«در گفتمان های فیلم به منزله هنر، استدلال یا فرض می شود که فیلم ذاتاً ارزش مطالعه دارد. اگر این گفتمان ها به گفتمان های گسترده تر هنر، زیبایی شناسی یا گاهی اروتیسم تکیه داشته باشد، صرفاً به دلیل آن است که فیلم به خودی خود هنر است و از جنبه هنری ارزش دارد. آنچه خارج از هنر فیلم قرار می گیرد، هیچ جذابیتی ندارد. از طرف دیگر استدلالهای اجتماعی – ایدئولوژیک به خودی خود چنین جذابیتی را ایجاد می کنند (هیل و چرج گیبسن،20:1388).»

4-1 شیوه تحلیل
تحلیل های کیفی چند روشی111 هستند. به کار گیری روش های چندگانه تلاش اطمینان بخشی است برای شکل گیری فهمی عمیق از پدیده های مورد مطالعه و راهبردی برای افزایش دقت، وسعت دید، پیچیدگی و غنا و عمق مطالعه. با توجه به رویکردهای مطرح شده در رابطه با تگفا، سه سطح برای این نوع گفتمان به عنوان یک روش تحقیق کیفی قابل تشخیص میباشد: 1. سطح توصیف: در این سطح متن بر اساس مشخصههای زبان شناختی اعم از آواشناسی، واج شناسی، نحو، ساخت واژه و معنی شناسی و تا حدودی کاربرد شناسی مورد توصیف و تحلیل واقع می شود.
2. سطح تفسیر: به تفسیر متن برمبنای آن چه که در سطح توصیف بیان شده با در نظر گرفتن بافت موقعیت و مفاهیم و راهبردهای کاربردشناسی و عوامل بینامتنی می پردازد.
نشانهشناسی
متن
رمزگان بارت

تحلیل گفتمان انتقادی وندایک
3. سطح تبیین: به توضیح چرایی تولید چنین متنی از میان امکانات مجاز موجود در آن زبان برای تولید متن در ارتباط با عوامل جامعه شناختی، تاریخی، گفتمان، ایدئولوژی و قدرت و قراردادها و دانش فرهنگی-اجتماعی می پردازد.

الگوی تحلیلی این تحقیق نیز در سه سطح عمل می کند:
1. در سطح توصیف، براساس مشخصه های سینمایی
اعم از نما، سکانس، صدا، لباس و گریم بازیگران، طرز
رفتار و بیان، دیالوگها و.. به توصیف فیلم پرداخته
میشود. نمودار 4-1 تحلیل گفتمان چند روشی پژوهش
2. در سطح تفسیر، از نشانه شناسی با اتکا بر رمزگان بارت استفاده شده است.
3. در سطح تبیین نیز از تحلیل گفتمان انتقادی روش وندایک جهت تحلیل فرامتنی فیلمها به کار گرفته می شود.
در این تحلیل نیز به پیروی از بارت، واحد تحلیل همان لکسیس در نظر گرفته شده که گاهی یک نما، گاهی یک صحنه و حتی گاهی مؤلفه های بسیار فرعی مانند نحوه نورپردازی یا دیالوگ های متن خواهد بود؛ به عبارت دیگر، هر جزئی که دارای معنی بوده – هر چند کوچک – به عنوان واحدی معنادار مورد بررسی قرار می گیرد.

4-2 فیلم طعم گیلاس عباس کیارستمی

4-2-1 معرفی کارگردان

عباس کیارستمی در سال ۱۳۱۹ متولد شد. او دارای لیسانس نقاشی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است. عباس کیارستمی از سال ۱۳۴۰ به عنوان نقاش تبلیغاتی در «آتلیه ۷» و یکی دو مؤسسه دیگر به کار طراحی جلد کتاب و آفیش پرداخت، و بعدها به «تبلی فیلم» رفت. از سال ۱۳۴۶ در «سازمان تبلیغاتی نگاره» به طراحی و ساختن تیتراژ فیلم پرداخت که نخستین آنها تیتراژ فیلم «وسوسه شیطان» ساخته محمد زرین دست بود.
هفت چنار چیدمان عباس کیارستمی منتخب چهارمین جشن تصویر ایران، (نصب شده در خانه هنرمندان ایران) طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلم‌های قیصر و رضا موتوری ساخته مسعود کیمیایی را او انجام داد. مدتی بعد به دعوت فیروز شیروانلو، که مسئولیت «امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» را داشت به «کانون» رفت و در سال ۱۳۴۹ فیلم کوتاه نان و کوچه را ساخت. در سال ۱۳۵۱ فیلم زنگ تفریح را ساخت و با ساخت فیلم «مسافر» در سال ۱۳۵۳ مطرح شد. او در سینمای بعد از انقلاب پایه‌گذار سینمایی شد که تا به حال فیلمسازان زیادی پیرو این نوع سینما، فیلم ساخته و مطرح شده‌اند. عباس کیارستمی با فیلم طعم گیلاس در سال ۱۹۹۷ جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن را هم از آن خود کرده‌است.

مطلب مرتبط :   آیات، قرآن، تربیت، «بسم

 دیگر فعالیت‌ها
کیارستمی تجربه‌های متفاوتی در زمینه‌های مختلف نظیر آهنگسازی، طراحی صحنه و لباس، تدوین و حتی بازیگری داشته‌است. وی همچنین عکاسی شناخته شده‌است همچنین به تازگی دو کتاب از ادبیات کلاسیک ایران به نام‌های حافظ به روایت عباس کیارستمی و سعدی از دست خویشتن فریاد را منتشر ساخته ‌است.
در حراجی کریستی دبی به تاریخ ۱ مه ۲۰۰۸، عکسی از کلکسیون عکس‌های عباس کیارستمی به قیمت حدود ۱۳۰ هزار دلار فروخته شد.
در ادامه فیلم طعم گیلاس کیارستمی که یکی از فیلمهای ارزشمند کارنامه سینمایی این کارگردان و از فیلمهای مطرح سینمای ایران است مورد بررسی قرار می گیرد.

4-4-2 اهمیت و ویژگیهای فیلم
داستان کوشش های پسربچه ای برای اصلاح یک اشتباه اتفاقی و مصون داشتن دوستش از تنبیه معلم بداخلاق و غیرمنطقی مدرسه سرآغاز سلسله پایان ناپذیری از فیلم های کیارستمی است. به دنبال نخستین فیلم، خانه دوست کجاست (1986/1365) دو فیلم دیگر ساخته شد. این دو فیلم، داستان فیلم های گذشته و تاثیرهای شگرفی را که فیلم ها به روی زندگی افرادی که در آن شرکت جسته بودند گذاشته به هم پیوند می دهد. فیلم های کیارستمی، بخصوص این سه فیلم، نشان می دهد که چگونه فیلمسازی و شرکت و تماشای آن می تواند زندگی آدم ها را تغییر دهد. این تاثیر به مدد راهکارهای بیانی شیوایی که نشان دهنده رابطه صورت واقع و صورت مجازی ست از یک سو، و از سوی دیگر با ارائه هنر در تماس جریانات فرهنگی پویا، میسر شد. فیلم های وی نه تنها نشان دهنده و پدید آورنده فرهنگ است بلکه بر ارزش های زندگی و اهمیمت هنر و تاثیر گذاری ملموس آن بر زندگی تاکید می ورزد.
عباس کیارستمی یکی از پرآوازه ترین کارگردانانی است که در طول چند دهه گذشته در بطن فرهنگ سینمای ایرانی پدیدار شده است. هرچند از دیدگاه منتقدان، فیلم های وی بررسی و انتقاد تمثیلی سلطه گرایی، عناصر فرهنگی محافظه کار و محدودیت های حاکم بر سینمای ایران است. کیارستمی خود اظهار می دارد که فیلم هایش قصد القای پیامی را ندارند بلکه هدف اصلی آنها طرح سوالاتی در ذهن مخاطبان است. در سال 1993/1372 در طی مصاحبه ای با فرح نیری می گوید که این امکان وجود دارد که مخاطبان به نتایجی به غیر از آنچه کارگردان انتظار دارد نائل آیند اما این کاملا معقول است، چرا که هدف وی تشویق بینندگان به تفکر است. به نظر او نقش کارگردان «طرح سوال» است و نه «اعلام داوری». درباره مفهوم کلی هنر می گوید: «تنها کاری که هنر می تواند انجام دهد به تفکر واداشتن مخاطبان است.» به طرزی آشکار، وی پذیرای برداشت هایی گوناگون از فیلم هایش است، حتی برداشت هایی کلی و پرماجرا. در این خصوص وی در مورد مخاطبان ایرانی و خارجی، هر دو موفق بوده است (عیسی، 1379: 122).
اهمیت و ویژگی فیلم: این فیلم اولین و تنها فیلم ایرانی برندۀ نخل طلای جشنوارۀ کن به عنوان بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان جهان می باشد. همچنین یکی از کارهای موفق عباس کیارستمی کارگردان مطرح ایرانی، – چه در ایران و چه در سطح بین المللی- است. مثل بسیاری از فیلم های موفق حواشی زیاد و نقدهای متعددی داشته که باعث شد از سوی پژوهشگر به عنوان فیلم قابل بررسی و تعمل با ابزارهای قاعدهمند تحلیل فیلم مورد وارسی مجدد قرار گیرد. از سوی دیگر به عنوان فیلمی که به تأیید و دریافت بالاترین جایزه از سوی جشنواره فیلم کن که خود به عنوان سردمدار جشنواره هنری جهان مطرح است، این فیلم را نمایندۀ مناسبی برای تحلیل و یافتن معیارها و ارزشهای مورد توجه و نظر این جشنواره، می نماید که در نهایت به گمان پژوهشگر می تواند راهی برای دستیابی به گفتمان غالب بر این جشنوارۀ بزرگ فیلم باشد.

مطلب مرتبط :   پیامبر، زیارت، حدیث، اکرم

4-2-3 عوامل تولید فیلم
فیلمنامه، کارگردان، تهیه کننده و تدوین گر: عباس کیارستمی. فیلمبردار: همایون پایور. موسیقی پایانی لوی آرمسترانگ. بازیگران: همایون ارشادی، عبدالحسین باقری، افشین خورشید باختری، صفرعلی مرادی، میرحسین نوری. محصول 1376.

4-2-4 موقعیت زمان و مکان
وقایع فیلم در تهران و در اوخر دوران سازندگی و اوایل دوران اصلاحات (در فیلم اشاره به جنگ افغانستان می شود) اتفاق می افتد.

4-2-5 گزیده داستان فیلم
مرد میانسالی به نام بدیعی (با بازی همایون ارشادی)، سوار بر رنجروور خود در زمینهای بایر اطراف تهران می راند و از یک منطقه لم یزرع شامل کارگاههای ساختمانی و آلونکها می گذرد که پر از مردانی است که دنبال کار می گردند. مردی میانسال، قصد خودکشی دارد و قبرش را در کنار درختی کنده است. او می خواهد قرص های خوابش را یک جا بخورد و شب در این قبر بخوابد. بدیعی دنبال کسی است که پس از مرگش (صبح فردا ساعت 6) روی جسد او خاک بریزد. در مسیری که برای یافتن چنین کسی پیش می‌گیرد با افراد مختلفی مانند یک سرباز، طلبۀ افغان و مردی که کارگر موزه تاریخ طبیعی است رو به رو می‌شود و از آنها می خواهد فردا صبح سراغ او بیایند و «بیست بیل خاک» روی او بریزند و پاکتی را با ۲۰۰هزار تومان پول که در داشبورد ماشین است به عنوان دستمزد بردارند.سرباز پیشنهاد را رد و به سمت