پایان نامه رایگان با موضوع امام خمینی، صراط مستقیم، دانشگاهیان، تعالیم اسلام

آثار و سخنان خود انواعی را برای سیاست برشمرده است که عبارتند از: «سیاست شیطانی یا سیاست فاسد»، «سیاست جسمانی و مادی» و «سیاست الهی».
در «سیاست شیطانی یا فاسد»، دروغگویی و ناراحتی، فریب و حیله و سلطه بر مردم، و هوای نفس و امیال فردی و مادی از ویژگی‌های اساسی آن محسوب می‌گردند.
«… البته سیاست به آن معنایی که اینها می‌گویند که دروغگویی، با دروغگویی، چپاول مردم و با حیله و تزویر و سایر چیزها، تسلط بر اموال و نفوس مردم، این سیاست هیچ ربطی به سیاست اسلامی ندارد، این سیاست شیطانی است…» (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۴۳۱).
دومین نوع سیاست از نگاه امام، سیاست این جهانی است که هرچند در معیارها و اصول و اهداف خود از دروغ و نیرنگ و سلطه ناروا به دور بنظر می‌رسد و منافع و رفاه مردم را در نظر دارد ولی با توجه به آنکه صرفاً ابعاد جسمانی و مادی انسان را مد نظر داشته، «سیاستی مادی و جسمانی» تلقی می‌گردد که عمدتاً بر بعد حیوانی انسان متمرکز است. چنین سیاستی صرفاً مبتنی بر عرف جامعه است و در پی اهداف دنیاگرایانه، و لذا جزء ناقصی از سیاست حقیقی است که به منافع مادی و معنوی توأمان مردم نظر دارد.
«ما اگر فرض کنیم که یک فردی هم پیدا شود که سیاست صحیح را اجرا کند، نه به آن معنای شیطانی فاسدش، یک حکومتی، یک رئیس‌جمهوری، یک دولتی سیاست صحیح را هم اجرا کند. و به خیر و صلاح ملت باشد، این سیاست یک بعد از سیاستی است که برای انبیاء بوده است و برای اولیاء و حالا برای علمای اسلام» (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۱۳، ۴۳۱ـ۴۳۲).
«سیاست الهی» نوع دیگری از سیاست در نظر امام خمینی است که مطلوب و مورد توجه کامل وی است. زیرا به تحقق عدل و قسط و برقراری جامعه توحیدی و دفع شر و فساد در جهان می‌انجامد و سبب تکامل انسان و جامعه از حیث مصالح مادی و ارزش‌های معنوی می‌گردد. چنین سیاستی: سعادت‌محور، متوجه به دو ساحت دنیا و آخرت انسان، عاری از مفاسد، مبتنی بر قسط و عدل، نفی‌کننده هرگونه ظلم و ستم و استبداد و استثمار و استعباد، رعایت‌کننده مصالح دنیوی و اخروی، و مجری حدود الهی در جامعه است. چنینی سیاستی عین عدالت است و همان صراط مستقیم است:
«سیاست این است که … همانی که در قرآن صراط مستقیم گفته می‌شود … یک صراط مستقیمی که از اینجا شروع و به آخرت ختم می‌شود» (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۴۳۲).
مجریان این سیاست نیز عبارتند از: پیامبران، امامان معصوم و به تبع دو گروه اول: عالمان بیدار اسلام.
«دیگران این سیاست را نمی‌توانند اداره کنند. این مختص به انبیاء و اولیاء است و به تبع آنها علمای بیدار اسلام» (همان).
این سیاست راستین در کلام امام عبارت است از:
«اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگری و حکومت جائرانه، بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشاء و انواع کجروی‌ها و [تأمین] آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودکفایی … بر میزان عدل، و جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه، و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف …» (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۴۰۵).
با توجه به دلالت ها و مبانی معرفتی امام خمینی و برداشت ایشان از انسان و هستی، می‌توان گفت وی هدف غایی آفرینش انسان و بعثت انبیاء یعنی «تکامل انسان» در همه ابعاد مادی و معنوی او و دستیابی به «سعادت» را بیان‌کننده مفهوم «توسعه» می‌داند. در نتیجه، اقتصاد و توسعه اقتصادی به مثابه ابزار رشد و کمال انسان در مسیر قرب الهی است (امام خمینی، صحیفه نور، ج ۳، ص ۵۴ـ۵۳). ایشان اعتقاد دارد که پیشرفت‌های عظیم در تمدن غرب، متوقف بر بهره‌گیری انسان از طبیعیات عالم (همان، ج ۸، ص ۸۱) و جنبه‌های مادی است و آنان در معنویات پیشرفتی نکرده‌اند، بلکه سیر قهقرایی داشته‌اند (همان، ج ۷، ص ۸۰). اکنون نیز مشکل آنان همین بی‌توجهی به معنویات است.
پس می‌توان مفهوم «توسعه» را از دیدگاه امام چنین خلاصه نمود: «توسعه به مفهوم فرآیند تکامل جوامع انسانی در ابعاد مادی و معنوی (همان، ج ۳، ص ۵۳) با تقدم ابعاد معنوی بر ابعاد مادی است» (همان، ج ۷، ص ۱۰۶).
بدین ترتیب، ایشان فرآیند توسعه را در تمامی شؤون جامعه مؤثر و مفید می‌داند. در دیدگاه ایشان با آنکه توسعه متوازن و متناسب در همه ابعاد جامعه پذیرفته شده لکن فرآیند توسعه باید در مجموع به استحکام پایه‌های دین و تقویت مبانی اسلام و تربیت و هدایت انسان منتهی گردد و برآورنده اهداف بلند و متعالی باشد که از بطن اندیشه دینی ناشی می‌شود که در رأس همه، خداباوری و حاکمیت توحید در جامعه می‌باشد (ثواقب، ۱۳۸۱: ۱۸۶ـ۱۸۷).
۳ـ۶ـ اهداف اصلی توسعه از دیدگاه امام
از دیدگاه امام، می‌توان چند محور عمده توسعه را مطرح نمود و در هر محور، شاخصه‌های برجسته‌ای را که جزو اهداف توسعه به شمار می‌روند، معین نمود.
۱ـ۳ـ۶ ـ تربیت انسان
همانگونه که گفته شد، از دیدگاه امام خمینی، محور توسعه «انسان» است و نگاه او به توسعه دیدگاهی انسان‌شناسانه و در قلمرو معرفت دینی است که هدف غایی توسعه را تربیت «انسان» تا بالاترین حد در جامعه می‌داند. لذا نه دنیاگرایی کامل و نه زهد و آخرت‌گرایی هیچکدام ممدوح نیستند، بلکه باید هرکدام در حد خود تأمین گردد تا به حیات طیبه و معقول دست یافت.
«مقصد اسلام خانه نیست. مقصد بالاتر است و همه چیز در آن هست … و توجه به جهات معنوی بالاتر از توجه به جهات مادی است» (امام خمینی، صحیفه نور، ج ۱۰، صص ۲۷۵ و ۲۷۶).
بدین ترتیب، می‌توان گفت دلالت‌های امام در حوزه نظریه «توسعه انسانی» قرار می‌گیرد. بر این اساس، امام بارها بر تحول درونی، تحول همه‌جانبه فکری و روحی انسان‌ها، کمال و رشد معنوی انسان، خودسازی و خودشناختی تأکید نموده و اهداف مهم مکتب، تعالیم اسلام، انبیاء الهی و مصلحان دینی را انسان‌سازی و تربیت انسان ذکر کرده است. از دیدگاه امام، همه تلاش‌ها و کارکردها در حوزه‌های مختلف علمی، فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نهایتاً باید به ساخته شدن انسان، تربیت و هدایت او منجر شود. زیرا اگر انسان درست شود هم جامعه را به مسیر کمال و راه‌های درست سوق می‌دهد و هم مکتب را حفظ می‌کند. در نتیجه زمینه مناسب برای زندگی و حیات جامعه انسانی فراهم می‌شود. لذا ساخته شدن این انسان را بر هم دوش عالمان دینی و هم دانشگاهیان هر دو می‌گذارد:
«شما دانشگاهیان کوشش کنید که انسان دست کنید. اگر انسان درست کردید مملکت خودتان را نجات می‌دهید. اگر انسان متعهد درست کردید، انسان امین، انسان معتقد به یک عالم دیگر، انسان معتقد به خدا، مؤمن به خدا، اگر این انسان در دانشگاه‌های شما و ما تربیت شد مملکتتان را نجات می‌دهد» (همان، ج ۷، ص ۶۳).
«باید از حوزه‌های علمیه یک عالمی به تمام معنی متعهد بیروی بیاید و مرکز ساخت انسان باشد و دانشگاه هم مرکز ساخت انسان …» (همان، ج ۸، ص ۸۳).
و این همان راه انبیاء و کوشش فراوان آنها در طول قرون متمادی بوده است تا با اصلاح انسان و تربیت او، عالم اصلاح گردد. لذا می‌گوید:
«کوشش انبیاء و ایده بعثت در تمام قرن‌ها، تربیت این موجود [انسان] است. این موجودی که عصاره همه مخلوقات است و با اصلاح او اصلاح می‌شود عالم و با فساد او به فساد کشیده می‌شود. کوشش انبیاء از اول تا آخر این بوده است که این موجود را به صراط مستقیم دعوت کنند و راه ببرند. نه همان هدایت و گفتن تنها، بلکه راهنمایی و الگو بودن خودشان در اعمال و در افعال و در احوال. برای اینکه این موجود را به آن کمالی که لایق است، برسانند» (همان، ج ۸، ص ۱۷۴).
تلاش و ایثار این دلسوزان بشریت (انبیاء) را می‌توان عالی‌ترین نماد توسعه واقعی و همه‌جانبه‌نگر دانست به تعبیر اینگلهارت و ولزل: «و اینها، همگی اساساً به این علت حمایت توده‌ها را بدست آورده‌اند که ایده رستگاری را بدون توجه به پایگاه اجتماعی ترویج می‌کنند. از این منظر ایده رستگاری ذاتاً مساوات‌طلبانه، دموکراتیک و فردگرایانه است» (اینگلهارت و ولزل، ۱۳۸۹: ۳۸۱).
۲ـ۳ـ۶ـ گسترش معنویت و دینداری
از اهداف توسعه مورد پذیرش امام خمینی، حاکمیت مکتب در جامعه و تقویت بنیان‌های دینی می‌باشد. در نتیجه توسعه نباید به اصول عالیه اسلام خلل وارد سازد و به ترویج بی‌دینی منجر گردد. لذا توسعه همه‌جانبه علاوه بر ترقی سطح زندگی عامه (بعد مادی جامعه) باید به تجلی دینداری در جامعه، تقویت ایمان، گسترش معنویت، و اخلاق اسلامی بیانجامد؛ و زمینه مناسب را برای حفظ اسلام و ترویج مکتب در جامعه، نشر معارف اسلامی، تحقق علمی احکامی اسلامی و رعایت حدود الهی فراهم نماید. اگر فرآیند توسعه به بی‌دینی، متروک ماندن احکام و حدود اسلامی، مهجوریت معارف دینی و کنار گذاشته شدن مکتب منجر شود، این توسعه مورد پذیرش وی نیست و با برنامه‌ریزی چنین توسعه‌ای مخالف است (ثواقب، ۱۳۸۱: ۱۸۹). لذا می‌گوید:
«آمال ما این است که احکام اسلام در همه جا، در همه قشرها، در همه وزارتخانه‌ها، در همه مملکت هرجا که هست، در بازارها، در کشاورزی‌ها، در دور و نزدیک مملکت، همه‌جا احکام اسلام جاری باشد … نباید در وزارتخانه‌ها یک چیزی که برخلاف اسلام است، برخلاف مصالح این مملکت است، خدای نخواسته عمل بشود» (امام خمینی، صحیفه امام ، ج ۶، ص ۲۴).
و این امر نیز تنها به ادعا نیست بلکه باید در برنامه‌ها، اعمال و رفتار همگان تجلی یابد.
«مجرد اینکه ما ادعا کنیم که جمهوری ما این است این ادعا پذیرفته نیست. آن وقت جمهوری ما اسلامی می‌شود و به کمال خودش می‌رسد که خدای تبارک و تعالی در این مملکت و در این کشور حاکم باشد یعنی از آن نقطه اولی تا آن آخر حکومت، حکومت الهی باشد. سردمداران همه الهی باشند، کسانی که در رأس حکومت هستند، کسانی که در رأس امور هستند، الهی باشند» (همان، ج ۸، ص ۱۴۴).
در مجموع می‌توان گفت، اصول راهبردی توسعه ـ به مفهوم عام ـ از منظر امام خمینی (ره) عبارت است از:
ـ شناخت و عمل به اسلام و برپا نمودن حکومت عدل اسلامی
ـ نقش هدایتگر و پشتیبان دولت اسلامی در فرآیند توسعه
ـ مشارکت مردم
ـ خودباوری و استقلال فکری ملت
ـ تعاون و همفکری دولت و مردم
ـ حاکمیت مستضعفین و طبقات مستضعف در گردش قدرت و مسئولیت‌ها
ـ تقوا و جهاد، ملاک تقدم (میرمعزی، ۱۳۸۲: «مفهوم توسعه و راهبردهای آن از دیدگاه امام خمینی»، ۲۲۲ـ۲۲۹).
فصل ۷- مبانی و منابع اعتبار
۱ـ۷ـ دستگاه معرفتی امام خمینی
دستگاه معرفتی یا مبانی شناختی هر اندیشمندی چیزی جز تجلی و برآیند منابع شناختی و معرفتی او نیست. پس منابع معرفتی هر اندیشمندی به منزله مبانی و پایه‌های اولیه شناخت‌شناسی او محسوب می‌گردد. اندیشه‌های خاص معرفتی و علمی نیز چون اندیشه‌های

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان با موضوع رفتار شهروندی، رفتار شهروندی سازمانی، عدالت سازمانی، تعهد سازمانی

دیدگاهتان را بنویسید