عشق، بیت:، دل، عقل

دانلود پایان نامه
، به خواص
هر نگاری که برین، تختهی زنگار رود
.4
خمر خوار از چمن این فصل، به خانه نرود
ور رود هم، به در خانهی خمّار رود
.5
ساغر گل چو به بیند به چمن، عاشق ازو
مست باز آید، هر چند که هشیار رود
.6
چهرهی تازهی گل، چون رخ دلبر شکفد
قامت سرو سهی، چون رخ دلدار رود
.7
شعر الوان، جسد رزمهی بزّاز شود
بوی ریحان، مدد کلبهی عطّار رود
.8
هرچه کشتست همه بزم بهشت آراید
هرچه خارست، همه لعبت فرخار رود
.9
فاخته چون به چنار آید و بلبل به چمن
زاغ با راغ شود، سار به کهسار رود
.10
بلبل از شعر رود، رودکیای دیگر باز
گل چو در حسن، دگر بار چو عیّار رود
.11
خاطر از دام غم دهر، کی آزاد شود
دل چو در بندِ غمِ دهر، گرفتار رود
.12
عیش باقی طلب از حق، که درین دارفنا
چون من و چون تو، بسی آید و بسیار رود
.13
عهد عمر آن به می و لهو، تواند گذراند
که ز بد عهدی ایّام، خبردار رود
وزن شعر: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن اصلم)
بیت1: آمد آن وقت، که گلشن چو رخ یار رود یار تا باز، به کاشانهی گلزار رود
کاشانه: خانه خرد و کوچک، خانه زمستانی .(معین،1374)
معنی بیت: وقت آن رسید که گلستان چون رخ یار شود و یار دوباره به گلزار بیاید.
بیت2: گاه آن شد، که برین صفحهی زنگارین رنگ بس نگار از قلم صنع، به دیدار رود
زنگارین: سبزرنگ .(معین،1374)
صنع: 1- ساختن، آفریدن. 2- آفرینش. (معین،1374)
صفحه زنگارین رنگ کنایه از: دنیا – نگار کنایه از: گل و گیاه
معنی بیت: وقت آن است که از قلم آفرینش خداوند، در این دنیای سرسبز، گلها و گیاهان بسیاری به وجود آید.
بیت3: تا برد زنگ غم از صفحهی خاطر، به خواص هر نگاری که برین، تختهی زنگار رود
زنگ: کنایه از: غم، اندوه، شب، تیرگی .(معین،1374)
تخته زنگار کنایه از: دنیا. – نگار کنایه از: گل
معنی بیت: تا هر گلی که بر این صفحه سبزرنگ به وجود میآید. تیرگی غم را از ذهن مقربان پاک کند.
بیت4: خمر خوار از چمن این فصل، به خانه نرود ور رود هم، به در خانهی خمّار رود
معنی بیت: شراب خوار در این فصل از گلزار بیرون نمیرود و مدام به شراب خواری مشغول است و اگر هم بیرون رود به در خانه باده فروش میرود.
بیت5: ساغر گل چو به بیند به چمن، عاشق ازو مست باز آید، هر چند که هشیار رود
ساغر گل کنایه از: گل سرخ
معنی بیت: عاشق چون سرخی گل را در چمنزار ببیند هر چقدر هم که هوشیار باشد مست میشود.
بیت6: چهرهی تازهی گل، چون رخ دلبر شکفد قامت سرو سهی، چون رخ دلدار رود
تشبیه تفضیل
معنی بیت: غنچه گل مثل چهره معشوق شکوفا میشود و سرو راست قامت چون چهره دلدار سرسبز میشود.
بیت7: شعر الوان، جسد رزمهی بزّاز شود بوی ریحان، مدد کلبهی عطّار رود
رزمه: رزمه. بقچهی بزرگ. بوقچهی رخت. بستهی قماش. بقچه. (دهخدا،1377)
بزاز: پارچه فروش ، جامه – فروش .(دهخدا،1377)
معنی بیت: شعر زیبا و رنگین چون پارچهی پارچه فروشان میشود. و بوی ریحان به خوشبو کردن دکان عطرفروش کمک میکند.
بیت8: هرچه کشتست همه بزم بهشت آراید هرچه خارست، همه لعبت فرخار رود
لعبت: معشوق، بُت، دلبر. (معین،1374)
معنی بیت: هر کشتهای سبب آراسته شدن جشن بهشت و هر خاری چون زیباروی فرخار میشود.
بیت9: فاخته چون به چنار آید و بلبل به چمن زاغ با راغ شود، سار به کهسار رود
فاخته: رجوع شود به غزل 55 بیت 5 صفحه 66
چنار: از درختان بی میوه، دارای برگ های پهن و پنجهای. یکی از درختان زیبا و پر دوام با تنهای بسیار قطور. چنال، صنار، ارس .(معین،1374)
راغ: 1- مرغزار. 2- دامن کوه. 3- صحرا. (معین،1374)
سار: پرنده ای است سیاه و خوش آواز که خالهای سفید ریزه دارد. و مرغ ملخ خوار نوعی از آن است. در عربی آن را زرزور و در ترکی صغجق گویند. و در شیراز آن را کاوینک گویند. نام مرغی است سخنگوی. مرغی است حلال گوشت از جملهی طیور وحشی. (دهخدا،1377)
زاغ و راغ جناس لاحق
معنی بیت: وقتی که فاخته به شاخه چنار میآید و بلبل به باغ و بوستان باز میگردد. زاغ به دشت و صحرا میرود و سار به کوهسار میرود.
بیت10: بلبل از شعر رود، رودکی دیگر باز گل چو در حسن، دگر بار چو عیّار رود
رودکی: جعفربن محمدبن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی مکنی به ابوعبداﷲ از شعرای شیرین زبان فارسی است. وی بسال 329 ه .ق. در رودک وفات یافت. (دهخدا،1377)
معنی بیت: وقتی گل بار دیگر زیبایی خود را به نمایش بگذارد و چون عیاران دل را بدزدد. بلبل از عشق گل چون رودکی شروع به شعر سرودن میکند.
بیت11: خاطر از دام غم دهر، کی آزاد شود دل چو در بندِ غمِ دهر، گرفتار رود
معنی بیت: وقتی که دل به غم روزگار اسیر شود. ذهن و ضمیر کی از زندان غم روزگار آزاد میشود.
بیت12: عیش باقی طلب از حق، که درین دارفنا چون من و چون تو، بسی آید و بسیار رود
دارفنا کنایه از: دنیا
معنی بیت: از خداوند زندگانی جاودان طلب کن زیرا در این دنیا افراد بسیاری چون من و تو میآیند و میروند.
بیت13: عهد عمر آن به می و لهو، تواند گذراند که ز بد عهدی ایّام، خبردار رود
معنی بیت: آن کسی میتواند روزگار خود را به نوشیدن می و بازی و سرگرمی سپری کند که از پیمان شکنی روزگار خبر دارد.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درمورد اقدامات تأمینی و تربیتی و دیوان کیفری بین المللی

غزل112

.1
عقل برآید ز عمل، عشق چو بر کار رود
عشق بگشاد کمین، عقل گرفتار رود
.2
رای تو مِسطَر عقل، از19 خط ناموس کشد
دل سرگشته صفت، بس که چو پرگار رود
.3
قطرهی باران عطا، گر به تو از قلزم عشق
در صدف سینه فتد، گوهر شهوار رود
.4
عشقت اگر روی دهد، ذوق و صفا روی نهد
دوست اگر دوست بود، یار ورا یار بود
.5
هر که در عشق زند، دانک به مفتوح رسد
راه به مقصد که برد، آنک طلب کار بود
.6
بر پی جانان که رود، عاشق سرمست رود
بر ره عفّت که رود، عاقل هشیار رود
.7
آئینه دل که شدت، مایل زنگ ظلمات
صیقلش ار عشق دهد، فایض انوار رود
.8
طبع تو و فکر تو گر، همه جاذبهی عشق بود
بر صفت خاک و هوا، ثابت و سیّار رود
.9
لطف که از بی هنری، همدم رندان نسزد
عشق اگر ره بردش، هم صف احرار رود
وزن شعر: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
بیت1: عقل برآید ز عمل، عشق چو بر کار رود عشق بگشاد کمین، عقل گرفتار رود
برکار: آگاه بکار. مسلط بکار (دهخدا،1377)
معنی بیت: چون عشق و شیفتگی مسلط شود، عقل از عمل باز میماند و چون عشق به قصد اسیر کردن دل کمین کند عقل اسیر و مبتلا میشود.
بیت2: رای تو مِسطَر عقل، از خط ناموس کشد دل سرگشته صفت، بس که چو پرگار رود
مسطر: خطکش. آلت خطکشی. سطرآرای هندسی که بدان خطهای راست و مستقیم میکشند. مسطره. ج، مَساطر. // مسطر نعت مفعولی از تسطیر. نوشته شده و نوشته و مکتوب. (دهخدا،1377)
ناموس: رجوع به غزل 10 بیت 10 صفحه 33
معنی بیت: بس که دل آواره خوی چون پرگار از عشق به دور خود چرخید. اندیشه تو با خط کش عقل خطی برای عشق او تعیین کرد.
بیت3: قطرهی باران عطا، گر به تو از قلزم عشق در صدف سینه فتد، گوهر شهوار رود
سینه به صدف و دل به گوهر شاهوار تشبیه شده – قلزم عشق اضافه تشبیهی
معنی بیت: اگر به دل تو از دریای عشق، قطرهای از باران بخشش برسد. این قطره در صدف سینه تو به مروارید شاهوار تبدیل میشود.
بیت4: عشقت اگر روی دهد، ذوق و صفا روی نهد دوست اگر دوست بود، یار ورا یار بود
معنی بیت: اگر عشق تو به ما برسد خوشی و زنده دل بودن به ما روی میآورد. اگر دوست همراه باشد یار هم با او همراه میشود.
بیت5: هر که در عشق زند، دانک به مفتوح رسد راه به مقصد که برد، آنک طلب کار بود
مفتوح: گشاده شده. گشاده و باز شده. گشوده. باز. مقابل مسدود. (دهخدا،1377)
طلبکار: طلبنده. خواهان و آرزومند. زغبوت خواستار (دهخدا،1377)
معنی بیت: هر کس به عشق روی بیاورد بی شک در کارش گشایش حاصل میشود. آن کسی به مقصد راه میبرد که خواهان و آرزومند باشد.
بیت7: آئینه دل که شدت، مایل زنگ ظلمات صیقلش ار عشق دهد، فایض انوار رود
ظلمات و انوار تضاد – آیینه دل اضافه تشبیهی
معنی بیت: آیینه دلت که ظلمت تاریکی گرفت اگر عشق آن را جلا بدهد پخش کننده روشنیها میشود.
بیت8: طبع تو و فکر تو گر، همه جاذبهی عشق بود بر صفت خاک و هوا، ثابت و سیّار رود
لف و نشر
معنی بیت: سرشت تو و فکر اگر کاملاً جذب عشق شوند. مانند خاک و هوا پابرجا و سیرکننده میشوند.
بیت9: لطف که از بی هنری، همدم رندان نسزد عشق اگر ره بردش، هم صف احرار رود
احرار: 1- جِ حر؛ آزادان، آزادگان. 2- ایرانیان .(معین،1374)
معنی بیت: لطف که به دلیل بی هنری حتی سزاوار همنشینی با رندان هم نیست اگر به عشق

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد با موضوع افسانه های عامیانه و شاهنامه ی فردوسی