وکیل، افشاء، ادای، شهادت

دانلود پایان نامه
در برخی از موارد موکل به وکیل اجازه در افشاء اسرار را می دهد در این موارد اگر وکیل اقدام به افشاء اسرار موکل خود کند مجاز خواهد بود و مسئولیتی متوجه وی نخواهد بود و وکیل بهتر است در این موارد اجازه صریح از موکل برای افشاء اطلاعات داشته باشد نه اجازه ضمنی.
_افشاء اسرار به حکم قانون یا دادگاه صالح برخی از موارد وکیل به حکم قانون یا دادگاه صالح ملزم خواهد بود که اطلاعات مربوط به موکل را در اختیار آن ها قرار دهد که در این موارد هم افشاء اسرار مجاز است. البته تنها در حدی که قانون یا دادگاه مشخص کرده است و وکیل نباید فراتر از این حد اقدام به افشاء اسرار موکل خود نماید. به عنوان نمونه، وکلای دادگستری با توجه به ماده ی 6 قانون مبارزه با پولشویی مکلف هستند که اطلاعات لازم را در اختیار مقامات قضایی قرار دهند.
_افشاء اسرار در مقام ادای شهادت در قانون ایران نصی در زمینه ی افشاء اسرار در مقام ادای شهادت وجود ندارد و همچنین در میان نویسندگان حقوقی نظرات متفاوتی بیان شده است و با توجه به اصل 38 قانون اساسی که مقرر می دارد: « هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار و سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود. » بنابراین ادای شهادت امری اختیاری است نه اجباری. ولی بر عکس حفظ اسرار موکل از جمله وظایف اجباری وکیل است. و در اینجا این سوال مطرح می شود که چگونه می توان از انجام وظیفه اجباری ( حفظ اسرار موکل ) به وسیله انجام وظیفه اختیاری ( ادای شهادت ) صرف نظر کرد؟ در محاکم ایران، آرایی در این زمینه دیده نمی شود. لیکن آنچه از آمیختگی قوانین شرعی و عرفی و لزوم انطباق مقررات عرفی با موازین شرعی استنباط می گردد، این است که در مواردی که مصلحت اجتماعی و یا اجرای عدالت اقتضاء نماید، وکیل می تواند در مقام ادای شهادت، اسرار حرفه ای خود را نسبت به موکل یا غیر، افشاء کند. زیرا چنانچه اسرار مزبور انحصاراً نزد وکیل بوده و من به الکفایه نیز نباشد، لزوماً وی در مقام ادای وظیفه شرعی و اخلاقی خود ناگزیر از بیان آن سرّ خواهد بود. ( قهرمانی، 1377 ص220 ) برخی دیگر گفته اند که همانگونه که در مورد تعارض دو دلیل جمع بین آنها بهتر است1در مورد تعارض ظاهری دو وظیفه در مورد خاص جمع بین آنها بهتر باشد. بنابراین وکیل باید با خاطرنشان کردن وجدان اخلاقی و وظیفه شرعی به موکل و اینکه ممکن است حفظ اسرار او لطمه حیثیتی و یا مالی جبران ناپذیری به دیگری وارد نماید موکل را ترغیب و تشویق به ادای شهادت و جلوگیری از تضییع حقوق دیگران نماید. که این تلاش وکیل در واقع انجام وظیفه در راستای مساعدت به اجرای عدالت می باشد ولی چنانچه نتواند رضایت موکل را در این باره جلب نماید و افشاء اسرار موکل باعث ضرر حیثیتی به موکل گردد به نظر می رسد وکیل باید از ادای شهادت و افشاء اسرار موکل خود خودداری نماید زیرا اگر غیر از این باشد هرگز رابطه اعتماد و اطمینان بین وکیل و موکل برقرار نمی گردد . در موارد کیفری وقتی که موکل
1.الجمع مهما امکن اولی من الطرح
نزد وکیل اقرار به عملی نماید که از نظر قوانین جرم شناخته شده است، آیا در اینجا هم وکیل باید از افشاء اسرار موکل خودداری نماید؟ البته به نظر می رسد که در زمینه حق الهی باید از افشاء اسرار موکل بپرهیزد اما در مواردی که این رازداری به حق الناس خلل وارد می آورد در واقع وظیفه رازداری وکیل با وظیفه اصلی وکیل که کمک به اجرای عدالت است در تعارض قرار می گیرد که بهترین روش در حل این مشکل استعفاء وکیل است. ( انصافداران، 1390 ص82 و 81 ) ولی به نظر می رسد هر چند وکیل موظف به حفظ اسرار موکل است و نباید اسرار موکل را افشاء کند اما برخی از موارد برای اجرای عدالت وکیل مجاز به افشاء اسرار در مقام ادای شهادت خواهد بود و در این موارد افشاء اسرار موکل باعث مسئولیت وکیل نخواهد شد ولی اگر هدف وکیل از افشاء اسرار در ادای شهادت، ضرر زدن به موکل باشد افشاء اسرار در این موارد مجاز نخواهد بود.
_افشاء اسرار در مقام دفاع از خود هنگامی که وکیل از طرف موکل مورد اتهام واقع می شود ، امکان دارد حفظ اسرار موکل توسط وکیل باعث لطمه خوردن به حرفه وکالت او بشود در این موارد وکیل در جهت دفاع از خود مجاز به افشاء اسرار موکل خواهد بود. البته ذکر این نکته در اینجا حائز اهمیت است که وکیل تنها به مقداری می تواند اسرار موکل را افشاء نماید که برای دفاع از خود لازم است ، ولی زمانی که وکیل از طرف شخص ثالث مورد اتهام واقع می شود در این صورت وکیل باید با احتیاط بیشتری اسرار موکل را افشاء نماید چون در این موارد موکل نقشی در لطمه خوردن به حیثیت و حرفه وکالت وکیل نداشته است و اگر وکیل به صرف اینکه مورد اتهام از طرف هر شخص دیگری قرار گیرد تمام اسرار موکل را فاش نماید اعتماد بین وکیل و موکل از بین خواهد رفت و باعث ضرر زدن به موکل می شود.
_افشاء اسرار برای جلوگیری از وقوع جرم البته در افشاء اطلاعات محرمانه به جهت پیش گیری از وقوع جرم توسط وکیل در صورتی موجه است که دلایل کافی و موجهی برای اینکه جرم واقع خواهد شد وجود داشته باشد و فقط با احتمال ضعیف بر وقوع جرم و حدس و گمان، وکیل از وظیفه حفظ اسرار معاف نمی گردد.( انصافداران، 1390 ص83 )
پ- پیگیری و مراقبت های لازم در تعقیب دعوی وکیل با قبول پرونده ی موکل موظف است که پیگیری و مراقبت های لازم را در جهت تعقیب دعوی انجام دهد وظایف وکیل دادگستری در مراقبت از جریان دعوی عبارتند از:
1-رعایت مواعد قانونی از جمله وظایف وکیل دادگستری در مراقبت از جریان دعوی، رعایت مواعد قانونی می باشد وکیل باید از مواعد قانونی که در قانون آئین دادرسی مدنی و قوانین دیگر آمده است آگاه باشد تا در موعد مقرر اقدامات مربوط به پرونده موکل را انجام دهد و در صورت عدم اطلاع از مواعد قانونی، امکان دارد که فرصت انجام برخی از اقدامات راجع به پرونده را از دست بدهد و باعث ورود ضرر به موکل بشود. تشریفات دادرسی عمدتاً به منظور حفظ حقوق طرفین دعوا و جلوگیری از تضییع حق دفاع آنان و در نهایت حصول ظن قوی مبنی بر اجرای عدالت در فصل خصومت است. گذشته از این، جلوگیری از اطاله ی دادرسی، ایجاب می نماید جریان رسیدگی به دعوا، از یک برنامه زمان بندی شده تبعیت نماید. به همین جهت رعایت مواعد پیش بینی شده در قانون آئین دادرسی مدنی و قوانین دیگر از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ( اسماعیلی هریسی، 1385 ص302 )
2-حسن جریان دادرسی علاوه بر رعایت مواعد قانونی، حسن جریان دادرسی و اجتناب از تأخیر در رسیدگی و تجدید جلسات غیر ضروری، مراقبت های دیگری را از سیر پرونده ایجاب می نماید مانند حصول اطمینان از وصول استعلام های قانونی دادگاه از مراجع ذی صلاح،مطالبه پرونده های استنادی طرفین، ابلاغ صحیح اخطاریه ها و ….. که این امور عمدتاً به وظایف اداری دادرس دادگاه در نظارت مستمر او بر جریان امور دفتری مربوط می گردد. لیکن چون به دلیل تراکم کار، دادرس دادگاه امکان انجام این جنبه از وظایف خود را دقیقاً ندارد و کارمندان دفتر دادگاه نیز، با معاذیر مشابه نسبت به این جنبه از وظایف خود کمتر احساس مسئولیت می نمایند، در دعاوی که توسط وکیل مطرح می گردد، مسئولیت این نظارت به عهده وی قرار می گیرد زیرا یکی از انگیزه های اصلی اصحاب دعوا در مراجعه به وکیل برای تعقیب دعوای آن ها، اعمال این قبیل نظارت ها و مراقبت از حسن جریان اداری پرونده است که می تواند در سرعت بخشیدن به جریان دادرسی موثر واقع شود. (همان، ص303 )
3-حضور در جلسات دادرسی

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد با موضوع قانون اساسی مشروطیت و دیوان عدالت اداری