منبع پایان نامه ارشد با موضوع خاورمیانه، ایدئولوژی، ایالات متحده، لیبرالیسم

مراکز متعدد قدرت باور دارند. ابعاد قدرت آمریکا و خصوصاً نقش آن در حل و فصل مسائل درون قاره اروپا و بالکان در دهه۱۹۹۰ بنیان‏های نظم تک قطبی و شرط لازم برای آن را پی ریخت، لیکن حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ترک‏های عمیق بر پیکر قدرت ایالات متحده در انظار جهانیان و بویژه در دید متحدین آن ایجاد کرد.( همان: ۵۹)
نظام جدید در فرآیند تکوین خود تفاوت‏های اساسی با نظام دو قطبی دارد. در این شرایط، آمریکا هم بحران آفرین است و هم در پی مدیریت بحران می‏باشد. هدف ایالات متحده از افزایش نفوذ و حضور خود در مناطقی مانند خاورمیانه و شرق اروپا تسلط بی‏چون و چرا بر این مناطق است و در این خصوص با قدرت‏های رقیب به هیچ وجه قصد مصالحه ندارد. البته در دوره دوم ریاست جمهوری بوش و به دنبال عدم توفیق در سیاست‏های یکجانبه‏گرایانه، تغییراتی در این سیاست‏ها بوجود آمد و منافع قدرت‏های دیگر نیز تا حدودی در نظر گرفته شد. به عنوان نمونه، آمریکا در مورد برنامه هسته‏ای ایران، با روسیه، چین و اروپا همکاری می‏کند؛ در رفتار با کشورهای مستقل مشترک المنافع که قبلاً اقمار روسیه بودند تا حدودی ملاحظات امنیتی روسیه را درک می‏کند و در مورد گرجستان دست به مقابله جویی نزده است. در ارتباط با چین نیز آمریکا حاضر شده است مسئله کره شمالی را از راه گفت و گو و تحریم‏های اقتصادی حل و فصل نماید.
۲-فناوری‏های نوین ارتباطی و اطلاعاتی و تاثیر آن در فروپاشی نظام دوقطبی و پایان جنگ سرد :
بنا به تعریف گیدنز درکتاب جامعه شناسی، باگسترش روابط اجتماعی و اقتصادی در سراسر جهان در دوران کنونی، جنبه‬های متعددی از زندگی مردم از سازمان‏ها و شبکه‏های اجتماعی تأثیر می‏پذیرد که هزاران مایل دورتر از جوامعی که در آن زندگی می‏کنند قرار دارند. یکی از جنبه‏های اصلی مطالعه جهانی شدن ظهور یک نظام جهانی است؛ یعنی از برخی جهات ما می‏باید جهان را به صورت یک نظم اجتماعی واحد در نظر بگیریم. (Giddens, Anthony, 1982.P.194)
اگر جهانی شدن را در معنای عینی آن، با توجه به تعاریفی که ارایه شده ایجاد تحولات عمیق در عرصه‏های گوناگون بدانیم، مفهومی جدید است که از زمان فروپاشی کمونیسم و نظام دو قطبی و بالاخره پایان جنگ سرد عینیت یافته است. فضای جنگ سرد مانع عمده‏ای برای جهانی شدن به شمار می‏رفت، زیرا هم از نظر فضای فیزیکی، ایدئولوژیکی و نیز شرایط روانی و هم به لحاظ بلوک بندی‏های شرق و غرب موانع زیادی برای اطلاق حوزه‏های وسیع تری از مفاهیم وجود داشت، به گونه‏ای که بسیاری از الگوهای رفتاری از شمول جهانی شدن مستثنی می‏گردیدند.
به این ترتیب تشدید روند جهانی شدن که با پایان جنگ سرد همراه بوده است از یک سو باعث فروپاشی نظام دو قطبی و از طرف دیگر با مورد سؤال قراردادن پایه‏ها و اصول روشنگری موجب به هم ریختن سه مفهوم بنیاد، وحدت و هدف غایی شده است و همین امر چندگانگی، تنوع و کثرت را به همراه داشته است.
تحت این شرایط مردم سالاری کثرت‏گرایانه که عمدتاً با تفاوت‏ها و تعارض‏ها سروکار دارد، در مقابل مردم سالاری اجتماعی ـ که حالت سلطه‏گرایانه داشته و با حذف تفاوت‏های اصلی امکان پذیر است ـ قرار می‏گیرد.
۱-۲)تاثیر فروپاشی کمونیسم در خاورمیانه:
چه در طی جنگ سرد و چه بعد از آن، خاورمیانه و شمال آفریقا در مرکز توجه جهانی قرار داشت. لیکن، اکثر کشورهای منطقه ابتدا بیم آن را داشتند که پایان جنگ سرد از ارزش این منطقه کاسته و اعضای آن را از آزادی عمل در جهان تک قطبی محروم نماید. به عنوان مثال، فلسطینی‏ها و سوری‏ها با ناپدید شدن اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۹۱ نه تنها یک متحد وفادار بلکه همچنین یک منبع ارزان قیمت تسلیحات متعارف را از دست دادند. نگرانی‏های ترکیه به عنوان عضو متحد ناتو، پست دیدبانی اتحاد شوروی و حافظ تنگه‏های داردانل، بخوبی تنزل راهبردی این منطقه را نشان می‏دهد. (فاست، ۱۳۸۹: ۱۱۲)
اما پایان جنگ سرد با جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱-۱۹۹۰ مقارن گردید. گردآوری ائتلاف بین‏المللی به رهبری ایالات متحده جهت خارج کردن نیروهای مهاجم عراقی از کویت به این تردیدها که این منطقه ممکن است به حاشیه رانده شود پایان بخشید. حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به نیویورک و واشنگتن، جهادگرایی القاعده، جنگ صلیبی بوش علیه محور شرارت و تهاجم به عراق توسط آمریکا و انگلیس بر محوریت این منطقه و ویژگی مبهم آن به عنوان نماد ستیزهای جدید و قدیم صحه گذارد. در نتیجه، عوامل شکل دهنده سیاست و جامعه خاورمیانه و تعامل آنها با نظام جهانی، دسته کم در ظاهر تغییر نکرده است. اما گوناگونی و ترکیب‏های متنوع آن ساخت و ترکیب متفاوتی به این منظقه می‏بخشد. (همان: ۱۱۳)
پس از جنگ سرد در خاورمیانه و شمال آفریقا، لفظ پردازی‏های سوسیالیستی و رژیم‏های شبه سوسیالیستی در برابر اسلام سیاسی و دلارهای نفتی برای چند دهه رو به افول گذاشت و در عین حال هیچگونه هماهنگی اجتماعی یا صلح در میان دولت‏ها وجود نداشت. بالعکس با تکثیر ستیزها و تشدید هژمونی خارجی، می‏توان نه از پایان تاریخ، بلکه از بازگشت و تداوم آن سخن به میان آورد.
برای تبیین جایگاه خاورمیانه و شمال آفریقا در جهان، جزم‏گرایی فرهنگ محور‏هانتینگتون به نظر پذیرفتنی است. پس از ۱۱ سپتامبر و تفوق ایدئولوژی نومحافظه کاران در آمریکا به نظر می‏رسد که غرب در برابر سایر تمدن‏ها و در واقع در مکان اول رویارویی با محور شرارت قرار گرفته است. (همان: ۱۱۴)
۲-۲) استقرار نظم نوین بین‏الملل:
با تغییر شکل و ماهیت نظام بین‏الملل، تعاملات منطقه‏ای نیز در مناطق مختلف ازجمله خاورمیانه تغییر کرد. منطقه خاورمیانه آنگونه که در دوران جنگ سرد تحت تاثیر رقابت‏های دو ابرقدرت بود، نیست، اما مستقل از آنچه در سطح نظام بین‏الملل اتفاق می‏افتد هم نمی‏باشد. به عبارت دیگر پایان جنگ سرد موجب شد بازیگران منطقه خاورمیانه قدرت مانور بیشتری برای دگرگونی دولت‏های منطقه‏ای یا محیطی که در آن زندگی می‏کنند پیدا کنند.
تحولات نظام نوین بین‏الملل باعث تمرکز زدایی از ساختار تصمیم‏گیری قدرت‏های در مدیریت بحران‏های بین‏المللی شده است.
بعد از فروپاشی شوروی و طرح نظم نوین جهانی، خاورمیانه بیشتر از نقاط دیگر جهان دچار دگرگونی شد و کشورهای آن در صحنه بین‏المللی بسته به میزان توانایی، از استقلال شکننده‏ای برخوردارند.
۳-۲) ویژگی‏های نظام بین‏الملل پس از جنگ سرد:
طی دوران چهل ساله جنگ سرد، جهان از طریق یک شکاف عظیم به دو اردوگاه شرق و غرب تقسیم شده بود. این شکاف اگر چه فاصله عمیق وخطرناکی میان دو اردوگاه به وجود آورده بود، اما قابل تشخیص بودن روندهای درونی در هر یک از دو اردوگاه و همچنین قواعد بازی میان دو ابرقدرت، این فرصت را برای تحلیل‌گران و سیاستمداران ایجاد می‌کرد که بر مبنای واقعیت‌های ملموس و قابل درک به تحلیل شرایط جهانی بپردازند. پایان جنگ سرد به یکباره و به طور غافلگیرانه این وضعیت را متحول و دگرگون ساخت و ابزارهای نظری و مفهومی موجود را به ابزارهایی ناکارآمد تبدیل کرد. ( واعظی، ۱۳۸۳: ۹۶)
الف – اولین خصوصیت این که، خواسته‏ها و انگیزه‏هایى که در نتیجه آن، دو بلوک‏شرق و غرب پدیدار شده بودند. امروزه از میان رفته است. به عبارت دیگر، آن‏خواسته‏هاى تاریخى که بلوک کمونیستى را شکل داده بود، در اساسى‏ترین و مهم‏ترین‏مراکز، استراتژیک جهانى رنگ باخته است. ( همان: ۹۷)
ب – دومین خصوصیت وضع ساختار جدید، عمده شدن اقتصاد است. پس از فروپاشى شوروى آرایش تازه جهان به گونه‏ ایى شکل‏گرفت که سه بلوک بزرگ در جهان پدیدار شد؛ یکى در آسیاى جنوب شرقى، یکى درامریکا و دیگرى در اروپا. ماهیت هر سه بلوک، اقتصادى بوده و اساسا جنبه سیاسى و ایدئولوژیک ندارند. پایه اتحاد سه بلوک منطقه‏اى، اقتصاد است. بنابراین، خصوصیت و صفت تازه جهان، محورى شدن اقتصاداست. همزمان با شکست الگوی سوسیالیستی در اقتصاد جهانی، الگوی لیبرالی به عنوان الگویی عملیاتی در قالب قدرت نرم مانند اقتصاد، تکنولوژی، ارتباطات و فعالیت حکومت‌ها جایگاه خاصی در عرصه جهانی پیدا کرده است و از طریق نهادهای مختلفی همچون سازمان تجارت جهانی، بانک جهانی، صندوق بین‎المللی پول و گروه هشت کشور صنعتی، تعاملات اقتصادی جهان (از الگوهای توسعه ملی گرفته تا ساز و کارهای گردش کالا و سرمایه) را هدایت و جهت‎دهی می‎کند.
ج – سومین خصوصیت‏ ساختار جدید، یک بعدى شدن جهان است. از اوایل دهه‏۱۹۹۰، جهان عموما تنها یک بعد اساسى پیداکرده و آن، لیبرالیسم است. یک بعدى‏شدن نظام بین‏المللى و جهانى شدن لیبرالیسم یعنى سراسرى شدن نظام تولیدى اقتصادى‏غربى. ایدئولوژی لیبرالیسم که بر آزادسازی در حوزه‎های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تأکید می‎کند پس از ناکارآمدی ایدئولوژی کمونیستی و شکست نظام‎های سوسیالیستی در نظام بین‌الملل برتری کسب نموده است. این مسئله که آیا قدرت‌های غربی در خدمت ایدئولوژی لیبرالیسم قرار دارند یا لیبرالیسم ابزار قدرت‌های غربی است، چندان محل پرسش نیست، زیرا همواره ایدئولوژی برتر و قدرت برتر رابطه مکمل دارند. (همان)
د-چهارمین خصوصیت موقعیت آمریکا مشخصه سهل و دشوار نظام بین‌الملل، وجود یک ابرقدرت بدون داشتن رقیبی همطراز می‌باشد.
ایالات متحده آمریکا پس از پایان جنگ سرد به دلیل برتری قابل توجه اقتصادی و نظامی از موقعیت جهانی ویژه‌ای برخوردار گردید و برای رهبری بر جهان تلاش‌های زیادی به خرج داده و هزینه‌های زیادی در سال‌های اخیر متحمل شده است. با توجه به ظهور قدرت‌های بزرگ سیاسی و اقتصادی و تمایل آنها برای ایفای نقش بیشتر در نظام بین‌الملل، آمریکا برای تثبیت رهبری خود با چالش‌هایی مواجه شده است. از اینرو، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی با توجه به تحولات فراوان صورت گرفته و رقابت میان قدرت‌ها هنوز نظم جدیدی تعریف نشده و نظام بین‌الملل در حال طی دوران گذار می‌باشد.
ه – پنجمین خصوصیت نظام تازه جهانى، همانا پدید آمدن تاریخى هویت‏هاى ‏منطقه‏اى است. به عبارتى، شکل‏گیرى سیستم مثلثى که به معناى ایجاد سه بلوک جهانى‏است، به پیدایش مناطقى منجر شده که هر یک جدا از دیگرى، اما در چارچوب‏ بلوک‏هاى مربوطه، کم و بیش همانند کشور واحد عمل مى‏کند. این امر دورنماى ‏استراتژیک جهانى را متحول خواهد کرد. (همان)
و-ششمین خصوصیت رشد فزاینده فناوری ارتباطات و اطلاعات و شکل‏گیری عصر ارتباطات و اطلاعات و جامعه اطلاعاتی است.
ز-هفتمین خصوصیت ظهور پدیده تروریسم بین‏المللی به عنوان عامل تهدید جدی و فزاینده واحدهای سیاسی اعم از کوچک و بزرگ و لزوم مقابله جهانی برای مهار و نابودی آن است. تا جایی که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ایالات متحده آمریکا بدون اعتنا به سازمان ملل متحد در جهت دست‌یابی به اهداف جهانی خود تلاش نمود که با تهدید

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد درباره ارزیابی پایداری، محصولات لبنی، تولیدکننده

دیدگاهتان را بنویسید