دانلود تحقیق با موضوع کانون پرورش فکری

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برتری‌هایی نیز داشت. به هر حال، هیأت نظارت بر نشر کتاب کودک و نوجوان، در پنجم تیر ماه سال ١۳٨۴ آیین‌نامه‌ای را در ١۴ ماده، ۶٩ بند و ٨ تبصره تدوین کرد که به تصویب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی رسید و لازم‌الاجراء شد. این آیین‌نامه شامل شرایط، الزامات و محدودیت‌های نشر کتاب کودک و نوجوان، قواعد بازنویسی متون کهن، چگونگی درج آگهی در کتاب کودک و نوجوان، الزام به رعایت قواعد دستور زبان فارسی، چگونگی جایگزینی برابرهای مناسب فارسی برای واژه‌های خارجی و برخی مقررات دیگر می‌باشد.
3- 1- 2- 2- فیلمنامه و نمایشنامه

هر فیلمنامه پس از اینکه به رشته تحریر در می‌آید، باید مراحلی را برای اجرائی شدن طی کند. به‌عبارت دیگر، برای ساختن یک فیلم، نگاشتن یک فیلم‌نامه کافی نیست. بلکه باید آن فیلم‌نامه توسط مراجع قانونی بررسی شود.
در حقوق ایران، بررسی و نظارت بر فیلم‌نامه‌ها و صدور مجوز برای ساخت فیلم بر اساس آیین‌نامه بررسی فیلمنامه و صدور پروانه فیلمسازی صورت می‌گیرد. این آیین‌نامه در جلسه مورخ 14/5/1368 هیأت‌وزیران و بنا به پیشنهاد شماره 918/8 مورخ 14/7/1366 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در اجرای بند (23) ماده (2) قانون اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مصوب 12/12/1365مجلس شورای اسلامی، به تصویب رسیده است.
بر اساس ماده (1) این آیین‌نامه: «ساختن هرگونه فیلم سینمایی 35 میلیمتری و 16 میلیمتری که در سینماها و سالن‌های عمومی به نمایش گذاشته می‌شود یا به هر نحوی در‌معرض استفاده عمومی قرار گیرد، اعم از فیلم‌هایی به متراژ کوتاه، متوسط، طولانی مستلزم تحصیل قبلی پروانه فیلم‌سازی از اداره‌کل نظارت و ‌ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌باشد.»
ناگفته پیداست، آنچه باید در واحدهای کارشناسی اداره‌کل نظارت و ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مورد ارزیابی قرار گیرد، فیلمنامه‌ای است که قرار است مبنا و اساس تولید یک فیلم سینمایی باشد. مطلبی که در ماده (4) آیین‌نامه نیز مورد تصریح و تأکید قرار گرفته است: «صدور پروانه فیلم‌سازی منوط به بررسی فیلمنامه توسط شورای بررسی فیلمنامه و تأیید آن می‌باشد، به استثنای مواردی که توسط معاونت امور سینمایی و سمعی و بصری اعلام می‌گردد.»
مطابق ماده (5) آیین‌نامه، شورای صدور پروانه فیلم‌سازی متشکل از 5 نفر افراد آگاه به سیاست‌های فرهنگی و هنری و دارای تخصص‌های لازم در امر فیلمنامه‌نویسی می‌باشد که توسط اداره‌کل نظارت و ارزشیابی و با نظر معاونت امور سینمایی و سمعی و بصری و موافقت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تعیین‌می‌گردند. لازم به توضیح است که این شورا با شورای صدور پروانه فیلم‌سازی که در ماده (2) آیین‌نامه ذکر شده و مسئولیت نهایی صدور پروانه فیلم‌سازی را بر عهده دارد، متفاوت است.
در مورد چگونگی بررسی فیلمنامه‌ها، ماده (4) اصلاحی آیین‌نامه مقرر می‌دارد: «صدور پروانه فیلمسازی و چگونگی بررسی فیلمنامه بر اساس دستورالعملی که به تصویب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌رسد، خواهد بود…».
اما جالب توجه این است که در مقررات و دستورالعمل‌های مربوطه، اشاره‌ای به لزوم رعایت حقوق کودکان در نوشتن فیلمنامه نشده است. همین‌جا باید اشاره کرد که لزوم رعایت حقوق کودکان اختصاص به فیلم‌هایی ندارد که برای کودکان ساخته می‌شود. چرا که هر کودک ممکن است به همراه والدین خود یا به تنهایی به سینما برود یا پای تلویزیون بنشیند و مشغول تماشای فیلم‌های سینمایی شود که مخصوص بزرگسالان ساخته شده‌اند. در اینجا پرسش اساسی این است که آیا نویسندگان فیلمنامه و سازندگان فیلم هیچ الزامی برای رعایت حداقل ملاحظات برای تأمین سلامت روانی کودکان ندارند؟ حال آنکه می‌دانیم یکی از مصادیق حق سلامت برای کودکان، حق سلامت روانی است که باید به‌طور همه‌جانبه تأمین گردد.
به هر حال، ما به جز مقررات عام که آن هم در حوزه نمایش و نه نظارت بر فیلمنامه می‌توانیم به آنها تمسک جوییم، دستاویز دیگری برای حمایت از حقوق کودکان در مرحله صدور پروانه ساخت برای فیلم‌های عمومی نداریم.
اما اوضاع کمی در نظارت بر ساخت فیلم‌های مخصوص کودکان بهتر است؛ چرا که نظارت بر ساخت فیلم‌های مخصوص کودکان به‌طور کلی در انحصار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قرار دارد. اساسنامه این کانون در جلسه مورخ 31/2/1359 شورای انقلاب به تصویب رسیده است. تاریخ تصویب اساسنامه کانون نشان از اهتمام ویژه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به مسأله تربیت و پرورش فکری و معنوی کودکان دارد.
مطابق ماده (1) اساسنامه: «کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان به صورت شرکت دولتی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی تشکیل و طبق مقررات این اساسنامه و مقررات مربوط به شرکت‌های
دولتی اداره خواهد شد.» البته لازم به توضیح است که به موجب تصویب‌نامه مورخ 8/12/1360هیأت وزیران، کانون از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتزع و به وزارت آموزش و پرورش ملحق گردیده است.
ماده (7) اساسنامه به بیان اهداف تشکیل کانون می‌پردازد: «هدف شرکت عبارت است از ایجاد امکانات لازم جهت رشد و پرورش فکری و ذوقی کودکان و نوجوانان و کمک به شکوفایی استعدادهای ایشان بر اساس ارزش‌ها و نظام تعلیم و تربیت اسلامی.» چنانکه مشاهده می‌شود، اساس سیاست‌های مقنن در حوزه تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان بر لزوم تحقق این امر بر اساس آموزه‌های دین مبین اسلام مبتنی است.
اما از بین مواد اساسنامه، آنچه بیش‌از دیگر مواد به بحث حاضر مربوط می‌شود، ماده (8) آن است؛ ماده‌ای که در آن وظایف کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تبیین شده است:
« وظایف کلی شرکت عبارت است از:
‌الف- تأسیس مراکز عرضه کتاب و آموزش‌های فرهنگی و هنری مخصوص کودکان و نوجوانان در نقاط مختلف کشور
ب- کمک به توسعه و تکمیل کتابخانه‌های مساجد، مدارس، کتابخانه‌های عمومی و سایر مؤسسات برای ایجاد بخش‌های مخصوص کودکان و ‌نوجوانان
پ- تهیه و استفاده از وسایل سمعی و بصری، تدارک وسایل آموزشی، تولید، خرید، توزیع و نمایش و فروش فیلمهای سینمایی مخصوص کودکان و نوجوانان…»
همانطور که ملاحظه می‌شود، برخی از فعالیت‌های ادبی و هنری مربوط به کودکان، به‌موجب ماده فوق، به‌صورت انحصاری به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واگذار شده است؛ چنانکه در بند (پ) این ماده، تهیه و استفاده از وسایل سمعی و بصری، تدارک وسایل آموزشی، تولید، خرید، توزیع و نمایش و فروش فیلمهای سینمایی مخصوص کودکان و نوجوانان از وظایف کانون برشمرده شده است. بنابراین یک پدیدآورنده فیلم کودک نمی‌تواند خارج از قالب کانون پرورش فکری کودک و نوجوان به اعمال حقوق مادی خود که در قوانین سال‌های 1348 و 1352 به آن تصریح شده است، اقدام نماید.
در پایان لازم به ذکر است که مطابق ماده (10) آیین‌نامه (اصلاحی 20/3/1377)، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برای ساخت فیلم‌های ویژه پخش از سیمای جمهوری اسلامی، از مفاد این آیین‌نامه مستثنی است. چنین حکمی ایجاب می‌کند که تعارض میان حقوق کودکان و فیلم‌هایی که از رسانه و صدا و سیما پخش می‌شوند، در مجال دیگری مورد بررسی قرار گیرد.
3-2- تعارض حقوق کودک با حقوق ناشی از خلق آثار هنری
در قسمت قبل در مورد تعارض میان حقوق کودک و آثار ادبی از جمله فیلمنامه‌ها صحبت کردیم. اما در این بخش قصد داریم به بررسی تعارض حقوق کودکان با حقوق مالکیت ادبی و هنری در حوزه آثار هنری بپردازیم. واضح است که بررسی این تعارض در تمام موضوعات مشمول عنوان حقوق مالکیت هنری از ظرفیت تحقیق خارج است؛ به همین دلیل سعی می‌کنیم در این مجال، به بیان و بررسی تعارضات در چند زمینه شاخص و مهم حقوق مالکیت هنری مانند نمایش فیلم‌ها و نیز تولید آثار عکاسی بپردازیم.
همانطور که می‌دانیم نوشتن یک فیلمنامه یا نمایشنامه با اجراء و به نمایش درآوردن آن در یک فیلم سینمایی یا تلویزیونی یا صحنه یک تئاتر بسیار متفاوت است. فیلمنامه و نمایشنامه در زمره آثار صرفاً ادبی هستند و حمایت از این نوع آثار نیز تحت عنوان حقوق مالکیت ادبی انجام می‌شود.

اما تولیدکنندگان فیلم‌ها حقوق مالکیت فکری مستقلی دارند و قاعدتاً باید به‌طور جداگانه حمایت شوند. البته در کنوانسیون 1961 رم و معاهده WPPT سال 1996، از تولیدکنندگان سکانس‌های تصویری و فیلم‌ها سخنی به میان نیامده است. با وجود این، قوانین داخلی برخی کشورها نظیر فرانسه و آلمان، از حقوق تهیه‌کنندگان سکانس‌های تصویری فیلم به طور مستقل حمایت به عمل آورده‌اند. همین‌طور در عرصه بین‌المللی، دستورالعمل اروپایی راجع‌به برخی جنبه‌های حق مؤلف و حقوق مجاور در سال 2001 میلادی، از حقوق تولیدکنندگان فیلم‌ها حمایت کرد.
این در حالی است که فیلم‌ها و نمایش‌هایی که از روی برخی آثار ادبی مانند رمان‌ها و داستان‌های کوتاه ساخته می‌شوند، از جمله آثار هنری هستند که به‌طور کلی تحت عنوان آثار اقتباسی شناخته می‌شوند.
اقتباس یعنی گذر (تبدیل) یک اثر ادبی مانند رمان یا داستان کوتاه به نوعی دیگر مانند تئاتر یا فیلم. مثال بارز این عمل، نمایش یک رمان یا قطعه ادبی در تلویزیون یا پرده سینماست. لازمه اقتباس، ظهور اثر اقتباس‌شده از نوعی به نوع دیگر با حفظ خصوصیات و با تغییر شکل است. واضح است که ذوق سازنده فیلم ایجاب می‌کند که در اثر تغییراتی مانند تغییر ترکیب، تغییر اصطلاحات و حذف و اضافه برخی مکالمات به وجود آیدکه خود این عمل، فیلم یا نمایش را واجد خصوصیت خلاقانه جداگانه می‌کند و آن را مستقل از اثر ادبی که پایه کار بوده است، قابل حمایت می‌سازد.
قبل از پرداختن به بحث تعارض حقوق کودک با حقوق مالکیت هنری، به نظر می‌رسد بررسی کلی این مسأله در حقوق بین‌الملل به عنوان مقدمه‌ای برای بحث‌های بعدی مفید باشد. بدین منظور، برخی از اسناد و معاهدات بین‌المللی را بررسی می‌کنیم.
اعلامیه جهانی حقوق بشر، اساسی‌ترین سندی است که پیرامون حقوق مشترک انسان‌ها صحبت می‌کند. با وجود اینکه کودکان نیز به‌عنوان بخشی از جامعه بشری، مشمول تمام بندهای این اعلامیه هستند، اما در این اعلامیه به چند مورد به‌طور خاص اشاره و تصریح شده است. همانطور که در مقدمه ذکر شد، بند (2) ماده (25) اعلامیه جهانی حقوق کودک، کودکان را مستحق برخورداری از مراقبت‌های مخصوص و حمایت اجتماعی دانسته است. مراقبت مخصوص و حمایت اجتماعی که در این ماده به عنوان حقوق کودک معرفی شده‌اند، مصادیق گوناگونی دارند که برخی از آنها می‌تواند در برابر کارکردهای نامناسب رسانه‌ای قرار گیرد. به عنوان مثال، دست‌اندرکاران رسانه‌ها نباید اقدام به تولید و پخش مطالبی نمایند که با مبانی حقوق کودک در زمینه آموزش و پرورش منافات داشته باشد. این مبانی در بند (2) ماده (26) اعلامیه به این شکل بیان شده است: «آموزش و پرورش باید طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد کمال رشد آن برساند و احترام و حقوق و آزادی‌های بشر را تقویت کند. آموزش و پرورش باید حسن تفاهم، گذشت و احترام به عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت‌های نژادی یا مذهبی و هم‌چنین توسعه فعالیت‌های ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهیل نماید.» از سوی دیگر، نکته مهم دیگری در بند (3) ماده (26) وجود دارد؛ این بند اشعار می‌دارد: «والدین در گزینش نوع آموزشی که به فرزندان آنها ارائه خواهد شد، حق تقدم دارند.» بنابراین، کارکرد رسانه و پخش محصولات رسانه‌ای از قبیل فیلم‌ها نباید به گونه‌ای باشد که حق تقدم و انتخاب والدین کودک را زیر پا نهد. به همین دلیل است که دیگر اسناد مهم مرتبط با حقوق کودک در حقوق بین‌الملل نیز بر لزوم در نظر گرفتن تدابیر خاص برای حمایت از حقوق کودکان توجه ویژه مبذول داشته‌اند. به‌ عنوان مثال، بند (3) ماده (10) میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیان می‌دارد: «اقدامات ویژه و بدون تبعیض مانند نسب و یا وضعیت‌های دیگر در حمایت و مساعدت به تمام کودکان و افراد جوان باید به‌عمل آید. کودکان و افراد جوان باید در مقابل بهره‌برداری( استثمار) اقتصادی و اجتماعی محافظت شوند.» این بند همچنین در ادامه جرم‌انگاری واداشتن کودکان به کارهایی که برای جهات اخلاقی یا سلامت آنها زیان‌آور است را تجویز می‌کند. همین‌طور، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی ضمن تأیید مجدد حقوق مشترک کودکان در ماده (24)، در بند (4) ماده (18) خود تصریح می‌کند: «دولت‌های طرف این میثاق متعهد می‌شوند که آزادی والدین و بر حسب مورد سرپرستان قانونی کودک را در تأمین آموزش مذهبی و اخلاقی کودکان مطابق معتقدات خودشان محترم بشمارند.» به‌علاوه، اعلامیه حقوق کودک و مهم‌تر از آن کنوانسیون حقوق کودک به‌طور خاص به حقوق کودکان در ارتباط با برخی تولیدات فکری هم پرداخته‌اند. ماده (17) کنوانسیون حقوق کودک به‌طور مستقیم به موضوع کودک و رسانه اختصاص دارد؛ این ماده تأکید می‌کند: « کشورهای طرف کنوانسیون به عملکرد مهم رسانه‌های گروهی واقف بوده و دسترسی کودک به اطلاعات و مطالب از منابع گوناگون ملی و بین‌المللی، خصوصاً مواردی که مربوط به اعتلای رفاه اجتماعی، معنوی یا اخلاقی و بهداشت جسمی و روحی وی می‌شود را تضمین می‌کنند.» سپس این ماده اقداماتی را برشمرده که کشورهای عضو باید در راستای تحقق اهداف مذکور به‌عمل آورند که اهم این اقدامات به‌طور خلاصه عبارتند از تشویق رسانه‌های گروهی به انتشار مطالب سودمند و تولید این اطلاعات و همین‌طور تشویق به تولید و انتشار کتاب‌های مخصوص به کودکان و نیز تشویق به توسعه تلاش‌ها برای حمایت از کودک در برابر اطلاعات و مطالبی که به سعادت وی آسیب می‌رساند. البته نباید ناگفته بماند که اقدامات مندرج در ماده (17) با رعایت ماده (13) و احترام به حق کودک برای برخورداری از جریان آزاد اطلاعات و محدودیت‌های قانونی آن انجام خواهد شد.
حال با عنایت به مقدمه فوق، به بررسی چگونگی حمایت از حقوق کودکان در برابر حقوق مالکیت هنری، ابتدا در حقوق خارجی و سپس درحقوق ایران می‌پردازیم.
3- 2- 1- تعارض حقوق کودکان با حقوق مالکیت هنری درحقوق خارجی
در قوانین مالکیت فکری و دیگر قوانین کشورهای خارجی و به‌خصوص کشورهای غربی، توجه خاصی به حقوق کودکان شده است؛ دلیل این امر هم نوعی دوگانگی در تعریف و اعمال اصول فرهنگی است. آنها طبق یافته‌های خود، دسترسی به برخی مطالب را برای برخی سنین مجاز می‌دانند و اصولاً دایره اعمال محدودیت بر آثار در آن کشورها بسیار محدود است.
3- 2- 1- 1- در حقوق انگلستان
3- 2- 1- 1- 1-نمایش سینمایی و ویدئویی فیلم
بند (1) ماده B5 قانون کپی‌رایت، طرح‌های صنعتی واختراعات 1988 انگلستان، فیلم را اینگونه تعریف می‌کند: «در این قسمت، فیلم عبارت‌ است از تصاویر متحرک ضبط‌شده بر روی هر وسیله‌ای که با ابزارهای مختلف انجام گرفته باشد.»
قوانین انگلستان معمولاٌ توجه خاصی را به کودکان مبذول داشته‌اند. درمورد ریشه سانسور فیلم‌ها در انگلستان و ولز، باید گفت که یک نوع نگرانی عمومی از خطرات فیلم‌های بسیار تند و زننده پایه‌گذار این امر بوده است. این نگرانی به تصویب قانون سینما در سال 1909 منجر شد. این قانون مقرر می‌داشت که

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درمورد قراردادهای نفتی

دیدگاهتان را بنویسید