نظام های حقوقی، حق آزادی بیان

دانلود پایان نامه

آمده همچون بخش جاودانه وجود پدیدآورندگان آنهاست .
هر فرد با افراد دیگر ، علیرغم شباهت های زیاد تفاوت های فراوان و بی نهایت دارد و از هر شخص اثر وکاری صادر می شود که در کم و کیف و ماهیت با کار و اثر دیگری متفاوت است گوئیا مردم معادن طلا و نقره ای هستند که در غنا و عیار مختلف اند و به صور مختلف ازآنها بهره برداری می شود و گاه نیز معطل و ضایع می گردند . علم و هوش و درایت و عقل افراد و هم چنین ذوق و لطافت روح و استعدادهای گوناگون ایشان ازآثار خلق شده آنان آشکار و معلوم می شود چرا که انسان زیر زبان خود پنهان است.۹۷
ارتباط ناگسستنی آثار ادبی و هنری با شخصیت پدیدآورندگان آنها موجب شده است حقوقی برای اشخاص مزبور درعرف و قانون شناخته شود که به لحاظ طبع و فلسفه پیدایش آنها دارای احکام خاصی باشند و که متفاوت با احکام مربوط به حقوق مادی و اقتصادی است .
با یک تقسیم حقوق معنوی را می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد .
یک : حق پدیدآورنده اثر در منتسب شدن آن به او
دو : حق اعتراض به هر گونه تحریف ، تغییر یا اقداماتی که موجب لطمه به حسن شهرت و حرمت صاحب اثر شود .۹۸
و با طبقه بندی دیگر :
یک : حق انتساب اثر به پدیدآورنده (Driot depaternite , Righe of paternite Right of(Driot de Respect de L’oeuvre ,integrity) .
سه : حق انتشار اثر (Driot de divulgation , Right of publication)
اینک به شرح هر یک از موارد فوق می پردازیم :
گفتار اول:حق انتساب اثر به پدیدآورنده
خالق اثر حق دارد نام خود را روی آن منعکس کند و بدین ترتیب ارتباط معنوی خود را با آن ثبت و اعلان نماید در فرانسه ازاین حق به عنوان ولایت نیز تعبیر می شود واین لحاظ شباهتی است که بین رابطه پدیدآورنده و اثر با رابطه پدر و فرزند وجود دارد . با نامیدن اثر به پدیدآورنده آن به وی در جامعه احترام گذارده می شود و همین نیز موجب شده است که به حق مزبور حق حرمت مولف نیزگفته شود .
حق مزبور از قدیم الایام وجود داشته به طوریکه شعرا نام خود را درپاین سروده های خود می آورند و یا نویسندگان کتاب ها اسم خویش رادرآنها ذکر می نمودند . فایده عمل مزبور تنها در ارتباط با حق معنوی نویسنده نیست بلکه جامعه نیز براساس اعتمادی که به نویسندگان آثار دارد و آنها مراجعه نموده و مطالب مندرج درآن درمورد استناد قرار می دهد پیشرفت علوم و ادامه تحقیقات توسط محققین جدید در مراحل بعدی نیز در بسیاری از موارد متکی به آثاری است که نویسندگان معتبر قبلا به وجود آورده اند. که گاه به عنوان میراث علمی یک جامعه تا مدت ها باقی می ماند بدین ترتیب حق مزبور حقی دو طرفه برای پدیدآورنده و جامعه است .
لازمه حق مزبور آن است که دارنده انحصاری آن بتواند دیگران را از منتسب نمودن اثر به خودشان منع کند ودر موارد نقض حق علیه آنان اقامه دعوی نماید . بنابراین ضرورتی ندارد که جهت اخیر را به عنوان حقی مستقل درکنار سایرحقوق معنوی ذکر نماییم این کاری است که قانون گذار انگلستان انجام داده است.
همچنین گفته شده است که پدیدآورنده یک اثرحق دارد و از ذکر شدن نامش به همراه نام فرد دیگر در اثر مربوط به شخص اخیر جلوگیری می نماید .
به هرحال حق معنوی مورد بحث در ماده ۳ قانون حق مولف ایران ودر ماده ۶ قانون کشور فرانسه (۱۹۵۷) و ماده ۷۷ قانون حق تکثیر انگلستان (۱۹۸۸) تصریح شده است کنوانسیون برن اصلاح شده در۱۹۷۱ نیز در بند ۱ماده ۶ مکرر خود به این حق اشاره کرده است .
دراین جا به نکته ای دقیق و مبتلا به اشاره می کنیم و ازآنجا که حق مولف از ایده اطلاعات و مطالبی که دریک اثر نوشته یا عرضه می شود حمایت نمی کند بلکه بیان و نحوه ارائه آنها حمایت می کند بنابراین اگر شخصی مطلبی رادرمثلا کتاب خود برای اولین بار بنویسد اعم از آنکه خود هنری درآورده باشد اشخاص دیگر می توانند همان مطلب و مفاهیم رابا بیان و وسیله دیگر به شکلی متفاوت باآن درآورده وعرضه کنند دراین جا هیچ حقی به لحاظ قانونی نقض نشده است اگرچه اخلاق و انصاف حکم می کند فضل متقدم را رعایت نموده و یادآور شوند که مطالب مزبور را از کجا گرفته و از زحمات چه کسی استفاده کرده اند.
گفتاردوم:حق حفظ تمامیت اثر( حق حرمت اثر)
پدیدآورنده اثر ادبی و یاهنری علاقه مند است که آن را به همان شکلی که پدیدآورده است حفظ نماید .اگر دخل و تصرف در آثار دیگران مجاز باشد اطمینانی به باقی ماندن آنها در طول زمان وجود نخواهد داشت به طوریکه ممکن است از یک اثر چندین نسخه متفاوت و با اختلافات به وجود آید به نحوی که نتوان پس از مدتی نسخه اصیل ومعتبر را از غیر آن باز شناخت . این امر نه تنها از نقطه نظر شخصی و به لحاظ پدیدآورنده مطلوب و پسندیده نیست بلکه چون اعتبار تمام نسخ رااز بین می برد از نظر فعالیت های تحقیقاتی جامعه ونیز حفظ آثار و میراث ارزشمند فرهنگی نیز عملی نادرست است .
از طرف دیگر جواز تغییر و تحریف در اثر دیگران راه را برای سانسورهای ناشایسته ودر جهت حفظ منافع قدرت های نامشروع حاکم بر جامعه هموار می کند و این مغایر با حق آزادی بیان است که از حقوق اولیه بشر محسوب می شود.
شناخت حق معنوی فوق الذکر به عنوان حقی مستقل و درچارچوب حق مولف از ره آوردهای نظام فرانسوی است و قبل از پذیرش کنوانسیون های برن توسط کشورهای با نظام حق تکثیر مانند انگلستان ودراین کشورها به شکل و ماهیت مزبور وجود نداشت در انگلستان چنانچه تغییر یا تحریفی در اثر دیگران به وقوع پیوست صاحب اثر حق داشت تحت عنوان مجرمانه ای نظیر افترا و خیانت در امانت، رقابت ناسالم و امثال این ها م
رتکب را تعقیب می نماید ولی با تصویب قانون ۱۹۸۸ حق مستقل معنوی مزبور با احکام خاص خودشان نیز درحقوق این کشور نیز وارد شد در حال حاضر علاوه بر مقررات حق تکثیر مقرارت جزایی نیزمی تواند در تخلفات مزبور مورد استناد قرار گیرد.۹۹
گفتارسوم:حق انتشار اثر
سومین مورد حق معنوی این است که پدیدآورنده حق دارد نسبت به انتشار اثر زمان و مکان آن تصمیم بگیرد.
حق مزبور درنظام حق مولف (فرانسه) وجود دارد ولی در کنوانسیون برن شناخته شده نیست لذا کشورهای با نظام حق تکثیر که این کنوانسیون را پیذیرفته اند از این طریق حق مزبور را در قوانین خود داخل ننموده اند .
غیر از حقوقی که ذکر شد ،در حقوق فرانسه حق دیگری برای پدید آورنده شناخته شده است که در سایر کشورها به صورت مزبور وجود ندارد این حق عبارت است از حق عدول و استرداد اثر، پدیدآورنده می تواند حتی با وجود قرارداد نشر با دیگری و منتشر شدن اثر آن را جمع آوری کند ولی دراین صورت باید خسارات وارده را جبران نماید و در صورت تصمیم مجدد به نشر ناشر اولی را مقام بدارد .۱۰۰
این حق درایران نیست ولی در کشورهای کامن لو ، در شرایط ویژه ای که دانشمندان پس از انتشار اثر مواجه با کشفیات جدید می شود و نظراتشان تغییر می یابد می تواند نسخه های باقی مانده را جمع آوری کنند.

مطلب مرتبط :   حمایت اجتماعی، روابط اجتماعی

مبحث دوم:حق معنوی مولف در زمان حیات او
اتفاق نظر وجود دارد که حق معنوی دارای چهار نماد است : حق افشاء و اعلان ۱۰۱ که به اطلاع عموم رسانیدن ۱۰۲ نیز معروف است .
حق رعایت نام۱۰۳ که به آن حق پدری۱۰۴ هم می گویند . حق رعایت حرمت اثر ۱۰۵که به آن حق تمامیت۱۰۶هم می گویند و سرانجام حق انصراف یا استرداد۱۰۷ ( پشیمانی یا بازستانی) .
اجرای جمیع امتیازات موجب حفظ منافع معنوی است که با پخش اثر جریان می یابد . به لحاظ زمانی حق افشا و اعلام بر سایرین مقدم است زیرا با اجرای این حق است که اثر از مولف آن منفک شده ودر جریان اقتصادی قرار می گیرد و به مال قابل تملکی۱۰۸ مبدل می شود که مولف می تواند از طریق آن سایر حقوق اعم از مادی و معنوی را به اجرا درآورد .
گفتار اول: حق افشاء و اعلان
اتفاق نظر جهانی وجود دارد که حق افشاء و اعلان اثر انحصاراً در اختیار مولف است در واقع تنها او در این جایگاه است که تصمیم می گیرد آیا آثارش قابلیت اعلام به عموم و تاب قضاوت عموم را دارد یا خیر ؟
این اصل به اشکال مختلف اما با مفهوم واحد در تمامی نظام های حقوقی به چشم می خورد . تعداد کمی از قوانین از جمله در قانون کامرون ، کنگو ، فرانسه ، پرتغال ، سنگال و ونزوئلا فعل افشا کردن را به کار می برند که شاید مناسب ترین انتخاب باشد زیرا این اصطلاح بیانگر مطلع ساختن عموم از چیزی ناشناخته است که برخی دیگر اصطلاح انتشار ۱ را برگزیده اند (مثل لهستان ، اوروگوئه ، اکوادر و هلند) یا بعضی ازاصطلاح تصمیم به انتشار را به کار می برند( مثل آلمان ، کوبا ، چک ، ترکیه )اصطلاح در اختیار عموم قرار دادن نزدیک به اصطلاح قبلی در قوانین رومانی ، ایسلند ، دانمارک و ژاپن یافت می شود . آلمانی ها اصطلاح پخش کردن ۲ را به کار می برند و اتریشی ها اصطلاح ارتباط برقرار کردن ۳ ( به اطلاع رسانیدن).
در برخی از قوانین حق افشاء و اعلان به طریق منفی تعریف می شود و بدین ترتیب از قوانین قبلی متمایز می شود یعنی حق خودداری از اطلاع رسانی اثر به عموم یا حق حفظ اثر اعلان نشده به عنون مثال در برزیل ، شیلی ، پرو و فیلیپین امری که موجب تاکید بیشتر به روی جنبه افشا موجب دگردیسی (استحاله) می شود مولف ، اثر را که تا لحظه افشاء کاملا به او پیوسته می شود ازشخص خودش جدا کرده و به خوراک تبدیلش می کند .
قانون ۱۱ نوامبر۱۹۸۷ اسپانیا درخصوص تفکیک بین حق افشاء و اعلان و حق انتشار خیلی دقیق است . مطابق ماده ۴ازنظر مقررات این قانون ، افشاء یک اثر عبارت است از هر بیان اثر که با رضایت مولف موجب دسترسی عموم به آن به هر شکلی برای اولین مرتبه شود و انتشار عبارت است از افشاء اثر با در اختیار عموم قراردادن تعدادی از نسخه های آن نیازهای منطقی جامعه را با توجه به طبیعت و هدف اثر برطرف کند.
اعلان اثر فراتر از تصمیم گیری درمعرض انتقاد قراردادن اثر است ، بلکه انتخاب ابراز اعلان اثر است . قطعاً مولف اثر باید حق انتخاب مخاطبینی که اثر را برای آنها در نظر گرفته دارا باشد . او حق انتخاب اعلان به صورت محدود برای مخاطبین خاص و فقط با نوع ابرازی خاص را در مقایسه با اعلان تمام و کامل با تمامی انواع ابراز دارد : به عنوان مثال یک سخنران می تواند اعلان را به شکل شفاهی وبرای مخاطبین حاضر در مقابل خود منحصر نماید . بنابراین انتشار مکتوب سخنرانی برای عموم مردم بدون رضایت او خلاف حق معنوی سخنران است . به همین علت قانون گذار فرانسوی درماده ۱۹ قانون ۱ مارس ۱۹۵۷ مقرر می دارد که مولف روش اعلان و تعیین شرایط آن را مشخص می کند .در قوانین متعدد عبارات مشابهی به کار رفته است قانون گذار آلمانی تاکید می کند که مولف تنها تصمیم گیرنده درمورد انتشار ونحوه آن است . قانون گذار مصری متذکر حق تعیین روش های انتشار است . عبارات مشابهی در قوانین کشورهای عراق , ترکیه و ونزوئلا به چشم می خورد . به نظر می رسد که بهترین عبارت در قانون کشور السالوادر می باشد مطابق این قانون حق اعلان عبارت است از حق انتشار به میزان و شکلی که به نظر مولف مناسب است .
اما در واقع ، سکوت تعدادی از قوانین دراین مورد به لحاظ بدیهی بودن آن است با وجود این که بررسی تطبیقی خیلی مستحکم نیست و
درآن به نظام های حقوقی یا اصلیت لاتین یا مشابه و نظام های انگلیس و امریکا زیاد پرداخته نشده قابل ملاحظه

دیدگاهتان را بنویسید