عَلَی، نوح، کشتی، میش

دانلود پایان نامه
و کانَتا فی الغَیْطِ تَرعِیانِ
ترجمه ـ شخصی دو میش داشت که هر دو [با هم] در چراگاه میچریدند.
2ـ إحْداهُما سَمِینَهٌ ، و الثانِیهْ عِظامُها مِنَ الهُزالِ بادیَهْ
ترجمه ـ یکی از آنها بسیار فربه بود و دومی از شدت لاغری، استخوانهایش نمایان بود.
3ـ فَکانَتِ الأُولی تُباهِی بِالسَّمَنْ و قولِهم بِأنَّها ذاتُ الثَّمَنْ
ترجمه ـ یکی از آن دو به فربهی خود مینازید و سخن همه دربارۀ او این بود که او گرانبها است.
4ـ و تَدَّعِی أنَّ لَهَا مِقدارا و أَنَّها تَستَوْقِفُ الأَبصارا
ترجمه ـ و [آن میش فربه] میخواست فرصتی داشته باشد تا به زودی چشمها را [به خود] خیره کند.
5ـ فَتَصْبِرُ الأُختُ عَلَی الإذْلالِ حامِلهً مَرارهَ الإدْلالِ
ترجمه ـ پس خواهرِ [لاغر] بر خواری [خواهر فربه] صبر کرد، [تا این که خواهر فربه از شدت فربهی مانند] آبستنی شد که تلخی سنگینی را میچشد.
6ـ حتَّی أَتَی الجَزَّارُ ذاتَ یَومِ و قَلَبَ النَّعجَهَ دُونَ القَومِ
ترجمه ـ تا این که یک روز قصّاب از راه رسید و بدون توجه به دیگر گوسفندان، میش [فربه] را ورانداز کرد.
7ـ فَقالَ لِلمالِکِ: أَشتَرِیْها و نَقَدَ الکیسَ النَّفیسَ فِیها
ترجمه ـ پس به صاحبش گفت: آن را میخرم و یک کیسه پول گرانبها به خاطر آن، نقد پرداخت کرد.
8ـ فانْطَلَقَتْ مِنْ فَوْرِها لأُختِها و هِیَ تَشکُّ فِی صَلاحِ بَختِها
ترجمه ـ پس[میشِ فروخته شده] بیدرنگ به نزد خواهرش شتافت درحالی که به خوش اقبالیاش تردید داشت.
9ـ تَقُولُ: یا أُختاهُ خَبِّرِینِی هَلْ تَعرِفینَ حامِلَ السِّکِینِ؟
ترجمه ـ میگفت: ای خواهر به من خبر دِه، آیا تو [مرد] چاقو به دست را میشناسی؟
10ـ قالَتْ: دَعِینی و هُزالی و الزَّمَنْ و کَلِّمی الجَزَّارَ یا ذاتَ الثَّمَنْ!
ترجمه ـ [خواهرش]گفت: مرا رها کن تا با لاغری و روزگار درازم همراه باشم. برو از خود قصّاب بپرس ای گرانبها!
11ـ لِکُلِّ حالٍ حُلوُها و مُرُّها ما أَدَبَ النَّعجَهِ إلاّ صَبرُها
ترجمه ـ برای هر حالی شیرینی و تلخی است. [اما] هیچ چیز جز صبر، میش را ادب نمیکند. (کنایه از این که دست روی دست گذاشتن و خوردن و خوابیدن بیجا باعث نابودی میشود.)

السَّفِینَهُ و الْحَیَوَانات
کشتی و حیوانات
***
1ـ لَمَّا أَتَمَّ نُوحٌ السَّفینَهْ و حَرَّکَتْـها القُدرَهُ المُعینَهْ
ترجمه ـ هنگامی که نوح [ساختن] کشتی را به پایان رساند و نیروی یاری دهندۀ [خدا] آن را به حرکت درآورد.
2ـ جَرَی بِها ما لا جَرَی بِبالِ فَما تَعالی المَوجُ کَالجِبالِ
ترجمه ـ [بر روی چنان دریایی] روان شد که هرگز به تصوّردر نمیآید و امواج آن بالا نمیآمد مگر به اندازۀ کوهها.
3ـ حتَّی مشَی اللَّیثُ مَعَ الحِمارِ و أَخَذَ القِطُّ بأَیدِی الفارِ
ترجمه ـ [وضعیت خیلی هولناک بود] طوری که شیر و الاغ با هم میرفتند و گربه موش را در دستانش گرفته بود.
4ـ و اسْتَمَعَ الفیلُ إلی الخِنزیرِ مُوتَنِساً بِصَوتهِ النَّکیرِ
ترجمه ـ و فیل گوش به خوک سپرده و با صدای ناخوشایند او اُنس گرفته بود.
5ـ و جَلَسَ الهِرُّ بِجَنبِ الکَلبِ و قَبَّلَ الخَروفُ نابَ الذِّئبِ
ترجمه ـ و گربه در کنار سگ نشسته بود و گوسفند بر دندان گرگ بوسه میزد.
6ـ و عَطَفَ البازُ عَلَی الغَزَالِ و اجْتَمَعَ النَّملُ عَلَی الأَکَّالِ
ترجمه ـ و باز[شکاری] با آهو مهربان گشته و مورچه و مورچهخوار با هم یکی شده بودند.
7ـ و فَلَتِ الفَرخَهُ صُوفَ الثَّعلبِ و تَیَّمَ ابنَ عِرْسَ حُبُّ الأَرنبِ
ترجمه ـ و جوجه پشم روباه را [ از وجود شپش] نجات میداد و محبت خرگوش، راسو را شیدا کرده بود.
8ـ فَذَهَبَتْ سَوابِقَ الأَحقادِ و ظَهَرَ الأَحبابُ فی الأَعادِی
ترجمه ـ پس کینههای گذشته از میان رفته و دوستیها در میان دشمنان آشکار شده بود.
9ـ حتّی إذا حَطُّوا بِسَفْحِ الجُودی و أَیْقَنُوا بِعَودَهِ الوُجودِ
ترجمه ـ تا این که بر کوه جودی فرود آمدند و به بازگشت هستی و زندگی یقین حاصل کردند.
10ـ عادوا إلی ما تَقْتَضِیهِ الشِّیمهْ و رَجَعوا لِلحالهِ القَدیمهْ
ترجمه ـ بر آنچه که خوی و طبیعت به آن حکم میکند بازگشتند و همان حال گذشته را در پیش گرفتند.
11ـ فَقِسْ عَلَی ذلکَ أَحوالَ البَشَرْ إِنْ شَمِلَ المَحذُورُ ، أَو عَمَّ الخَطَرْ
ترجمه ـ پس رفتار آدمیان را [در آن هنگام] که سختی و یا خطر همه کس و همه چیز را فرا بگیرد با [این داستان] مقایسه کن.
12ـ بِیْنا تَرَی العالَمَ فی جِهادِ إذْ کُلُّهُمْ عَلَی الزَّمانِ العَادِی
ترجمه ـ در این حال، دنیا را در نبرد میبینـی، زیرا همۀ آنها[ آدمیان] بر زمانه شوریدهاند.
القِردُ فی السَّفِینَه
میمون در کشتی
***
1ـ لَمْ یَتَّفِقْ مِمّا جَرَی فی المَرکَبِ کَکِذبِ القِردِ عَلَی نوحِ النَّبی
ترجمه ـ از آنچه در کشتی نوح به وقوع پیوست، هیچ چیز مانند دروغ میمون با نوح [شگفتانگیزتر] رخ نداد.
2ـ فَإنَّهُ کانَ بِأَقصی السَّطحِ فاشْتاقَ مِنْ خِفتهِ لِلْمَزْحِ
ترجمه ـ زیرا او در دورترین جای کشتی بود و به خاطر سبک مغزیاش به شوخی اشتیاق بسیار داشت.
3ـ و صاحَ: یا لَلطَّیرَ و الأَسماکِ لِموجَهٍ تَجِدُّ فی هَلاکی!
ترجمه ـ و فریاد کشید: ای پرندگان و ماهیها، [فریاد] از موجی که شتابان برای مرگم میآید.
4ـ فَبَعَثَ النَّبیُّ لَهُ النُّسُورا فَوَجَدَتْهُ لاهیاً مَسرورا!
ترجمه ـ و [نوح] پیامبر کرکسها را به سوی او فرستاد؛ پس آنها درحالی او را یافتند که بیاعتنا و شادمان بود.
5ـ ثُمَّ أَتَی ثانیهً یَصیحُ: قَدْ ثُقِبَتْ مَرکَبُنا یا نوحُ!
ترجمه ـ سپس یک بار دیگر درآمد و فریاد کشید: ای نوح کشتیمان سوراخ شده است.
6ـ فَأَرسَلَ النَّبیُّ کُلَّ مَنْ حَضَرْ فَلَمْ یَرَوا کَما رَأَی القِردُ خَطَرْ
ترجمه ـ و نوح همۀ کسانی را که [در کشتی] حاضر بودند [به جستجو] فرستاد، ولی هیچ کس چنان که میمون خطر را دیده بود، [چیزی] ندیدند.
7ـ و بَینَما السَّفیهُ یوماً یَلعَبُ جادَتْ بِهِ عَلَی المِیاهِ المَرکبُ
ترجمه ـ و یک روز درحالیکه آن نادان بازی میکرد، کشتی روان بر روی آب، به او لطفی کرد. (او را به آب انداخت.)
8ـ فَسَمِعُوهُ فی الدُّجَی یَنُوحُ یَقُولُ: إِنِّی هالِکٌ یا نوحُ
ترجمه ـ پس همه صدای او را شنیدند که در تیرگی [امواج] ناله سر میداد و میگفت: ای نوح من هلاک شدم.
9ـ سَقَطْتُ مِنْ حِماقَتی فی الماءِ و صِرْتُ بَینَ الأَرضِ و السَّماءِ
ترجمه ـ به خاطر نادانیام در آب افتادم و میان آسمان و زمین [آویزان] شدم.
10ـ فَلَمْ یصَدِّقْ أَحَدٌ صِیاحَهْ و قِیلَ حَقَّاً هذه وِقاحَهْ
ترجمه ـ ولی هیچ کس فریادهایش را باور نکرد و گفتند به راستی که این [بازهم] از بیشرمی اوست.
11ـ قَدْ قالَ فی هذا المَقامِ مَنْ سَبَقْ أَکذَبُ ما یُلفِی الکَذوبُ إِنْ صَدَقْ
ترجمه ـ کسی که در چنین جایگاهی گوی سبقت را از همگان ربوده، چنین گفته است: دروغگو هر آنچه میلافد، اگرچه راست گفته باشد، من آن را دروغ میدانم. (منظور شخص دانایی است که در این زمینه بهترین حرف را گفته است.)
12ـ مَنْ کانَ مَمْنُوَّاً بِداءِ الکِذبِ لا یَتْرُکُ اللهَ ، و لا یُعفِی نبی!
ترجمه ـ هرکس به بیماری دروغگویی مبتلا باشد، از خدا و پیامبر هم دست بر نمیدارد. (کنایه از این که دروغگو همیشه مزاحم خدا و پیامبرانش میشود، چه رسد به دیگر بندگان او!.)
نوح علیه السلام و النَّمْلَهُ فی السَّفِینَه
نوح علیه السلام و مورچه در کشتی
***
1ـ قَدْ نوحٌ أَنْ یُباسِطَ قَوْمَهُ فَدَعا إلیهِ مَعاشِرَ الحَیَوانِ
ترجمه ـ نوح(ع) میخواست آشکارا با قوماش سخن بگوید؛ پس جماعت جانوران به سوی او آمدند.
2ـ و أَشارَ أَنْ یَلِیَ السَّفینهَ قائِدٌ مِنهُم یَکونُ مِنَ النُّهی بِمکانِ
ترجمه ـ و اشاره کرد که کشتی را فرماندهی از میان آنان که در خردمندی صاحب جایگاهی است اداره کند.
3ـ فَتَقَّدَمَ اللَّیثُ الرَّفیعُ جَلالُه و تَعَرَّضَ الفیلُ الفخیمُ الشانِ
ترجمه ـ پس شیر بلند مقام باشکوه جلو آمد و [نیز] فیل عالیقدر پیشقدم شد.
4ـ و تلاهُما باقِی السِّباعِ، و کُلُّهُمْ خَرُّوا لِهَیبَتِهِ إلی الأَذقانِ
ترجمه ـ و بقیۀ حیوانات به دنبال آن دو [شیر و فیل] رفتند، در حالیکه همۀ آنها

مطلب مرتبط :   تسلیحات، اتحادیه، متعارف، عربکلمات کلیدی نوشته :جستاری در