پایان نامه ارشد رایگان درمورد اختلالات رفتاری

دانلود پایان نامه

کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری زمان محدودی را صرف مراقبت از سایر فرزندان خود می کنند. بنابراین خواهران و برادران این کودکان حمایت کم‌تری را از والدین دریافت می‌کنند (لینهارت، 1991؛ به نقل از کروسما، 2007). عدم توجه والدین به برآوردن نیاز های خواهران و برادران باعث می‌شود که والدین احساس شکست کنند. این امرخود بر میزان استرس والدین می افزاید (بکستر و همکاران، 2000).علاوه بر این، مشکلات رفتاری کودک می‌تواند باعث افزایش اضطراب، عملکرد ضعیف اجتماعی، انزوا، محدودیت در روابط بین فردی، مشکلات رفتاری و احساس تنهایی در خواهران و برادران شود (هاستینگز، 2003). این مشکلات می‌تواند استرس و فشار های زیادی را بر والدین تحمیل کند (رافعی، 1386).
2-3-8. سازگاری با استرس در والدین کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری
اگرچه عوامل فوق‌الذکر، اکثر والدین کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری را در معرض خطر بروز بالای استرس و مشکلات در سلامت روان قرار می‌دهد، اما بعضی از والدین مشکلات کم‌تری را تجربه می‌کنند (بنسون و کارلوف، 2009). پژوهش‌های مختلف نشان می‌دهد که داشتن کودک مبتلا به اختلال رفتاری می‌تواند اثرات مثبتی مثل افزایش رشد شخصی، بهبود روابط خانوادگی و افزایش صبر و همدردی داشته باشد (پاکنبام، و سامیوز، 2005؛ هاستینگز و تانت، 2002). بنابراین والدین در برابر شرایط استرس زا (مثل داشتن کودک مبتلا به اختلال رفتاری) به گونه‌های متفاوت عمل می کنند. بعضی از آن ها ممکن است آشفتگی‌های زیادی را تجربه کنند و بعضی دیگر به خوبی خود را با این شرایط سازگار کنند (بنسون، 2010).
الگوهای مختلفی در زمینه فرایند سازگاری خانواده با شرایط استرس‌آمیز وجود دارد. لازاروس و فولکمن (1984) سازگاری را یک فرایند متداوم می‌دانند که تحت تاثیر ارزیابی‌های شناختی شخص قرار می گیرد. آن‌ها دو نوع فرایند ارزیابی شناختی را معرفی کردند: 1- اررزیابی اولیه، 2- ارزیابی ثانویه. ارزیابی اولیه برآورد شخص از درجه تهدید آمیز بودن محیط است در حالی که ارزیابی ثانویه شامل برآورد توانایی‌های شخص برای کنار آمدن با شرایط استرس زا است. بنابراین اگر افراد اطمینان داشته باشند که توانایی لازم برای کنار آمدن با شرایط استرس زا را دارند، کمتر دچار استرس می شوند. کاربرد این الگو در بحث الگو های استرس والدینی مورد بررسی قرار گرفته است.الگوی دیگری که مکمل الگوی لازاروس و فولکمن بوده و سازگاری خانواده را بررسی کرده است، الگوی دوگانه ABC-X می باشد. این الگو متغیر های روانی، اجتماعی و خانوادگی را نیز دربر می‌گیرد (هاستینگز و جانسون،2000). بر اساس این مدل، سازگاری نتیجه تعامل شدت استرس، مهارت‌های سازگاری و حمایت های اجتماعی، انسجام خانواده، ارزیابی شرایط استرس‌زا و توانایی خانواده برای کنار آمدن با شرایط استرس‌زا است (مک کوبین و پترسون، 1983). این الگو برای بررسی فرایند سازگاری در خانواده‌هایی که کودک مبتلا به اختلال رفتاری دارند، به کار گرفته شده است (هاستینگز و جانسون،2000). پژوهش های مختلف در این زمینه نشان می‌دهد که ارزیابی والدین از توانایی های خود برای مدیریت مشکلات رفتاری کودکشان (خودکارآمدی والدینی) نقش به سزایی بر سازگاری خانواده دارد. بر این اساس والدینی که احساس خودکارآمدی بیش تری در تعامل با کودکشان داشته باشند، استرس کمتری را تجربه می کنند (کن و کارتر،2006).
2-4. یافته‌های پژوهشی داخلی و خارجی در قلمرو موضوع مورد بررسی
در زمینه تاثیرات شیوه‌های فرزندپروری والدین بر وضعیت روانشناختی و سلامت روانی کودکان چه در داخل و چه در خارج از کشور تحقیقات گسترده ای به طبع رسیده است. از میان تحقیقات داخلی می‌توان به پژوهشی اشاره کرد
2-4-1 یافته های پژوهشی در داخل کشور
در زمینه تاثیرات شیوه‌های فرزندپروری والدین بر وضعیت روانشناختی و سلامت روانی کودکان در داخل از کشور تحقیقات گسترده ای به طبع رسیده است. از میان تحقیقات داخلی می‌توان به پژوهشی اشاره کرد که در آن حیدری و همکاران (1388) نتیجه گرفتند که کودکانی که با سبک مستبدانه با آن‌ها رفتارشده است به علت توقع بالای والدین بیشتر به خود‌ناتوان‌سازی روی می‌آورند تا توجیهی برای عدم رسیدن به سطوح توقع والدین خود داشته باشند.
سید موسوی و همکاران (1387) در پژوهشی اشاره کردند که فرزندان تربیت شده به شیوه سهل‌گیرانه رفتار‌های بیشتری از نشانگان برونی‌سازی شده (رفتارهای پرخاشگرانه و قانون‌شکنی) نشان می‌دهند.
صدرالسادات (1386) در پژوهشی رابطه بینشیوه‎های فرزندپروری و کارکرد خانواده در خانواده‏های کودکان دارای اختلالاترفتاری، خانواده‏های کودکان بد سرپرست و خانواده‏های کودکان عادی را مورد مقایسه قرارداد. نتایج این پژوهش حاکی از این بود که کارکرد خانواده‏های کودکان دارایاختلالات رفتاری و کودکان بد سرپرست از کارکرد خانواده‏های کودکان عادی به طور معناداری ضعیف‎تر است. کارکرد پایین خانواده در گروه بد سرپرست و دارایاختلالات رفتاری فقط با شیوه فرزندپروری مستبدانه رابطه مثبت معنادارو در گروه عادی با شیوه‌های فرزندپروری مستبدانه و سهل‌گیرانه رابطه مثبت معنا‌دارو با شیوه فرزند‌پروری مقتدرانه رابطه منفی معنا‌دار داشت. خانواده‏های کودکان بد‌سرپرست بیشتر از شیوه‏های فرزند‌پروریسهل‏گیرانه و مستبدانه و کمتر از شیوه فرزندپروری مقتدرانه استفاده می‎کنند.
مومنی و امیری(1386)در پژوهشی دیگر مشخص نمودند در فرزندان والدینی که از سبک مقتدرانه استفاده می‌کنند نشانه‌ای از اختلالات تغذیه‌ای نیستو نمرات کمتری در مقیاس سنجش بی‌اشتهایی روانی
دارند(مومنی و امیری،1386).
اسلمی (1385) در پژوهشی به بررسی ارتباط بین شیوه‌های فرزند پروری والدین و خلاقیت وپیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان پرداخت.نتایج حاکی از این بود که بین شیوه های فرزند پروری سهل‌گیر و استبدادی هم در پدر وهم در مادر با عوامل خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان، همبستگی معنادار وجود دارد. بین شیوه فرزندپروری مقتدرانه پدر با خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان رابطه مثبت و معنادار وجود داشت.بین شیوه فرزندپروری مقتدرانه مادر با هیچکدام از عوامل خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه معناداری وجود نداشت.
رمضانی (1385) به مقایسه شیوه‌های فرزندپروری مادران کودکان دارایاختلالات افسردگی، اضطرابی و وسواس فکری و عملی با مادران کودکان عادی پرداخت.نتایج نشان داد که بین مادران کودکان دارای اختلالات افسردگی، اضطرابی و وسواس فکری و عملی با مادران کودکان عادی در شیوه‌های فرزندپروری قاطع و اطمینان‌بخش و مستبدانه تفاوت وجود دارد. همچنین مادران کودکان دارایاختلالات افسردگی، اضطرابی و وسواس فکری و عملی بیشتر از مادران کودکان عادی ازشیوه فرزندپروری مستبدانه در تربیت فرزندان خود استفاده می‌کنند، در حالی که مادرانکودکان عادی در مقایسه با مادران کودکان دارای اختلال های افسردگی بیشتر از شیوه قاطع و اطمینان بخش در تربیت فرزندان خود استفاده می‌کنند، اما میزان گرایش آنان بهاستفاده از این شیوه (قاطع و اطمینان بخش) تفاوتی با مادران کودکان دارای اختلالهای اضطرابی و وسواس فکری و عملی ندارد.
در پژوهشی دیگر زارع‌پور (1384) به بررسیرابطه شیوه‌های فرزندپروری و سلامت روانی والدین با پرخاشگری و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان شاهد مقطع راهنمایی و متوسطه شهرستان اهواز پرداخت. نتایج به دست آمده، بین سن اعمال شیوه‌هایفرزندپروری والدین و پرخاشگری دانش‌آموزان شاهد، رابطه‌ای معنادار نشان داد وحاکی از آن بود که هم بین سلامت روانی والدین با پرخاشگری و هم بین سن اعمال شیوه فرزندپروری و سلامت روانی با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه معناداری وجوددارد.
2-4-2یافته های پژوهشی در خارج از کشور
هایکرفت و بلیست (2010) در پژوهششان دریافتند که به طور کلی اختلالات خوردن ارتباط معکوسی با شیوه فرزندپروری مقتدرانه والدین دارد. همچنین فرزندان تربیت شده به شیوه سهل‌گیرانه نشانه‌هایی از اختلالات تغذیه ای دارند.
اندر و گولای (2009) در نتایج پژوهشی به دست آمده از بررسی کودکان پیش دبستانی و دبستانی گزارش کردند که فرزندان تربیت شده به شیوه سهل‌گیرانه اغلب خودخواه می‌شوند، به احساس‌ها و تفکرات دیگری جز احساس و تفکرات خود علاقه ای نشان نمی‌دهند،خود کنترلی کافی ندارند، اعتماد به نفس کمی دارند و ممکن است مهارت‌های اجتماعی پایینی داشته باشند
راتر (2009) نیز دریافت که تجارب تلخ زندگی خانوادگی در دوران کودکی موجب به وجود آمدن مشکلات رفتاری بعدی چون جدایی در ازدواج و بزهکاری می‌گردد.
بالدوین (2008) طی پژوهشی نتیجه گرفت که نگرش‌های پذیرنده و دموکراتیک والدین امکان رشد را به حداکثر می‌رساند. فرزندان چنین والدینی رشد ذهنی، ابتکار و امنیت عاطفی فزاینده‌ای را نشان می‌دهند، در مقابل فرزندان والدین طرد کننده و سلطه جو افرادی متزلزل، سرکش، پرخاشگر و ستیزه‌جو هستند.
وست و فارنیگتون (2007) دریافتند که کودکانی که مورد بی‌رحمی واقع شده‌اند، والدین آن‌ها سهل‌انگار و غفلت‌کننده بوده‌اند، انضباط خشن و ناپایدار اعمال کرده‌اند و یا فاقد تعامل کافی با کودکان خود بوده‌اند، بیشتر به اختلالات رفتاری و بزهکاری متبلا شده‌اند.
ویری و منشار(2006) نتیجه گرفتند کهکودکان پرورش‌یافته به شیوه سهل‌گیرانه مهارت‌های اجتماعی ضعیف و حرمت‌خود پایینی دارند و اغلب خودخواه، وابسته، بی‌مسؤلیت، لوس، بی‌ادب،
بی‌توجه به نیازهای دیگران و ضداجتماعی هستند .
بارتلت (2005) در پژوهشی نتیجه گرفت فرزندان والدین مستبد از مهارت‌های اجتماعی کمتری برخوردارند، ظرفیت مهارت‌های ارتباطی را ندارند و ممکن است اعتماد به نفس پایینی داشته باشند.
ویری(2004) در یافته‌های پژوهشش دریافت کهشیوه‌ فرزندپروریسهل‌گیرانه با پرخاشگری اجتماعی همبستگی دارد و سازگاری در این فرزندان ضعیف است. در میان نوجوانان پسر عرب این روش با حرمت‌خود پایین، اضطراب، افسردگی و اختلالات رفتاری رابطه داشته است.
سیندر و همکاران (2003)دریافتند کودکانی که والدین مستبد دارند، مشکلات سایکوسوماتیک بیشتری دارند، از اضطراب رنج می‌برند، ناشادمان و سخت‌گیرند و زمانی که خشمگین می‌شوند از خشونت فیزیکی استفاده می‌کنند.
استینبرگ(2001) طی پژوهشی نتیجه گرفت که فرزندان والدین مستبد مستعد بدرفتاری هستند و ممکن است احساس کنند که هرچیزی دست‌یافتنی است.
استنبرگ و همکاران (1994) گزارش کردند که شیوه‌ فرزندپروریسهل‌گیرانه والدین ارتباط زیادی با بزهکاری فرزند دارد .
2-5 خلاصه فصل
فصل حاضر به تفصیل راجه به ادبیات تحقیق بحث گردید و مباحثی نظیر سلامت روانی و تعاریف و نظرات روانشناسان ، مفاهیم و تعاریف فرزندپروری و نطریه هایی در خصوص آن و همچنین مباحثی در خصوص اختلالات رفتاری پرداخته و در نهایت تحقیقاتی که در مورد فرزندپروری ، سلامت روان و اختلالات رفتاری که در ایران و جهان صورت گرفته است به آن پرداخته شد.
در فصل بعد راجع به روش تحقیق و آزمون‌های مورد استفاده برای بررسی هر یک از فرضیات تحقیق گفته خواهد شد.

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق درمورد عملکرد آموزشی

فصل سوم
روش تحقیق

3-1 مقدمه
یکی از مهمترین بخشهای اصلی هر تحقیق، بخش روش تحقیق میباشد. برای انجام تحقیقات علمی، رویه مشخص و معینی بر اساس متودولوژی علمی وجود دارد که رعایت آن ضروری است. از لحاظ فلسفی مقصود از “روش” مجموعه ابزارها و تدابیری است که وصول به هدف نهایی و مطلوب را آسان می سازد و مقصود از “روش علمی” همه راه ها و شیوه هایی است که پژوهشگر را از خطر محفوظ بدارد ورسیدن به حقیقت را برای وی امکان پذیر سازد. متودولوژی(شناخت روش علمی) نیز به عنوان شاخه ای از منطق، با کاربرد استدلال در بررسی های علمی و فلسفی سرو کار دارد و قوانین ویژه ای که فکر برای یافتن حقیقت در موارد خاص باید از آنها پیروی کند را مورد مطالعه قرار می دهد(دلاور ؛ 1388 ). .
گزینش روش پژوهش بستگی به اهداف و ماهیت، موضوع پژوهش و امکانات اجرایی آن دارد. هدف از گزینش روش پژوهش آن است که مشخص نماید پژوهشگر شیوه و روشی را به کار گیرد تا اورا هرچه دقیق تر، سریعتر، آسانتر، ارزان تر در دستیابی به پاسخ هایی که برای پرسش های پژوهش در نظر گرفته شده است، یاری رساند. بر همین اساس در این فصل روش تحقیق، اهداف تحقیق، جامعه آماری، نمونه مورد مطالعه و روش نمونه گیری، قلمرو زمانی و مکانی تحقیق، منابع اطلاعاتی و روش های گردآوری اطلاعات نحوه تجزیه وتحلیل آن مطرح میشود.

2-3 قلمرو تحقیق
2-3-1 دوره زمانی تحقیق :
دوره زمانی این پژوهش از تاریخ اول خرداد 1392 الی اول دی ماه 1392 می باشد.
2-3-2 مکان تحقیق :
پژوهش حاضر در شهرستان بندرلنگه و بندرکنگ انجام گردیده است .
2-3-3 جامعه آماری :
جامعه آماری تمامی عناصر تحت بررسی است که به گروه تعریف شده ای تعلق دارد و نمونه مجموعه اندازه هایی از جامعه آماری است که عملاً در جریان یک تحقیق گرد آوری می‎شود .
جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه مادران کودکان 5تا12ساله مبتلا به اختلالات رفتاری شهرستان بندر لنگه وبندرکنگ می‌باشد. که از بین آن ها تعداد 80 نفر با بهره گرفتن از جدول مورگان و روش نمونه گیری در دسترس انتخاب می شوند. مهمترین دلیل انتخاب این جامعه آماری، استاندارد و قابل اتکا و قابل فهم بودن اطلاعات مربوط به جامعه آماری میباشد.
2-3-4 نمونه آماری :
نمونه بخشی (یا زیر مجموعه‌ای) از جامعه (یا مجموعه مرجع) است. نمونه مجموعه اندازه هایی از جامعه آماری است که عملا در جریان یک تحقیق گرد آوری می شود و فرآیند یک تحقیق را می توان تلاش برای درک رفتار جامعه که بر پایه اطلاعات به دست آمده از نمونه صورت می گیرد دانست. زیرا جمع‌آوری اطلاعات برای کل جامعه آماری مستلزم صرف هزینه و زمان زیادی می باشد بعلاوه در بعضی موارد نیز جمع آوری اطلاعات از کل جامعه غیر منطقی می باشد. لذا ناچار به استخراج نمونه می باشیم و از سویی می دانیم که نمونه گیری موجب کاهش قطعیت و اطمینان نتایج به دست آمده می‌شود.
به علت محدودیت‌های موجود، روش نمونه‌گیری در تحقیق حاضر، نمونه‌گیری در دسترس خواهد بود.
از میان جامعه آماری پژوهش تعداد 80 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید. که از این بین تعداد 40 نفر مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری شهرستان بندر لنگه وبندرکنگ و40 نفر مابقی از میان مادران کودکان عادی نمونه‌ای به صورت در دسترس انتخاب خواهند شد.
3-4 روش گردآوری داده‏ها
پژوهش حاضر از نوع پژوهش های میدانی می باشد. هم چنین در قسمت چارچوب نظری و پیشینه تحقیق از مطالعات کتابخانه ای نیز استفاده خواهد شد.
3-5 ابزار گردآوری اطلاعات
در تحقیق حاضر از پرسشنامه‌های زیر برای سنجش آزمودنی‌ها استفاده می شود:
پرسشنامه شیوه‌های فرزندپروری بامریند: پرسشنامه شیوه های فرزندپروری بامریند که برای سنجش سبک فرزندپروری استفاده می‌شود. این ابزار براساس نظریه بامریند (1991) از الگوهای رفتار سهل گیر، مستبد و قاطع اقتباس شده که جهت بررسی شیوه های فرزندپروری ساخته شده است. بامریند (1991) میزان پایایی این پرسشنامه را با روش بازآزمایی 81/0 برای سبک سهل گیرانه، 92/0 برای سبک مستبدانه و 92/0 برای سبک مقتدرانه گزارش نموده است. همچنین وی درمورد میزان اعتبار پرسشنامه، رابطه بین سهل گیر بودن و مستبد بودن را (50/0-) و همچنین رابطه مقتدر بودن و مستبد بودن (52/0-) را در مادران منفی یافته است. مومنی و امیری (1386) میزان پایایی به روش بازآزمایی را برای سبک سهل گیرانه 69/0، برای سبک مستبدانه 77/0 و برای سبک مقتدرانه 73/0 گزارش نمود. اعتبار این پرسشنامه به وسیله صاحب نظران روانشناسی و روانپزشکی مورد تایید واقع شده است.
پرسشنامه اختلالات رفتاری راتر: این پرسشنامه که توسط مهریار مورد تجدید نظر قرار گرفته است مرکب از 30 سوال است که 24 سوال آن مستقیما از پرسشنامه راتر استخراج شده و با توجه به فرهنگ ایرانی

دیدگاهتان را بنویسید