تماشاخانه، مولیر، شکسپیر، حاجی

دانلود پایان نامه
مشابهات میان این دو دوره بسیار است. با این تفاوت که تغییرات دوران ملکه الیزابت عمیق بود و توانست تا سالیان سال دائم موجب تغییرات مثبت اوضاع کشور انگلیس شود، اما رضاشاه بعد از دورانی 20 ساله بازی را به گروه های فرهنگی دیگر واگذار کرد. یک دلیل را می توان وجود این تواتر تاریخی در نوشته های شکسپیر در نظر گرفت. نکته قابل توجه بعدی به روح ملی گرایی مردم در دوران زندگی شکسپیر باز می گردد. مردم در آن دوران سرخوش از موفقیت های سیاسی و اجتماعی دچار غروری ملی شدند،نویسندگان این دوره با رجوع به تاریخ گذشته در پی بازآفرینی دراماتیک همین غرور بودند. شکسپیر در همین دوران بود که مشروعیت و میزان قدرت شاه را در جامعه به چالش کشید. از همین رو نویسندگان ایرانی که به دلیل استبداد موجود امکان نگارش پیرامون شرایط موجود را نداشتند ناچار به دیگری متوسل شدند. ]71[ آنها خود را از چشم دیگری دیدند و به این وسیله ترجمه فرهنگی مناسبی از فرهنگ در زمانی دوران شکسپیر ارائه دادند. اما کارکرد متون شکسپیر در دوران محمدرضاشاه با تغییراتی مواجه شد. شاید مرور جزئی تر متون اجرا شده از شکسپیر در این دو دوران ما را بیشتر به مقصد برساند. ]72[ در دوران رضاشاه دوبار نمایش تاجر ونیزی170 ، سه بار اتللو171، یک بار هملت172 و یک بار تاج افتخار173 ]73[ روی صحنه رفته اند. در دوران محمدرضا شاه نیز اجراهای شکسپیر به قرار زیر بوده اند: تاج افتخار یا حکایت زمستان دوبار در تماشاخانه تهران، اتللو یک بار در تماشاخانه هنر، تاجر ونیزی یک بار با نام بازرگان ونیزی توسط رفیع حالتی در تماشاخانه تهران و یک بار با نام تاجر ونیزی توسط عبدالحسین نوشین در تماشاخانه فرهنگ. اجرای تاجر ونیزی در هر دو تماشاخانه در سال 1323 ه.ش. بوده است.
آن چنان که از شواهد پیداست، وجوه ضد سرمایه داری نمایشنامه تاجر ونیزی مورد توجه حزب توده واقع شده است. از سوی دیگر به دلیل اختلاط فرهنگی در دوران محمدرضاشاه این نمایشنامه در تماشاخانه تهران نیز اجرا شده است.با وجود علاقمندی تماشاخانه تهران به دربار و فرهنگ رسمی، این تمایل نشان می دهد علایق موسوم به حزب چپ در همه ارکان جامعه وجود داشته است. اما نمایشنامه تاج افتخار یا همان حکایت زمستان نیز همان تم حسد که در اتللو وجود دارد را با زبانی کمیک تکرار می کند که می توانسته مورد توجه مخاطبان عام تماشاخانه تهران قرار گیرد. تماشاخانه هنر نیز که به وجوه هنری آثار توجه داشته اتللو را برای اجرا برگزیده که به هرحال از چندین وجه قابل توجه است. این نمایشنامه اگرچه یکی از بهترین تراژدی های شکسپیر نیست، اما جزو بهترین نمایشنامه های او محسوب می شود. بنابراین شکسپیر این قابلیت را داشته که قابلیت ترجمه فرهنگی در این دو دوران را داشته باشد.
4-7-2- مولیر
مولیر از نخستین نمایشنامه نویسان غربی بود که به مخاطبان تئاتری ایران معرفی شد. در ابتدای ورود تئاتر غربی متون این نویسنده جزو نشانه های فرهنگی طبقه تحصیلکرده جامعه به شمار می آمد. طبقه در ارتباط با فرهنگ غربی به ترجمه و کارگردانی این آثار روی می آوردند. اما بعد ها به مدد ترجمه های فرهنگی که از آثار این نویسنده صورت گرفت، رمزگان های ارتباطی تازه ای برای مخاطب تعریف شد و از همین روی مولیر به میان غاطبه مردم آمد. آن چنان که در دوره های بعد نیز مشاهده می شود، نمایشنامه های مولیر از مردمی ترین نمایش های اجرا شده در تماشاخانه های تهران است.
طرح داستانی نمایشنامه های مولیر ساده بود و پیچیدگی درام نویسان دیگر را نداشت. از همین رو آن دسته از کارگردان ها که علاقه به تغییر نام و شخصیت نمایشنامه ها داشتند و به این ترتیب می کوشیدند در ترجمه فرهنگی خود دیگری را به خودی تبدیل کنند، با مطالعه آثار مولیر دستمایه مناسبی برای این کار می یافتند.
از سوی دیگر مولیر نوک پیکان خود را متوجه قشر بالای جامعه می کرد که همین مسئله سبب می شد، تا مردم خود را در آینه اتهام ندیده و حس درونی خود را از محاکمه افراد فراتر از خود روی صحنه ببینند. البته نباید فراموش کرد که در کمدی شخصیت ها از مخاطب پست تر هستند و در مرتبه ای پایین تر قرار می گیرند، اما این بار در نمایشنامه های مولیر شخصیت ها آدم هایی از طبقات بالای جامعه بودند که با اعمال زشت به دنائت کشیده می شدند.
“شخصیت های بالای خط،همچون پدران و دوستانشان درآثار مولیر،نظم مستقر،طبقه بالای اجتماع را نمایندگی می کنند،آنها سخن از اقتدار مردان بر زنان،پدران بر فرزندان می گویند.آنها که پایین خط هستند درسایه ایشان قرار گرفته اند. شامل خدمتکاران، افراد طبقات پایین اجتماعی،زنان و نسل جدید.عامل تیرگی و تباهی در داستان،عامل مخالف حیات و سرزندگی در لایه بالایی قرار گرفته است. کلید رهایی بخشی اما در دست لایه فروتر قرار گرفته است”(بوکر به نقل از سپهران،1388،صص44و45). ]74[
باید به این تحلیل افزود که همین طبقه سازی در نمایشنامه های مولیر و نقد طبقه حاکم سرمایه دار یکی از عواملی می شود که بخشی دیگر از جامعه فرهنگی دوران محمدرضاشاه یعنی طرفداران حزب توده نیز بر این آثار تاسی جویند. بخشی در تماشاخانه طبقه خود یعنی تماشاخانه فرهنگ آن را پی گرفتند و بخشی دیگر نیز که در طبقات پایین تر گسترش یافه بودند به تماشاخانه های دیگر می رفتند. همین نکته سبب می شود که مولیر مردی برای تمام فصول نمایشنامه های ترجمه شده ایرانی باشد. او و اوژن لابیش174 متعلق به دورانی از تاریخ تئاتر در ایران هستند که اهل نظر معتقد بودند، تئاتر بدون تذهیب اخلاق و اصولا تئاتر بدون انتقاد کارآیی ندارد.
در پایان این بحث این نکته نیز گفتنی است که در نمایش های سنتی ایرانی نیز سیاه معمولا حاجی که از طبقه سنتی و بالای جامعه است را به سخره می گیرد و همین نکته عامل نزدیکی شکل اجرایی نمایش های سیاه بازی را با نمایشنامه های مولیر فراهم می آورد و بسیاری از اجراها در ایران با ترجمه فرهنگی آثار مولیر به نمایش های سنتی ایرانی روی صحنه رفته است.
4-7-3- گوته و شیلر
این دو نویسنده از پایه گذاران نظری رمانتیسیسم به شمار می آیند. گوته با نگارش نمایشنامه گوتس فن برلیشینگن175 به گروه مکتب توفان و تلاش پیوست. این گروه معیارهای نمایشنامه نئوکلاسیسمرا زیر سئوال بردند و کوشیدند معیارهای تازه ای را برای نگاه به جهان بنیان نهند. ]75[ البته خود گوته بعدها کاملا به این مکتب وفادار نماند و در سفری که به یونان داشت تحت تاثیر کلاسیسیسم قرار گرفت و در برخورد با شیلر و اندیشه های او مکتب کلاسیسیم وایمار176 را بنیان نهادند. ]76[ گوته و شیلر در ابتدا هم سو با اندیشه رمانتیک معتقد بودند که باید برای رهایی از حال بد شگون به گذشته رویایی رجوع کرد که در بخش درام تاریخی دوران رضاشاه مفصل به آن پرداخته شد. اما از سوی دیگر شیلر به عنوان یکی از واضعان مهم نظریه های تاریخی اعتقاد داشت که تاریخ و نگاه یکسویه به آن نمی تواند در دوران حال مشکلات ما را حل کند. ما باید بتوانیم با تاریخ گفت وگو کنیم. این هم به پویایی تاریخ یاری می رساند و هم به ما که از تاریخ قهرمان نسازیم و بتوانیم آن را در بزنگاه های موجود به محاکمه بکشیم. ]77[
طبیعی است که این نگاه بر نویسندگانی چون هدایت و یقیکیان تاثیر بگذارد. آنها نیز همان گونه که آثارشان را مورد بازخوانی قرار دادیم به نوعی پیرو همین انگاره ها بوده اند. در مورد دوران محمدرضاشاه نیز شکلی که حزب توده به تاریخ می نگرد و می کوشد در آن با نگاهی طبقاتی سره و ناسره را از یکدیگر تمیز دهد می توان ردپای نگاه شیلر را یافت. اگرچه در این دوران هنوز نگاه قهرمان پروری به تاریخ که پس از یک دوره سرخوردگی اجتماعی بوجود آمده بود نیز خود را به رخ می کشید.
4-7-4- عزیز حاجی بگف
عزیز حاجی بگف نویسنده اهل قفقاز تا چند دهه نامی آشنا برای تئاتر دوستان ایران بود. او خود ارتباطی گسترده با ایران داشت و یکی از نویسندگانی بود که بر انقلاب مشروطه در ایران تاثیری مثبت نهاد. حاجی بگف علاقمند به اپرا بود و کوشید از راه آموختن موسیقی علمی راهی برای راه ارتباط آن با تئاتر را بیاموزد. از همین روی به سراغ داستان های کهن ایرانی و بومی رفت و آثاری همانند لیلی و مجنون، اصلی و کرم و مشهدی عباد را خلق کرد. راز محبوبیت فرهنگی حاجی بگف در ایران را می توان در نزدیکی فرهنگی آثاری جست وجو کرد که او دستمایه آثارش قرار می داد. از آن رو که مردم در آن زمان به اپرا آشنایی نداشتند و حاجی بگف را نخستین بنیان گذار اپرا در ایران نامیده اند، از همین رو تماشای داستان های آشنای ادبی برای مردم آن دوران خالی از لطف نبود. از همه مهمتر اینکه دو الگوی شعر و موسیقی در ناخودآگاه فرهنگی ملت ایران ریشه دیرینه دارد و به این دلیل ترجمه فرهنگی این آثار چندان سخت و دشوار نبود. حاجی بگف از نشانه هایی سود می جست که قرابت بسیاری با ادبیات ایران داشت و مردم با آن آشنا بودند، از سوی دیگر خود مجرای ارتباطی اپرا را نیز برای مردم تعریف کرد. مجرایی که در دوره رضاشاه با اجرای