دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی در مورد برنامه ریزی درسی-دانلود کامل

دانلود پایان نامه

ه حساب می آورد.اگر چه این دو مدل دو رویکرد متفاوت را دارند اما متضاد یکدیگر نیستند. برنامه درسی می تواند عواملی از هر دو مدل را داشته باشد.برنامهریزیهای درسی امروز باید موقعیت محور باشند و بنابر شرایط و امکانات و موضع خاص مخاطبان آموزش، قابلیت انعطاف داشته باشند و با توجه به نیازها و رغبتها و انگیزههای یادگیرندگان وبه کمک خود آنها شکل بگیرند.(دانا، 1387)
امروزه برنامه های درسی به شدّت مورد انتقاد هستند و یکی از دلایل اصلی آن را می توان دور بودن برنامههای درسی از زندگی واقعی نوجوانان دانست.افراد، طالب تغییر و تازگی هستند و می خواهند همگام با پیشرفت جوامع رشد کنند توجه به این امر نشان می دهد که ایجاد اصلاحات اساسی در وضعیت فرهنگی و اجتماعی جامعه امری ضروری است که رسیدن به این هدف برنامه درسی نوظهوری را می طلبد.
برنامه درسی نوظهور
به نوعی برنامه درسی اطلاق می شود که به سبب پیشرفت علم و تکنولوژی در قرن اطلاعات و گسترش رایانهها که در مدت کوتاهی وظایف چند نفر را انجام می دهند، طبعاً جای نیروی انسانی را پر کرده و عده ای از کارکنان را از حرفه خویش خارج نموده ضریب بیکاری را افزایش می دهند، می بایست نیروهای انسانی خارج از کار با توجه به زمان با اطلاعات و روش های جدید آشنا شده و با کمک دولت به عنوان نماینده مردم کار مناسب و زندگی ساز برای این نوع کارکنان فراهم شود.این رویداد نوظهور،برنامه درسی نوظهوری را ایجاد میکند که میتوان نظر متخصصان را در برنامه ریزی درسی از پیش به این فرایند مهم معطوف داشت تحقیق در برنامه درسی، تدوین اهداف، خط مشی ها، اصلاح و بازنگری در برنامه درسی و توجه به موضوعات حرفه ای و سازوکارهای تغییر در زمان معاصر دانش آموزان را نه تنها برای زندگانی آینده آماده می سازد بلکه آنها را با ابداعات و رویدادهای نوظهور برنامه درسی که در واقع نقشه زندگی و طرح شغلی در زندگی متناسب با زمان است،آشنا ساخته، می توانند با آلترناتیوهای شغلی زندگی را بسازند.(کرمی پور 1389ص24)
همانطور که قبلاً بیان شد یک طرح برنامه درسی زمانی متناسب خواهد بود که برنامهریزان و تصمیمگیرندگان برنامه درسی برای انتخابهای خود اطلاعات کافی داشته باشند. یکی از این منابع اطلاعات که از آن نام برده شد مبانی برنامه ریزی درسی است که در ادامه به اختصار به آن پرداخته شده است.
مبانی برنامه ریزی درسی
ارنشتاین و هانکینز (1384) مبانی برنامه درسی را اینگونه تعریف می کنند که مبانی برنامه درسی حد و مرز دانش برنامه درسی را تعیین نموده، همان منابع با ارزش اطلاعاتی است که نظریهها و اصول و عقاید پذیرفتهشده در برنامه ریزی درسی از آن استخراج میشود.
منظور از مبانی برنامه ریزی درسی آن دسته از نیروهای بنیادی و اساسی است که بر برنامههای درسی، اهداف و محتوا ی آن اثر گذاشته و در ادبیات برنامه ریزی درسی از آن تحت عنوان عوامل تعیین کننده برنامه درسی نام برده میشود.
بطور کلی مبانی برنامه ریزی درسی در قالب موارد زیر قابل طبقهبندی است:
مبانی فلسفی برنامه ریزی درسی:
منظور از مبانی فلسفی برنامه ریزی درسی آن دسته و تعیین وسایل و ملزومات اثر میگذارد. فلسفه مسلط اجتماعی در حقیقت جهت دهنده و تعیینکننده مقاصد اصلی تعلیم و تربیت است. فلسفه تعلیم و تربیت و اعتقاد برنامهریز به یکی از مکاتب فلسفی ذیربط، به شدت جهتبرنامههای درسی را متفاوت میسازد.
گذشته از این، مبانی فلسفی، نقش پالایشگری اهداف و مقاصد برنامه درسی را نیز بر عهده دارد زیرا باورها و پنداشتهای فلسفی یک جامعه مانند فیلتر، اهداف برنامه درسی استخراج شده توسط برنامه ریزان درسی را پالایش میکند و آن دسته از اهداف و مقاصدی که با فلسفه حاکم همخوانی داشته باشد، جایز و روا میشمارد.
مبانی اجتماعی و فرهنگی برنامه ریزی درسی:
فلسفه اصلی تاسیس مدارس و پاگیری نظام آموزش مدرسهای در گستردهترین برداشت خود عبارت است از انتقال، توسعه و بهسازی میراث فرهنگی، بنابراین بدیهی است که ارزشهای اجتماعی و فرهنگی یک جامعه اثر قاطعی بر برنامههای درسی و فرآیند تدوین آنها داشته باشد.
ارزشهای اجتماعی و فرهنگی نیز به عنوان پالایشگر اهداف و مقاصد برنامه درسی، نقش مهمی را در فرآیند برنامه ریزی ایفا مینماید و هم از این رو است که مبانی اجتماعی و فرهنگی برنامه ریزی درسی یکی از قلمروهای مهم این رشته به شمار میرود.
مبانی روانشناختی برنامه ریزی درسی
روانشناسی به عنوان یک رشته علمی، یافتهها و رهنمودهای بسیاری برای برنامهریزان درسی به ارمغان آوردهاست. در برنامه ریزی درسی، فرآیند تدوین طرح و اجرای برنامهها تاحد زیادی نیازمند کاربست یافتههای روانشناسی است. اهداف و محتوای برنامههای درسی باید با توجه به میزان رشد ذهنی یادگیرندگان، مدت زمان لازم برای یادگیری و نیز با توجه به تواناییها و محدودیتهای اهداف انسانی، متناسب با تفاوتهای فردی و … استخراج و تنظیم گردند (فتحی، 1384، ص 26)
موسیپور هم در اشاره به مبانی درسی علاوه بر مبانی فلسفی، اجتماعی و روانشناختی به مبانی دانشی و دینی نیز اشاره مینماید. وی این دو مبنا را اینگونه توضیح میدهد:
مبانی دانشی برنامه ریزی درسی
مجموعه تجارب انبوه شدهی نسلهای پیشین دانش نامیده میشود. دانش بشری دارای تحولی است که چگونگی آن را میتوان با بازنگری تاریخ آشکار ساخت. همچنین دانش بشری طی دوره های تحول خود به شیوههایی بدست آمده، تقسیماتی پیدا کرده، با مسائلی مواجه بوده و در درون خود نظریههای مطرود و مقبول را داشته است. بر این اساس اگر قرار باشد درباره دانش بحث شود موضوعات آن را میتوان به شرح زیر معرفی کرد:
طبقهبندی (ساختار) دانش
روش های دستیابی به دانش
روند تحول دانش ( رشد و تغییرات)
مسائل و موضوعات اساسی دانش
ارتباط درونی عناصر دانش
مبانی دینی برنامه ریزی درسی
دین به عنوان مجموعهای از معارف حاصل از طریق وحی، ترسیم کننده وضع مطلوب حیات فردی و جمعی و چگونگی تنظیم روابط آدمی با جهان پیرامون اوست که دارای چهارچوب منطقی و زیربنای استدلالی است. دین به پرسشهایی از این نوع که جهان چیست، آدمی کیست، معرفت چگونه است و ارزش کدام است، پاسخ میدهد و بر پایه پاسخهایی که ارائه مینماید، نوع خاصی از جهانبینی را پدید میآورد. بر این اساس میتوان گفت که دین در انتخاب هدفها و ارزشیابی فعالیتهای نظام آموزشی نقش موثری دارد.(موسیپور، 1385،ص55)
همانطور که بیان شد، در کتابهای برنامه ریزی درسی از مبانی برنامه ریزی درسی نام بردهشده اما هر کدام بریک جنبه بیشتر تاکید دارند؛ مثلاً در کتاب هانکینز و سیلور و دیگران بر مبانی اجتماعی تاکید شده است. آنها جنبههای گوناگون اجتماعی به علاوه امور گوناگون اقتصادی و سیاسی را مورد نظر قرار دادهاند. شفرد و ریگان، بعضی از مبانی اجتماعی و تاریخی را بررسی کردهاند، آنها همچنین مبانی روانشناختی را به دقت بررسی کردهاند. آیزنر تاکید بسیار بر مبانی روانشناختی، به ویژه روانشناسی آموزش و یادگیری نمودهاست. شوبرت و تانرز بررسی کاملی از مبانی تاریخی برنامه درسی نموده، اما بعضی از اصول فلسفی را در سراسر کتاب مدنظر داشتهاند.(ارنشتاین، 1373)
برنامه درسی بر پایه زیر سازههایی استوار است که در تدوین اهداف، محتوا، روشها و مواد آموزشی تاثیر دارد. این مبانی را میتوان عوامل تاثیر گذار در برنامه درسی نامید از آن جمله مبانی اجتماعی(فرهنگی) را میتوان نام برد. از آنجا که هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه تعاملی مدرسه و جامعه در برنامه درسی دوره متوسطه است، تاکید عمده بر روی مبانی اجتماعی است به همین دلیل به این بعد از مبانی در این پژوهش بیشتر پرداخته شده است.
مبانی اجتماعی
امروزه علیرغم تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی بسیاری از افراد فاقد توانایی های لازم و اساسی در رؤیارویی با مسائل زندگی خود می باشند و همین امر آنان را در مواجه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره و مقتضیات آن آسیب پذیر نموده است. با توجه به لزوم انطباق افراد با تغییرات زندگی عصر حاضر، برنامه درسی به عنوان یکی از ابزارهای فرهنگی است که با طراحی و اجرای آن می توان نسل امروز را برای رویارویی و مواجه با چالشها و مسائل موجود و آینده توانا ساخت و شهروندان شایسته ای را تربیت نمود.از همین رو لازم است مبنای طراحی برنامههای درسی چالشهای زندگی حال حاضر دانشآموزان باشد و هم چنین پرورش مهارتهایی برای رویارویی با مسائل زندگی آیندهشان، مهارتهایی که به آنها قدرت درک و تحلیل مسائل و مشکلات را میدهد. درواقع آشنایی دانشآموزان با جامعه کنونی خود و چالشها و مسائل آن مهم ترین رسالت برنامه های درسی در حال حاضر است (فتحی واجارگاه، 1381)
مطالب ذکر شده نشان میدهد که یادگیری کتاب به تنهایی برای آماده کردن افراد برای زندگی کامل کافی نیست.بنابراین مدارس نیاز دارند تلاشهایشان را به سمت اهداف گستردهتری هدایت کنند. اخیرا یک گروه از رهبران آموزشی اینگونه بیان کردهاند که: ما به کسانی که مواد و فعالیتها را وارد فلسفه آموزش و پرورش میکنند میگوییم که در مدرسه باید واقعیتهای حال حاضر زندگی اجتماعی و نه گذشته جایگاه داشته باشد. نگرانی برای مسائل زندگی معاصر یک عنصر جدید در ساخت برنامه درسی نیست و این همواره مورد توجه بوده است. حال سوال این است که آیا آموزش و پرورش رسمی در دوره کودکی و نوجوانی میتواند برای مشکلات بزرگسالی کافی باشد؟ این سن(نوجوانی) در حال حاضر مورد توجه است. مشکلات برای این گروه دارای ماهیت روانشناختی، جامعه شناختی و نیز مالی است. (2011 Douglas. )
صافی(1380) مبانی اجتماعی را اینگونه تعریف میکند: نظام ارزشی که از سنتها و آداب و رسوم مردم در جامعه تشکیل می شود ودر تدوین اهداف و فرایندهای برنامه ریزی درسی نقش داشته و در هدفگذاری حائز اهمیت میباشد. فرهنگ که به سبک زندگی تعبیر می شود در فرایندهای زندگی شرعی و عرفی افراد جامعه نقش داشته و نه تنها در فعالیتهای عادی زندگی دخالت دارد بلکه در زندگی مدرسه ای فراگیرندگان تاثیر جدی گذاشته در غذا خوردن و لباس پوشیدن و آغاز، میان و انتهای فعالیتهای روزانه زندگی وارد میشود.
ارنشتتاین و هانکینز(1373) در تعریف مبانی اجتماعی، مبانی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را به عنوان جزئی از مبانی اجتماعی درنظر میگیرند و در اشاره به مبانی اجتماعی موارد زیر را مطرح می کنند:
تغییر و برنامه درسی
به طور کلی به مربیان،معلمان و عاملان برنامه درسی در طول اعصار فرصتهایی عرضه شده است، آنان ممکن است بودن کوچکترین انتقاد تمایلات زمان خویش را که در مییابند عیناً در برنامه های درسی به کارگیرند که در این صورت برنامهها آینه نیروهای سیاسی و اجتماعی خواهند بود و یا ممکن است زمان را ارزیابی نموده برنامههای مدارس را به نحوی تدوین نمایند که پاسخگوی تغییرات پویا باشند. برنامه درسی می تواند یا بازتاب جامعه و یا عاملی برای شکل دادن به جامعه باشد. اگر قادر نباشیم در رفتار تغییر مناسب و ساختاری پدید آوریم قربانی آن خواهیم شد. اگر نمی توانیم دنیای اطراف خود را شکل دهیم تمایلات طبیعی بر ما مسلط شده نیروهای سیاسی و اجتماعی ما را مستغرق می سازند.

جامعه به عنوان منبع تغییر

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

جامعه معاصر چنان با سرعت در حال تغییر است که بسیار مشکل میتوان خود را با آن همراه و سازگار ساخت و آماده تحولات آینده بود. مجبوریم به مدارس از این دیدگاه که ما را در درک جامعه یاری داده و برای زندگی در آن آماده میسازد، نگاه کنیم، اما در عین حال، مدارس نهادهای محافظهکاری هستند که معمولاً از تغییرات عقب میمانند.
تفاوت سرعت تغییرات در بخشهای جامعه «پدیده» «عقبماندگی فرهنگی» را پدید میآورند. معمولاً تغییرات فرهنگی در ابتدا از علوم، تجارب و صنعت آغاز شده اما نهادهای جامعه از این تغییرات عقب میمانند. به نظر میرسد مردم تغییرات مادی را سریعتر از تغییرات نهادی میپذیرند، و تصور میشود در برابر تغییرات بنیادی در عقاید ایدئولوژیکی، مقاومت میکنند.
عقبماندگی فرهنگی در یک جامعه با مقدار تغییرات در آن جامعه بستگی دارد. اگر تغییر اندکی پدید آمده و یا اصلاً تغییری حاصل نشده، آشکار است که عقبماندگی فرهنگی روی نداده و یا بسیار کم میباشد.
مدرسه به عنوان منبع تغییر
توجه به این نکته لازم است که مدارس نهادهای وابسته به دیوان سالاری بوده و بسیار محافظهکارند (یا سنتی هستند) و بر اساس هنجارهای استاندارد شده رفتاری که به وسیله قوانین و مقررات برای همه مدیران، معلمان و دانشآموزان معین شده، انجام وظیفه مینمایند.
بنابراین گرچه که اهداف تربیتی و موضوعات درسی را بر اساس نیازهای جدید اجتماعی و سیاسی تغییر مییابد اما نباید انتظار داشت که ساختار و سازمان مدارس، به طور بسیار فزایندهای تغییر نماید.
دانش به عنوان منبعی برای تغییر
بدنه سازمان دانش که درباره مردم و جهان، گردآوری شده، ممکن است به عنوان گسترش و فرآیند تعامل جامعه معاصر، مورد توجه قرار گیرد. همچنان که جامعه تغییر میکند دانش ما نیز تغییر مینماید، در مقابل با افزایش دانش پایه، تغییرات بیشتری نیز در جامعه رخ میدهد. مدارس بایستی به عنوان منبع مهم داده ها برای دانشآموزان، به ویژه برای کودکان و نوجوانان، در موارد زیر مورد توجه قرار گیرند:
به نمایش گذاردن دانش در برابر اهدافی که جامعه برای تعلیم و تربیت در نظر گرفته است.
معرفی انواع دانش
تصمیمگیری درباره آنچه بایستی آموخته شود.(همان، 1373)
بدین ترتیب با توجه به روند تغییرات روز افزون در جامعه و دانش لازم است برنامههای درسی مبتنی بر تغییر و تحولات اجتماعی باشند.
برنامه ریزی درسی بر مبنای تغییرات و تحولات اجتماعی
برنامههای مدارس باید بر اساس آنچه در بستر جامعه میگذرد تدوین یابد. مسائلی که در جامعه مطرح میشود متنوع است و آنها را می توان در مقوله های مختلفی جست و جو کرد:
شتاب فزایندهی تغییر به ویژه در مسائل اقتصادی جامعه
توسعه جمعیت و تحرک اجتماعی
گسترش دانش، تکنولوژی و ابتکار
وابستگیهای افراد با هم (روابط میان گروهی)
ناسازگاریهای میان گروهی
ایدوئولوژیهای مختلف و برخورد آنها در درون جامعه و سطح بینالمللی
ملی گرای به جای همکاریهای بینالمللی
اختلافات فرهنگی در درون جامعه و در سطح بینالمللی
نقش مذهب در جامعه
استفاده از منابع طبیعی
روابط بینالمللی
ارج گذاری به ارزشها
تدوین برنامههای درسی بر پایه تغییرات یا خواستههای جامعه نیاز به اطلاعات صحیح دارد. اطلاعات دوازدهگانه فوق مبانی اصلی تغییرات در برنامههای درسیاند. امروزه رشد شهروند خوب یا بار آوردن عضو مفید اجتماع از هدفهای اساسی آموزش و پرورش است. جوانان باید از طریق برنامههای درسی با واقعیتهای اجتماعی ضروری مواجه شوند و شیوه های برخورد با آنها بر پایه موازین صحیح اجتماعی باشد و در موارد مربوط برای قوانین و مقرارت اجتماعی ارزش قائل شوند.(فرجاد، 1379ص 101)
جامعه، مسایل و نیازهای آن
جامعه، مسایل و نیازهای آن منبع قوی و وسیعی برای تشخیص نیازها در برنامه درسی است. نیازهای اجتماعی باید در برنامه درسی مدرسه مطرح شوند، تا برنامههای درسی به برنامه های درسی واقعی تبدیل شوند. نیازهای جامعه دو نوعند:
نیازهای معمولی و موجود مانند نیازهای شغلی و حرفه ای افراد و نیازهای مربوط به انتقال فرهنگ گذشته
نیازهای مربوط به تغییر و تحول اجتماعی مانند نیاز به رفع نابرابری اجتماهی یا نیاز به تولید دانش جدید.
هر دو دسته این نیازها آینده را مدنظر میگیرند، اما توجه به نیازهای شغلی و حرفهای و انتقال فرهنگی محافظهکارتر تلقی میشود زیرا هدف از دست یافتن به این نیازها حفظ وضعیت موجود و ثبات اجتماعی است. این نیازها معمولاً بیشتر از طرف صاحبان صنایع، سرمایهداران و سیاستمداران محافظهکار تقویت میشوند. بنابراین، گر چه ظاهراً به آیندهی دانشآموزان توجه دارند، اما بیشتر در پی ثبات و آرام نگه داشتن وضعیت موجود و چرخش و بازتولید سبکهای زندگی فعلی هستند. از سوی دیگر نیازهای مربوط به تحول اجتماعی،

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان درمورد اختلالات رفتاری

دیدگاهتان را بنویسید