منبع پایان نامه ارشد با موضوع خاورمیانه، ایالات متحده، خاورمیانه بزرگ، ایدئولوژی

می‏گیرند.
اسپوزیتو، با مفروض دانستن رشد اسلام سکولار و گسترش قرائت‏هایی از اسلام که می‏توانند خود را با دستاوردهای دوران مدرن از قبیل دموکراسی، برابری زن و مرد، احقاق آزادی‏های مدنی و حقوقی شهروندی و … هماهنگ کنند، آینده اسلام و اسلام‏گرایی را در سایه همزیستی مسالمت آمیز با تمدن غرب دنیای مدرن و پسامدرن تصور می‏کنند. اما در نقطه مقابل این نگاه‏های خوش بینانه، در پیش بینی‏های بدبینانه، رشد اسلام‏گرایی همگام و همراه با شکل‏گیری گونه‏هایی از “تروریسم، تعصب و انقلابی برای صادر کردن” تصور می‏شود. (همان: ۷۸)
جنبش‏های اسلام‏گرایانه برای بقا باید در مسیر تغییرات و تحولات جهانی قرار گرفته، خود را با شرایط جدید وفق دهند و به عنوان بخشی از جامعه مدنی نقش ایفا کنند مانند الگوی حزب عدالت و توسعه در ترکیه که نمایانگر تحول اساسی در تفکر و بازاندیشی جریان اسلام‏گرایی در کشورهای مسلمان‏نشین به حساب می‏آید. نمونه دیگر حزب الله لبنان است که با توجه به واقعیات سیاسی جامعه لبنانی، از برنامه اسلام‏گرایانه‏اش فراتر رفته و کمابیش مانند نسخه لبنانی شده احزاب مسیحی عمل کرده است. در مصر، حزب الوسط- جناح منشعب از اخوان المسلمین- از یک سو حساب خود را از رهیافت خشونت آمیز جماعت اسلامی جدا کرده و از سوی دیگر نظم و آرایش اقتدارگرایانه اسلاف اخوان المسلمین خود را کنار گذاشته است. حتی در کشور فوق العاده محافظه کاری مانند عربستان سعودی، جریان پساوهابی تلاش کرده ‏ایده‏هایی از اسلام لیبرال را در خود جذب کند و به دنبال راهی برای کنار آمدن به دموکراسی است. (بیات، ۱۳۹۰ : ۶۶-۶۵)
۴-۱) طرح خاورمیانه بزرگ:
چنانکه گفته شد، با سقوط امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۸، واژه خاور نزدیک Near East
(بالکان و امپراتوری عثمانی) مترود شد و خاورمیانه کاربرد گسترده‏ای برای کشورهای عربی درحال ظهور یافت. این اصطلاح را می‏توان در کلیه شرایط متغیر سیاسی و فرهنگی بکار برد. عنوان دنیای عرب دربرگیرنده همه ابعاد وسیع این منطقه نیست چون مسلمانان غیرعرب را شامل نمی‏شود. دیپلماسی کشورهای صنعتی گروه ۸ به خاورمیانه بزرگ اشاره دارد که کلیه کشورهای عضو اتحادیه عرب، ازجمله همه اعضای آفریقایی آن بعلاوه کشورهای ترکیه، ایران، پاکستان، افغانستان و اسرائیل را در بر می‏گیرد. بنابراین “خاورمیانه بزرگ” را می‏توان به تمامی کشورها و سرزمین‏های اسلامی از غرب آفریقا تا شبه قاره هند و از آسیای مرکزی و قفقاز تا آسیای جنوب شرقی تعمیم داد.( موحدیان عطار، ۱۳۸۶: ۹۹)
امنیت عرضه نفت از خاورمیانه و شمال آفریقا، امنیت نظامی خاورمیانه و شمال آفریقا و توانمند بودن این منطقه در جذب سرمایه گذاری در زمینه تولید انرژی از منافع راهبردی حساس غرب و بویژه آمریکا محسوب می‏شوند. برای مثال حدود ۴۰ درصد از صادرات نفت جهان از تنگه هرمز می‏گذرد و برآوردهای آژانس اطلاعات انرژی ایالات متحده و آژانس بین‏المللی انرژی حاکی از آن است که صادرات نفت منطقه خاورمیانه تا سال ۲۰۳۰ به ۴۶ میلیون بشکه در روز، معادل دو سوم کل صادرات نفت جهان، خواهد رسید.
اقتصاد کشورهای صنعتی به واردات نفت از آسیا و سایر مناطق متکی است. براین اساس دسترسی به نفت بعنوان مهم‏ترین و ارزان‏ترین منابع اولیه و تسلط وکنترل بر آن و نقش این انرژی در معادلات اقتصادی و سیاسی بسیار حایز اهمیت است. به قول کلمانسو یک قطره نفت با ارزش یک قطره خون سربازانش برابر بود.(‏هادیان، ۱۳۷۶: ۱۴۱) منابع هیدروکربوری تا مدتها تنها منبع مهم تامین انرژی باقی خواهد ماند. بویژه جایگزین برای نفت وگاز، پرهزینه و غیراقتصادی است. مطابق پیش بینی‏هاتا سال ۲۰۳۰ میزان تقاضای مصرف انرژی جهان ۸۳ درصد افزایش خواهد یافت.
(International Energy Agency. World Energy Outlook 2006.p.38.)
تشدید و تداوم وابستگی کشورهای بزرگ صنعتی غرب به ذخایر هیدروکربوری (خاورمیانه) نقش آن را در معادلات سیاسی _ امنیتی مضاعف کرده است. طبیعتاً مصرف کنندگان غربی برای ثروت و قدرت خود به نفت این منطقه چشم داشته اند. اما به دلیل بحران‏ها و تنش‏هایی که خود نیز در ایجاد و (تداوم) آنها نقش دارند، بالتبع امنیت اقتصادی و سیاسی خود را در خطر می‏دیدند. ( حشمت زاده، ۱۳۹۱، شماره ۶۰)
از اینرو تلاش برای کنترل و مهار بحران‏های سیاسی؛ اجتماعی و اقتصادی این منطقه از جانب قدرت‏های بزرگ و برای آنها، بویژه با وجود ساختارهای سنتی و ناکارآمد سیاسی و اقتصادی، فقر، تفاوت‏های فاحش طبقاتی، نژادی – قومی، مذهبی و جنسیتی از دیرباز، حکومت‏های موروثی، الویت‏های ایدئولوژیک، وجود ایران بعنوان کانون اسلام‏خواهی رادیکال، اسرائیل، فلسطین، جنبش‏های رهایی بخش، جنبش‏های دموکراسی‏خواهی دگراندیش، منبع اصلی تروریسم بین‏الملل و…، دارای اهمیت حیاتی است. ریچارد نیکسون می‏گوید؛”نفت خون صنعت مدرن است و منطقه خاورمیانه و خلیج فارس قلبی است که این خون را مانند تلمبه به جریان می‏اندازد و راههای دریایی پیرامون خلیج فارس شریانهایی هستند که این خون حیاتی از آنها می‏گذرد. (نیکسون، ۱۳۶۴: ۱۳۶ )
ضرورت تامین انرژی برای جهان آزاد، با توجه به قدمت و ناکارآمدی حکومت‏های سنتی خاورمیانه و سرکوب نیروهای دموکراسی خواه و خواهان تغییرات امکانپذیر نیست. تزریق پول نفت به اقتصاد کشور‏های منطقه، در عین حال که به ارتقای استانداردهای زندگی مردم انجامیده، موجب افزایش انتظارات و توقعات مردم و طبقه متوسط فرهنگی برای گسترش آزادی‌های سیاسی نیز شده، حال آنکه ساز و کار مناسبی برای پاسخگویی وجود نداشته است. براین اساس برای مهار و کنترل جنبش‏های اجتماعی نوین در منطقه با خصیصه‏های متنوع (طیفی از اسلام) با رویکرد تغییر، با سناریو‏های متفاوت به مقتضای تاریخی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، زیست بومی، ایدئولوژیک، با محوریت مردم و احساس مطبوع غلبه بر حقارت سالیان طولانی از ناحیه حکومت‏های غیردموکراتیک و ناقض حقوق بشر کلید خورد، تا از طریق مدیریت تغییرات در قالب همسویی و اجماع بین‏المللی هم رضایت و خواست مردم تامین و هم امنیت صدور انرژی به عنوان هدف غایی تضمین شود. بدین منوال می‏توان مدعی شد که تحولات اخیر منطقه خاورمیانه با منافع نفتی قدرت‏های بزرگ ارتباط
معنا داری دارد. جدول زیر درآمد نفتی کشورهای خاورمیانه را در سال ۲۰۱۰ نشان می‏دهد.
کشورها
درآمد نفت در سال ۲۰۱۰ میلیارد دلار
جمعیت
درآمد نفت به ازای هر نفر هزاردلار
قطر
۶۱.۰۲۳
۱.۷
۳۵.۸۹۵۸۸
کویت
۵۹.۰۸۴
۳.۶۰۶
۱۶.۳۸۴۹۱
امارات
۷۷.۵۱۲
۵.۰۵۵
۱۵.۳۳۳۷۳
بحرین
۱۱.۰۰۳
۱.۱۰۷
۹.۹۳۹۴۷۶
عمان
۲۳.۹۲۵
۲.۹۸۱
۸.۰۲۵۸۳
عربستان سعودی
۲۰۵.۳۸۵
۲۶.۱۰۶
۷.۸۶۷۳۴۹
لیبی
۴۲.۲۳۳
۶.۵۶۱
۶.۴۳۶۹۷۶
الجزایر
۵۸.۵۹۱
۳۶.۱۳۴
۱.۶۲۱۴۹۲
عراق
۵۰.۰۷۷
۳۲.۰۴۶
۱.۵۶۲۶۶
ایران
۷۱.۹۵۸
۷۵.۳۵
۰.۹۵۴۹۸۳
سودان
۱۰.۰۸۹
۴۰.۱۳۴
۰.۲۵۱۳۸۳
سوریه
۵.۰۱۳
۲۰.۶۲
۰.۲۴۳۱۱۳
یمن
۵.۵۹۴
۲۴.۳۹۸
۰.۲۲۹۲۸۱
تونس
۲.۳۱۵
۱۰.۵۴۴
۰.۲۱۹۵۵۶
مصر
۸.۰۳۳
۷۸.۳۳۶
۰.۱۰۲۵۴۵
موریتانی
۰.۲۹۷
۳.۱۷۹
۰.۰۹۳۴۲۶
موراکو
۰.۴۸۹
۳۱.۸۵۱
۰.۰۱۵۳۵۳
اقتصاد صنعتی ایالات متحده و اروپا به عرضه نفت ارزان عادت کرده است، از سوی دیگر آن چیزی که امروز از آن به عنوان اقتصاد جهانی یاد می‏شود، بیشتر شامل همگرایی و پیوند اقتصاد‏های سه منطقه آمریکای شمالی، اروپا، و شرق آسیا به یکدیگر است به طوریکه که ۸۰ درصد مبادلات این بلوکهای اقتصادی با یکدیگر صورت می‏پذیرد. در این میان، اقتصادهای در حال شکوفایی شرق آسیا، بیشترین رشد تقاضا برای مصرف نفت را در مقایسه با دو بلوک دیگر به خود اختصاص داده و سهم بیشتری از صادرات نفتی خلیج‏فارس را جذب می‏کنند. (Curtis R. Ryan, 2003 .p.304)
در چنین شرایطی استراتژی آمریکا در زمینه تضمین جریان با ثبات نفت خاورمیانه بویژه خلیج‏فارس، هم زمینه کنترل غیر مستقیم این کشورها را بر اقتصادهای آسیایی فراهم می‏کند و هم ضامن سلامت اقتصاد ایالات متحده آمریکا است زیرا در عصر جهانی شدن اقتصاد، هر گونه بحران در بلوک شرق آسیا به سرعت اقتصاد آمریکا را تحت تاثیر قرار می‏دهد.
همچنین مساله “اتکای غیر مستقیم اقتصاد غرب به نفت” نیز حائز اهمیت است. اقتصادهای آمریکا و اروپا به طور فزاینده، به واردات کالاهای از آسیا و دیگر مناطق جهان وابسته می‏شوند که برای تولید آنها، مصرف نفت و فرآورده‏های آن حائز اهمیت است. بنابراین هم آمریکا و هم اروپا به واردات گسترده از کشورهایی اتکا داردند که خود آنها به واردات نفت از خاورمیانه متکی هستند. تحلیل‏گران معتقدند حجم اتکای غیر مستقیم آمریکا به نفت خاورمیانه به میزان یک میلیون بشکه در روز است. تقریباً همین میزان برای اروپا در نظر گرفته می‏شود. بنابرآن علاوه بر واردات نفتی مستقیم آمریکا از خاورمیانه باید مساله اتکای غیر مستقیم ایالات متحده به نفت این منطقه را نیز مدنظر قرار داد. با در نظر گرفتن اتکای غیر مستقیم آمریکا به نفت خاورمیانه میزان وابستگی نفتی این کشور به خاورمیانه ۳۰ تا ۴۰ درصد افزایش می‏یابد. (Anthony H. Cordesman, 2004.p.8)
به دلایلی که ذکر شد ایالات متحده استراتژی حفظ جریان مستمر و باثبات نفت از منطقه خاورمیانه را جهت ایجاد هژمونی خود دنبال می‏کند.
آمریکا اعلام کرده برنامه آن گسترش دموکراسی در منطقه است آمریکا با حمله به عراق و سرنگون کردن رژیم صدام حسین در نظر دارد عراق را به نمونه موفق دموکراسی و سرمایه داری در منطقه تبدیل کند تا در سایه آن بتواند روند دموکراسی در منطقه را آغاز و آن را به مورد اجرا بگذارد. در صورت برقراری دموکراسی در عراق، حکومت‏های مستبد منطقه، یکی پس از دیگری ریزش خواهند کرد. در این میان کشورهایی مانند سوریه، عربستان سعودی و مصر در کانون توجه خواهند بود و برای انجام اصلاحات دموکراتیک تحت فشار قرار خواهند گرفت.
دیک چینی، معاون رئیس جمهور وقت آمریکا، می‏گوید: “باید از طریق ترویج آزادی در سراسر خاورمیانه بزرگ و فراتر از آن با سرچشمه ایدئولوژی‏های خشونت برخورد کنیم.” برخی معتقدند برقراری دموکراسی در خاورمیانه به راحتی امکان پذیر نیست و مخالفت‏های داخلی در عراق با آمریکا، بیان کننده این مسئله است. برژینسکی می‏گوید. در مورد استقرار دموکراسی در خاورمیانه باید، با احتیاط پیش رفت. زیرا ممکن است عواقب ناخواسته‏ای در پیش داشته باشد.
(http://www.arnet.ir)
در مورد برقراری دموکراسی در خاورمیانه بین‏دولتمردان آمریکا اختلاف نظر وجود دارد. در این مورد دو دیدگاه قابل ملاحظه است. دیدگاه اول را نئومحافظه کاران مطرح کرده‏اند، خواهان برقراری دموکراسی و سرنگونی رژیم‏های موجود در خاورمیانه است و عراق اولین آزمون این دیدگاه است. اما دیدگاه دوم را

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان با موضوع انحراف معیار، رفتار شهروندی سازمانی، رفتار شهروندی، رهبری تحولی

دیدگاهتان را بنویسید