پایان نامه با واژگان کلیدی سنجش از دور، استان خراسان

دانلود پایان نامه

گردید (Kirkby, 2006). پروژه برآورد و ارزیابی بیابان زایی DESURVEY در بازه زمانی2005- 2010 توسط کمیسیون اروپا با هدف ارائه گزارش کاملی از روش یکپارچه ارزیابی و پیشبینی بیابان زایی با ساختار و نمونههای آموزشی در مقیاس اروپایی و ملی ارائه شد (بخشنده مهر ،1387: 30).
از مدل‌های ارائه شده در سطح ملی نیز میتوان به موارد زیر اشاره نمود: مدل ICD در سال 1374 توسط اختصاصی و مهاجری برای ارزیابی پدیده بیابان زایی تهیه شد. مدل اریفر در سال 1374 توسط موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع ایران با نظارت احمدی و اختصاصی ارائه شد. طرح بیابان زایی در سال 1375 توسط احمدی جهت شناخت و ارزیابی قابلیت بیابانهای ایران و مدیریت مناسب آنها در منطقه حاجی میرک شهرستان فردوس در استان خراسان جنوبی اجرا و ارائه شد (احمدی، 1387: 511). همچنین روش IMDPA (مدل ایرانی تخمین بالقوه بیابان زایی) توسط سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری با همکاری گروهی از اساتید و محققین کشور در سال 1384 با هدف شناخت و معرفی معیارها و شاخصهای بیابان زایی در زیست بومهای طبیعی کشور و ارائه متدولوژی ارزیابی کمی و کیفی در مناطق مورد مطالعه ارائه شد (زهتابیان، 1381: 46 ).
– Amissah-Arthur و همکاران (2000: 583) با استفاده از دادههای ماهوارهای سنجنده اسپات و تلفیق آنها با دادههای بیوفیزیکی کیفیت خاک، و دادههای اجتماعی- اقتصادی نظیر شدت استفاده از زمین، تراکم جمعیت و تشدید کشاورزی به مطالعه و ارزیابی وضعیت تخریب زمین در ساحل آفریقا پرداختند.
– Sujatha و همکاران (2000: 519) دادههای ماهوارهای MSS و TM لندست را جهت پایش تخریب اراضی در منطقه Uttar Pradesh هند به کار گرفتند و براساس تفسیر بصری از تصاویر چند زمانهای منطقه، تخریب زمین را ناشی از ورود آب شور و متعاقباً شورشدن و قلیایی شدن اراضی بیان نمودند.
– Haboudane و همکاران (2002: 3795) با استفاده از شاخصهای توصیف رفتار و پاسخ طیفی پدیدهها، الگوهای منطقهای تخریب زمین در حوضه Guadalentin در جنوب شرقی اسپانیا را مورد مطالعه قرار داده و توزیع فضایی آنها را به صورت نقشه ترسیم نمودند.
– Almeida-Filho and Shimabukuro (2002: 42) سیر تکاملی مناطق تخریب شده ناشی از معادن طلا در ایالت Roraima برزیل را بر اساس تکنیکهای طبقهبندی تصاویر و مقایسه پس از طبقهبندی از طریق دادههای چند زمانهای TM مورد پایش قرار داده و نتیجه را به صورت نقشه ترسیم نمودند.
– Thiam (2003: 133) روش اعمال شاخص پوشش گیاهی تفاضلی نرمالیزه شده بر روی تصویر AVHRR و ترکیب آن با بارندگی، نوع خاک، مناطق تحت تاثیر انسان و بررسی دادههای میدانی ر ا به کار گرفت تا خطر تخریب اراضی در جنوب موریتانی را مورد ارزیابی و مطالعه قرار دهد.
– Coppin و همکاران (2004: 1565) روشهای شناسایی تغییرات اکوسیستم را با استفاده از دادههای چندطیفی و چندزمانه ماهوارهای مورد مطالعه قرار داده و بیان نمودند که جهت پایش تغییرات اکوسیستم استفاده از تصاویر ماهوارهای از کارایی بالایی برخوردار است.
– Helldén (2008: 158) از طریق ادغام پارامترهای اجتماعی- اقتصادی با شاخصهای بیوفیزیکی تولید بیوماس یک مدل سیستمی پویا برای شبیه سازی و تجزیه و تحلیل بیابان زایی در منطقه Kordofanسودان در یک بازه زمانی 150 ساله ارائه داده که یک مدل انسانی- زیستی پایش تخریب زمین و بیابان زایی است. نتایج این مدل بیانگر این مطلب است که گسترش بیابان زایی برگشتپذیر بسیار مشکل و نادر است.
– Helldén (2008: 158) از طریق ادغام پارامترهای اجتماعی- اقتصادی با شاخصهای بیوفیزیکی تولید بیوماس یک مدل سیستمی پویا برای شبیه سازی و تجزیه و تحلیل بیابان زایی در منطقه Kordofanسودان در یک بازه زمانی 150 ساله ارائه داده که یک مدل انسانی- زیستی پایش تخریب زمین و بیابان زایی است.
– Rasmy و همکاران (2010: 101) بیابانی شدن اراضی در منطقه Al Bihira در غرب دلتای نیل را برمبنای مدل مدالوس مورد مطالعه قرار داده و یک مدل سیستمی پویا برای شبیهسازی و تجزیه و تحلیل حالت بالقوه بیابان زایی ارائه داده و بیان داشتند که فاکتورهایی نظیر گسترش مناطق شهری، شوری خاک و عدم اجرای سیاستهای بازدارنده به عنوان مهمترین متغیرهای تحریک کننده بیابان زایی در منطقه میباشد.
– Santini و همکاران (2010: 394) برای ارزیابی کمی خطر بیابان زایی در جزیره ساردینیا در ایتالیا یک ابزار تلفیقی مبتنی بر نرم افزارGIS و مدلهای بیابان زایی به کار گرفته و بیان داشتند که این ابزار تلفیقی میتواند یک روش جدیدی برای مطالعه و تهیه نقشه موضوعی بیابان زایی باشد.
– Salvati and Bajocco (2011: 223) حساسیتپذیری زمین به بیابان زایی براساس معیارهای اقلیمی و پوشش گیاهی را در یک دوره زمانی بلندمدت (1960 – 2008) در ایتالیا مورد مطالعه قرار داده و به این نتیجه رسیدند که تخریب زمین طی پنجاه سال گذشته در جنوب ایتالیا یک روند فزایندهای داشته و همچنین در شمال ایتالیا شاخص تخریب زمین منجر به یک سطح بالایی از حساسیتپذیری بیش از حد شده است.
– Vanmaercke و همکاران (2011: 1715) شاخص فرسایش خاک را که اغلب به عنوان یکی از فرایندهای اصلی بیابان زایی در نظر گرفته می شود، براساس فاکتورهای مدل Desert Links مورد ارزیابی و مطالعه قرار داده و بیان نمودند که این پارامتر میتواند به عنوان یکی از مهمترین شاخصهای افزوده به مطالعات بیابان زایی در ترکیب با شاخصهای دیگر مورد استفاده قرار گیرد که خود برآیندی از عملکرد فرآیندهای بیابان زایی در مقیاس مکانی پلات در دوره زمانی بلند مدت میباشد.
– Jabbar and Zhou (2011: 1) با استفاده از تکنیکهای سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی
به پایش تغییرات اکو- محیطی استان بصره در جنوب عراق در بازه زمانی 1990 – 2003 پرداخته و فرایندهای بیابان زایی، شوری، شهرنشینی، تخریب پوشش گیاهی و نابودی تالابها را به عنوان عوامل تخریب اکو- محیطی منطقه شناسایی نمودند.
– Ladisa و همکاران (2011: 103) خطر رخداد بیابان زایی منطقه Apulia در جنوب شرقی ایتالیا را بر اساس مدل مدالوس و تکنیک GIS و با استفاده از مجموعهای از شاخصهای جدید نظیر ویژگیهای زیست محیطی و همچنین پارامترهای اجتماعی و اقتصادی مربوط به برنامهریزی و بهرهگیری از اقدامات کنترل زمین مورد ارزیابی قرار داده و بیان داشتند که رویکرد پیشنهادی عملکرد خوبی داشته است و علاوه بر شناسایی و اصلاح درجات مختلف آسیبپذیری تخریب زمین، تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر بیابان زایی و همچنین ارزیابی عوامل از لحاظ توزیع مکانی و زمانی را امکانپذیر میسازد.
– Qi و همکاران (2012: 37) تغییرات زمانی و مکانی بیابان زایی را از سال 1986 تا سال 2003 در منطقه گذر کشاورزی به شبانی در شمال چین، با استفاده از تفسیر عکسهای ماهوارهای و تجزیه و تحلیل دادههای هواشناسی و اجتماعی و اقتصادی مورد ارزیابی قرار داده و بیان داشتند که تغییر کاربری منطقه سبب کاهش فزاینده روند بیابانیشدن اراضی در این منطقه شده و برای کنترل بیابان زایی که یک فرآیند دشوار و تدریجی است، دولت باید همچنان نقش اصلی را در این زمینه ایفاء کند.
– Yanli و همکاران (2012: 783) با استفاده از تصاویر ماهوارهای TM و ETM+ و تکنیکهای دورسنجی و سیستم اطلاعات جغرافیایی تغییرات محیطی بخشهای شمالی استان Shaanxi در کشور چین را مورد بررسی قرار داده و بیان داشتند که منطقه مطالعاتی با 4/28% تغییرات محیطی شدید، 2/34% تغییرات محیطی متوسط و 4/37% تغییرات محیطی کم در معرض تغییرات محیطی با ریسک بالا قرار دارد.
– Ferrara و همکاران (2012: 123) به بررسی عملکرد سیستم شاخصهای کلیدی موثر در پایش بیابان زایی پرداخته و اهمیت شاخصهای حساس محیطی (ESI) را از طریق روش اصلی تحلیل حساسیت و تجزیه و تحلیل اهمیت پارامترها با استفاده از مدل مدالوس ارزیابی کرده است. متغیرهایی مانند پوشش گیاهی، خشکی آب و هوا، بارش باران، و درجهای از حفاظت زمین بیشترین سهم را درESI دارند. روش مذکور که برای ارزیابی عملکرد کلی مجموعهای از متغیرهای موثر در بیابان زایی مناسب است یک شاخص ترکیبی و مصنوعی ایجاد میکند. علاوهبراین، این اولین تلاشی است که به صراحت هزینههای پولی جمعآوری دادهها و دستکاری درون شاخص ترکیبی ارزیابی عملکرد را در نظر میگیرد.
– Ferrara و همکاران (2012: 123) به بررسی عملکرد سیستم شاخصهای کلیدی موثر در پایش بیابان زایی پرداخته و اهمیت شاخصهای حساس محیطی (ESI) را از طریق روش اصلی تحلیل حساسیت و تجزیه و تحلیل اهمیت پارامترها با استفاده از مدل مدالوس ارزیابی کرده است.
– Bakr و همکاران (2012: 271) حساسیت پذیری زمین به بیابان زایی را در اکوسیستمهای کشاورزی به صورت چند زمانه (1984 و 2008) و با استفاده از مدل مدالوس و مدالوس تعدیل شده در منطقه بوستان یونان و همچنین شاخصهای حساسیتهای زیست محیطی منطقه را مورد ارزیابی قرار داده و بیان داشتند که بر اساس هر دو روش منطقه مطالعاتی به ترتیب دارای 89% و 78% بیابان زایی بوده و از نظر تخریب پوشش گیاهی نسبتا حساس میباشد.
– Al Rawashdeh (2012: 89) جهت مطالعات محیطی مناطق شرق اُردن به بررسی پایش تغییرات براساس شاخص پوشش گیاهی نرمالیز شده با استفاده از تصاویر ماهوارهای لندست در بازه زمانی 1983- 2004 میپردازد و بیان میدارد که کارایی این روش در شناسایی تغییرات مناطق تخریب شده به واسطه افزایش شوری در نتیجه پمپاژ بیرویه آبهای زیرزمینی مفید میباشد.
– کلینسلی (1965) برای نخستین بار قلمرو کویرهای شصت و چهارگانه ایران و خصوصیات ژئومورفولوژیکی و پالئوکلیماتولوژی آنها را با هدف بررسی امکان بهرهبرداری از کویرهای ایران به عنوان فرودگاه اضطراری مورد ارزیابی قرار داده است و چگونگی پیدایش کویر دامغان، عوارض و صور حاشیهای، رخسارههای موجود و کانیشناسی آنها را در اطراف پلایا مطالعه و تفکیک نموده است (کلینسلی، 1381: 72، مترجم: پاشایی).
– اکبری و همکاران (1376) با استفاده از تکنیک سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور به ارزیابی و طبقه بندی بیابان زایی پرداختند. نتایج نشان داد که در 32%، بیابان زایی با منشأ انسانی، 62% از منطقه را پوشش میدهد و دارای وضعیت زیاد و خیلی زیاد است. اما با بررسی نقشه خطر بیابان زایی تولید شده، مشخص گردید در 20% با تأثیر همزمان انسان و دام، خطر بیابان زایی خیلی زیاد و در 80% منطقه با اثر تخریبی فقط دام، خطر بیابان زایی زیاد حکم فرماست.
– گویا (1379) روشی را جهت ارزیابی کمی وضعیت و شدت بیابان زایی ارائه نمود که در آن از 7 معیار اقلیم، سنگ شناسی، ژئومرفولوژی، خاک، هیدرولوژی، مدیریت و کاربری اراضی به منظور برآورد شدت بیابان زایی استفاده شده است.
– زهتابان و همکاران (1380) ارزیابی فعالیت‌های سی‌ساله بیابان‌زدایی در استان کرمان را مورد بررسی قرار داده و زمینه‌های دستیابی به الگوهای توسعه پایدار در یک منطقه بحرانی کرمان-رفسنجان و نرماشیر مورد ارزیابی قرار گرفت.
– جعفری (1380) به منظور بررسی و تحلیل عوامل بیابان زایی در منطقه کاشان، با تلفیق دو روش فائو-یونپ و ICD، وضعیت فعلی بیابان زایی را به همراه عوامل انسانی و محیطی بالقوه در دشت کاشان مورد ارزیابی قرار داد، و به این نتیجه رسید که در هر منطقه با توجه به شرایط خاص آن منطقه از نظر اقلیم
، ژئومرفولوژی، هیدرولوژی باید معیارها و شاخص‎های منطقه‎ای معین شده و ارزش‎گذاری مطابق استانداردهای روز صورت گیرد تا فرایندها و عوامل مهم بیابان زایی معنی‎دار گردند.
– کاتبی (1380) ژئومورفولوژی عمومی کویر حاج علیقلی را بررسی نموده و با مطالعه اشکال ژئومورفولوژیکی منطقه به تبیین و تعیین فرایندهای ژئومورفیک موجود در منطقه پرداخته و با استفاده از روش تعیین رابطه بین فرم و فرایند، یک چشم انداز کلی از ژئومورفولوژی عمومی منطقه ارائه داده است.
– زهتابیان و همکاران (1381: 145) جهت تعیین شدت بیایانزایی در کاشان از مدل فائو یونیپ بهره گرفته و بیان داشتند که در منطقه کاشان 16/19 % منطقه با وضعیت

دیدگاهتان را بنویسید