مقاله درمورد قراردادهای غیرمنصفانه و معنای اصطلاحی شرط

دانلود پایان نامه
البته با اثبات این که چنین شروطی مورد مذاکره قرار گرفته است یا خیر، براساس دستورالعمل شمارهEEC/13/93 به عهده فروشنده و یا عرضه‌کننده می‌باشد.
با وجود این با توجه به عنوان کلی مقررات نسبت به شروط غیرمنصفانه، شروط اساسی قرارداد که در مقام بیان محدوده موضوع قرارداد و یا درصدد تعیین میزان قیمت متناسب با مقدار یا نوع، کیفیت کالاها و خدمات ارائه شده باشد، در صورت معلوم بودن و عدم ابهام نباید مشمول ارزیابی و بررسی جهت تشخیص منصفانه و عادلانه بدون قرار گیرد، هرچند برای تشخیص منصفانه بودن سایر شروط قراردادی باید به این شروط اساسی نیز توجه نمود.

مبحث دوم:
مفهوم شرط
شرط بر وزن سطر که جمع آن شروط و شرائط است، در دو معنای مختلف بکار رفته است، یکی معنای لغوی و دیگری معنای اصطلاحی. هرکدام از این دو معنا نیز به نوبه خود دو معنای دیگر دارند. با این حساب چهار معنای مختلف از شرط وجود دارد که دو تا اصطلاحی و یکی لغوی و یک معنا عرفی است:
الف) معنای لغوی شرط
کلمه شرط در لغت به معنای حدثی و مصدری است که در این معنا اسم فاعل آن شارط و اسم مفعول آن مشروط بوده و مشروط له و مشروط علیه هم به ترتیب منتفع و متضرر از شرط می‏باشند. شرط از نظر ابن منظور حتماً باید در ضمن عقدی باشد و هویت استقلالی برای آن متصور نیست.بر خلاف این نظر، شیخ انصاری با استدلال به شواهد روائی متعدد می‏گوید: استعمال واژه شرط در مورد تعهد ابتدائی‏ نیز صحیح است چون به نذر و عهد با خدا نیز «شرط» گفته شده با این که انسان ابتدائاً با خدا شرط می‏کند و آن را در ضمن عقد دیگری نمی‏آورد. وی با استدلالات متعدد معتقد می‏شود که منظور از شرط، مطلق الزام و التزام است ، چه در ضمن عقدی بیاید و چه مستقل از آن باشد.
به نظر می‏رسد این معنا ازشرط دقیقاً معادل واژه تعهد یا Obligation در زبان حقوقی فرانسه باشد که ذیلاً اشاره خواهد شد.
البته شرط در بعض موارد در معنای مفعولی یعنی بر مشروط نیز استعمال می‏گردد مثل موردی که خلق می‏گویند و مخلوق اراده می‏کنند در این صورت شرط به معنای آنچه که انسان بر نفس خود شرط کرده، می‏باشد.
ب) معنای اصطلاحی شرط
اما معنای منطقی از شرط عبارت از امری است که از عدم آن عدم لازم شود ولی از وجودش حتماً وجود لازم نگردد. مثل این که شرط نماز، داشتن وضوء است، ولی گرفتن وضوء لازمه اش نماز خواندن نیست؛ می‏توان تصور نمود شخص وضوء بگیرد ولی نماز نخواند. شرط در این معنا اسم جامد است و اگر مشتقاتی ازآن گرفته شده، همه جعلی و برخلاف قاعده می‏باشند. در معنای مصدری (معنای اول) تصور شارط بدون مشروط ممکن نبود، ولی در اینجا این تصور ممکن است، چون شارط در اینجا کاری انجام نمی‏دهد که مشروط منفعل از فعل او باشد، لذا منظور از شارط در این معنا، جاعل الشرط و مراد از مشروط نیز ما جعل له الشرط است. از اینجا فرق شرط با مانع نیز مشخص می‏گردد مانع امری است که از وجودش عدم لازم آید. مثلاً بلوغ شرط صحت نکاح ولی قرابت مانع صحت آن است.
شرط دو معنای اصطلاحی نیز دارد:
1 ـ این واژه در زبان علم نحو به معنای آن چیزی است که بعد از ادات شرط می‏آید. لذا شرط در زبان اصطلاحی نحویین به معنای دوم یعنی آنچه که از عدم آن عدم لازم می‏آید، اطلاق می‏شود.
۲- شرط در زبان علم اصول و اهل معقول نیز به همین معنا است؛ با این تفاوت در جانب وجود نیز از وجود سبب وجود مسبب لازم می‏شود. یعنی علاوه بر این که از عدم شرط عدم لازم می‏آید، از وجود آن نیز وجود لازم می‏آید.
دو اطلاق عرفی قبل با دو اطلاق اصطلاحی قابل جمع نیستند. اطلاقات عرفیه مرددند بین دو معنای اول عرفی‏که اگر قرینه‌ای بر هر کدام از آن دو معنا (معنای مصدری و معنای جامد) موجود بود، بر آن معنا و اگر قرینه‌ای موجود نبود، موجب مهمل شدن لفظ می‏شود.

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درمورد تعمیرات مبتنی بر شرایط و تعمیرات پیشگویانه

مبحث سوم:
تعریف شروط قراردادی غیرمنصفانه، مصادیق و مقایسه با عناوین مشابه
گفتار اول: تعریف شروط قراردادی غیرمنصفانه
با توجه به گفتارهای قبل از نظریه غیرمنصافانه بودن قرارداد و آثار انصاف در قرارداد و شروط قراردادی و نقش آن در حقوق و تعهدات طرفین، تعاریف مختلفی از دیدگاه اقتصاددانان و حقوق‌دانان نسبت به قراردادهای غیرمنصفانه ارائه شده است.
قبل از ارائه تعاریف باید عنوان کرد که لفظ غیرمنصفانه بودن و به تبع آن قرارداد و شروط قراردادی غیرمنصفانه فی نفسه لفظی مبهم و مجمل می‌باشد.. در کامن‌لاو حقوق انگلیس تعریف جامع و مانعی از آنها ارائه نشده است. با وجود این در نظر اقتصاددانان و رویه قضائی و حقوقدانان و نیز برخی از قوانین کشورهای دیگر تعاریفی ارائه شده است.
اقتصاددانان بر این اعتقادند که از حیث نظری هم آنچه در قرارداد وجود دارد، تنها در قیمت خلاصه می‌شود و هرگونه مسئولیت اضافی و تحمیل شده به یک طرف و یا معافیت و سلب مسئولیت هر چند اتفاقی یا تصادفی در میزان محاسبه قیمت بازاری تأثیر می‌گذارد. بنابراین قرارداد غیرمنصافانه قراردادی است که در آن عمدتاً قیمت قراردادی پرداخت شده، بیشتر یا کمتراز قیمت بازاری عادلانه باشد.
اما این تعریف دارای معایبی است که از جمله در بسیاری از موارد، قراردادها در بازار و بین تجار و حرفه‌ای‌ها منعقد نمی‌شود و نقطه‌ای که طرفین شروع به انعقاد قرارداد کرده‌اند ممکن است از لحاظ آگاهی و عدم آگاهی، تجربه، تخصص و تقسیم نخستین ثروت و دارایی یکسان نباشد.
از طرفی قراردادی که در بازار منعقد می‌شود و قیمتی که مورد توافق قرار گرفته است، نمی‌توان گفت که به‌طور واقعی قیمت بازاری است. باید قبول کرد که قیمت بازاری در صورتی مفهوم پیدا می‌کند که طرفین تمام واقعیت‌ها و اطلاعات مربوط به هرموضوع قرارداد را بدانند. از طرفی طرفین ممکن است به شروطی ملتزم شوند که آنها آن را نخواسته‌اند یا درک نکرده‌اند یا اهمیت قانونی آن را درک نکرده‌اند، در حالی که کامن‌لا این دیدگاه را که آیا تراضی واقعی آزادانه و از روی اختیار وجود دارد یا خیر، پذیرفته‌ است.
در لغت‌نامه بلاک در تعریف قرارداد‌ ناعادلانه آمده است: «قرارداد یا شرط در قرارداد که بخاطر قدرت معاملی برتر یک طرف به طور شدیدی غیرمنصفانه منعقد شده است، معمولاً به دلیل مغایرت با نظم عمومی باطل خواهد بود. معامله یا قرارداد منصفانه، قراردادی است که یک شخص بدون هیچگونه اغفال و فریبی در قضاوت و تصمیماتش آن را قبول می‌کند».
قدیمی‌ترین تعریف در کامن‌لا مربوط به دعوی حقوقی Earl of Chester field v. Janssen در سال 1750 توسط لرد‌هاردیک ارائه شده است که بیان می‌دارد: «قراردادی که یک شخص عاقل درحالت عادی منعقد نمی‌کند ویک شخص صادق درست باانصاف آن را نمی‌پذیرد» این تعریف بنظر می‌رسد بر اساس لزوم «عقلایی بودن» قرارداد ارائه شده است، درحالی که مبنای ارائه شده، بسیار غیراستاندارد، غیرمنضبط و شدیداً قابل انعطاف و با اثر عملی محدود می‌باشد.