نظریه بر چسب زنی//پایان نامه درباره بزهکاری زنان

نظریه بر چسب زنی

نظریه برچسب زنی[1] یکی از گرایشات اصلی جرم شناسی واکنش اجتماعی می باشد که در دهه 1960 مطرح شد.

این نظریه با تاکید بر روند واکنش اجتماعی معتقد است که همین واکنش اجتماعی ممکن است فرد را به ارتکاب جرم ترغیب کند. تاکید اولیه روی انحراف اولیه و انحراف ثانویه و تاثیر واکنش اجتماعی تر مردم انحراف ثانویه در افراد و کشیده شدن آنها به انحراف واقعی بود. در این نظریه جرم به عنوان یک روند اجتماعی می باشد که در اثر کنش و واکنش بین بزهکار و بزه دیده و مقامات قضایی به وجود می آید. جرم را به عنوان یک واقعیت عینی کرخی در ذات وجود دانست را قبول نمی کردند. بلکه امری نسبی می دانستند که فرایند متقابل دستگاه عدالت کیفری و افراد منحرف در قالب برچسب برآن ما نهاده رشد پس از برچسب خوردن آسیب های اجتماعی و روحی و روانی بسیاری بر افراد وارد می شد. در اثر برخورد مقامات قضایی فردی که دارای انحراف اولیه است ممکن است وارد جریانی شود که دچار تحولاتی روحی و روانی شده و انحراف ثانویه را تجربه نماید سی مرت درکتاب آسیب شناسی اجتماعی مساله برچسب زنی را مورد توجه قرار داد. توجه او به انحراف ثانویه پدیده ای که به خاطر کارکرد دستگاه عدالت کیفری افراد ایجاد می شود.

بنداول: توصیف نظریه برچسب زنی

تجردی حاصل گوش جمعی برای مبارزه با هنجارشکنی است. مبارزه با کجروی سبب شکل گیری گروهی از افراد می شود که به هنجار شکنی واقعی روی می آورند. هاوارد بیکر توجه خود را بیشتر روی انحراف اولیه متمرکز نمود. انحراف از نظر او عبارت است از «عدول از ارزش و اصول شناخته شده یک گروه اجتماعی ». انحراف توسط گروههای اجتماعی تعیین می شود. اکثر افراد متناسب با موقعیتها و فرصتهای آن درگیر انحراف هستند اما تنها یک عده قربانی عدالت می شوند و وارد پروسه حرفه ای شدن می شوند. گروه ، گروههای اجتماعی که ابزار قدرت را دوست دارند با استفاده از برچسب زنی آنها را فدای اجرای ظلم در جامعه می کنند. به این ترتیب مجرمی پیامد اجرای مقررات و ضمانت اجرای توسط دیگران در مورد یک فرد که به عنوان مجرد تعیین برچسب نموده است می باشد. جرم را نباید در عملی که از فرد سرزده است جستجو کرد بلکه باید دید چه فرایندی عملی که زمانی مشروع بوده نامشروع شده چرا در فرآیند زیادی کیفری عده ای برچسب خورده ولی عده ای از این فرایند می گریزند.

او با نقد روند سابق در مطالعات جرم شناسی که به علت شناسی پدیده مجرمانه می پرداخت معتقد بود که جرم شناسان پیشین با تفاوت قائل شدن بین بزهکاران و غیر بزهکاران در صدد یافتن علائم و عوامل بزهکاری در افراد مجرم بوده اند. در حالی که اینگونه نیست. و در اثر عملکرد جریان واکنش اجتماعی عده ای مجرم و بزهکار می شدند نقد دیگر بلکه بر آمار ظاهری بود چرا که با تاکید بر آن ها نمی توان پدیده بزهکاری بویژه بسیاری از آنها را که عنوان آمار رقم سیاه دارند تجزیه و تعطیل نمود. او مدت واقعی جرم شناسی را نه تحلیل شخصیت مجرم بلکه توجه به نماد حاکم که سرگیر در فرایند بر چسب زنی هستند می داند. کجروی یک فرایند کنشی میان کجروان و ناکجروان است غیر مادی که وظیفه خلق نظم و قانون را دارند ضوابطی بر چسب زنی را فراهم می سازد. در این راستا کسانی که قدرت بیشتری دارند بالطبع اثر گذاری بیشتری نیز خواهند داشت . مثلاً ثروتمندان نسبت به فقرا یا مردان نسبت به فقرا یا مردان نسبت به زنان بیشتر از این ابزار استفاده می کنند. کسانی که نماینده نیروهای نظم و قانون هستند وظیفه برچسب زنی را عهده دارد هستند. براساس این نظریه افراد در برابر قانون 4 دسته هستند.

1-همنوایان: کسانی که از قوانین سرپیچی نمی کنند و مطابق با نقشی که بر جامعه دارند رفتار می کنند.

2-کجروان واقعی: افرادی که قوانین را زیر پا می گذارند و تنبیه و جریمه می شوند.

3-کجروان پنهانی: انتخابی که در خفا قانون شکنی می کنند و مجازات نمی شوند مانند کسانی که جرایم چنینی انجام می دهند

4-متهمان بیگانه: کسانی که قانون شکنی می کنند ولی به گونه ای رفتار می کنند که انگار چنین کاری نکرده اند.

[1]-Leblinq tneory

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری زنان