مرحلۀ، ناصرخسرو، ، سفرنامه

دانلود پایان نامه
ی ناصرخسرو با نوسانات روحی و بحران های فکری بسیاری رودررو بوده، نوساناتی که دامنه آنها وی را از دنیاخواهی خوشباش به زاهدی سخت گیر و عبوس و آرمان گرا بدل کرده است.

به طور کلی گفته می شود که ناصر خسرو سه مرحلۀ تحول فکری و روحی را از سر گذرانده است:380
یک- مرحلۀ خوشگذرانی و دنیا خواهی
دو- مرحلۀ جستجو و کنکاش
سه- مرحلۀ یافتن راه و آرمان گرایی

3-2-6-1 مرحلۀ خوشگذرانی و دنیا خواهی :
وی در آغاز سفرنامه به این مرحله اشاره کرده است که او از جملۀ متصرفان دیوانی بوده و از نحوۀ زیستنی که این افراد داشتند. . . ابایی نداشته است. زمانی که ناصرخسرو به این رفتار اعتراف کرده نزدیک به 43 سال از عمر او می گذشته است. در سی و شش سالگیِ وی دستگاه سلطنت غزنویان توسط امیران سلجوقی برچیده شد. می توان حدس زد که در دربار مسعود غزنوی و شاید پیش از آن هم در دستگاه محمود چنین فرد موفق و جوانی به چه گونه کارها مشغول بوده است. اگرچه ناصرخسرو شعر یا سخنی که بیانگر اندیشۀ او در این مرحله از زندگی باشد از خود برجای نگذاشته و شاید اگر چیزی بوده، وی خود از باب انکار آن ها را از بین برده است، ولی طرز فکر و چگونگی زندگی چنین افرادی برای ما روشن است و هم اینکه ناصرخسرو چندین بار به این دوره از زندگی خویش اشاره کرده که در مجلس میر و امیر حاضر بوده و او را دبیر ادیب و فاضل لقب داده بودند.
همان ناصـــــرم من که خالی نبود ز من مجلس میر و صــــدر وزیر
به نامم نخواندی کس از بس شرف ادیبم لـــقب بود و فــــاضل دبیر
ادب را بـــه من بــود بــازو قـوی به من بود چشم کتابت قریـــــــر
به تحریــــر الفاظ من فخــــر کرد همی کاغــذ از دست من بر حریر
دبیــــــری یکی خــرد فرزند بود نشد جـز به الفاظ من سیــر شیــر381

3-2-6-2 مرحلۀ جستجو و کنکاش :
اگر بپذیریم که کناره گیری از خوشی های ظاهری زندگی و تغییر منش رفتاری برای ناصرخسرو به صورت ناگهانی روی داده، پذیرفتن این نکته که وی ناگهان از دبیری دستگاه چقری بک سلجوقی به آیین اسماعیلی روی آورده و چند سال بعد نیز به درجۀ حجت که از بالاترین مدارج داعیان این مسلک بوده، رسیده البته بسیار دور از ذهن و ناممکن می نماید. زیرا ترک دبیری و استعفا آسان است اما کسب علم و اجتهاد در آن، نیازمند زمان است و یکباره به دست نمی آید. مخدومان ناصر خسرو، قبل از گروش وی به کیش اسماعیلی، نخست غزنویان و سپس سلاطین سلجوقی همگی از جمله سنّیان متعصبی بودند که پشتیبانی و حمایت خود را از خلیفۀ بغداد با اقدامات قاطع برای خفه کردن فعالیت های شیعی، به ویژه داعیان اسماعیلی که برای خلیفۀ فاطمی تبلیغ می کردند، نشان می دادند. 382
از این مرحله از زندگی فکری ناصرخسرو جز قراین عقلی و برخی اشارات، چیز دیگری در دست نداریم. تنها می دانیم که وی در سفرنامه که حاصل دیده ها و شنیده های او از زمان کناره گیری از کارهای دیوانی تا هنگام رسیدن به درجۀ حجت است تقریباً گرایش و تعصبی به هیچ مسلک و مذهبی از خود برجای نگذاشته است. این قضیه نیز که ناصرخسرو بلافاصله پس از استعفا راهی دربار مصر شد، فرضی این گونه را به ذهن می آورد که وی سال ها پیش از کناره گیری در نتیجۀ تحقیق و مطالعاتی که در زمینه های مختلف از جمله ادیان و مذاهب داشته به بیهودگی و پوچی کار خود در دربار کسانی که از دانش و فرهنگ بی بهره بودند پی برده بود و و به کنکاش و جستجو برای یافتن راهی درست پرداخته است. مقدمات این هجرت فکری و تقییر عقیده برای وی از سال ها پیش فراهم شده بود.
وی در قصیده ای به مطالعات و تحقیقات خود در ادیان گوناگون و تزلزل فکری خود پیش از رفتن به مصر و حضور در دستگاه مستنصر بالله اشاره کرده:
از شـــــــــافعی و مالکی و قول حنیفی جســـتم ره مختار جهان داور رهبــــر
چون چون و چرا خواستم و آیت محکم در عـجز بپیچیدند این کور شد آن کر
. . . برخاستم از جای و سفر پیش گرفتـم نز خانه ام یاد آمد نز گـــــلشن و منظر
از پارسی و تازی وز هنــدی وز تــرک وز سندی و رومی وز عبری همه یکسر
وز فلسفــی و مانوی و صـابی و دهـری درخواستم این حاجت و پرسیدم بی مر
. . . پرسنده همی رفتم ازین شهر بدان شـهر جوینده همی گشتم از این بحـر بدان بر
تقلیـــــد نپذرفتـــــم و حجـت ننهفتـــم زیــــــرا که نشد حـق به تقلید مشــهّر
ایـــزد چو بخواهد بگشــــاید در رحمت دشواری آسان شــــود و صــعب میسّر
روزی برسیــــدم به در شــهری کــان را اجرام فلــک بنده بد، افلاک مســــخّر
. . . شهری که درو نیست جز از فضل منالی باغی که درو نیست جز از عقل صـنوبر
شــهری که درو دیبا پوشند حکیمــــــان نه تافــــتۀ مـــــاده و نه بافــــتۀ نــــر
شهری که من آنجا چو رسیدم خردم گفت اینجا بطلب حاجت و زین منزل مــگذر
رفتـــــم بر دربانش بگفتـــم سخن خــود گفتا مبر اندوه کـه شد کانت به گـوهر
. . . از اول و آخرش بپرسیـــــدم آنـــــگاه وز علت تدبیـر که هست اصـل مدبّــــــر
وز جنس بپرسیـــدم وز صنعت و صـورت وز قادر پرسیدم و تقدیـــــر مـقـــــــدر
کاین هردو جـدا نیست یک از دیگر دایـم چون شاید تقدیـم یکی بر دوی دیــــگر؟
او صــــانع این جنبش و جـــنبش سبب او محتاج غنــــــی چون بود و مظلم انـــور؟
وانـگاه بپرسیـــــــدم از ارکــان شـریعت کاین پنج نماز از چه سبب گشت مــــقرر؟
. . . وز قسمت ارزاق بپرسیــــدم و گفتــم چون است غمی زاهد و بی رنج ستمگـــر؟
بینا و قــوی چون زید و آن دگـــــری باز مکفوف همی زاید و معلول ز مــــادر؟. . .
گویی به فلان جای یکی سنگ شریف است هرکـس که زیارت کندش گشت مــــحرر
آزر به صنـــم خواند مرا و تو به سنــــگی امروز مــــــرا پس بـه حقیقت تویــی آزر
دانا که بـگفتـــمش من این، دست به بر زد صد رحمت هر روز بر آن دست و بر آن بر
زآفاق و ز انفس دو گوا حاضر کــــردش بر خـــوردنی و شــــربت من مرد هنــرور
. . . چون سنگ بدم هستم امروز چو یاقوت چــــون خاک بدم هستم امروز چو عنبـــر 383

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه مهارتهای ارتباطی مدیران و رضایت شغلی کارکنان

3-2-6-3 مرحلۀ یافتن راه و آرمان گرایی:
این مرحله از زمانی که ناصرخسرو به صورت رسمی و به عنوان داعی خلیفۀ فاطمی مصر تبلیغات خود را در جزیرۀ خراسان شروع می کند تا پایان عمر وی را در بر می گیرد. در این مرحله از زندگی وی دیگر از دنیا خواهی و لذت جویی مرحلۀ نخست و تردید و دودلی مرحلۀ بعدی اثری نیست. وی در بیان آنچه می گوید جزم و استوار است و در این شیوۀ جزمی که پیش می گیرد، نه تنها آزاداندیش و اهل چون و چرا و جستجو نیست، بلکه متعصب و خودمحور نیز هست. تمام آثار برجای مانده از ناصرخسرو، صرف نظر از سفرنامه که اندیشه و احتمالاً یادداشت های آن به عهد سفر برمی گردد، در همین مرحله خلق شده اند. به همین علت یک اندیشۀ واحد در سراسر این آثار وجود دارد با این تفاوت که این اندیشۀ واحد در آثار منثور این نویسنده مانند جامع الحکمتین، زاد المسافرین، وجه دین، خوان اخوان و گشایش و رهایش روشن تر است و در بسیاری از موارد برخی از مسائل بارها تکرار شده اند، ولی در دیوان اشعار وی اگر آثار منثور او را به کمک نگیریم، در بعضی موارد ابهامات و شاید تضادهایی مشاهده می شود.
3-2-7 منش فردی و جهان بینی ناصر خسرو:

از مطالعه در آثار ناصرخسرو به ویژه دیوان اشعار او چنین برمی آید که نگاه او به دنیا بسیار بدبینانه و بغض آلود است و در کمتر قصیده ای این مسأله را یادآوری نکرده است. صفات و تعبیراتی که برای دنیا به کار می برد تهدیدآمیز و تحقیرآلود است. نظر وی نسبت به ناپایداری جهان و بی اعتباری روزگار با عقیدۀ معاصر بزرگ خود حکیم عمر خیام یکیست. هردو از بی وفایی آن سخن می رانند و از آثار و انجام خسروان عبرت می گیرند. 384
به نظر وی این جهان بادیۀ خوب و زشت است که مردم در آن به امید سراب سرگردان هستند:
چنـد در این بـادیۀ خوب و زشت تشنـــه بتــازی به امید سـراب385
سرابی است که بسیاری از تشنگان را کشته است:
زین سـراب تشنه کش پرهیز کــن تشنگان بسیار کشته ست این سراب386
خواب آشفته ایست که نباید بدان دل بست:
این جهان خواب است خواب ای پور باب شاد چون باشـی بدین آشفته خواب387
عروسی پر مکر است که جز دین از کسی کابین نمی ستاند:
دنیــا عـروس وار بیـاراید پیشـت چو یافت از تو به دین کابین 388
زیبایی آن با همه دلکشی خواب و خیال و بازی است:
این جهان را بجز از خوابی و بازی مشمر گر مقری به خـدا و به رسول و به کتیب389
فریبنده است، مکر و دستان های بسیار دارد و نباید به آن غرّه شد:
بدین دهر فریبنده چرا غرّه شدی خیره ندانستی که بسیار است او را مکر و دستان ها390
زن رعنا و با فریب و پرمکر است:
ای پسر گیتی زنی رعناست بس غرچه فریب فتنه

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه شرکتهای کوچک و متوسط و واحدهای تولیدی کوچک