ترجمه، قَدْ، خرگوش، [به

و هزار گوسفند به تو میبخشم؛ سپس فرمانروای فرمانروایان میشوی.5ـ و صاحبَ اللِّواء فی الذِّئابِ و قاهِرَ الرُّعاهِ و الکلابِترجمه ـ و دارندۀ پرچم در میان گرگها و غلبه کننده... متن کامل

ترجمه، کشتی، مِنَ، کشتی *** 1ـ

برای مهابت و شکوه آن دو، چهره بر خاک مینهادند. (کنایه از این که همه به قدرت و شکوه آنها معترف بودند.)5ـ حتَّی إذا حَیُّوا المُؤَیَّدَ بالهُدی و دَعَوْا بِطولِ العزِّ و ... متن کامل

عَلَی، نوح، کشتی، میش

و کانَتا فی الغَیْطِ تَرعِیانِترجمه ـ شخصی دو میش داشت که هر دو در چراگاه میچریدند.2ـ إحْداهُما سَمِینَهٌ ، و الثانِیهْ عِظامُها مِنَ الهُزالِ بادیَهْترجمه ـ یکی از آنها... متن کامل

ترجمۀ منظوم روباه و خروس بود تهی دست و پی لقمه اومرغ به یک حیله نهد بر طبقترک کند بهر خدا یکسریآمد آراسته و خرقه پوشنوحهگر و توبهکنان از سبقدر سخن از توبه و انصاف و دادلعن نمودی... متن کامل

ترجمه، الاغ، آهو، الَّذی

را دچار فاجعه کردم.10ـ یَبْعَثُنِی مِنْ مَرقدِی بُکاها و أَفْتَحُ العَیْنَ عَلَی شَکواهاترجمه ـ گریهاش مرا از خوابگاهم برمیانگیزد و چشمم را بر شکایتش باز میکنم.11ـ و... متن کامل