روانشناسی : نظریه ­های افسردگی – مدل تکرار غیرارادی خود نظم بخش

مدل سبکای پاسخیبه افسردگی

افسردگی

تحقیق­ها نشون می دهد آدمایی که دپرس می شن شبه صفاتی دارن که ممکنه بر خلق اونا اثر بذارن. اگه اینجور حالتی اتفاق بیفته یعنی صفات شخصیت بر خلق اثر بذارن، فرق­های فردی در صفات شخصیت، باعث بروز افسردگی به روش های جور واجور می شه. مثلا کلاین،  وندرلیچو شیا[۶](۱۹۷۷) فکر می کنند که خصوصیات شخصیتی پایدار مثل وابستگی و بی مشکل گرایی[۷] با کیفیت های متفاوت در بیان افسردگی ربط دارن. بعضی از افراد ملال انگیز به طور منظم به جنبه های منفی اطلاعات بیشتر از جنبه های مثبت و خنثی توجه می کنن، خاطرات منفی بیشتری رو به یاد می بیارن و اطلاعات منفی رو زیادتر از اندازه پردازش می کنن (سیگل[۸] و اینگرام، ۱۹۷۷).

پردازش منفی اطلاعات در حد بسیار زیاد رو تفکر[۹] می گن.

این دیدگاه که صفات شخصیتی خاص باعث ایجاد خلق مخصوصی می شن و خود این خلق بر پردازش اطلاعات اثر می گذارد، به دیدگاه راستینگ و دهارت[۱۰] (۲۰۰۰) نزدیکه.

نولن ـ هوکسما[۱۱] (۱۹۹۳، ۲۰۰۰؛ نولن ـ هوکسما، پارکر و لارسون[۱۲]، ۱۹۹۴) براین پایه نظریه سبک­های پاسخی به افسردگی رو بیان فرق­های فردی در سیر، مدت و خلاص شدن از علائم افسردگی ارائه کرده. اون عقیده داره که نوع جواب فرد به علائم افسردگی در مدت زمان تجربه اون علائم اثر می گذارد.

آدمایی که سبک پاسخی اونا اندیشناکیه، بر علائم، علل ممکن و نتیجه های این علائم متمرکز می شن. تفکر یعنی تمرکز همیشگی بر علل، معنا و نتیجه های علائم افسردگی. جواب­های تفکر به افسردگی به عنوان رفتارها و افکاری تعریف می شن که توجه فرد رو به سمت علائم افسردگی و نتیجه های منفی اونا متمرکز می کنه. محتوای شناخت­واره های آدما که سبک جواب تفکر دارن بعضی وقتا مثل افکار خودآیند منفیه که به وسیله بک وهمکاران توضیح داده شده، اما این سبک پاسخی با افکار خودآیند یکی نیس. سبک پاسخی تفکر شامل الگوهایی از رفتارها و افکاریه که توجه فرد رو به سمت حالت هیجانی اون متمرکز می کنه و اون رو از هرگونه عملی که باعث برگردوندن توجه از خلق منفی می شه، باز می داره.

سبک پاسخی تفکر سبکی ناکارآمده که باعث موندگاری حالت افسردگی می شه. از طرفی سبک پاسخی توجه گردانیباعث کم شدن نشونه های افسردگی می شه. دویس[۱۳]و نولن ـ هوکسما (۲۰۰۰) در پژوهشی به این نتیجه رسیدن که تفکر یه سبک شناختی انعطاف ناپذیر[۱۴]است.

مدل شناختی جدید بک از افسردگی

نظریه شناختی در مورد افسردگی درزمان ۳۰ سال گذشته تماشاگر تغییراتی بوده. طبق قانون بندی­ها راه و روش شناختی، عاطفه (هیجانی) یه حالت ذهنیه که در نتیجه آزمایش محرک­های داخلی یا خارجی بوجود میاد.

در دیدگاه شناختی، طرح ها، اجزاء یا بلوکای سازنده واسه بازنمایی داخلی معنی به حساب می روند، پردازش اطلاعات در حالت اولیهدارای ویژگی­های زیر می باشه:

۱ـ پیچیده تر و ترکیبی تره.

۲- خودآیند و بی تلاشاست و کمتر حالت تحلیلی داره.

۳ـ برانگیخته س یعنی وقتی فعال شد به سیستم پردازش اطلاعات حاکم می شه.

۴ـ طرح مفهومی – شناختی[۱۵] است.

در افسردگی روش از دست دادن اولیه بر پردازش اطلاعات حاکم می شه. فعال سازی روش از دست دادن اولیه در شکل ۳ نشون داده شده.

شکل۲-۳: فعال سازی روش از دست دادن اولیه در افسردگی(کلارک، بک و آلفورد، ۱۹۹۹، ص ۸۹)

ممکنه تقریباً ساده باشه و یه معنی ساده رو مثل میزبازنمایی کنن یا اینکه ممکنه پیچیده باشن و واسه بازنمایی مفاهیم پیچیده تر بکار می روند. طرح ها دو ویژگی کلی دارن.

۱ـ ساختار طرح[۱۶]

۲ـ محتوای طرح[۱۷]

در دیدگاه شناختی جدید، شکل های جور واجور متفاوتی از طرح ها مطرح شده. این طرح ها با عملکردها یا جنبه های متفاوت سیستم زیستی ـ روانی ـ اجتماعی[۱۸]مطابقت دارن.

اولین نوع طرح ها، طرح های شناختی ـ مفهومیهستند که واسه انتخاب، اندوزش و تفسیر اطلاعات لازم و لازمن. این طرح ها نقش اصلی رو در شناخت درمانی افسردگی و نظریه شناختی بازی می کنن.

دومین نوع طرح ها، طرح های عاطفی[۱۹]هستن که درک حالت­های احساسی و ترکیبات متفاوت اونا رو ممکن می گردونن. طرح های عاطفی در راهبردهای روانی ـ زیستی که با زنده موندن رابطه داره، نقش عملکردی دارن.

 

طرح های فیزیولوژیک[۲۰]سومین نوع از ساختارهای شناختی هستن که کارکرد و پروسه های جسمی رو بازنمایی می کنن. این طرح ها محرک­های حسی ـ عمقی[۲۱]رو که از احشاء و ماهیچه های بدن نشأت می گیرد، رو پردازش می کنن. به درد نخوری اینجور طرح هایی منتهی به آسیب روانی واز جمله مشکلات آسیمگی[۲۲]و خود مریض انگاری[۲۳] می شه.

مشکلات

چهارمین نوع طرح ها، طرح رفتاری[۲۴]هستن. این طرح ها نشون دهنده رمزگان ذهنی گرایشی و برنامه های آمادگی واسه عمل می باشن که به عمل­های خودآیند و هماهنگ شده خیلی از جواب­های حرکتی که در رفتاری بیانی پیچیده دخالت دارن، اجازه میدن. طرح های انگیزشی[۲۵]رابطه نزدیکی با بخش رفتاری دارن. این طرح که به سطوح جور واجور فعالیت، جهت بخشی و پاسخدهی ربط دارن در موجود انسانی وجود دارن.

در دیدگاه شناختی، ساختارهای معنایی فرد ـ خاص[۲۶] یا طرح ها با بنیاد به درد نخوری شناختی در مشکلات هیجانی به حساب می روند و این معنی، پایه نظریه های شناختی در ۳۰ سال گذشته به حساب می رود. با این وجود، بک تازگیاً معنی روش[۲۷] (سبک) رو واسه بازنمایی اطلاعات به کار بدره س.

روش بیان کننده یه ساختار وسیع تر، ترکیبی تر و منظم تر در بازنمایی معناست. روش شامل مجموعه ای اختصاصی از طرح های شناختی ـ مفهومی، عاطفی، فیزیولوژیکی، رفتاری و انگیزشیه که واسه کنارآمدن با خواسته ها و برنامه های موجود در ارگانیزم سازمان دهی می شن.

[۱]. self – focused attention

[۲]. Pyszczynski

[۳]. Greenberg

[۴]. self – regulatory Perseveration

[۵]. response style

[۶]. Klien, Wonderlich & Shea

[۷]. Perfectionsim

[۸]. Siegle

[۹]. rumination

[۱۰]. Rusting and Dehart

[۱۱]. Nolen – Hoeksme

[۱۲]. Parker & Larson

[۱۳]. Davis

[۱۴]. inflexible cognitive style

[۱۵]. cognitive – conceptual schemas

[۱۶]. schema structure

[۱۷]. schema content

[۱۸]. biopsychosocial

[۱۹]. affective schemas

[۲۰]. Physiological

[۲۱]. Proprioceptive

[۲۲]. Panic Disorder

[۲۳]. Hypochonderiasis

[۲۴]. Behavioural Schemas

[۲۵]. Motivational Schema

[۲۶]. Idisyncrotic

[۲۷]. Mode