاب امالی هارونی به صورت اصلی آن به دست ما نرسیده و آنچه امروز موجود است، ترتیب جدید آن (تبویب) توسط قاضی جعفربن عبدالسلام مسوری (متوفی 573ق) است. در حقیقت «تیسیر المطالب» نامی است که تنظیم کننده¬ی امالی ابوطالب یعنی قاضی جعفر بر آن گذاشته است. این کتاب از مهمترین مجموعه¬های حدیث زیدیه است که 845 حدیث مسند از پیامبر (صلی الله علیه و آله)، امام علی (علیه السلام) و برخی دیگر از اهل بیت را در خود جای داده است. امالی هارونی که تاریخ تألیف آن به قرن سوم بازمی¬گردد، مورد توجه خاص زیدیه قرار داشته و دارد و بسیاری از کتاب¬های حدیثی زیدیه همچون «مسند شمس الأخبار» از آن وام گرفته¬اند.
این کتاب تا کنون دو بار به چاپ رسیده است. چاپ اول توسط «دار مکتبه الحیاه» بوده است که تاریخ آن ثبت نشده و پر از اغلاط و افتادگی است و چاپ دوم توسط علی عبدالکریم الفضیل (بیروت: مؤسسه الاعلمی 1975م) انتشار یافته است. اشکال جدّی چاپ فضیل، غیر انتقادی بودن آن و تصحیف اسامی رجال احایث بوده است؛ لذا خیلی مورد استفاده و استقبال قرار نگرفت. همین امر محقق زیدی معاصر، عبدالله‌بن حمود العزی را بر آن داشت تا تصحیح جدیدی از این کتاب ارائه دهد. چاپ مورد نظر با مقدمه¬ی ناشر آغاز می¬شود و پس از آن محقق در مقدمه¬ی کتاب مطالبی سودمند درباره¬ی حدیث زیدیه، شرح حالی از قاضی جعفر¬بن عبدالسلام، شرح حالی از ابوطالب هارونی و تألیفات او، مشایخ وی در کتاب امالی، توثیق کتاب و سند آن به مؤلف اشاره کرده است. مقدمه¬ی سوم این کتاب از قاضی احمد¬بن سعدالدین مسوری (1079 ـ 1007) است که از راویان کتاب نیز به شمار می¬رود. آخرین مقدمه نیز از قاضی جعفر¬بن عبدالسلام است. در پایان کتاب نیز «بغیۀ الطالب فی تراجم رجال امالی ابیطالب» به عنوان ملحق به این چاپ افزوده شده است. این ملحق نوشته¬ی شخصیت معاصر زیدی محمد¬بن حسن عجری (ت 1352) است و شامل ترجمه¬ی رجالی است که نام آن¬ها در سند روایات امالی آمده است و بالغ بر 1050 تن هستند.
با وجود همه¬ی محاسن این چاپ، یک اشکال جدی که بر آن وارد است عدم تخریج احادیث کتاب است؛ هر چند خود عزی در کتاب امالی و در توجیه عدم تخریج احادیث کتاب نوشته‌ است: «برای انجام این کار ضرورتی ندیدم چرا که این کتاب از امهات حدیثی ما شمرده می‌شود و بزرگان ما آن را پذیرفته و تلقی به قبول کرده‌اند.» توجیه آقای عزی گرچه از جهت یک فرد زیدی قابل قبول است اما از سوی دیگر قابل پذیرش نیست: عصری که ابوطالب هارونی در آن

مطلب مرتبط :   جسم، فقد، اجتهاد، تیمیه