تونس، بورقیبه، ایالات، آمریکا

دانلود پایان نامه
در واقع این رفتار واشنگتن به طور وسیعی بر پایه محاسبات موازنه قوا شکل گرفت و این زمانی رخ می دهد که منطق لیبرال و واقعگرایی هردو به سیاست یکسانی اشاره مینمایند. در چنین مواردی تعقیب دستورات سیاست قدرت در پوشش لیبرال آسانتر صورت می گرفت و در صورت تعارض آن ها با یکدیگر، رهبران آمریکا همواره واقعگرایی را بر لیبرالیسم برتری میدادند (Mearsheimer,2012:xxxiii). خلاصه، اگر قرار باشد که یک دولتمرد آمریکایی میان اشاعۀ آزادیخواهی جهانی که یک خیر اخلاقی است و امنیت و آزادی ایالات متحده یکی را انتخاب نماید، بنا به نظر واقعگرایان، منافع ملی را انتخاب خواهد کرد؛ زیرا اگر او به منافع ملی اهمیت ندهد، هیچکس دیگر این کار را نخواهد کرد (Pham,2011). واقعیت این است که سیاستها و رویکردها بر پایه ارزیابیهای سیاسی و با توجه به منافع ملی و شرایط گوناگون شکل میگیرد. عدم مداخلۀ آمریکا در بحران روآندا در ۱۹۹۴ و همچنین مداخلۀ به اصطلاح بشردوستانهاش در لیبی در سال ۲۰۱۱ نیز از این قاعده مستثنا نبوده و نیست. (دهشیار، ب ۱۳۸۹: ۹-۱۳).
در مدت زمان کوتاهی پس از پایان جنگ سرد، رهنمود دفاعی دولت بوش پدر در سال ۱۹۹۲ که به مطبوعات درز پیدا کرد، به طور صریح اعلام میکرد که ایالات متحده هم اکنون قدرتمندترین دولت در جهان تا به حال بوده است و درصدد است در این جایگاه رفیع باقی بماند. به عبارت دیگر، ایالات متحده هیچ رقیب همتایی را تحمل نخواهد کرد. در اکتبر ۲۰۰۲، در گزارش استراتژی امنیت ملی دولت بوش پسر بر کنترل قدرتهای در حال ظهور و حفظ موقعیت مسلط آمریکا در موازنۀ قوای جهانی تأکید شده است. (Mearsheimer,2006b:162).
ایالات متحده از سال ۱۹۸۹ در یک موقعیت استراتژیکی ایدهآل قرار داشته است چون نه در آسیا و نه در اروپا قدرت بزرگی که از توان کافی برای سلطه بر یک یا هر دو این مناطق برخوردار باشد، وجود ندارد. موازنه دستور کار امروز است و همانطور که کنان اشاره نمود این شرایط به نفع آمریکا عمل می کند (Mearsheimer,2012:xv). در واقع، نگاهی سریع به نقشه نشان میدهد که ایالات متحده نه یک قدرت اروپایی و نه یک قدرت آسیایی است بلکه یک قدرت بزرگ است که در مکانی امن در نیمکرۀ غربی و بسیار دور از اروپا و آسیا قرار دارد. ایالات متحده در زمینۀ پرهیز از تعهدات نظامی در این مناطق در نبودِ یک هژمون در حال ظهور و بالطبع نیاز به موازنه سازی، از تاریخی طولانی برخوردار است. این سیاست، ایالات متحده را از جنگهای غیرضروری دور نگه داشته و سبب شده است که تحت شرایط مساعدی در دو جنگ جهانی وارد شود (Mearsheimer,2001b). پایان جنگ سرد و ترکیدن «حباب ایدئولوژیک» سبب شد که رویدادها در گستره گیتی دیگر در چارچوب معادله با جمع جبری صفر ارزیابی نشود، بلکه ارزیابی پدیدهها و رویدادها با توجه به این نکته صورت میگرفت که تا چه اندازه در افزایش یا کاهش ظرفیتهای استراتژیکی مؤثرند، زیرا پایان رقابت های تسلیحاتی و ایدئولوژیکی میان قدرت های بزرگ، میدانی فراخ برای تاخت و تاز ایالات متحده آمریکا پدید آورد (دهشیار، ب ۱۳۸۹:۵-۱۰).

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد درمورد اقدامات تأمینی و تربیتی و علل بزهکاری نوجوانان

بخش سوم
بیداری اسلامی
(مطالعه موردی تونس و مصر)

مقدمه:
اعتراضات و تظاهرات صلحآمیز در سرتاسر جهان عرب جریان یافت، حکام اقتدارگرا را سرنگون ساخت و زمینه را برای تغییر رادیکال فراهم نمود. نسل جدیدی از مردان و زنان جوان با بهره گیری از مهارت خود در استفاده از فضای مجازی و آکنده از رنج و خشم انباشته در طول چندین دهه، در گروه های چند هزار نفری اعتراضات خود را علیه حکومت اقتدارگرایانه چند سالۀ دیکتاتورها با صدای بلند اعلام کردند. رهبران این جنبش ها اهداف گوناگونی دارند: آن ها خواستار جوامع باز و فارغ از تهدید نیروهای امنیتی و برخوردار از زندگی آزاد هستند، هرچند که بر سر برخی از موضوعات مهم نیز به طور چشمگیری متفاوت هستند: جایگاه اسلام در جامعه، روابط کشورهایشان با آمریکا و اسرائیل، میزان کنترل دولت بر اقتصاد و میزان مجاز محدودیت های اعمال شده از سوی جامعه بر آزادیها از جمله بر انتخابات آزاد.
این موج سوم بیداری اسلامی از لحاظ ماهیت با دو موج قبلی جهان عرب – موج قومی عرب در برابر حاکمیت ترکان عثمانی و موج رادیکالیسم پان عربی- متفاوت است. آرمان این نسل در موج سوم بیداری اسلامی مبارزه با بیکاری، فقر، تضادهای غنی و فقیر در جامعه و نبودن آزادی های سیاسی و اجتماعی است (احمدی،۱۳۹۰). هرچند معترضان موفق شدند که برخی از این حکام منفور را سرنگون سازند اما هنوز راه درازی را تا تغییر واقعی رژیم در پیش رو دارند.

۱-۳ فصل اول: شکلگیری جنبش بیداری اسلامی در تونس
۱-۱-۳ تاریخچه و زمان استقلال
تونس یکی از کوچک ترین کشورهای شمال آفریقاست که به دلیل قرار گرفتن در مجاورت دریای مدیترانه و نیز سهولت دسترسی به آن از طرف شرق، همواره مورد تهاجم و نفوذ قدرت های خارجی قرار گرفته است و حضور زنجیره وار این اقوام مهاجم از فینیقی ها، رومیان و اعراب گرفته تا ترکان عثمانی و فرانسویان، هویت ملی متمایز و نیز تنوع سنن فرهنگی را در این کشور رقم زده است.
در آوریل ۱۸۸۱، فرانسه برای حفظ موقعیت خود در شمال آفریقا به ویژه برای مقابله با توسعه طلبی ایتالیا، به مداخلۀ نظامی در تونس اقدام نمود و با امضای عهدنامۀ مارسا44 (۱۸۸۳) با این کشور، به سلطۀ خود بر تونس شکلی قانونی بخشید. در سال ۱۹۲۰، جنبش دستور45 با الهام از جنبش ناسیونالیستی مصر در تونس تأسیس شد. این جنبش که خواهان یک رژیم قانونی خودمختار به همراه یک مجلس قانونگذاری بود در سال ۱۹۲۵ منحل شد و بعدها در سال ۱۹۳۴ با انشعاب شاخۀ جوان آن به نام نئودستور46 دوباره احیاء گردید. حزب نئودستور به رهبری حبیب بورقیبه47، یک حقوقدان تحصیلکرده از فرانسه، به حزبی قدرتمند تبدیل شد و با جنبش کارگری تونس به رهبری فرهاد هاشد48 یک اتحاد قدرتمند را تشکیل داد. در اوایل سال ۱۹۵۲ با تشدید اعتصابات و تظاهرات، موجی از خشونت سراسر این کشور را فراگرفت که در نهایت به توافق تونس و فرانسه برای اعطای خودمختاری داخلی به تونس (سپتامبر ۱۹۵۵) انجامید.
با ادامۀ مذاکرات تونس و فرانسه به رهبری بورقیبه در ۲۰ مارس ۱۹۵۶ توافق نامه ای به امضای دو کشور رسید که به موجب آن فرانسه به طور رسمی استقلال تونس را به رسمیت شناخت. به دنبال آن در جولای ۱۹۵۷، مجلس مؤسسان که اعضای آن پس از استقلال انتخاب شده بودند، به انحلال رژیم پادشاهی رأی داده و این کشور را جمهوری اعلام کرده و بورقیبه را به ریاست جمهوری منصوب کردند.
پس از استقلال، بورقیبه درصدد ایجاد سیستمی برآمد که به وی وابسته باشد. اقتدار وی برآمده از رهبری موفقیت آمیزش در جنبش استقلال بود و توانایی او برای کاربرد ماهرانه و کنترل نظام سیاسی که خود ایجاد کرده بود، از ظهور هر قدرتی که بتواند چالشی در برابر او باشد، به طور مؤثر جلوگیری می نمود. نقش مجلس ملی نیز تنها تصویب تصمیمات و سیاست هایی بود که توسط رئیس جمهور اتخاذ می شد و کابینه و نظارت پارلمانی مؤثری وجود نداشت. در حقیقت، نظام موجود از بسیاری جنبه ها، سلطنت و فرمانروایی رئیس جمهور بود. در سال ۱۹۷۴، مجلس ملی با اصلاح قانون اساسی بورقیبه را به عنوان رئیس جمهور مادام العمر منصوب کرد. به دنبال این انتصاب، نیروی سرکوبگری دولت به طور فزاینده ای علیه دانشجویان و اعضای گروه های چپ بکار رفت. در دهۀ ۱۹۸۰ میلادی، دولت بورقیبه در قبال گروه های مخالف تحمل و تساهل بیشتری از خود نشان داد. در همین راستا در آوریل ۱۹۸۱، بورقیبه اعلام کرد که با تشکیل احزاب سیاسی به شرط اجتناب از خشونت و افراطگرایی مذهبی و عدم وابستگی ایدئولوژیکی و مالی به گروه های خارجی مخالفتی نخواهد داشت. بدین ترتیب در ماه جولای ۱۹۸۱، نظام تک حزبی به طور رسمی پایان یافت.

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درمورد معیارهای ارزیابی عملکرد و کشورهای توسعه یافته

۲-۱-۳ به قدرت رسیدن ژنرال زین العابدین بن علی49
علی رغم اقدامات محدود در جهت آزادسازی سیاسی، ناآرامی های داخلی همچنان ادامه یافت. در ژانویه ۱۹۸۴، با گسترش اعتراضات از جنوب تونس به شمال و پایتخت این کشور و اعلام «وضعیت اضطراری50 » توسط دولت، درگیری های وسیعی میان تظاهرکنندگان و نیروهای دولتی صورت گرفت که منجر به کشته شدن ۸۹ نفر و زخمی شدن ۹۳۸ نفر گردید و ۱۰۰۰ نفر نیز در این ارتباط دستگیر شدند (Harris,2011:1105). بعد از گذشت یک هفته از این ناآرامی ها، بورقیبه شخصاً مداخله کرده و افزایش قیمت نان و سایر مواد غذایی اصلی را که موجب این ناآرامی ها شده بود لغو نمود. انتصاب یک افسر ارشد نظامی و رئیس پیشین بخش امنیتی ارتش تونس، ژنرال زین العابدین بن علی به سمت وزیر کشور در آوریل ۱۹۸۶، یک تغییر جالب توجه در حوزۀ سیاست داخلی دولت بورقیبه به شمار می رفت زیرا وی همواره به نیروهای نظامی مظنون بود و تلاش میکرد تا آن ها را از سیاست دور نگه دارد. در نیمۀ دوم سال ۱۹۸۷ میلادی رفتار بورقیبه به طور فزایندهای عجیب و بیقرار مینمود که در نهایت به اختلاف میان وی و بن علی د