دل، بیت:، کام، عاشق

دانلود پایان نامه
جان غمگین من هم مثل دل نالانم به دنبال عشق معشوق از جسم ضعیفم خارج شود.
بیت9: عمر بی یار بسر برد به ناکامی لطف که دمی گفت به سر بی رخ یارم نرود
معنی بیت: لطف عمر خود را بدون وصال یار به ناامیدی گذراند و گفت لحظهای بی وصال یار نمیتوان زندگی کرد.

غزل109

.1
چون مرا بی می و معشوق بسر می نرود
غیر معشوق و میم در سر و سر می نرود
.2
دلم از خانه برون شد که درون می ناید
به دلم شوق در آمد که به در می نرود
.3
همدم دیو و هوا دار پری رویانست
بر طریق ملک و رسم بشر می نرود
.4
خبر خستهِ دل من به همه جائی شد
چون ترا از من دل خسته خبر می نرود
.5
دل عاشق به هواداری عیسی نفسان
از ره از قول ملامتگر خر می نرود
.6
همه با عاشق قلّاش مصاحب گردد
صاحب عامل و اصحاب بصر می نرود
.7
از ره کام نه آنست که واگیرد کام
گر میسّر رودش کام و گر می نرود
.8
با رفیقی ز رفیقان غم دل میگفتم
که روا کام دل از کسب هنر می نرود
.9
گفت چون زر رود از سیم همه کار ترا
سیم چون نیست ترا کار چو زر می نرود
.10
از قضاهاست همه کار که نامنتظم است
کار کس منتظم الّا به قدر می نرود
.11
تو رضا ده به قضا وین قدر آنگاه بدان
کز قضا هرچه قدر رفت دگر می نرود
.12
دوست گر درد دلم را به دوا می نرسد
یار اگر ناظر حالم به نظر می نرود
.13
لطف دل شیفته زینسان که گرفتار دلست
نبود طرفه که دل شیفته تر می نرود
وزن شعر: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس اصلم)
بیت2: دلم از خانه برون شد که درون می ناید به دلم شوق در آمد که به در می نرود
بیرون شدن دل از خانه کنایه از: عاشق شدن
معنی بیت: دلم را از دست داده و عاشق شدهام و دیگر به جای خود باز نمیگردد، و آنچنان عشقی به دلم وارد شده است که هرگز بیرون نمیرود.
بیت3: همدم دیو و هوا دار پری رویانست بر طریق ملک و رسم بشر می نرود
معنی بیت: دلم همنشین دیو (شیطان) و طرفدار زیبارویان است و دیگر به راه فرشته و شیوه انسان عمل نمیکند.
بیت4: خبر خستهِ دل من به همه جائی شد چون ترا از من دل خسته خبر می نرود
معنی بیت: خبر دل غمین من در همه جا پخش شده است. چگونه است که تو از دل غمناک من خبر نداری.
بیت5: دل عاشق به هواداری عیسی نفسان از ره از قول ملامتگر خر می نرود
عیسی نفس: عیسی دم. مسیحادم. دارای دمی چون دم عیسی جان بخش. ولی ّ کامل که مرده را زنده کند. آنکه دمی مانند عیسی دارد و مرده را زنده کند و بیمار را شفا دهد. (دهخدا،1377)
ملامتگر: نکوهنده و نکوهش کننده و سرزنش نماینده. عاذل. لائم. نکوهشگر. ملامت کننده. ملامت گو (دهخدا،1377)
معنی بیت: دل عاشق من با گفتار سرزنشگرِ بدخواهان از هواداری معشوق دست نمیکشد.
بیت6: همه با عاشق قلّاش مصاحب گردد صاحب عامل و اصحاب بصر می نرود
قلاش: کلاش. 1- بیکاره، ولگرد. 2- باده پرست، مفلس. 3- حیله گر. (معین،1374)
معنی بیت: دلم با عاشق حیله گر همنشین شده و به دنبا همنشینان عمل کننده و صاحبان بصیرت نمیرود.
بیت7: از ره کام نه آنست که واگیرد کام گر میسّر رودش کام و گر می نرود
معنی بیت: اگر مرادش حاصل شود یا نشود کسی نیست که ز مقصود خود دست بکشد.
بیت8: با رفیقی ز رفیقان غم دل میگفتم که روا کام دل از کسب هنر می نرود
معنی بیت: با یاری از یارانم درد دل میکردم. که با به دست آوردن و یادگرفتن صنعت به مراد دل نخواهیم رسید.
بیت9: گفت چون زر رود از سیم همه کار ترا سیم چون نیست ترا کار چو زر می نرود
کار چون زر رفتن کنایه از: روان شدن (آسان شدن) کار
معنی بیت: گفت اگر پول داشته باشی کار تو آسان میشود. این که کارت پیش نمیرود به علت نداشتن مال است.
بیت10: از قضاهاست همه کار که نامنتظم است کار کس منتظم الّا به قدر می نرود
نامنتظم: پراکنده. بی انتظام. مقابل منتظم .(معین،1374)
منتظم: مرتب شده، به نظم درآمده . (معین،1374)
قدر: سرنوشت، تقدیر. (معین،1374)
معنی بیت: به علت قضاست(پیشامد) که همهی کارها پراکنده است، کار هیچ کس سامان نمییابد مگر اینکه تقدیر باشد.
بیت11: تو رضا ده به قضا وین قدر آنگاه بدان کز قضا هرچه قدر رفت دگر می نرود
قدر و قدر جناس
معنی بیت: تو به قضا خشنود باش و این قدر بدان که هرچیزی که تقدیرت باشد همان میشود.
بیت12و13: دوست گر درد دلم را به دوا می نرسد یار اگر ناظر حالم به نظر می نرود
لطف دل شیفته زینسان که گرفتار دلست نبود طرفه که دل شیفته تر می نرود
درد دل: مجازاً، یاد کردن غم گذشته بر کسی. شرح غمها. بیان اندوه خود به دیگری شرح غم و اندوه. غم و شادی گفتن. بیان شکایت و جفای کسی به وی. غمهای پنهان. شکوی. گله. اندمه. و با کردن صرف شود. (دهخدا،1377) حکایت رنج (معین،1374)
معنی بیت: اگر دوست بر غمهای دلم دوا نمیگذارد و یار اگر با نگاهی به حالم نظر نمیافکند. لطف عاشق این طور که گرفتار عشق است عجیب نیست که عاشقتر نشود.

مطلب مرتبط :   پایان نامه درباره دعوای استرداد و حقوق طلبکاران

غزل110

.1
هیچم هوای مهر تو، از دل نمیرود
نقش رخ توام، ز مقابل نمیرود
.2
دارد دلم به وصل رخت، قربی آنچنان
بُعد مکانش، مانع و حایل نمیرود
.3
هر دیدهات که دید، دلش مایل تو گشت
کو دیدهای که دیدت و مایل نمیرود
.4
تا دل بدید، حلقهی زنجیر زلف تو
دیوانه رفته است، که عاقل نمیرود
.5
شب نیست تا ز دُرِ سرشکم، سفینهها
از بحر دیدگان، سوی ساحل نمیرود
.6
هر ساعتم، هوای تو زاید همی رود
یک ساعتم، هوای تو زایل نمیرود
.7
تو عزم راه کرده به تعجیل و کس مرا
در عزم جادهی دلِ عاجل نمیرود
.8
تو بر براق برق صفت، راکب و مرا
مرکب ز عجز و ضعف ز منزل نمیرود
.9
گفتم به سعی، وصل تو حاصل رود مگر
دیدم به سعی، وصل تو حاصل نمیرود
.10
غمگین دلم، سوی چمن گل کجا رود
چون کام او، برین کرهی گل نمیرود
.11
بودی تو آرزوی دل لطف و لطف را
دل رفت و آرزوی تو از دل نمیرود
وزن شعر: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بیت2: دارد دلم به وصل رخت، قربی آنچنان بُعد مکانش، مانع و حایل نمیرود
حایل: 1- مانع میان دو چیز. 2- جداکننده .(معین،1374)
معنی بیت: دلم آنچنان نزدیکی به وصال تو دارد که حتی دوری مکان نیز مانع و جداکننده او نیست.
بیت4: تا دل بدید، حلقهی زنجیر زلف تو دیوانه رفته است، که عاقل نمیرود
چین زلف را به حلقه زنجیر تشبیه کرده – حلقه و زنجیر و دیوانه مراعات النظیر
معنی بیت: از وقتی که دل گرفتار حلقه زنجیر زلف تو شده است. دیوانه و عاشق شده است و دیگر عاقل نمیشود.
بیت5: شب نیست تا ز دُرِ سرشکم، سفینهها از بحر دیدگان، سوی ساحل نمیرود
در سرشک اضافه تشبیهی اشک به مروارید تشبیه شده –– چشم به دریا تشبیه شده
معنی بیت: شبی نیست که از دریای چشمم کشتیهایی از قطرات اشک همچون مرواریدم به پایین نمیریزد.
بیت6: هر ساعتم، هوای تو زاید همی رود یک ساعتم، هوای تو زایل نمیرود
ترصیع
معنی بیت: هر ساعت برای من عشق و آرزوی رسیدن به تو افزون میشود و یک ساعت هم نیست که عشق تو از دلم کم شود.
بیت7: تو عزم راه کرده به تعجیل و کس مرا در عزم جادهی دلِ عاجل نمیرود
معنی بیت: تو با شتاب و اراده قصد قدم نهادن در راه را کردهای اما هیچ کس قصد قدم گذاشتن در جاده دل شتاب زده من را نمیکند.
بیت8: تو بر براق برق صفت، راکب و مرا مرکب ز عجز و ضعف ز منزل نمیرود
براق: نام ستوری که رسول صلی اﷲ علیه و آله در شب معراج بر آن نشست و آن کوچکتر از استر و بزرگتر از حمار بود. مرکبی که حضرت رسالت پناه (ص) در شب معراج بر آن سوار شدند و آن کلان تر از خر و فروتر از شتر بود. (دهخدا،1377)
راکب: سوار، سواره .(معین،1374)
براق مجاز از: اسب – برق صفت کنایه از: سریع و چابک
معنی بیت: تو بر اسب سریع و چابک سواری ولی اسب من از ناتوانی و سستی به منزل نمیرسد.
بیت10: غمگین دلم، سوی چمن گُل کجا رود چون کام او، برین کرهی گِل نمیرود
گُل و گِل جناس محرّف – کره گل کنایه از: زمین خاکی
معنی بیت: دل غمگین من اشتیاقی به رفتن به سوی گل و سبزه زار ندارد چون مراد و مقصود او در این زمین خاکی فراهم نمیشود.

مطلب مرتبط :   تحقیق درباره خشونت خانوادگی و زنان متاهل

غزل111

.1
آمد آن وقت، که گلشن چو رخ یار رود
یار تا باز، به کاشانهی گلزار رود
.2
گاه آن شد، که برین صفحهی زنگارین رنگ
بس نگار از قلم صنع، به دیدار رود
.3
تا برد زنگ غم از صفحهی خاطر