حکمرانی، حکومت، شهری، حقوق

دانلود پایان نامه
و وظایف متقابل آن ها قابل بحث است و دیگری روابط فیمابین خود شهروندان است.

الف. حکمرانی خوب شهری در سیره پیامبر(ص)
جایگاه حکمرانی خوب شهری اسلامی، معنا و مفهوم حکمرانی خوب شهری اسلامی به طور دقیق مدون و تبیین نشده است. ضرورت پرداختن به موضوع به لحاظ حکمرانی و مدیریت مطلوب شهری قابل درک است. درک و فهم مفاهیم حکمرانی خوب شهری از منظر اسلامی به مدیران شهری کمک می نماید تا تصمیمات اتخاذی آنان در حیطه مباحث شهری و پرداختن آن ها به مسائل و مشکلات شهری این حیطه را نیز شامل شود. امروزه هم برگشت به خویشتن و بهره گیری و احیای ارزش هایی اصیل اسلامی و هم توجه به معیارهایی که شهرهای ما بتواند به مفاهیم انسانی و آسمانی اسلامی نزدیکتر سازند؛ واجد اهمیت شمرده می شود(همان، 108-107). در ذیل به مواردی از شاخص های حکمرانی خوب شهری در دوران پیامبر(ص) پرداخته شده است.
1. مسئولیت پذیری و پاسخگویی
مسئولیت پذیری و پاسخگویی، یکی از ویژگی های حکمرانی خوب شهری است در این زمینه پیامبر(ص) می فرمودند: “کلکم راعٍ و کلکم مسئول عن رعیته فالامام راعٍ و هو مسئول” یعنی؛ همه شما در برابر جامعه ی خود مسئولید؛ بنابراین پیشوای مسلمانان نیز در برابر جامعه ی خود مسئول و پاسخگو است(توانایی،11391: 56).
در این روایت از پیامبر(ص) می بینیم که ایشان تلاش می کنند تا حس مسئولیت پذیری و پاسخگویی را در بین شهروندان تقویت کنند.
2. تشویق و ترغیب شهروندان به مشارکت در تعیین سرنوشت اجتماعی خویش
پیامبر(ص) به منظور تشویق و ترغیب شهروندان به مشارکت مدنی و شهروندی و توجه کردن به حقوق دیگران می فرمودند:
«کسی که سنگی را از سر راه بردارد، به رایش پاداش در نظر گرفته می شود». یا در جای دیگر می فرمایند: «هر کی (شب خود را) صبح کند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نیست»(کلینی،1391.ه.ق: 238).
در جای دیگر می بینیم با اینکه رسول خدا(ص) داناترین و خردمندترین فرد جامعه ی خویش بود، در عین حال به منظور جلب مشارکت حداکثری شهروند که یکی از شاخص های حکمرانی خوب شهری است، پیوسته در امور اجتماعی با اصحاب و یاران خود مشورت می کرد. ایشان می فرمودند: «نه کسی از مشورت بدبخت شده است و نه خود رای خوشبخت»(القضاعی،1405.ه.ق: 6).
3. حاکمیت قانون
حاکمیت قانون یکی از معیارهای بنیادین حکمرانی خوب شهری است. در سیره و زندگی اجتماعی پیامبر(ص) پیوسته جریان داشت. روایت شده است که؛ زنی از قبیله ی قریشیان دزدی کرد. قریشیان به دلیل موقعیت و جایگاه مهم اجتماعی آن زن بیمناک شدند و می خواستند پیامبر(ص) از مجازات او چشم بپوشد. پیامبر(ص) فرمودند:
«آنانی که پیش از شما نابود شدند، مردمانی بودند که بزرگانشان دست به سرقت می زدند، رهایش می کردند و اگر فرودستان سرقت می کردند، حد را در حقش اجرا می کردند. سوگند به خداوند اگر فاطمه، دختر محمد(ص) نیز دست به سرقت بزند، محمد دستش قطع خواهد کرد»(توانایی،پیشین: 58-57).

ب. حکمرانی خوب شهری در نگرش امیرالمؤمنین(ع)
امیرالمؤمنین(ع) در کوفه طی یک سخنرانی اهداف و آرمان های خود برای به دست گرفتن حکومت این گونه تشریح می کنند: بارالها! تو آگاهی که هدف ما از قیام، عشق به قدرت و دست یابی به فزونی متاع دنیا نیست و تنها بدان منظور است که نشانه های دین تو را به جایی که بود. بازگردانیم و در سرزمین هایی که متعلق به توست، اصلاح و آبادانی را رواج دهیم، به نحوی که بندگان تو، که پیش از این ستم دیده اند، احساس امنیت کند و قوانین مورد نظر تو، که اجرای آن ها به دست فراموشی سپرده شده است، در جامعه، حاکم گردد(دشتی،1385: 175).
دو نکته از این خطبه قابل برداشت است: یکی اینکه حاکمان فاسد هدفشان از به دست گرفتن ریاست دنبال کامیابی، برتری طلبی، اشباع غریزه لذت پرستی است(اخوان کاظمی،1379: 3). در حالی که در انسان وارسته ای همچون حضرت امیر(ع) این اهداف، پست شمرده شده و مقام های دنیوی اعتباری اند و فاقد ارزش هستند. نکته دیگر اینکه قانونمندی، آباد کردن شهرها و تأمین امنیت، رفاه عمومی و گسترش معنویات از جمله اهداف حکمرانی خوب اسلامی است. با تأمل در تاریخ اسلام متوجه می شویم که اغلب نکات فوق در همان دوره حکومت کوتاه امیرالمؤمنین(ع) تا حد زیادی محقق شده است. بنابراین، حکمرانی و هدف حکمرانی مطلوب همان همکاری عمومی، توسعه پایدار انسانی و به حداکثر رساندن رضایت و اعتماد شهروندان و همچنین رفع نیازهای اساسی آن ها و حمایت از حقوق و آزادی های عمومی دانست(Kaufman,2003: p.4).
1. تعامل و حقوق متقابل حکومت و مردم در حکمرانی مطلوب شهری اسلامی
در اندیشه امیرالمؤمنین(ع) تاکید زیادی بر کیفیت رابطه حکومت با شهروندان شده است، ایشان جوهری تر مفهوم دموکراسی های امروزی را مورد غفلت قرار نمی دهد و بر این مفهوم حتی به مراتب بیشتر از دموکراسی های سکولار و البته در ذیل و چارچوب حاکمیت الهی تاکید می کند و حکمرانان را به رعایت حقوق مردم و به زبان امروزی، حقوق شهروندی توصیه و ملزم می سازد؛ نکته شایان ذکر آن که امیر (ع) بر ورای تقسیم بندی های امروزی از جامعه به شکل اقتدارگرا و دموکراتیک، در بستر جامعه توحیدی و به صورت فرازمانی و مکانی بر رعایت حقوق مردم و عدالت و مفاهیم مرتبط دیگر با حکمرانی خوب تاکید می کند و 25 سال سکوت می کند تا فرصت برای تحقق حکمرانی مطلوب اسلامی و توحیدی و البته با پذیرش مردمی برای اجرایی شدن و نه ثبوت این حکومت فرا رسد.
در ارتباط با حقوق مردم به یکی از کارگزاران خود چنین می فرمایند:«دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو در حق، میانه ترین و در عدل فراگیرترین و در جلب رضایتمندی مردم گسترده ترین باشد که همانا خشم عمومی مردم، رضایتمندی خواص (نزدیکان) را از بین می برد اما خشم خواص را رضایتمندی همگان بی اثر می کند. خواص جامعه همواره بار سنگینی را بر حکومت تحمیل می کنند. زیرا در روزگار سختی یاری شان کمتر و در اجرای عدالت از همه ناراضی تر و در خواسته هایشان پافشارتر و در عطا و بخشش ها کم سپاس تر و به هنگام منع خواسته ها دیر عذرپذیرتر و در برابر مشکلات کم استقامت تر می باشند. در صورتی که ستون های استوار دین و اجتماعات پرشور مسلمین و نیروهای ذخیره دفاعی عموم مردم می باشند. پس به آن ها گرایش داشته باش و اشتیاق تو با آنان باشد.»(دشتی،پیشین: 405).
در این فرمایش بسیار زیبای حضرت امیر (ع) مفهوم محوری مردم و مردم داری را به عنوان پیش شرط مهم مشروعیت و رضایت عمومی از حکومت در بستر و جهان بینی الهی و اسلامی تصریح می کند و فلسفه حکومت و حکمرانی شهری را در درجه نخست برای اهداف والایی مانند رعایت حقوق مردم و عدالت می داند و نگاه وی به این دو مقوله و سایر مقوله ها کاملاً در چارچوب الهی، فراگیر، عادلانه، اخلاقی و بدون تبعیض و نگاه های سودمحورانه و تنگ نظرانه فردی و گروهی یا طبقاتی امروزی است.
حضرت امیر (ع) در نهج البلاغه به صورت پیشینی و پیش دستانه و در چارچوب جهان بینی اسلامی، بحث های امروزی پیرامون حکمرانی خوب بر مبنای لزوم تعامل حکومت و مردم و گروه ها، مسئولیت پذیری و حقوق متقابل مردم و حکومت و لزوم استفاده و مشاوره حکومت با مردم و عقلا و اقشار گوناگون جامعه برای مدیریت و اجرایی شدن حکومت در جامعه اسلامی را مورد تاکید قرار می دهد. امیرالمؤمنین(ع) در باب حقوق متقابل حکومت و مردم می فرمایند:
ای مردم! مرا بر شما و شما را بر من حقی است اما حق شما بر من آن است که از خیر خواهی شما دریغ نورزم و بیت المال شما را در راه شما صرف کنم، و شما را تعلیم دهم تا از جهل و نادانی نجات یابید و تربیتتان کنم، تا فرا گیرید و اما حق من بر شما این است که در بیعت خویش با من وفادار باشید و در آشکارا و نهان خیرخواهی را از دست ندهید. هر وقت شما را بخوانم اجابت نمایید و هر گاه فرمان دادم اطاعت کنید(همان، 61).
امیرالمؤمنین(ع) در این فرمایش خود به چهار حق اساسی و کلیدی(حق مردم بر حاکم) تصریح می کند که عبارتنداز: 1. خیرخواهی حاکم نسبت به مردم 2. تنظیم مسایل اقتصادی 3. تعلیم و آموزش عمومی 4. تربیت و پرورش مردم که دو مورد اخیر، امروزه به عنوان پیش شرط مهم برای استمرار مردم سالاری و حکمرانی مطلوب تلقی می شوند.
این چهار حق می تواند زیر بنای تمام حقوق مردم قرار بگیرند و رعایت این حقوق از سوی حاکم تضمین کننده ی رشد و پیشرفت ملت و جامعه، شکوفایی مسایل اقتصادی و علمی و پایبندی به اصول اسلامی و انسانی خواهد بود.
2. قانون گرایی، حق محوری و ظلم ستیزی
امیرالمؤمنین(ع) بر لزوم حکومت و قانونمندی در بستر یک جامعه توحیدی و دینی تاکید می کند و پیش تر گفته شد که وجود حکومت جائر را بر نبود حکومت و نبود قانون ترجیح می دهد. بدون تردید، ایشان قانون و محتوای آن در شکل سکولار را نمی پذیرد و لذا در یک جامعه دینی نباید تصمیمات و قوانین با اسلام و قرآن کریم ناسازگار باشند. ایشان معتقدند که غایت دینی حکومت می طلبد که قوانین و حقوق برای شهروندان و دولت بایستی به نحوی باشد

مطلب مرتبط :   میزان تحصیلات و آزادی مطبوعات