دانلود پایان نامه
1-3-9 پل ریکور (Paul Ricoeur) (2005 – 1913 م.):

پل ریکور متفکر معاصر فرانسوی و واپسین نمایندۀ هرمنوتیک در غرب، تعریفی کاملاً متفاوت با آموزۀ استقلال ذاتی متن و مرکزیت خوانش گر به دست می دهد. او معتقد است که هرمنوتیک، تأویل فعالیت ذهنی و کشف باطنی متن است که در پس معنای ظاهری پنهان شده باشد؛ یعنی آشکار شدن لایه های درونی معناست که در معنای آشکار نهفته اند.142
پل ریکور تفسیر و تأویل را فعالیتی می داند که به دنبال رمزگشایی معنای پنهان متن است. مفسر نیز تلاش می کند تا نه تنها به دلالت های مطابق، که به دلالت های ضمنی نهفته در متن نیز پی ببرد.

1-3-9-1 مراحل تفسیر:
از نظر ریکور تفسیر شامل سه مرحله است:
یک- تبیین (Explination): مربوط به بعد زبانشناسی و ساختار متن است و به بررسی نظام زبان حاکم بر متن پرداخته می شود.
دو- فهم (Understanding): مراد از آن درک معنای متن است. متن باید مستقل از مؤلف و شرایط خاص مکانی و زمانی آن تفسیر شود.
سه- اختصاص یافتن (Appsropriation): مراد درگیر شدن مفسر با متن و معنای آن است. در این مرحله مفسر می خواهد که قصد و نیت متن برای خواننده ای معیّن اختصاص یابد. در واقع مفسر می خواهد که فاصلۀ تاریخی و فرهنگی خود با زمان آفرینش متن را پر کند و برای این کار تفسیر را امروزی می سازد.143
از نظر ریـــکور مراحل فوق حتماً باید پشت سر هم طی شـود و لـــذا به جای پـــذیرش دور هرمنوتیکی (Hermeneutical Circle) که مورد توجه هایدگر و گادامر است، از قوس هرمنوتیکی (Hermeneutical Arc) یاد می کند.
در دور هرمنوتیکی عمل تفسیر با فرایند دوری یعنی از کل به جزء و از جزء به کل صورت می گیرد، اما در قوس هرمنوتیکی مراحل تفسیر پشت سر هم طی می شود و هر مرتبه ای مبتنی بر مرحلۀ قبل از خود است و عمل تفسیر در آخر این مرحله که اختصاص یافتن است تکمیل می شود.144
از نظر ریکور در فرایند تفسیر باید استقلال معنایی متن را در نظر گرفت. یعنی متن را مستقل از سه چیز تلقی کرد:
یک- معنای مستقل متن از قصد مؤلف.
دو – معنای مستقل متن از شرایط اجتماعی و فرهنگی زمان پیدایش آن (زمینه زدایی).
سه – معنای مستقل متن از مخاطب اصلی و نخستین آن.145

وی در سخنرانی ای که در ماه مه 1973 در سمینار الهیات دانشگاه پرینستون ایراد کرد در تعریف هرمنوتیک چنین گفت:
« من این تعریف را تعریف کارآمدی از هرمنوتیک تلقی می کنم: هرمنوتیک نظریۀ عمل فهم است در جریان روابطش با تفسیر متون.»
ریکور هرمنوتیک خود را ساختگرا نام نهاده و بر آن اساس می کوشد تا با متکی ساختن برداشت بر تبیین و توضیح علمی، ساخت گرایانه و دقیقاً ذاتی متن، از روانشناسی گری و فردی شدن تآویل و علم هرمنوتیک پرهیز کند. او تلاش دارد تا بین روش ساخت گرایی و هرمنوتیک فلسفی سازش ایجاد نماید. او برداشت را هدف تأویل و غایت قوس هرمنوتیکی می داند.
به نظر پل ریکور هرمنوتیک شگردی خاص نیست که دانش به آن و کاربردش ویژۀ دانایان و متخصصان باشد، بخشی است از نکته همگانی شناخت، چنان که هرمنیا نزد ارسطو به معنای تمامی سخن، دلالت و معنا بود.این مهمترین پیش فرض روش تأویل متون است که همواره در خواندن، تأویل خواننده سازنده ی معناست. همانطور که کاربرد اسطوره های یونانی در اندیشه ی فلسفی (فیزیک و اخلاق) رواقیان، معنای تازه ای به این اسطوره ها بخشید، و یا تأویل های متعددی از عهد عتیق وجود داشت که با یکدیگر خوانا نبودند، و پس از پیدایش مسیحیت، منشی تازه – بر اساس تأویلی تازه – برای حوادث، نهادها و شخصیت های عهد عتیق پیدا شدند که یکسر با برداشت های کهن تفاوت داشتند. 146

مطلب مرتبط :   دانلود تحقیق با موضوع اسناد و مدارک و تشریفات صدور

پل ریکور در مکالمه ای با هانس گئورگ گادامر تأکید می کند:
«با طرح مسئلۀ متن همچون سرمشقی در مورد اختلاف تأویل ها به مفهوم هرمنوتیک، راستا و چشم اندازی می بخشم که تا حدودی متفاوت است از موردی که پیش تر بر آن تأکید شده است؛ یعنی اختلاف میان شک آوری و تأیید و اجرای مجدد… باید اینجا تأکید کنم که مسئلۀ هرمنوتیک جایی آشکار می شود که حرکتی از بدفهمی به سوی فهم بهتر وجود داشته باشد.»
پل ریکور در مقالۀ هرمنوتیک: احیای معنا یا زدودن توهم در مقام بیان و ارائۀ تعریف هرمنوتیک می نویسد:
«در یک قطب نظریه ای قرار دارد که هرمنوتیک را به معنای آشکار ساختن و احیای معنایی می داند که به صورت پیام و ابلاغ و یا آن گونه که گاه گفته می شود به صورت رمزی الهی (Kerygma) به ما خطاب می شود. در قطب دیگر نظریه ای وجود دارد که هرمنوتیک را راز زدایی و کاهش ناحقیقت و توهم می داند. و روان کاوی در تحلیل اول به دومین قطب و تعریف هرمنوتیک نزدیک می شود.»147

فصل دوم
تأویل و تأویل گران

2-1- تأویل:

تأویل، واژه ای قرآنی و اصطلاحی در علوم قرآنی و تفسیر و حدیث و اصول فقه و کلام و فلسفه و عرفان است. کاربرد نسبتاً فراوان آن در قرآن و حدیث، در وجوه و مرادات مختلف، این واژه را موضوع مباحث و مناقشات علمی قرار داده که این مباحث خود منشاء ابراز دیدگاه های متفاوت دربارۀ قرآن و متون دینی، به ویژه از حیث معنا و فهم درونی آیات و احادیث (در برابر معنا و فهم ظاهری) و تأسیس علم تأویل نزد اهل عرفان شده است.148

2-1-1 واژه شناسی تأویل:
بیشتر لغت نویسان و لغت شناسان تأویل را از ریشۀ اَوْل می دانند. به نوشتۀ ابن فارس 149 این ریشه دو معنای اصلی دارد: آغاز یک چیز و پایان آن. کلمۀ اوّل از معنای نخست اشتقاق یافته و فعل آلَ یَؤولُ به معنای رَجَعَ به معنای دوم راجع است.
تأویل (بر وزن مصدری تفعیل) نیز با معنای دوم پیوند دارد و تأویل کلام بدان باز می گردد.150 لغت شناسان پیش از ابن فارس و پس از او همگی همین توضیح را دربارۀ تأویل دارند.
در تعبیرات لغت نویسان، واژۀ تأویل گاه به یک چیز و گاه به یک سخن افزوده شده است، از آن رو که در کاربرد قرآنی واژه هردو گونۀ اضافه وجود دارد به همین سبب در توضیح این واژه در آثار لغوی اندکی ابهام و گاه آمیختگی دیده می شود.
مثلاً ابن فارس در معجم مقاییس اللغه گفته است : «تأویل الکلام هوَ عاقِبَتهُ»، که دقیقاً معلوم نیست مقصود او از عاقبت، مراد واقعی کلام است یا امری خارجی است که این کلام از آن حکایت می کند.
در این میان، راغب اصفهانی (ذیل اول) بعد از بیان معنای تأویل (بازگرداندن هر چیز به مراد واقعی آن) افزوده است که تأویل، گاه به علم (و از جمله کلام) تعلق می گیرد و گاه به فعل (شاید شیء).151

مطلب مرتبط :   تحقیق درمورد مدیریت زنجیره تامین و شرکت های تولیدی

جرجانی در التعریفات تأویل را چنین تعریف می کند:
«تأویل در لغت، به آغاز بازگردانیدن است و در شریعت بازگردانیدن لفظ از معنای ظاهری به معنای احتمالی آن است به شرط آنکه محتمل را موافق کتاب و سنّت بیابند.» 152
صاحب کتاب التفسیر و المفسرون می نویسد که تأویل مأخوذ است از اوْل به معنای رجوع :
«آل الشیء یؤول اولاً و مآلاً : رجع و اوّل الشیء رجّعه.» 153
ابن رشد در کتاب فصل المقال می نویسد که معنای تأویل این است که باید مدلول الفاظ شرع را از معانی حقیقی عدول داد و متوجه معانی مجازی آن کرد.154
آلوسی صاحب تفسیر بزرگ روح المعانی در بیان تعریف تأویل می گوید:
«تأویل اشاره ای قدسی و معارفی سبحانی است که سالکان را از خلال عبارات منکشف می شود و دل های عارفان را از ابرهای غیب سیراب می کند.» 155
ماتریدی می گوید:
«التأویل ترجیح أحد المحتملات بدون القطع و الشهاده على اللّه.»156
در تاج العروس ذیل اول در توضیح تأویل چنین می خوانیم:
«التأویل هو تبیین معنی المتشابه و المتشابه هو ما لم یقطع بفحواه من غیر تردد فیه و هو نص.»157
درباره به معنی اصطلاحی تأویل می توان گفت که این کلمه نزد قدما دارای دو معنی بوده: یکی بیان معنی سخن که در این صورت تأویل با تفسیر مرادف است… و معنای دیگر، مراد اصلی کلام است… کلمۀ تأویل نزد متأخران اعم از فقها و متکلمین و محدثین و حتی متصوفه عبارت از برگرداندن لفظ از معنی راجح به معنی مرجوح است، به شرط آن که شواهد و دلایل آن را تأیید نماید.158
در قیاس با الفاظ غربی، تأویل از لحاظ معنی با reducere و reductum لاتین هم معنی است، اما از لحاظ اصطلاح و برخی معانی آن، مانند معنی و ترجمه، با Hermes و Hermeneuein یونانی به معنای بیان کردن، توضیح دادن و ترجمه کردن نزدیک است و بنابراین علم تاویل با Hermeneutics انگلیسی قابل تطبیق است.159
2-1-2 کاربرد و معانی تأویل در قرآن:
کلمۀ تأویل هفده بار در قرآن کریم به کار رفته است. در این آیات اصطلاح تأویل در چند معنی مختلف مطرح شده است:
1- تعبیر خواب: در مورد حضرت یوسف در قرآن میخوانیم که او تعبیر رویاها را می دانست:
«وَکَذَلِکَ یَجْتَبِیکَ رَبُّکَ وَیُعَلِّمُکَ مِن تَأْوِیلِ الأَحَادِیثِ»
«این چنین خداوند تو را بر می گزیند و به تو تعبیر خواب را یاد می دهد.» 160

«کَذَلِکَ مَکَّنّا