در مورد : اعتماد سازمانی

در مورد : اعتماد سازمانی

 

 

۲-۱۳ تعاریف و مفاهیم

 

شاو  اعتماد رو به باور داشتن به تعریف بقیه می کنه؛ چون، واسه رسیدن به خواسته خودای وابسته به بقیه هستیم.

چارلتون میگه که رهبران به کارکنان اعتماد می کنن تا انجام داده شه و رهبران باید گفتارشون همسان با کردارشان (Martins, 2002: 756 )

تعاریف جور واجور در مورد نشون میده که اعتماد پدیده های پویا هستش که به عمل دوطرفه و عاملهای مختلفیه که می تونن در ساخت طرحی از: اعتماد مؤثر باشن (Tyler, 2003,651)

در واقع اعتماد، شکل متفاوتی از اطمینانه چون قضاوتهای مبتنی براعتماد در سطحی از خاطر جمع نبودن میگه که اعتماد، نسبت به انگیزشهای بقیه به وجود میان. استنلی یه ارتباطه. کارکنان می خوان که یه رابطه مبتنی براعتماد با مدیران داشته باشن. چارلتون ( ۲۰۰۰ ) ویژگیهای اعتماد رو به شکل موارد زیر خلاصه کرده:

  • تناسب در گفتار و عمل
  • بیان کردن نگرشها و عقاید مثبت درباره بقیه
  • مجسم کردن یه وجهه اخلاقی از سازمان در رابطه با این که میتونه از افراد مواظبت کنه.
  • تکیه کردن بر مردم و هم پناه اونا بودن و این که اونا رو قادر کنن تا زندگیشون رو غنی کنن (خنیفر و زروندی، ۱۳۸۹)

اعتماد سازمانی به دو بخش اعتماد فردی  (اعتماد میان افراد) و اعتماد : غیر فردی تقسیم می شه . در سازمانا اعتماد به دو صورت فردی و غیر فردی (نهادی) هست. اعتماد فردی، بر اساس تعاملاته و از راه ارتباطات خاص ایجاد می شه. این نوع اعتماد، به دو نوع اعتماد افقی پ(اعتماد میان کارکنان) و اعتماد عمودی (اعتماد ، میان کارکنان و مدیران) تقسیم می شه  اعتماد فردی بر اساس لیاقت، خیرخواهی و توانایی اطمینانه پژوهشای کمی درباره اعتماد غی رفردی در سازما نها  انجام شده (فاضل و بقیه ،۱۳۹۰ ، ص ۷۴)

کوک و وال (۱۹۸۰) اعتماد رو این جور تعریف کردن:” حد و اندازه ای که یه نفر تمایل داره تا به سخنان و اعمال دیگری اطمینان داشته باشه. بون و هولمز (۱۹۹۱) تعریف اعتماد رو حالتی شامل اطمینان داشتن به انتظارات مثبت در مورد انگیزه های بقیه در موقعیتایی که خطری به دنبال داره، می داننداعتماد یه ساختار چند بعدیه که در نظریه مبادله اجتماعی به سختی مورد مطالعه قرار گرفته و شکلی از رابطه تبادلی بین کارکنان و سازمان و رابطه تبادلی پویا میان کارکنان و مدیران تبیین گردیده. در سازمانایی که دارای اعتماد سیستمی پایین، تسهیم اطلاعات با دقّت کمتری شکل میگیره و اعتماد پایین اعضای یه گروه کاری بیشتر به شکست پایانی میرسه. با اینحال، اعتماد در برگیرنده مفاهیم مهمی واسه مطالعه س و کلید اصلی واسه پیشرفت روابط بین فردی هستش.سطح پایین اعتماد باعث می شه که کارکنان جریان اطلاعات رو در سازمان منحرف کنن و سوء ظن و بدگمانی در بین کارکنان رواج پیدا کنه و ارتباطات باز و رو راست در سازمان از بین بره و تصمیمات سازمان از کیفیت مطلوبی بهره مند نباشن. اعتماد مفهومی چند سطحی بوده، به تعاملات سطوح جورواجور همکاران، تیما و سطوح درون سازمانی مربوط می شه(Straiter, 2005,p 58). واسه افزایش اعتماد سازمانی، مدیران باید محیطی از اعتماد رو بسازن که واسه هر کدوم از کارکنان قابل تجربه و مشخص باشه(Veles, 2000, 25). درک کارکنان از اعتماد به مدیران خود بر مبنای ویژگیای از جمله خوب خواهی، درستی و صداقت، توانایی، گشودگی در تسهیم اطلاعات و شباهت در رفتاره(Hartog, 2002,p 30)

این مطلب را هم بخوانید :
سیر سیر اختلال اضطراب فراگیر در DSM اضطراب فراگیر در DSM

رابینز( ۱۳۸۲) اعتماد سازمانی رو این جور تعریف می کنه:

توقع روشن از دیگری به احتراز از فرصت طلبی، در گفتار و در کردار و یا تصمیم گیریا. این در تعریف توجه به این نکات زیر لازمه: « توقع روشن » این تعریف شناخت و آگاهی در مورد طرف مقابل رو فرض می دونه. روندی اعتماد بر اساس تاریخه و به نمونه های مربوط به تجربه قبلی، ولی محدود، متکیه. شکل اعتماد، گیری به زمان نیاز داره و بهو جود آمدنش روند کم کم داره. واسه خیلی از ما، اعتما د فوری به شخصی که چیزی از اون نمی دونیم اگه نا ممکن نباشه، سخته. وقتی اطلاعات کامل نداریم خطر کنیم ولی نمی تونیم اعتماد کنیم. کم کم که شخصی رو می شناسیم و رابطه به پختگی می رسه اطمینان پیدا می کنیم که میتونیم توقع روشن داشته باشیم. اصطلاح فرصت :« فرصت طلبانه » در این تعریف به خطرجویی ذاتی و آسیب پذیری هر ارتباطی که به اعتماد مربوط باشه اشاره داره. اعتماد ضعیف کردن شخص رو با خود به همراه داره؛ مثل وقتی که اطلاعات شخصی رو معلوم و یا به قول و قرارهای دیگری اعتماد می کنیم. خود وجود اعتماد طوریه که شانس نامیده شدن و یا مورد سوءاستفاده قرارگرفتن رو به دنبال داره. اما اعتماد، خطرجویی تنها نیس بلکه میل به خطرجوییه. کسی وقتی به اعتماد می کنیم، انتظار اون هستش که مورد سوءاستفاده قرار نگیریم . این میل به خطرجویی واسه همه موقعیتهای اعتماد مشترکه به زمینه های « اعتماد » محققین در بیان معنی اجتماعی و شرایط یا اموری که تعیین کننده اعتماد هستن، توجه خاصی کردهاند . همه اونا می گن که اعتماد عبارت از یه جور تجربه دفاعی بین طرفه های جور واجور در هر نوع تعامله؛ دفاعی که لازمه تهدید و یا خطری از طرف رفتار بقیه نیس و در اون هیچ طرفی در تعامل خ ود با بقیه، از ضعف بقیه سوءاستفاده نمی کنه.(رابینز ، ۱۳۸۲ ، ص ۱۴۳)

۲-۱۴ شکل های جور واجور اعتماد در ارتباطات سازمانی

اعتماد بر اساس بازدارندگی

شکننده ترین ارتباطات با اعتماد بر اساس بازدارندگی کنترل می شه. یه سرپیچی و یا یه ناهماهنگی ممکنه رابطه رو ضایع کنه. این شکل از اعتماد مبتنی برترس از تلافی جوییه اون وقت که از اعتماد تو سوء استفاده می شه. کسائی که ارتباطشوناین گونه س، چیزی که می گن عمل میکنن؛ چون از عواقب به انجام نرسیدن وظایف شون ترس دارن. اعتماد بر اساس بازدارندگی تا جایی موثره که امکان مجازات هست، عواقب کار روشنه و اگر اعتماد مورد سرپیچی قرارگیرد، مجازات واقعا اعمال می شه. یه مثال از اعتماد مبتنی بربازدارندگی رابطه بین مدیر و کارمنده. آدم معمولاً در مقام یه کارمند به کارفرمای جدید خود اعتماد میکنه، حتی اگه تجربه های که اعتماد خود رو به اون متکی میکنه کم باشه. پیوند به وجود آورنده این اعتماد قدرت کارفرما و مجازاتیه که می تونه در مقابل انجام ندادن بر کارمند اعمال کنه. (پناهی، ۱۳۸۷)

این مطلب را هم بخوانید :
مطالعات در حوزه نظارت و راهنمایی آموزشی

اعتماد بر اساس آگاهی

بیشتر ارتباطات سازمانی ریشه در اعتماد مبتنی برآگاهی داره. یعنی اعتماد مبتنیه بر پیش بینی پذیری رفتاری که حاصل تجارب تعامل گذشته س. وجود اینجور اعتمادی هنگامیه که شخص آگاهی لازم از افراد واسه درک کافی و وافی کارکنان داشته باشه تا بتونه رفتار محتمل اونا رو به درستی پیشبینی کنه. اعتماد مبتنی برآگاهی به جای تکیه به بازدارندگی، متکی به آگاهیه. باخبر شدن از دیگری و پیشبینی پذیری رفتار اون جای قرار داده ها، مجازاتها و ترتیبات حقوقی رو که بیشتر عادی اعتماد بر اساس بازدارندگیه میگیره. این جور اعتماد؛ کم کم و بیشتر به عنوان عمل تجربه های که ایجاد اعتماد و با ارزش بودن میکنه، به وجود میاد. هر قدر کسی رو بهتر بشناسین پیش بینی درست تری از رفتار اون در آینده دارید. پیشبینیپذیری اعتماد رو تقویت میکنه حتی اگه پیش بینی کنین که دیگری قابل اعتماد نیس، چون راه های سؤاستفاده اون از اعتماد رو میشه پیش بینی کرد. هر قدر با افراد دیگه رابطه بیشتر و تعامل منظ متری داشته باشین، این شکل از اعتماد بیشتر ایجاد می شه و بیشتر به اون میشه متکی بود. باحال اینجاس که در سطح اعتماد بر اساس آگاهی رفتار تناقص آمیز حتماٌ دلیل شکست اعتماد نمی شه. (پناهی، ۱۳۸۷)

اعتماد بر اساس شناسایی

وقتی به بالاترین سطح اعتماد میرسیم که میان دو طرف یه رابطه عاطفی وجود داشته باشه. این نوع رابطه به یکی از دو طرف اجازه می ده که به عنوان کارگزار طرف دیگه بکنه و در مرآودههای بین افراد جانشین اون شخص شه. اینجور اعتمادی رو مبتنی برشناسایی می گیم. اینجا اعتماد بدین خاطره که هر دو طرف از قصد همدیگه آگاهند و به خواسته ها و آرزوهای هم احترام می ذارن. این تفاهم دو جانبه تا اونجا پیشرفت می کنه که هر کدوم از دو طرف می تونه به شکلی موثر به جای دیگری بکنه. در این سطح، کنترل در کمترین حده. احتیاجی به مراقبت از دیگری نیس، چون وفاداری بدون قیدوشرط هست. (پناهی، ۱۳۸۷)

Share
Facebook Twitter Pinterest Linkedin