پایان نامه درباره پیشرفت تحصیلی/بحران هويت

  • سبك سردرگم / اجتنابي

نوجواناني كه از اين سبك استفاده مي كنند تا جايي كه ممكن است از مواجهه با مسائل و تعارضات مربوط به هويت دوري مي كنند. رفتارشان براساس عوامل موقعيتي و لذت طلبي تعيين مي شود. تحقيقات نشان داده است كه استفاده از سبك هويت سردرگم / اجتنابي با شيوه مقابله با بحران هيجان مدار ،خود ناتوان سازي[1] منبع كنترل بيروني و راهبردهاي ضعيف اسنادي و شناختي رابطه دارد (برزونسكي ،2004).

اين افراد هويت خود را بيشتر روي اسنادهاي اجتماعي چون شهرت و محبوبيت تعريف     مي كنند (برزونسكي ، 2003).

اين افراد فاقد اهداف تحصيلي و شغلي ثابت و روشن هستند و از سطوح پايين مهارت هاي تحصيلي، خويشتنداري و خود مختاري برخوردارند.

 

رابطه بين سبك هاي پردازش هويت و پايگاه هويتي

افراد در پايگاه هاي متفاوتي از نظر فرايند هاي شناختي – اجتماعي كه جهت تصميم گيري ، حل مسائل شخصي و پردازش اطلاعات مرتبط با خود استفاده مي كنند نيز متفاوتند. افرادی كه داراي پايگاه هاي هويتي موفق [2] و ديررس [3] هستند به استفاده از سبك اطلاعاتي بيشتر گرايش دارند. يعني در دو پايگاه ، فرايند كاوش گري فعال است و اطلاعات در جريان تصميم گيري مربوط به هويت جمع آوري شده يا در حال جمع آوري هستند و تفاوت اين دو پايگاه در ميزان تعهدات آن هاست.

افرادي كه در پايگاه هويتي زودرس[4] قرار دارند از سبك پردازش هنجاري استفاده مي كنند. اين افراد كمتر تجربه كاوشگري داشته و به تجويزات و انتظارات سايرين مهم در زندگيشان متعهد شده اند و همنوايي با عقايد و خواسته هاي ديگران از ويژگي هاي بارز اين افراد است.

افرادي كه در پايگاه مغشوش[5] هستند از سبك پردازش هويت سردرگم/ اجتنابي استفاده     مي كند. اين افراد فاقد تعهدات مربوط به هويت هستند و به راهبردهاي تعويق، تعلل و دوري گزيني گرايش دارند (وایت ، 1988).

بحران هويت

مرحله بلوغ و نوجواني، مرحله اي است كه روان تحليل گران به طور كلي و فرويد به خصوص در مقايسه با مراحل قبل،  كمتر درباره آن نگاشته اند. مي توان گفت كه در اينجا صحبت از مرحله است و نه دوره بلكه بيشتر سخن از يك بحران است بحراني كه به صورت بحران نوجواني معمولا به صورت ناگهاني به مرحله نهفتگي  پايان مي بخشد (منصور و دادستان، 1383). بحران نقطه عطفي در زندگي فرد به سوي وضعيتي بهتر يا بدتر شمرده مي شود (كاپلان ، 1991 ) .

واژه  crisisبه معني بحران از واژه يوناني  krisis  مشتق شده است. كه تغييرات قاطعي را مي رساند كه در جريان يك تحول پيش مي آيد و نمودار دگرگوني هاي عميق است.

تعبير نوجواني به مثابه يك مرحله بحراني ودر اصل از فلاسفه يوناني، به خصوص ارسطو است. اما كسي كه براي اولين بار به شكل شايان توجهي بلوغ و بحران را توصيف كرد ژان ژاک روسو[6] است. روسو دركتاب چهارم” اميل” به زبان ادبي زيبايي، با تشبيه بروز بلوغ جنسي به طوفان، در آن يك انقلاب و زايش دوباره مي بيند. يك سال ونيم پس از او، استانلي هال در نظريه “زايش دوباره” از نوبه اين تشبيه استناد جسته است. پس از هال،پژوهشهاي  بسيار، چه در امريكا و چه در اروپا به طور مستقيم  يا ضمني اين مفهوم را تصديق و تاييد كرده اند (رجب پور، 1386).

از نظر فرويد نوجواني بر يك بحران خود دوستداري وهمانند سازي مبتني است و اين بحران با اضطراب هاي شديد در رابطه با واقعيت و تماميت خود وجنس همراه است (منصور و دادستان ، 1383) .

اريكسون به 8 مرحله تكاملي در زندگي انسان  قايل است و هر يك از اين مراحل 8 گانه، اوج يك بحران وحل آن است. اما بحران لزوماً ضمير ناخوشايند و عرضي ندارد. بلكه تنها نمايانگر يك نوع حساسيت يا شكست پذيري خاصي است كه از عدم تعادل ناشي مي شود. عدم تعادل نيز در نتيجه رشد امكانات بالقوه جديد درفرد است. بنابراين، در اينجا ضمير مثبت  بحران مورد نظر مي باشد.

[1]–  self-handicapping

[2] – achievement identity statue

[3]–  moratorium

[4] – fore closure

[5] diffusion

[6]– Rossue, J.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سبک های هویت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پیش دانشگاهی شهر قزوین