تحلیل تفاوتهای حقوقی زن و مرد در قرآن- قسمت ۷

تحلیل تفاوتهای حقوقی زن و مرد در قرآن- قسمت ۷

از دیدگاه قرآن کریم حقیقت و گوهر انسانی را روح و نفس او تشکیل می‌دهد.
قرآن کریم وقتی مسأله زن و مرد را مطرح می‌کند می‌گوید این دو را از چهره‌ی ذکورت و انوثت نشناسید بلکه از چهره‌ی انسانیت بشناسید و حقیقت انسان را روح او تشکیل می‌دهد نه بدن او، انسانیت انسان را جان او تأمین می‌کند نه جسم او و نه مجموعه‌ی جسم و جان.[۵۵]
در آفرینش بشر مرحله‌ی نهایی دمیدن روح است: «فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ»[۵۶] پس وقتی انسان را آفریدم و او را آراستم و از روح خود در آن دمیدم همگی بر او سجده کنید.
و شکی نیست که روح مربوط به انسانیت است و ارتباط به زن و یا مرد بودن ندارد.

 

۱- اشتراک زن و مرد در گوهر انسانی

 

یکی از مسائل اساسی در موضوع زنان، این است که آیا زن و مرد از حقیقت و سرشت انسانی واحدی برخوردارند یا این‌که هریک سرشتی متفاوت از دیگری دارد.[۵۷]
این دو دیدگاه با تفاوت‌ها و شدّت و ضعف‌هایی در بین اقوام، ادیان و فرهنگ‌های گذشته وجود داشت.[۵۸]
بحث ما این است که آیا از نظر اسلام بین زن و مرد در گوهر انسانی تفاوت وجود دارد یا نه؟
از قرآن کریم به خوبی می‌توان فهمید که تفاوتی در ماهیت زن و مرد وجود ندارد، هر دو در سرشت و سیرت انسانی مشترک‌اند، یعنی چنین نیست که یکی به علّت مرد بودن برتر و دیگری به علّت زن بودن پستر باشد، بلکه انسانیت وجه مشترک این دو است.[۵۹]
قرآن از ماء[۶۰]، تراب[۶۱] طین لازب[۶۲]، صلصال مِن حمأ مسنون[۶۳]، طین[۶۴]، صلصال کالفخار[۶۵]، نطفه[۶۶]، نطفه امشاج[۶۷]، علق[۶۸]، به عنوان مبدأ پیدایش انسان‌ها نام برده‌است ولی در هیچ یک به فرد یا صنف خاصی اشاره نکرده است و از واژه‌های عام انسان[۶۹]، و بشر[۷۰]، و یا ضمائر جمع استفاده کرده است حتّی آیاتی که چگونگی آفرینش را بیان کرده‌اند به صنف خاصی اشاره ندارد. لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم.[۷۱]لقد خلقنا الانسان فی کبد.[۷۲]
از این جهت می‌توان گفت که از دیدگاه قرآن تفاوتی میان زن و مرد در گوهر انسانی نیست. در باره خلقت زن و مرد و آفرینش یکسان آن دو ،آیات متعددی وارد شده است، ولی ما به چند آیه اشاره می‌کنیم و مورد بررسی قرار می‌دهیم.
قرآن کریم در سوره نساء آیه اول می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا»[۷۳]
ای مردم! از مخالفت پروردگارتان بپرهیزید. همان‌کس که همه شما را از یک انسان آفرید و همسر او را نیز از جنس او خلق کرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت و از خدایی بپرهیزید که هنگامی که چیزی از یک دیگر می‌خواهید، نام او را می‌برید و نیز از خویشاوندان خود، بپرهیزید؛ زیرا خداوند مراقب شما است.
از دو قسمت این آیه شریفه بر موضوع مورد نظر استدلال شده است.

 

الف: مِن نفس واحدهٍ

 

در بیان مفسران و اندیشمندان قرآن چند احتمال برای معنای نفس واحده ذکر شده است. فخر رازی قائل است مقصود از نفس واحده در این آیه حضرت آدم علی نبینا و آله علیه السّلام است. اجمع المسلمون علی أنّ المراد بالنفس الواحده هنا هو آدم الاّ انّه أنّث الوصف علی لفظ النفس و نظیره قوله تعالی أقتلت نفساً زکیه بغیر نفس.[۷۴]
شیخ طوسی می‌فرماید نزد همه مفسران مراد از نفس واحده در این آیه آدم است.[۷۵]
مرحوم طبرسی می‌فرماید مراد از نفس در این آیه به اجماع مفسّران، آدم علی نبینا و آله علیه السّلام است و دلیل به کار رفتن واژه واحده برای نفس آن است که این واژه مانند خلیفه در لفظ مؤنث و در معنا مذکر است.[۷۶]
علامه طباطبایی در باره نفس واحده می‌فرماید: از ظاهر سیاق برمی‌آید که مراد از نفس واحده آدم علیه السّلام است.[۷۷]
رشید رضا معتقد است که مقصود از نفس واحده در آیه شریفه حقیقت و گوهر انسانی است.[۷۸]
بنابر این تفسیر مفاد آیه چنین خواهد شد. ای مردم از پرودگاری که همه‌ی شمار را از گوهر انسانی آفرید، پروا دارید. طبق این تفسیر می‌توان این بخش از آیه را دلیلی بر اشتراک زن و مرد در گوهر انسانیت دانست. به این معنا که جنسیت تأثیری در برتری یا کم‌تری هیچ یک از زن و مرد ندارد.
صاحب تفسیر کشاف در تفسیر این آیه می‌گوید: «یا ایّها النّاس» یعنی از فرزندان آدم «خلقکم من نفس واحده» یعنی شما را از یک ریشه آفرید و منظور از آن یک ریشه و اصل وجود نباتی شما حضرت آدم است.[۷۹]
صاحب تفسیر روح المعانی می ‌نویسد: مراد از نفس واحده آدم است.[۸۰]
مفسّر بزرگ معاصر علامه جوادی آملی می‌فرماید: «مصداق بازر و نخستین مصداق نفس واحده و منشأ همه انسان‌ها حضرت آدم است.[۸۱]
پس معلوم شده که طبق بعضی از این تفسیر‌ها این بخش از آیه را دلیلی بر اشتراک زن و مرد در گوهر انسانی دانست.

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

 

ب) و خلق منها زوجها

 

مفسران این بخش از آیه را به آفرینش حوّا مربوط دانسته و آن را به دو گونه تفسیر کرده‌اند. منشأ اختلاف آنان، تردید در معنای مِن می‌باشد.
بعضی مفاد آیه را بیان جنس دانسته و گفته‌اند مراد تشابه و تماثل در گوهر انسانی و سرشت زن و مرد است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌فرماید خداوند متعال از جنس آدم زوج او را آفرید.[۸۲]
بعضی دیگر مِن را به معنای تبعیض گرفته‌اند، فخر رازی می‌گوید مِن در این‌جا به معنای تبعیض است و مضمون آیه شریفه را چنین بیان کرده است، خداوند متعال از بخشی از آدم زوج او را آفرید.[۸۳]
اگر مِن برای بیان جنس باشد در آن صورت ما می‌توانیم از بخشی از این آیه استدلال کنیم که زن و مرد دو گوهر انسانیت یکسان است ولی اگر مِن برای تبعیض باشد که ما نمی‌توانیم از این آیه استدلال کنیم در مورد بحث تفسیر روشن و درست آیه این است که کلمه‌ی «مِن» در «منها» برای بیان جنس است نه تبعیض. بنابر این مراد آیه این است که حضرت حوّا از جنس حضرت آدم آفریده شده است نه از تکه‌ی بدن و یا از یکی از دنده‌های چپ وی.[۸۴]
رشید رضا در تفسیر المنار در تفسیر سوره اعراف آیه ۱۸۹، سوره نحل آیه ۷۳، چنین اظهار می‌دارد. آنچه از لفظ نفس متبادر است ماهیت و حقیقتی است که به واسطه‌ی آن انسان از سایر موجودات متمایز می‌گردد، حال فرق نمی‌کند که این حقیقت با آدم شروع شده باشد آن‌گونه که اهل کتاب و اکثریت مسلمانان اعتقاد دارند یا این‌که با فرد دیگری که منقرض گردیده آغاز شده باشد و یا این‌که چندین منشأ داشته باشد همان‌گونه که بین معاصرین مورد اختلاف است در هر حال صحیح است که گفته شود همه مردم از نفس واحد به وجود آمده‌اند؛ زیرا ملاک وحدت انسانیت است.
قرآن کریم به زنان شخصیت داد، آنان را با مردان از یک ریشه دانست و بر ایشان مانند مردان حقوق تناسب وضع کرده است.[۸۵]
حضرت امام راحل (ره) نیز بر همین حقیقت تأکید کرده است و می‌فرماید: از نظر حقوق انسانی تفاوتی بین زن و مرد نیست؛ زیرا هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش را هم‌چون مرد دارد که به حیثیت انسانی آن‌ ها را ارتباط ندارد.[۸۶]
چند تا مؤید را ذکر می‌کنیم بر این‌که در این آیه «مِن»برای بیان جنس است، نه برای تبعیض:
۱- مؤیّد اوّل، آن آیاتی است که ناظر به آفرینش زوج آدمی است و می‌فرماید: زوج آدمی از حقیقت مشترکی برخودارند، خلق لکم مِن انفسکم ازواجاً.[۸۷]
۲- روایات متعددی از معصومین وجود دارد که می‌گوید حوّا نیز از باقی مانده گل آدم آفریده شد، و در بعضی از روایات، آفرینش حوّا از دنده آدم تکذیب شده است که به یکی از آن‌ ها اشاره می‌شود. شخصی از امام باقر علیه السّلام از ماده اولیه آفرینش حوّا پرسید امام (ع) آفرینش حوّا از دنده آدم را انکار و تخطئه نمود و فرمود خداوند متعال آدم را از گِل و از باقی مانده آن گل حوّا را آفرید.[۸۸]
پس در نتیجه می‌توان گفت که آفریده شدن حوّا از دنده آدم ثابت نیست و کلمه‌ی مِن در آیه و خلق مِنْها زوجها به معنای جنس به کار رفته، در نتیجه ثابت می‌شود که خلقت زن و مرد از گوهر و سرشت واحد است برای تأیید مطلب نظر چند تن از مفسران و دانشمندان را ذکر می‌کنیم:
عبد الکریم الخطیب، می‌گوید قصه‌ای که می‌گوید حوّا از دنده آدم خلق شده از واردات اساطیر است.[۸۹]
در تفسیر روح المعانی آمده ابو مسلم خلق شدن حوّا از دنده آدم انکار کرده است و گمان کرده است که «مِنْ» در آیه به معنی جنس به کار رفته است.[۹۰]
شهید مطهری در باره خلقت زن می‌فرماید: قرآن با کمال صراحت در آیات متعددی می‌فرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشت مردان آفریده‌ایم. قرآن درباره آدم اول می‌گوید همه شما را از یک پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم.[۹۱]
و آنچه که در بعضی از کتب مذهبی است که زن از مایه پست‌تر از مایه مرد آفریده شده و یا این‌که به زن جنبه چپی و طفیلی داده‌اند و گفته‌اند همسر آدم از عضوی از اعضاء طرف چپ او آفریده شده اثر و خبری نیست در اسلام نظریه تحقیر آمیز نیست به زنان از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد.[۹۲]

 

نکاتی که در آیه وجود دارد:

 

۱- این آیه به خلقت انسان، و ریشه آفرینش و گسترش نسل انسان اشاره دارد و تصریح می‌کند که همه‌‌ی انسان‌ها از یک نفس آفریده شدند.
ادامه آیه نیز قرینه خوبی بر این حقیقت است؛ چراکه فرمود و همسر آن نفس را از جنس خود او قرار داد و از آن دو مرد و زن مردان و زنان فراوانی را منتشر ساخت. این بیان می‌رساند که نفس واحده همان آدم است که خداوند به وسیله او همسرش حوّا را نسل انسانی را گسترش داد.[۹۳]
۲- نکته دوم این است که هرچند مصداق واحده در این آیه حضرت آدم است ولی به کار بردن واژه نفس و انتساب خلقت همه انسان‌ها به آن نفس در واقع نکته مهمّ دیگری را دربر دارد و آن این است که همه افراد بشر از یک ریشه و اصل سرچشمه می‌گیرند و گوهر آفرینش آن‌ ها به یک گوهر و یک نفس بر می‌گردد.
۳- همسر آدم از جنس او است چون در ادامه آیه که فرمود و خلق منها زوجها می‌رساند همسر آدم از ماهیت و جنس خود او است و هر دو از یک حقیقت برخوردارند، بنابراین جفت آن پدر آدم از سرشت و طینت خود او بوده است.
۴- گسترش نسل انسانی از زن و مرد ناشی می‌شود، در ادامه آیه فرمود: «و بثّ منهما رجالاً کثیراً و نساءاً» خداوند متعال از آدم و همشر مردان و زنان فراوانی را به وجود آورد.
این آیه به روشنی می‌گوید، نسل انسانی در ریشه همه آدمیان به آدم و همسرش برمی‌گردد و آدمیان چه زن و چه مرد از یک زن و مرد پدید آمده‌اند و در تکوّن و رشد و گسترش نسل انسانی هر دو صنف نقش دارند، در نتیجه مرد هر چند بزرگ و با عظمت باشد باید بداند ریشه او از یک مرد و زنی پدید آمده است که آن دو ماهیت واحدی داشته‌اند و از ماهیت انسانی آن دو انسان‌های فراوانی خلق شده‌اند.[۹۴]

 

ج) آیات دیگری که زن را در مقام انسان شریک مرد می‌داند

 

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِیفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آَتَیْتَنَا صَالِحًا لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ[۹۵]
او خدایی است که همه شما را از یک نفس آفرید، و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا کنار او بیاساید. سپس هنگامی که با او آمیزش کرد، حملی سبک برداشت، که با وجود آن به کارهای خود ادامه می‌داد و چون سنگین شد، هر دو از خداوند و پروردگارشان، خواستند که اگر فرزند صالح به ما دهی، از شاکران خواهیم بود.

 

آیه در یک نگاه

 

این آیه از آفرینش همه انسان‌ها چه زن و چه مرد از یک نفس و حقیقت واحد خبر می‌دهد و این نکته را باز می‌کند که زن نیز از همان حقیقت و همجنس مرد آفریده شده است تا مایه آرامش وی باشد.
نکته‌هایی از این آیه که مربوط به بحث ما است از این قرار است:
۱- زن و مرد از یک حقیقت واحد آفریده شده‌اند و دارای یک ماهیت می‌باشند.
قرآن کریم فرمود همه شما از زن و مرد از یک نفس آفریده شده‌اید و مراد از نفس واحده همان حقیقت و گوهر واحد است.
تمام زن‌ها نیز از لحاظ گوهر هستی همتای مردانند و خلقت هیچ زنی جدای از خلقت مرد نیست.
۲- تعبیر به «و جعل منها زوجها» می‌رساند جفت آن نفس همتای وجود او است گویا آن نفس واحده دو بخش دارد که بخشی از آن مرد و بخش دیگر آن زن است و این نکته تأکید دیگری است بر این‌که حقیقت زن و مرد واحد است.[۹۶]
۳- زوج هرچیز به دو قرین از یک جنس گفته می‌شود.
در مفردات راغب آمده است به دو قرین از مذکّر و مؤنث در حیوانات زوج گفته می‌شود و به هر دو قرین در غیر حیوانات نیز زوج گفته می‌شود، مثل یک جفت کفش.[۹۷]
بنابراین خود کلمه زوج که در این جا مراد همسر مرد است با توجّه به این‌که زوج او باید قرین و جفت وی باشد می‌رساند زن از نظر خلقت همتا و قرین مرد است.
البته این سخن، منافاتی با تفاوت آنان در برخی از ویژگی‌های جسمی و روحی که لازم گردش نظام احسن است ندارد.
۴- آرامش در کنار همسر، تأکید دیگری بر خلقت زن و مرد از سرشت واحد است. جمله «لیسکن الیها» تأکید دیگری بر این مطلب است که حقیقت زن و مرد واحد است و خداوند برای آرامش مرد همسری از جنس او آفرید؛ چراکه اگر جفت او ناهمجنس با وی بود مایه آرامش او نمی‌شد.
شبیه به آیه مذکوره آیه ۲۱ سوره روم است که فرمود: «و من آیاته ان خلق لکم مِن انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها».
در آیه ۶ سوره زمر می‌خوانیم خلقکم من نفس واحده ثم جعل منها زوجها.
پس از مجموع آیات خلقت زن و مرد دو نکته اساسی روشن شد:

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *