پایان نامه سبک فرزندپروری،مؤلفه های سبک فرزندپروری

مؤلفه های سبک های فرزندپروری

   در الگوهای نظری جدید از سبک های فرزندپروری، به ابعاد و مؤلفه های این سبک توجه ویژه ای گردیده است. بر طبق این پژوهش ها، سبک های فرزندپروری اقتدار منش شامل ابعاد گرمی و حمایت گری، خودتنظیمی[1]، و خودمختاری[2] می باشد. سبک های فرزندپروری دیکتاتوری نیز شامل 3 بُعد اجبار فیزیکی[3]، خصومت کلامی[4]، غیرتوضیحی-تنبیهی[5] و در نهایت سبک فرزندپروری سهل گیرانه، شامل یک بُعد مهم به نام بی توجهی است.

ویژگی ارتباطی (حمایتی و پذیرا) که حمایت هیجانی، ارتباط دوسویه، محیطی منعطف، همراه با پاسخدهی والدین را شامل می شود. ویژگی نظم و کنترل در سبک اقتدار منش، پاسخ دهی منطقی برای انجام امور، فراهم سازی محیطی برای بیان احساسات و عقاید فرزندان و استفاده از نظرات آنان در ایجاد قواعد خانوادگی است. بُعد اجبار فیزیکی به معنای بکارگیری فراوان تنبیهات، نامشخص و خشن، همراه با کنترل زیاد و پذیرندگی پایین برای فرزندان می باشد. بُعد خصومت کلامی با بکارگیری انتقادهای مخرب برای ایجاد نظم در فرزندان مشخص می شود. و بُعد غیر توضیحی-تنبیهی با بکارگیری تنبیهات و حقیر کردن فرزندان با ارائۀ توصیفی بسیار اندک و یا بدون آن می باشد. و در نهایت ویژگی های بی توجهی که ارائه خواسته های اندک همراه با محدودیت های بسیار کم از فرزندان را شامل می شود (اندر و گالی[6]، 2009).

بخش دوم: هوش هیجانی

2-10- تاریخچه هوش هیجانی

افلاطون 2000 سال پیش گفته است؛ تمام یادگیری ها دارای یك زیربنایی هیجانی و عاطفی هستند. بر اساس گفته افلاطون از آن زمان تاكنون دانشمندان، پژوهشگران و فیلسوفان زیادی در جهت اثبات یا نفی نقش احساسات در یادگیری،‌ مطالعات زیادی انجام داده اند. متأسفانه تفكر حاكم در این 2000 سال این بود كه هیجان ها مانع انجام كار و تصمیم گیری صحیح می شوند و تمركز حواس را مختل می سازند. در سه دهه گذشته حجم رو به رشد تحقیقات، ‌خلاف این مطلب را ثابت كرد. در سال 1950 آبراهام مازلو مقاله ای در زمینه ارتقاء نیازهای هیجانی– جسمی،‌ معنوی و روانی نوشت كه از دوره رنسانس، ‌انقلاب و تحول عظیمی در زمینه تحلیل از مكتب انسان گرایی به وجود آرود. بین سال های 1970 تا 1980 نظریه مازلو موجب رشد و تحول علوم مربوط به توان و استعداد انسان ها گردید.

تحقیقات مستمر باعث شد تعاریف زیادی از هوش و هیجان مطرح شود. سابقه پژوهش و تحقیق در زمینه هوش غیر شناختی و هوش اجتماعی به سال 1940 بر می گردد. گاردنر استاد روان شناسی دانشگاه هاروارد در سال 1993 هوش چند گانه را مشتمل بر ابعاد گوناگونی مطرح كرد كه مورد توجه علم روان شناسی قرار گرفت و به عنوان یكی از زیر شاخه های هوش شناخته شد. پینی[7] در سال 1986 در رساله دكترایش مفهوم هوش هیجانی را به زبان انگلیسی با عنوان بررسی هیجان،‌ توسعه هوش هیجانی، ‌خود یكپارچگی (در ارتباط با ترس، ‌درد و امیال) مطرح كرد. او توصیه كرد برای تقویت و هوش هیجانی باید به آزاد سازی هیجانی كودكان در مدارس با روش روان درمانی مبادرت كرد.

موضوع هوش هیجانی نخستین بار توسط پیترسالووی و جان مایر[8] در سال 1990 مطرح شد. پیتر سالووی از بخش روان شناسی دانشگاه یل می گوید: «در طول چند دهه گذشته باورها در مورد هوش هیجانی دچار تغییر شده اند» زمانی هوش را كمال انسانی می دانستند و معتقد بودند افراد باهوش باید دارای زندگی بهتری باشند. سالووی و مایر در سال 1990 تعریف قابل قبولی از هوش هیجانی را در مقاله ای تحت عنوان هوش هیجای مطرح كردند. در آن مقاله آنها هوش هیجانی را از نظر علمی– هوشی آزمون پذیر و قابل اندازه گیری می دانستند. دیوید كارسو[9] از همكاران پیتر سالووی می گوید: مهم است بدانید هوش هیجانی ضد هوش نیست به عبارتی نشانه برتری احساس (دل) به عقل (سر) نیست بلكه هوش، ‌نقطه تلاقی احساس و عقل است.

دانیل گلمن[10] از نتیجه تحقیقات سالووی و مایر و سایدین در پر فروش ترین كتابش به نام هوش هیجانی در سال 1995 استفاده كرد و در این زمینه دو برنامه  شناخت خود و رشد اجتماعی برای مدرسه نیوهاون نوشت. لئونل[11] اولین بار مفهوم هوش هیجانی را به زبان آلمانی در سال 1966 به كاربرد نتایج تحقیقات او در مورد خانم هایی كه به خوبی نمی توانستند از عهده نقش ها و وظایف اجتماعی خود برآیند حاكی از این بود كه این خانم ها در سنین كودكی جدا از مادران خود زندگی می كردند. او برای درمان افرادی كه از سطح پایین هوش هیجانی برخوردار بودند داروی LSD را تجویز كرد (این موضوع مربوط به دهه 1960 بود).

[1] – Self- Regalatary

[2] – Autonomy

[3] – Physical Coercion

[4] – Vebal Hostility

[5] – Non-Reasonin-Punitive

[6] Onder & Gulay

[7] – Payne

[8] – Mayer & Salovey   

[9] Caruso

[10]Golman

[11] – Lenel

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

رابطه سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در نوجوانان دختر