کارلوس:، سول:، سانچو:، شاه

می کند) آنجا هنوز خاموش است…(چشمانش بی هدف بر روشنایی ها پرسه می زند….) جاهایی روشن است که به کار من نمی آید…نکند او را نبینیم….دون سانچو: سرورم شما اجازه دادید که آن خائن... متن کامل

کارلوس:، گومز:، شاه، پدر

دانم….دون روی گومز: پدر شما از دوک های سلطنتی اطریش بود و امیدوارم رای دهندگان به یاد آورند ؛آن شخص که ازجامه ارغوانی شاهی به سوی کفن رحلت کرده از اجداد شما بوده است….دون... متن کامل

کارلوس:، گومز:، (به، جوزفا

(خود را میان آنها می اندازد.) ارنانی. نه!دون کارلوس: بیا صلح کنیم،آقا!ارنانی: نامت چیست؟دون کارلوس: نام تو چیست؟ارنانی: نام من برای دیگران رازی مرگبار است. روزی که یک مرد یافت شود و... متن کامل

کارلوس:، گومز:، شاه، دونا

کنار او پسرش جیل246 قرار دارد. دل هایی بسیار با ارزش برای او می تپید. قسم او صد مرتبه از قسم شاه با ارزش تر بود. ( به سوی دیگری) دون گاسپارد247. افتخار خاندان سیلوا و مندوزا248. اعلیحضرت همه... متن کامل

گومز:، ریکاردو:، کارلوس:، شاه

می چسبد) خدا به همراهت اعلیحضرت…( دوباره جلو می آید و بی حرکت می ایستد.نه چیزی می شنود و نه چیزی می بیند.به نقطه ای خیره مانده است. دستانش را بر سینه زده و با ریتمی عصبی درجا بالا و... متن کامل

شاه، گومز:، دوک، دون

می شنوید؟ مرا ببخشید اگر این نکته با شما می گویم، مرا ببخشید اگر خشم من در این لحظه نشان می دهد که مباشر ضعیف برای شما بوده ام.ارنانی : ( برمی خیزد) دوک؟دون روی گومز: خاموش. ( او سه یا... متن کامل