7-8- ارکان پیشنهادی برنامه ها یا طرح های توسعه ساختاری – راهبردی
‏ارکان طرح های ساختاری – راهبردی هم به شکل زیر پیشنهاد و تدوین گردیده است.
1- ‏ تبیین وتعیین اهداف اساسی توسعه شهری وتدوین سیاست گذاری های کلی
2- تعریف مشکلات و مسائل وتعیین مقاصد و ارزیابی منابع
3- تدوین راهبردها و سیاست ها
4- تهیه طرح
5- ارائه برنامه ارزیابی مدیریتی وکنترل مجدد
6- معرفی پروژه ها درقالب پهنه ها، محورها و گره ها (مهندسان مشاور امود 1379)

7-9- سرفصل های اصلی پیشنهادی برای شرح خدمات برنامه ها یا طرح ساختاری – راهبردی
‏ با اینکه هنوز در مورد شرح خدمات طرح های ساختاری – راهبردی توافق جمعی حاصل ‏نشده است ، ولی موارد کلی زیر به عنوان چارچوب کلی پیشنهاد شده اند:
1- مطالعات پایه ،شناخت ومستند سازی وضع موجود
2- تحلیل وضع موجود وارائه راهبردها، سیاست ها و گزینه ها
3- ارائه طرح ساختاری پیشنهادی و ضوابط مربوطه
4- ارائه برنامه ارزیابی مدیریتی
5- معرفی پروژه های برنامه ریزی و طراحی شهری و اولویت بندی آنها
‏ با توجه به نظریات مختلف در مورد محتوای طرح های ساختاری – راهبردی چارچوب ‏دیگری به شکل زیر نیز پیشنهاد گردیده است. بر این اساس و با توجه به اصول و ‏سلسله مراتب در برنامه ریزی و طراحی؛ طرح های راهبردی. ساختاری می توانند شامل سه سطح به شرح زیر باشند :
1- ‏تهیه طرح (برنامه) راهبردی- ساختاری در مقیاس کلان با دیدگاه سیاست گذاری بلند مدت و فراگیر
2- تهیه طرح ها (برنامه ها)ی محلی با دیدگاه سیاست گذاری اجرایی برای بخشی از شهر یا ‏تمامی سطح شهر.
3- تهیه وتصویب سیاست های کلان سرزمین و تدوین چارچوب نظام اسکان جمعیت وفعالیت؛.
3-1- تهیه طرح براساس سیاست های ملی
3-2- منطقه ای و تفسیر و تشریح طرح به اقتضای شرایط ناحیه مورد نظر؛
3-3- تهیه طرح توسعه در دو سطح ساختاری و محلی با توجه به چارچوب مصوبات رسمی ‏نظام برنامه ریزی کشور.
4- تهیه طرح های اجرایی موضوعی و موضعی برای مواضع و موضوعات خاص و نواحی ‏ویژه ای از شهر که نیاز به برنامه ریزی عملیاتی و اجرایی خاص د ‏ارند ( سعید نیا ١٣٨٢)

‏ بدین ترتیب پیشنهاددهندگان برای جانشینی طرح های ساختاری – راهبردی مواضع ‏خود را ارائه داده و تبیین کرده اند ( سعید نیا، ١٣٨٢). با توجه به مطالب مطرح شده ‏تا اینجا می توان چنین نتیجه گرفت که با وجود حسن نظر و نکته سنجی پیشنهاد کنندگان ‏روش برنامه یا طرح توسعه شهری ساختاری – راهبردی به عنوان روش بهینه برنامه ریزی ‏توسعه همه جانبه شهری در ایران نکات مهمی هنوز بطور کامل روشن و تبیین نشده اند. بدین ترتیب باید توجه نمود که اولآ؛ این روش هنوز بطور کامل تشریح نشده و نکات مبهمی در مورد آن وجود دارد؛ ثانیآ، بویژه در مقایسه با طرح های ساختاری در انگلستان ‏باید اذعان کرد که شرایط حقوقی، قانونی، سیاسی، فرهنگی، و فنی موجود در ایران با کشور ‏مذکور تفاوت عمده دارد؛ و ثالثا، دیدگاه های پیشنهاد کنندگان این روش در ایران تا حدود ‏زیادی همچنان متوجه موضوعات کالبدی و بعد فیزیکی شهرهاست که این امر نقض فرض ‏بوده و مانع قرار گرفتن مسائل غیر کالبدی در حوزه مباحث شهرسازی می شود. از سوی ‏دیگر، گروهی دیگر از صاحبنظران بجای برنامه یا طرح ساختاری-راهبردی به عنوان جایگزینی مناسب بجای طرح های جامع، برنامه ریزی توسعه راهبردی شهری را پیشنهاد ‏نموده اند (مرادی، 1387؛ مهدیزاده، 1385؛ براتی و سرداری،1388). بنابراین در ادامه به تشریح نظر این دسته از دست اندرکاران شهرسازی در ایران ‏پرد‏اخته ایم.

مطلب مرتبط :   ازدواج، کنوانسیون، قاچاق، زنان

7-10- نتیجه گیری
‏ مطالعه سابقه مطرح شدن طرح های ساختاری – راهبردی نشان می دهد که در کشور ما هم، هر چند با تاخیر فراوان، بالاخره ناکارآمدی طرح های جامع – تفصیلی به اثبات رسیده ‏است و مسئولان و دست اندرکاران به فکر پیدا کردن یک گزینه مناسب به جای آن افتاده ‏اند؛ و تا همین جا باید از بوجود آمدن شرایط بوجود آمده
استقبال کرد. ولی آیا طرح ساختاری – راهبردی خود یک روش ایده آل است. مباحث فوق نشان دادند که اگر آنرا با ‏طرح های جامع مقایسه کنیم تحولی هرچند ناکافی را می توان مشاهده کرد اما اگر فکر‏شود که طرح ساختاری – راهبردی توانسته هم از ابعاد مثبت برنامه های ساختاری – ‏محلی و هم از نقاط مثبت برنامه های راهبردی – اجرایی سود بجوید و تبدیل به یک روش ‏برتر بومی برای شهرها و شهرداری های کشور شود باید اذعان نمود که در این مورد پاسخ ‏منفی است. پیشنهاد دهندگان طرح های ساختاری – راهبردی با اینکه سعی کرده اند از ‏مشکلات رو در روی طرح های جامع – تفصیلی فاصله بگیرند ولی مشخصا نتوانسته اند ‏ترکیبی علمی از مزایای دو روش یاد شده بدست دهند. در عوض سعی شده با افزودن ‏مباحثی چون تدوین چشم انداز و اهداف کلان و حتی راهبرد‏ها تشابهی کاملا شکلی بین ‏طرح های جامع و برنامه ریزی راهبردی برای توسعه شهرها بوجود آورند. کاملا مشخص ‏است اینکار کمکی به نجات طرح های جامع نمیکند و تنها مسائل را پیچیده تر میکند. زیرا ‏آنطور که در فصل های گذشته آمد فرق بسیار مهم در موضوع فرایند تهیه برنامه ها و طرح های توسعه و نیز فرایند اجرا و پایش و نظارت بر آنهاست. بهمین علت ‏پیشنهاد جایگزینی برنامه ریزی های توسعه راهبردی شهری با اعمال تغییرات لازم و کافی ‏برای بومی سازی آنها بجای طرح های جامع – تفصیلی و نیز طرح های ساختاری – ‏راهبرد‏ی ارانه خواهد گرد‏ید.

فصل هشتم
امکان بهره گیری از برنامه ریزی طرح جامع شهری به روش راهبردی در ایران
8-1- مقدمه
‏ همانگونه که ذکر شد، با وجود ‏آنکه، برخی از صاحب نظران، بهترین جانشین طرح های جامع ‏در ایران را برنامه ها یا طرح های ساختاری – راهبردی توسعه شهری دانسته اند؛ عده ای نیز ‏پیشنهاد اجرای برنامه ریزی توسعه شهری به روش استراتژیک یا راهبردی را ارائه داده اند. ‏این نکته بسیار مهم است زیرا علی القاعده عده ای نیز در این میان باید پیشنهاد طرح هایی ‏شبیه به طرح های ساختاری را می دادند. بوجود نیامدن چنین گزینه ای نشان از آن دارد ‏که همه صاحب نظران معتقدند که شرایط سیاسی – مدیریتی و نیز نظام حقوقی و ‏قانون گذاری د‏ر ایران با آنچه که مثلا د‏ر کشور انگلستان میگذرد ‏رابطه ای ندارد ‏و لذا ‏نمی توان طرح های ساختاری. محلی را، حتی با اعمال تغییرات، در ایران مورد استفاده قرار داد ‏. ولی د‏ر مقابل د‏ر تجربه نشان د‏اد‏ه شد که می توان به نوعی از ساختار برنامه ریزی راهبردی د‏ر ایران سود ‏جست (جستارهای شهرسازی 1382).
‏ بنابراین در اینجا به امکان بهره گیری از برنامه ریزی طرح های شهری به سبک راهبردی خواهیم ‏پرداخت. ضمن آنکه به تغییرات یا الزامات لازم برای بومی سازی این روش برنامه ریزی ‏شهری نیز بطور فشرده اضافه خواهد شد.

مطلب مرتبط :   اسلام، مصر، دینی،

8-2- برنامه ریزی شهری راهبردی در عمل
‏ بسیاری از صاحب نظران ویژگی های مثبتی را برای برنامه ریزی طرح های شهری به روش راهبردی قائل ‏شده اند.از جمله اینکه اصولی اولیه الگوی توسعه شهری راهبردی در سه عرصه قابل توجه ‏قابل دسته بندی است. این سه دسته عبارتند از:
الف : توجه به شناخت و تحلیل در قالب روش سیستمی و نگرش مبتنی بر آن
‏ب : لحاظ کردن برنامه ریزی در قالب فرایند مرحله ای وهدایت شده مبتنی برهدف (نگرش ‏فرایندی-راهبردی ):
‏پ : تاکید برنگرش های اجتماعی، مقوله مشارکت و حضور عناصر موثر در برنامه ریزی از ‏سطوح پائین به بالا ( نگرش اجتماعی- مشارکتی).
‏در ادامه به تشریح ویژگی های فوق الاشاره می پردازیم:
8-2-1- نگرش سیستمی
‏ از عمده ترین نظریه پردازان حوزه نگرش سیستمی که بیشترین تاثیر را در الگوی ‏برنامه ریزی شهری راهبردی به جای گذاشته و موجب تغییر در دیدگاههای سنتی ، به ویژه در ‏برابر طرح های جامع و تفصیلی ، شده اند، می توان به چادویک اشاره کرد که اعتقاد به عدم کارآیی شیوه برنامه ریزی جامع، به دلیل پیچیدگی جامعه شهری و دخالت عوامل متعدد ‏فرد‏ی – اجتماعی در ابعاد ‏مختلف، و عده توان طرح های جامع برای ورود ‏و حل اینگونه ‏بازخورد مبتنی بر حل مسائل پرداخت و این شرط تنها در روش های برنامه ریزی مانند ‏برنامه ریزی راهبرد‏ی فراهم است.
‏8-2-2- نگرش فرایندی – راهبردی
‏ رویکرد مبتنی بر هدف گذاری و مرحله ای کردن برنامه ریزی از جمله موثرترین نظریه های ‏تاثیر گذار بر تدوین الگوی برنامه ریزی راهبردی است، زیرا مجموع نظریاتی که در این خصوص ‏ارائه شده اند ، هر یک به گونه ای در اصلاح فرایند ناقص طرح های جامع سنتی و هدفمند نمودن ‏مطالعات و تدوین سیستماتیک داده ها نقش داشته است. از آن جمله می توان به نظریه ‏های مطرح شده به وسیله پیترهال، لیندبلوم، فالودی و دیگران اشاره کرد که هریک به ‏نوعی نقش هدایت گر و نظام مند برنامه ریزی را مورد تاکید قرار داده اند.
8-2-3- نگرش اجتماعی – مشارکتی
‏ یکی از حوزه های نظری موثر در تدوین الگوی برنامه ریزی راهبردی توسعه شهری توجه به