قرآن، تربیت، قلمرو، آیات

دانلود پایان نامه
آدمی به سوی هدف مطلوب در نظر گرفته است در برگیرد. این تعریف از تفسیر تربیتی هم معنای عام تربیت و هم معنای خاصّ آن را در بر میگیرد؛ از اینرو به نظر میرسد تعریف جامعی برای تفسیر تربیتی باشد.

4. قلمرو تفسیر تربیتی
بحث از قلمرو تفسیر تربیتی متکفّل پاسخ به این پرسش است که تفسیر تربیتی قرآن چه سطحی از آیات آن را در بر می گیرد؟ آیا همچون دیگر گرایشهای تفسیری مانند: گرایش فقهی، سیاسی، اقتصادی، تاریخی، تنها به بخشی از آیات محدود می شود؛156 یا گستره وسیع تری داشته و حتّی می تواند تمام آیات قرآن را در بر گیرد.
پاسخ به این سؤال ارتباط وثیقی با تحلیل تفاوت گرایش تربیتی با دیگر گرایش های تفسیری و همچنین کشف هدف و مقصد اصلی نزول قرآن، انتخاب معنای تربیت و قلمرو مفهومی آن، تعریف تفسیر تربیتی و رسالتهای مورد انتظار از آن و احیاناً مسائلی دیگر دارد؛ از این رو با ذکر مقدماتی به تبیین قلمرو تفسیر تربیتی میپردازیم.
اوّل: از توصیفی که قرآن کریم و روایات معصومان( از اهداف و کارکردهای قرآن ارائه میدهند چنین به دست میآید که «هدایت و تربیت انسان» هدف اصلی و بنیادین قرآن است و کارکردها و دیگر اهداف در طول آن قرار دارد. قرآن کریم کتابی است هدایت گر157(هدی، یهدی)، شفا بخش158 (شفاء)، موعظه کننده159 و تذکّر دهنده160 (موعظه، ذکری)، رحمت آفرین161 و بصیرت بخش162 (رحمه، بصائر)، بیم دهنده و بشارت بخش163 (انذرکم بالوحی، بشری)، تعلیم دهنده و تزکیه کننده164 (یعلّمکم، یزکّیکم)، خارج کننده از تاریکی ها به سوی نور165 (یخرجهم من الظّلمات الی النّور)، جدا کننده حق از باطل166 (فرقان)، روشن و روشنی بخش167 (نور، مبین)، ابلاغ کننده168 (بلاغ)
این صفات، همگی پرتوهای نقطه کانونی هدایت و تربیت انساناند. اگر این اوصاف را در کنار صفات خداوند قرار دهیم و نقش و کارکرد خداوند را در قرآن به پژوهش بنشینیم خواهیم دید که اوصاف الهی سراسر بر محور هدایت و تربیت انسان متمرکزند و نقش مربّیگری الهی، نقطه محوری اوصاف الهی بوده تمام اوصاف دیگر رو به این سو دارند. تکرار 140 باره صفت ربوبیّت الهی (ربّ)، که بعد از اسم جلاله «الله» و صفت «رحمتگری» الهی (رحمان و رحیم) پرکاربردترین صفت الهی در قرآن است، نشان از برجستگی این نقش و سمت الهی دارد؛ ضمن آنکه این نقش در نام جلاله «الله» که جامع صفات و کمالات است نیز نهفته است. صفت «رحمتگری» نیز که رتبه دوّم فراوانی بعد از «الله» را دارد تأکیدی بر بنیادی ترین لوازم مربّیگری است تا بیاموزد که تربیت، جز با غلبه رحمت و محبّت بر متربّیان امکان پذیر نیست.
دوّم: تربیت میتواند ناظر به حیطه های مختلفی باشد. انتخاب هر یک، در سعه و ضیق قلمرو تفسیر تربیتی تأثیر گذار خواهد بود.
اگر تربیت ناظر به «رشته های علوم تربیتی» معنا شود، معارف تربیتی قرآن شامل آموزههایی خواهد بود که به این رشته ها مرتبط است؛ رشته هایی مانند فلسفه تعلیم و تربیت، اقتصاد آموزش و پرورش، مدیریت آموزشی، روان شناسی تربیتی و…
اگر تربیت ناظر به عناصر نظام تربیتی لحاظ شود، تفسیر تربیتی قلمرو محدودتری پیدا میکند و تنها شامل عناصرِ نظام تربیتی میگردد. در این محور، مفسّر تلاش میکند مبانی، اهداف، اصول، روش ها، عوامل و موانع تربیتی را از قرآن استنباط نماید؛ برایمثال، در حوزه ی مبانی تعلیم و تربیت، به مبانیِ انسان شناختی، معرفت شناختی، جهان شناسی و ارزش شناختی آن توجّه دارد و آموزه های قرآن را درباره این محورها کشف و ارائه میکند.
اگر تربیت به مثابه فرایند تأثیر مربّی بر متربّی در نظر گرفته شود، دایره تفسیر تربیتی بسیار گسترده شده تمام آموزه هایی که موجب تغییر رفتار متربّی در تمام ابعاد گسترده وجود وی میگردد را شامل میشود.
گستره تربیت از منظر ابعاد وجودی آدمی نیز بسیار بااهمیّت است. در اندیشه دینی، وجود انسان از ابعاد گوناگون قابل رشد و شکوفایی است. از منظر اعتقادی، اخلاقی، عرفانی، فقهی، اقتصادی، جنسی، فردی، اجتماعی، جسمی، روحی، دنیوی، اخروی، شناختی، عاطفی، رفتاری.
وقتی متعلّق تربیت همه ابعاد وجود آدمی باشد طبیعتاً دامنه تفسیر تربیتی تمام آیاتی را که به نوعی با این ابعاد مرتبط باشد، شامل میشود؛ در این صورت، قلمرو تفسیر تربیتی به وسعت کل قرآن بوده هیچ آیه ای نیست مگر آن که به گونهای به یکی از ساحت های فوق اشاره خواهد داشت؛ همچنین بحث از سایر عناصر نظام تربیتی قرآن مانند مبانی، اصول، روش ها، اهداف، موانع، عوامل، زمینه ها، آثار، آسیب ها و… نیز که سطح وسیعی از آیات قرآن را در بر میگیرند، در معنای تربیت به مثابه یک فرایند جای میگیرند.169
اگر قلمرو تربیت را از حیث وسعت افراد، هم خود و هم دیگران بدانیم گزارههای اخلاقی که جنبه خود سازی دارد را نیز شامل میشود و تربیت معنای عامتری مییابد؛ در غیر اینصورت، قلمرو تفسیر تربیتی صرفاً به آیاتی که صرفاً جنبه دیگر سازی دارد محدود میگردد و تفسیر اخلاقی قرآن به عنوان گرایشی مستقل شکل میگیرد؛ در تفسیر اخلاقی تلاش میشود نکات اخلاقی آیات برجسته شود. فضایل و رذایل اخلاقی مورد اشاره صریح یا غیرصریح قرآن شناسایی و راهکارها و روش های آن برای اصلاح و زدودن رذایل، و شکل گیری و تقویت فضایل کشف گردد و مبانی و اصول حاکم بر این علم تبیین گردد تا امکان دست یابی به نظام اخلاقی قرآن فراهم گردد.
همچنین اگر روش شهودی و معارف عرفانی قرآن را به عنوان حیطهای جدا از تعلیم و تربیت در نظر بگیریم، تفسیر تربیتی شامل معارف این دانش نخواهد شد؛ اما اگر روش تربیت را اعمّ از روش های، عقلی، نقلی، تجربی، شهودی بگیریم طبعاً تفسیر عرفانی جزئی از تفسیر تربیتی و مددکار آن خواهد بود.
از منظر ساحت های تربیت نیز اگر پژوهشگری مهارتها و توصیههای آموزشی قرآن را استخراج و تحلیل نماید، تفسیر تربیتی صورت داده است؛ به شرط آنکه تربیت را اعمّ از حیطه عاطفی و رفتاری تلقی کند و حیطه شناختی را نیز در تعریف تربیت منظور نماید.
از منظر توصیفات وتجویزات قرآن نیز مسأله بسیار اهمیّت دارد؛ استخراج آموزه های تربیتی، صرفاً از گزاره های انشائی و تجویزی، دایره کار مفسّر را محدود میکند و توجّه توأمان وی به گزارههای توصیفی و تجویزی، به گسترش قلمرو پژوهشی وی میانجامد.
سوّم: با محدودسازی تفسیر به کشف دلالت های سه گانه مطابقی، تضمنی و التزامی، طبیعتاً نمیتوان همه آیات قرآن را «تفسیر تربیتی» کرد و قلمرو گستردهای از تفسیر تربیتی قرآن قائل شد؛ اما با سوق دادن معنای تفسیر به فراتر از دلالت های سه گانه مذکور؛ یعنی به سمت کشف اهداف و مقاصد آیات، (که معنای درست تفسیر نیز همین است) گستره تفسیر تربیتی بسیار وسیع میگردد؛ چراکه تمامی آیات آن برای هدایت و تربیت انسان نازل شده و مستقیم یا غیر مستقیم، پیام و هدف تربیتی دارند. از آنجا که تربیت می تواند مستقیم یا غیر مستقیم باشد، آیات قرآن نیز میتوانند مستقیم یا غیر مستقیم پیام تربیتی داشته باشند؛ برای مثال، وقتی مجموعهای از آیات به تبیین یک سنّت الهی میپردازند و پیام جمعی آنها، ارائه قانون الهی برای تربیت انسان است، تکتک آیاتی که در گستره تبیین این قانون قرار میگیرند دارای هدف و پیام (غیرمستقیم) تربیتی هستند؛ یا وقتی آیه یا واژه ای استنطاق مییابد، به واگویه دلالت تربیتی خویش می پردازد؛ مانند آنچه در دلالت تربیتی واژه «قوا» و «نار» در آیه وقایه، اشاره خواهد شد.
برخی دلالت های تربیتی نیز با تحلیل دقیقتر آیه و بهرهگیری از آیات دیگر قرآن، روایات معصومان(، دادههای دانش تربیتی و غیر تربیتی و… به دست میآید. در حقیقت، اگر تفسیر را کشف مراد الهی بدانیم، تمام تلاش هایی که مفسّر به این منظور انجام میدهد جزو عملیات تفسیر؛ بلکه فراتر از آن، یک ضرورت تفسیری خواهد بود؛ به عبارت دیگر، زمانی میتوان به کشف کامل مقاصد الهی از یک آیه پیبرد که در عملیات تفسیر به ژرفکاوی وسیعتری در منابع ممکن و گویای مقاصد آیه بپردازیم.
برای مثال؛ وقتی که قرآن به میوه ای مانند «انجیر» سوگند یاد میکند، شاید در نگاه ابتدایی پیام تربیتی و هدایتی آن آشکار نباشد؛ ولی با تحلیل دقیقتر و مددگیری از روایات معصومان 7 و استعانت از دادههای دانش پزشکی و علم گیاهشناسی و تغذیه می توان به پیامهای جالبی که مرتبط با ساحتهایی از تربیت است دست یافت که در زیر اشاره می شود:
1. «والتین»، «تذکّر» و «یادآوری» یک نعمت الهی است؛ اساساً «تذکّر» یکی از روش های تربیتی است که مصادیقی مانند تذکّر نعمات الهی،170 تذکّر مرگ،171و… دارد.172 تذکّر و یادآوری نعمت، مایه یادآوری ولیّ نعمت و زدودن غفلتِ عدم حضور وی میگردد.
2. در روایات تفسیری بر نقش برجسته غذایی این میوه اشاره شده است173 که می تواند مرتبط با دلالت و راهنمایی قرآن بر «تربیت جسمی» و ایجاد توان و قدرت به منظور اطاعت و بندگی الهی قلمداد گردد: «قوّ علی خدمتک جوارحی»174
3. «روش تأکید» که در این آیه به وسیله «سوگند» به کار گرفته شده است، یکی از روش های آموزشی و پرورشی است که بیانگر سیره قرآن در حذف، اصلاح، یا تثبیت