تربیت، ساحت، قرآن، «تربیت»

دانلود پایان نامه
«دیگرسازی» که رسالت دانش «تربیت» است محدود گردد؛ چنانکه میتوان قلمرو تربیت را به آموزههای مرتبط با دانش «اخلاق» که از «خود سازی» انسان بحث میکند نیز توسعه داد. و این تابع وضع ماست؛ البته اصطلاح «تربیت اخلاقی» تأمینکننده بُعد «دیگرسازیِ» موضوعات اخلاقی است.
قلمرو تربیت انسان از حیث ساحتها و ابعاد وجودی انسان بسیار مهم است. وجود انسان از دو ساحت جسمی و روحی تشکیل شده است. ساحت روحی نیز دارای ابعاد ذهنی(شناختی)، عاطفی و رفتاری است. ابعاد دیگر وجود انسان نظیر بُعد عقلانی، اعتقادی، عبادی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، جنسی و.. نیز ذیل همین ساحت ها و ابعاد تحلیل می شوند. از این منظر، قلمرو تربیت می تواند همه ساحت ها و ابعاد آن را در نظر گیرد یا فعالیت خود را محدود به ساحت خاصی نماید؛ چنانکه در اصطلاح «تربیت بدنی» تربیت به ساحت جسمی محدود شده و در مقوله «آموزش»، تربیت ذهنی مدّنظر است. اصطلاح «تربیت عاطفی» نیز چگونگی تأثیر بر عواطف و مدیریت درست آن ها را مورد بحث قرار میدهد. برخی از صاحبنظران، تغییرات مدّنظر در فرآیند تربیت را به «تغییر در رفتار آدمی» محدود کردهاند.58 برخی نیز تربیت را به تمام ساحتهای وجودی انسان؛ اعمّ از جسمی(تربیت بدنی) و روحی(شناختی، عاطفی، رفتاری) توسعه دادهاند.59 با محدود سازی قلمرو تربیت از حیث ساحتهای وجودی، طبعاً موضوعات آن محدود می شود و گستره کار کاهش مییابد.

4-1. تعریف مورد نظر از تربیت
با توجّه به توضیحات پیش گفته، تربیت مورد نظر این پژوهش را می توان چنین تعریف کرد:
«فرایند تعامل بین مربّی و متربّی است که به صورت مستمر و نظام مند در جهت یاری رساندن به متربّی برای ایجاد تغییرات تدریجی در ساحتهای مختلف انسان اعمّ از جسم و روح (نگرش، اخلاق، رفتار ) به منظور دستیابی آگاهانه و اختیاری وی به کمال انسانی صورت میگیرد.»
هرچند فقدان برخی از عناصر فوق در تعریف عام و توصیفی از تربیت خلل ساز نیست؛ امّا در تعریف تربیت مبتنی بر مکتب حیاتبخش قرآن ضروری است.60

5-1. نسبت تربیت با مفاهیم و دانش های هم خانواده
برای روشن شدن زوایای مفهوم تربیت و نهایتاً تعریف دقیق از تفسیر تربیتی لازم است تعدادی از مفاهیم مرتبط و نزدیک با آن معناشناسی شود و نسبت آنها با تربیت تحلیل گردد؛ مفاهیمی مانند: هدایت، تعلیم، تبلیغ، تأدیب، تزکیه، تطهیر، تهذیب، تبلیغ، تذکّر و موعظه، ارشاد، اصلاح، و دانشهایی چون: اخلاق، عرفان.61
«تعلیم» به فرایند تغییر در «شناخت» اطلاق میشود و بخشی از فرایند تربیت است و مقدّم بر آن؛ چرا که سرچشمه همه تغییرهای عاطفی و رفتاری، تغییر شناختی و اطلاعاتی است. «آموزش و تعلیم» میتواند در کنار «پرورش و تربیت» و در عرض آن قرار گیرد؛ چنانکه کاربرد اصطلاح «آموزش و پرورش» بر این اساس است؛ همچنین میتوان «آموزش» را جزئی از تربیت، که مرتبط با ساحت ذهنی وجود انسان است، قلمداد نمود.62
«تبلیغ» به معنای «رساندن»، «رساندن به حدّ اعلی» و «مقصد نهایی» آمده است.63 در معنای اصطلاحی نیز با وجود تعاریف گوناگون، دو دسته تعریف دیده میشود. دسته اوّل تعاریفی که تبلیغ را صرفاً اطلاع رسانی و آگاهی بخشی میدانند.64 دسته دوّم تعاریفی که علاوه بر آگاهی بخشی، بر عنصر تأثیر گذاری و تغییر نگرش و رفتار مخاطبان نیز تأکید میکنند؛65 بنابر این تبلیغ در معنای پیام رسانیِ صرف، با مفهوم آموزش و یاددهی نزدیکی پیدا میکند و در معنای دوّم و با در نظر گرفتن عنصر تغییر بینش، گرایش و رفتار، با مفهوم تربیت هم مرز میگردد که رویکرد دوّم، با تخصّصی شدن تبلیغات و تنوّع ابزارها و تلاشهای علمی و روانشناسانه متختصّصان و اصحاب رسانه برای تأثیرگذاری بر افکار و رفتارهای عمومی، غلبه یافته است.
با وجود وجوه اشتراک میان تربیت و تبلیغ، مرزهای روشنی نیز میان آن دو دیده میشود. در جنس تربیت در معنای خاص و مؤثّر آن، تدریجی بودن، تأثیر گذاری، پایداری، و استمرار دیده میشود؛ از این رو اگر تأثیر صورت گرفته در مخاطب، مستمر و پایدار باشد و در عمق شخصیت وی نفوذ کند، تربیت صورت گرفته است؛ بر خلاف تبلیغ که معمولا این عناصر در جنس و مفهوم آن دیده نمیشود. همچنین رابطه مربّی و متربّی در امر تربیت بسیار عمیق تر و گسترده تر از رابطه مبلّغ با مخاطب خویش است؛66 ضمن اینکه جنس فرآیند «تربیت» آگاهانه ولی تأثیر «تبلیغ» عمدتاً ناآگاهانه است. البته اگر نسبت میان تبلیغ و تربیت در معنای عام آن سنجیده شود بسیار به هم نزدیک میگردند.
«تأدیب»: با بررسی تحلیلی و گسترده معانی و کاربردهای گوناگون واژه تأدیب در فارسی و عربی، که در پژوهشی دیگر انجام شده،67 حدّاقل چهار معنای «آداب آموزی، علم آموزی، اخلاق آموزی، و تربیت» دیده میشود؛ بنابر این ضروری است که در مقایسه میان مفهوم تأدیب و تربیت، منظور خود را از تربیت و تأدیب روشن کنیم. با توجّه به تعاریف و سطوح مختلفی که از تربیت به دست داده شد و مقایسه آن با معانی وکاربردهای تأدیب، ارتباط روشن میان آن دو نیازمند تفصیل نیست.
اصطلاحات «تطهیر، تهذیب، اصلاح»، نیز هر چند ایجاد تغییر مطلوب در خود یا دیگران را بر عهده دارند؛ امّا در معنای مرکزی آن، بیشتر بر نقش مانع زدایی در روند تغییرات مطلوب تأکید شده است که خود بخشی از رسالت های فرآیند تربیت است؛ از این رو تعریف تربیت به هر یک از این اصطلاحات، تعریف به جزء شیئ خواهد بود.
اصطلاحات «تذکّر» و «موعظه» نیز بیشتر جنبه ابلاغی دارد و چیزی نظیر معنای عام «تبلیغ» و «ارشاد» است و پیگیر ایجاد تغییرات مطلوب در انسان نیست. در دانش تعلیم و تربیت از «تذکّر» و «موعظه» به عنوان دو نمونه از روش های مطلوب در فرآیند تربیت نامبرده میشود.68
«تزکیه» که در آن دو معنای «رشد و بالندگی» و «اصلاح و پاکسازی»69 با تأکید بر معنای اوّل، نهفته است70 به تربیت و اهداف آن بسیار نزدیک است71 چه آنکه در اشتقاقات تربیت نیز معانی رشد و بالندگی وجود دارد؛ امّا از منظر قلمرو و شمول، تزکیه نسبت به تربیت، تنگنایی مفهومی دارد؛ زیرا تزکیه، محور رشد را پاکی معرفی می کند و تنها شامل تربیت صحیح و معنوی است؛ در حالی که تربیت می تواند تربیت ناسالم را نیز در برگیرد؛ همچنین تزکیه، همه کارکردهای تربیت؛ همچون پرورش و تأمین همه جانبه نیازهای مادی و جسمی انسان ها، به ویژه عهده دار بودن مستقیم تربیت فیزیکی تربیت شوندگان را در بر نمیگیرد؛ شاید به همین دلیل قرآن کریم، آن گاه که از تربیت کنندگان در دو ساحت تربیت مادی و معنوی، همچون خداوند،72 والدین و یا نقش فرعون73 در تربیت موسی سخن می گوید، با واژه «تربیت» یاد می کند؛ اما آن گاه که از نقش تربیتی پیامبر سخن می گوید، واژه «تزکیه» را به کار میبرد،74 چرا که حوزه تربیتی پیامبر به تزکیه و پیرایش معنوی انسان ها محدود می شود؛ حال آنکه کارکرد تربیتی سایر مربّیان که قرآن از آنها یاد کرده است، شامل هر دو بُعد مادی و معنوی تربیت می گردد.75 نکته آخر اینکه «تزکیه» عمدتاً مربوط به پالایش صفات و ناظر به «اخلاق» است؛ برخلاف «تربیت» که بیشتر به رفتارهای متربّیان توجّه دارد.
«ارشاد» از «رشد» به معنای نموّ گرفته شده است. «رشد» و مشتقات آن در نوزده آیه بهکار رفته و هسته معنایی و کاربردهای آن، بیانگر حقیقتی متعالی و مفهومی ارزشی و کاملاً مرتبط و همسو با اهداف تربیت و کارکرد آن و نیز مقاصد قرآن و بعد هدایتی و تربیتی آن است؛76 از این رو عناصر «جامعنگری، انتخاب احسن، خردورزی و اقامه برهان» با حقیقت آن در قرآن گره خورده است. «رشد» در فرهنگ قرآن هرگز به معنای رشد جسمی به کار نرفته است؛ بلکه از واژههای حوزه عقل و فکر است77 که با عقل و ایمان تکامل مییابد؛78 برخلاف کاربردهای متعارف آن در فارسی که عمدتاً در معنای جسمی به کار میرود. «رشد» مقصد هدایت قرآن است: «یَهْدی إِلَى الرُّشْد».79 وقتی متربّی از نظر تربیتی و اخلاقی به سطح سلامتی رسید کار مربّی پایان نمییابد؛ بلکه نوبت به هدفی والاتر یعنی رشد دهی اخلاقی و تربیتی می رسد. اگر وظایف سه گانه مربّی را عبارت از پیشگیری، اصلاح و رشد بدانیم، رشد دادن مرحله تکامل یافته تربیت و هدف عالی و نهایی آن است.80
اینک به تحلیل هدایت، اخلاق و عرفان که ارتباط بیشتری با اهداف این پژوهش دارد و در جریان های تفسیری به تفسیر تربیتی نزدیک تر است می پردازیم.
هدایت
«هدایت» در فارسی به معنای «راهنمایی کردن» و «نمودن راه راست»81 و در عربی به معنای «الرشاد و الدلاله»82 و ضدّ «ضلال و گمراهی»83 است. «هدایت» در فرهنگ دینی از لحاظ منبع، به هدایت «تکوینی و تشریعی»،84 از لحاظ دایره شمول هدایت شوندگان، به «هدایت عامه» و «هدایت خاصه»،85 و از لحاظ کیفیّت هدایت، به هدایت «ارائه ای و ایصالی» تقسیم می شود. در هدایت ارائه ای تنها، راه نشان داده می شود که به آن «ارائه طریق» یا «ارشادی» می گویند و در هدایت ایصالی، هدایت کننده، فرد را به سرمنزل مقصود می رساند که از آن به «ایصال الی المطلوب» تعبیر می شود.86 معنای عامّ هدایت، عمدتاً جنبه ارائه ای دارد و معنای خاصّ آن جنبه