خطرات، درآمد، بیولوژیکی، سیاست

دانلود پایان نامه
ت حراراتی و میزان رطوبت)، توسعه سیستم های اطلاعات آب و هوایی(توسعه سیستم های هشدار دهنده و ارائه پیش بینی های آب و هوایی)و مدیریت نوآوری های کشاورزی(توسعه نوآوری های مدیریتی در بخش آب کشاورزی و تامین تجهیزات آبیاری جهت مقابله با خطرات کاهش رطوبت و خشکسالی).
– برنامه های دولت و بیمه گذاری شامل؛ برنامه های اعطای یارانه و حمایت از بخش کشاورزی(اصلاح برنامه های بیمه گذاری و اجرای استراتژی های مدیریت ریسک در سطح مزرعه)، توسعه بیمه های خصوصی(گسترش بیمه های خصوصی و کاهش خطرات مربوط به تغییرات آب و هوایی بر فرایند تولی، زیرساخت ها و درآمد کشاورزی)و برنامه های مدیریت منابع(سیاستگذاری و اجرای برنامه های حمایتی در سطح مزرعه و مدیریت منابع آب و خاک در برابر تغییرات آب و هوایی).
– شیوه های تولید کشاورزی شامل؛ تولید کشاورزی(تنوع محصول و دام و تغییر شدت تولید)، کاربری اراضی(اتخاذ شخم های حداقل و آیش جهت نگهداری رطوبت خاک و حفظ مواد مغذی و آلی)، آبیاری( اجرای شیوه های مناسب آبیاری برای مقابله با تغییرات آب و هوایی و خشکسالی) و عملیات کشاورزی(تغییر زمان بندی کشت و برداشت محصول).
– مدیریت مالی مزرعه شامل؛ بیمه محصولات(بیمه محصولات جهت کاهش خطرات تغییرات آب و هوایی)، تعیین نرخ تولید(تعیین راندمان محصول جهت کاهش خطرات تغییرات آب و هوایی) و درآمد خانوار کشاورزی(تنوع سازی درآمد خانوار روستای و کاهش خطرات ناشی از تغییرات آب و هوایی) ( Malcolm, et al.,2012:2).

2-4-4- عوامل زیستی(مفید و خسارت زا)
بخش کشاورزی تحت کنترل طیف گسترده ای از ویژگی های بیولوژیکی و منابع زیستی است (Osteen,et al.,2012:1). این ویژگی ها شامل جوامع گیاهی، حشرات گرده افشان، حیات وحش، آفات و خصوصیات ژنتیکی می شوند (Cleric,2009:3) که خدمات و همچنین مشکلاتی را برای رشد بهره وری بخش کشاورزی به همراه دارند. موجودات زنده و محیط غیرزنده با یک دیگر پیوندی جدایی ناپذیر دارند(صالحی و همکاران، 1:1386) و از طریق ایجاد خدمات و اختلالاتی زیست بوم بخش کشاورزی را تشکیل می دهند. درواقع، در تولید یک محصول کشاورزی موجودات زیادی ذی مدخلند: گیاهان مورد کشت، آفات و بیماری ها و علف های هرز، پرداتورها و پارازیت ها، گرده افشان ها و حشرات مفید، پرندگان و خزندگان و دوزیستان حشره خوار و میکروارگانیسم ها و غیره. متاسفانه فشار چرای مستمر(از بین رفتن بعضی گونه ها و غلبه برخی دیگر)، مصرف سموم و کودهای شیمیایی، تکیه بیش از حد بر ارقام اصلاح شده معدود، رشد جمعیت، فقر، نبود فرهنگ مناسب و در نتیجه رفتار نامناسب، گرایش های اقتصاد در توجه بیش از حد بازار و سیاست های موجود موجب تخریب تنوع زیستی و آسیب به کشاورزی شده و شرایط را برای ورود و غلبه گونه های بیگانه مهاجم آماده ساخته است(نجفی و زاهدی، 91:1384-92). مدیریت بیولوژیکی اکوسیستم های کشاورزی پایه ای برای ارتقای سیستم های استفاده از زمین و اهرمی جهت افزایش عملکرد زیست محیطی منابع خاک و آب است (FAO,2003:2). کنترل بیولوژیک مزارع در مدیریت گیاهان مهاجم و حشرات میکروبی موثر می باشد و زمینه های لازم را برای ریشه کنی علف های هرز و آفت زدایی محصول فراهم می آورد (Waage,2007:1). برنامه ریزی جهت کنترل منابع زیستی و حفظ تنوع بیولوژیکی مستلزم اتخاذ اقداماتی است که شامل موارد زیر می شود:
– اقدامات لازم جهت شناسایی گونه های زیستی و جانوری در سطح مزارع و تخمین ظرفیت های بیولوژیکی در بخش کشاورزی
– ارائه برنامه های آموزشی و ترویجی در مورد مزایای حفظ گونه های زیستی در سطح مزارع
– ایجاد بانک اطلاعاتی و تاسیس پایگاه داده های بیولوژیکی
– سرمایه گذاری در بخش پژوهش و تحقیقات و استفاده از متخصصین فعال در این بخش
– استفاده از دانش و تجربیات بومی کشاورزان در کنترل بیولوژیک محصولات کشاورزی
– تدوین سیاست های جامع جهت مدیریت یکپارچه منابع زیستی در بخش کشاورزی (CACP,1999:85).

مطلب مرتبط :   زن، را،، دینی، احکام

2-5- جمع بندی
امروزه، نقش کشاورزی در رشد و توسعه مناطق روستایی برای تمامی جوامع شناخته شده است. بخش کشاورزی ستون فقرات اقتصاد و موتور اصلی افزایش درآمد و کاهش فقر در مناطق روستایی می باشد (African Development Bank,2000:1). کشاورزی به عنوان ابزاری مهم در فراهم آوردن امنیت غذایی، ایجاد اشتغال، درآمد و انباشت سرمایه محسوب می شود و توان جامعه را در پیاده سازی طرح ها و برنامه های توسعه اقتصادی بالا می برد (Santarisi,1995:109). باید خاطر نشان ساخت که تنها از طریق تحولی اساسی در کشاورزی است که این بخش می تواند به صورت اقتصادی خود را در جامعه نمایان سازد(مقدسی، 18:1377) و لازمه این تحول همانا، کاربست تغییرات بنیادین در کارکردهای نهادی دولت و کاهش فشارهای طبیعی و زیست محیطی در مناطق روستایی می باشد. ویژگی های نهادی دولت حاوی مفاهیم نسبتا مهمی در ارتباط با الگوهای حاکم بر تفکرات توسعه و توسعه کشاورزی در کشور و ساختار برنامه ریزی و سیاست های اجرایی می باشد که نتایج آن در عملکرد شاخص های تنظیم فعل و انفعالات تولید و بازار در سطح مناطق روستایی قابل مشاهده است. خصوصیات طبیعی نیز ویژگی هایی نظیر؛ وضعیت منابع خاک و آب، شرایط آب و هوایی و عوامل زیستی را به نمایش می گذارد. بطورکلی، تمرکز اصلی تحقیق بر الگوهای رفتاری دولت در محیط برنامه ریزی توسعه کشاورزی و کارکردهای ناشی از آن در تاثیرگذاری بر روند سرمایه گذاری در فرایند تولید و تنظیم ترتیبات قیمتی بازار می باشد. از آنجایی که الگوهای رفتاری دولت در محیط برنامه ریزی توسعه کشاورزی برخاسته از ماهیت و سازوکارهای رانتیر است بنابراین چنین ساختی مسیر برنامه ریزی را از روند عقلایی خود خارج و مبتنی بر رشد کاذب برخی از ابعاد می کند و فقدان برنامه و چشم انداز بلند مدت استراتژیک را در بخش کشاورزی به نمایش می گذارد. درواقع، عموما دولت های رانتیر به فعالیت های تولیدی و مولد بویژه بخش کشاورزی بی توجهند و تامین درآمدهای دولتی را نه به بخش های اقتصادی بلکه به فروش ذخایر زیرزمینی به خصوص نفت معطوف می کنند. دستیابی به درآمدهای هنگفت فروش نفت اولا دولت را از بخش های اقتصادی جدا می کند و دوما مجالی می طلبد تا ارزهای نفتی را هزینه کند، لذا بهترین محل مصرف بخش هایی هستند که دارای رانت باشند. دولت های رانتیر اعتقادی به برنامه و کارکارشناسی شده ندارد زیرا درآمدهای نفتی تمامی اثرات منفی تصمیمات غلط اتخاذ شده را خنثی می کند و عدم هدفمندی برنامه تاثیر خاصی بر درآمدهای دولتی ندارد. در اقتصادهای رانتی معمولا تخصیص اعتبارات بنابر خیر عمومی و راضی نگه داشتن اذهان مردم است و معمولا به صورت پراکنده سرمایه هایی به طرف بخش های اقتصادی روانه می گردد. نهادینه شدن چنین الگوی رفتاری در محیط برنامه ریزی توسعه در عدم شکل گیری الزامات توسعه در بخش کشاورزی بازتاب می یابد. ضمن اینکه، همسانی توسعه نیافتگی بخش کشاورزی در مناطق روستایی با پتانسیل فراوان طبیعی و مناطقی با ضعف ظرفیت های طبیعی گواهی بر بی اهمیت بودن بخش کشاورزی در دولت های رانتیر می باشد. درمجموع، اگر می خواهیم اثرات اقتصادی بخش کشاورزی در سطح ملی و محلی نمایان شود باید تحولی اساسی در ساخت دیوانسالاری کشور و ساخت ماهیتی دولت ایجاد شود. بطوریکه جهت گیری برنامه های توسعه کشور و کشاورزی به سمت کارایی اقتصادی هدایت گردد. جهت دستیابی به این هدف رجوع به مبانی نظری موضوع و فهم تئوریک مسئله می تواند راهگشای بسیاری از مسائل کشاورزی در مناطق روستایی گردد و تفکر سیاست گذاری و اجرای راهبردهای کشاورزی را در مسیر درست خود یعنی تحقق توسعه کشاورزی هدایت کند.

مطلب مرتبط :   مدیریت ریسک اعتباری و بانکداری متعارف

شکل(2-1): چارچوب مفهومی و عملیاتی پژوهش