تحلیل تطبیقی نمایشنامه فاوست اثر گوته و داستان شیخ صنعان ۹۳- قسمت ۷

تحلیل تطبیقی نمایشنامه فاوست اثر گوته و داستان شیخ صنعان ۹۳- قسمت ۷

گوته نیز چون هر بچه دیگری چیزهایی از پدر و مادر خود به ارث برد که بدون شک در شکل‌گیری شخصیتش نقشی اساسی داشتند.
ظاهر آراسته، رفتار هوشیارانه و حرکات سنجیده‌ای که گاه به سیاست و جاه‌طلبی تعبیر می‌شدند، علاقه به کسب دانش و انتقال آن به دیگران و دقت بیش از حد به جزئیات، چیزهایی است که شاعر از پدر به ارث برده است. اما عشق به قصه‌گویی، عشق به تمامی موجودات، شادی و مهربانی و سرزندگی خصوصیاتی است که گوته از مادر به ارث برده است.
گوته به همراه خواهرش، کورنلیا[۵۳]، در محیطی کاملاً آرام بزرگ شد و از محبت پدر و مادر برخوردار گردید. او به واسطه ذوق و قریحه سرشاری که داشت از همان کودکی، شعر می‌گفت و نقاشی می‌کرد، گاه نیز به داستان‌سرایی می‌پرداخت. گوته نخست با زبان‌های لاتین، فرانسه و انگلیسی آشنا شد و بعداً برای این‌که از مطالعه تورات بیشتر لذت ببرد، زبان عبرانی آموخت و به آن هم اکتفا نکرد و به فراگیری زبان ییدیش[۵۴] که زبان یهودی رایج میان برخی از کلیمیان است، پرداخت. گوته در سال ۱۷۶۵، در هفده سالگی، به لایپزیک رفت تا در دانشگاه آنجا به تحصیل حقوق بپردازد.
در شهر لایپزیک فضای ادبی زیر نفوذ درام‌نویس و تئوریسین و منتقدی به نام یوهان کریستف[۵۵] بود که سخت پایبند مکتب ادب فرانسه بود. گوته چندی به او متمایل شد، اما چندی بعد متوجه شد که لذت چندانی از این شیوه نمی‌برد؛ بنابراین به مکتب لسینگ[۵۶] روی آورد و به مرور آثار او پرداخت. در لایپزیک گوته با دو استاد با نام‌های کریستین فورشته گوت گلرت[۵۷] و کریستف مارتین ویلاند[۵۸] برخورد کرد که هر دو متعلق به مکتب روشنگری و از فعالان این نهضت بودند. این هر دو در آن دوره تأثیر زیادی بر فکر و اندیشه گوته به جا نهادند. (رک. شهباز، ۱۳۶۳: ۱۲۹)
در تابستان ۱۷۶۸، حدود سه سال پس از اقامت در این شهر، گوته ناگهان بیمار شد و ناگزیر شد تحصیلاتش را ناتمام بگذارد و به خانه بازگردد. در بدو ورود پدر می‌پنداشت که پسر وکیلی است لایق که می‌تواند جانشین او گردد. اما ناامیدانه دریافت که فرزندش جز مشتی کتاب شعر و قصه با خود نیاورده است. گوته در سال ۱۷۷۰ راهی شهر استراسبورگ شد تا خواسته پدر را عملی کند و حقوق بخواند اما این بار به تئاتر روی آورد.
گوته در سال ۱۷۷۵ بر اثر شهرتی که در نمایش‌نامه‌نویسی به دست آورده بود، به دیدار کارل آگوست[۵۹]، دوک ساکس وایمار دعوت شد. این دیدار به درازا کشید و وایمار پایگاه گوته برای بقیه زندگی‌اش شد. در نخستین دهه اقامت در وایمار وی به کار اداری مشغول بود اما در سال ۱۷۸۶ از این وظایف شانه خالی کرد و به ایتالیا رفت. زندگی در ایتالیا بینش هنری گوته را به‌طور کلی تغییر داد و او با شرایطی آزادتر به وایمار بازگشت. در سال ۱۷۹۲ گوته با قشون شاهزادگان آلمان همراه شد که نتوانستند فرانسه انقلابی را شکست دهند و سلطنت را بازگردانند. در سال ۱۸۰۶ که جنگ‌های انقلابی و ناپلئونی گریبان آلمان را هم گرفت، گوته تا حدودی درگیر این جریان شد.
نیمه اول زندگی گوته با دوران متأخر عصر روشنگری مقارن بود. هرچند به باور بسیاری گوته به این جریان تعلق نداشته است، اما برخی از مهم‌ترین مؤلفه‌های آن چون تجربه‌گرایی، پیوستگی با جهان لذات دنیوی، استقلال ذهنی و تفکر غیر مذهبی، اعتقاد به طبیعت بشری و روشنی و سرراستی اندیشه در برخی از آثار او به چشم می‌خورد. واقعه مهم روشنفکری گوته در استراسبورگ و بعد از برخورد با گوتفرید هردر[۶۰] رخ داد که گوته او را کاملاً تأیید می‌کرد. اما یگانه کسی که خلاقیت هنری گوته را قدرت و قوتی دوچندان بخشید، شیللر[۶۱] بود. مشارکت سازنده این دو در سال ۱۷۹۴ موجب شد که وایمار به یک مرکز اجتهادی ادبی بدل شود و جوانان بسیاری به آنجا کشیده شوند. (رک. رید، ۱۳۷۴، مقدمه مترجم: ۱۲)
گوته نهایتاً بعد از سال‌ها تلاش بی‌وقفه در ساحت علم و ادب، در ماه مارس ۱۸۳۲ در نیمه سال هشتادوسوم زندگی‌اش، در حالی که نمایش‌نامه فاوست و خودزندگی‌نامه‌اش را تازه تکمیل کرده بود، بدرود حیات گفت.

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

 

۴-۱-۲- اندیشه و جهان‌بینی گوته

 

هرچند بیشتر شهرت گوته به دلیل آثاری است که در حوزه ادبیات خلق کرده است، اما به دلیل آگاهی گسترده‌اش از فلسفه، سیاست، تاریخ و …، در زمره متفکران بزرگ جهان قرار می‌گیرد.
گوته در عین حال که شاعری عمیق و حساس است، سیاستمداری مجرب و کارکشته و دانشمندی مبتکر و بزرگ محسوب می‌شود. او اگرچه به مکتب خاصی تعلق ندارد، لیکن شاهکاری از خود به جا گذاشته است که نه تنها بر تمام ادبیات آلمان سایه افکنده، در شمار بزرگ‌ترین آثار ادبی جهان قرار می‌گیرد.
گوته البته به معنای رایج کلمه فیلسوف نبود، اما از آرای اسپینوزا[۶۲]، لایب نیتس[۶۳]، کانت[۶۴]، شلینگ[۶۵]، هردر[۶۶] و هامان[۶۷] تأثیر گرفته بود و به شیوه خود، آرای آنان را تفسیر می‌کرد و در آثار خود به کار می‌برد.
«گوته به شدت از اندیشه‌های مارتین لوتر[۶۸] و اسپینوزا، متأثر است. تا به آنجا که درک او از مذهب نیز آمیخته‌ای از پروتستانتیسم لوتری و فلسفه اسپینوزا است. اسپینوزا خدا را با طبیعت یکی می‌کند و با پرستش او به‌واقع به پرستش طبیعت می‌پردازد. گوته خود بارها بر تأثیرپذیری خویش از اندیشه‌های اسپینوزا و لوتر تأکید ورزیده است. (زرشناس، ۱۳۶۹: ۵۱)
در مورد احاطه گوته به بخش وسیعی از دانش‌های بشری همین بس که او در علم فیزیک نیز صاحب‌نظر است. پژوهش‌های او در مورد نور و رنگ‌ها؛ از جمله کتاب تئوری رنگ‌ها (۱۸۱۰)، نه تنها در زمان خود عالمانه بود که امروزه نیز ارزش علمی دارد.
گوته یکی از کلیدهای اصلی ادبیات آلمانی و وایمار کلاسیک[۶۹] و همچنین رمانتیسیسم[۷۰] به شمار می‌رود. وی در روزگاری زندگی می‌کرد که اندیشه «روشنگری» بنیان‌های فکری و فلسفی تمدن جدید غرب را تحکیم می‌کرد.
هرچند پاره‌ای از آثار گوته در دوران کلاسیک ادبیات آلمان خلق شده است، اما گرایش او به رمانتیسیسم سبب شده است که به یکی از بزرگ‌ترین نوابغ مکتب رمانتیسیسم در اروپا بدل گردد. البته در این زمینه یادآوری نکته‌ای ضروری است، آن هم این‌که «گرچه گوته الهام‌بخش رمانتیسیسم آلمان بود و در خارج از کشور تبدیل به نماد واقعی آلمان رمانتیک شد، خط‌مشی او درواقع، دربرگیرنده اکثر پیشرفت‌های عمده ادبیات در طول یکصد سال بوده است.» (فریدریش و ملون، ۱۳۸۸: ۵۳۷).
در تاریخ اروپا، قرن هفدهم، عصر اقتدار مکتب کلاسیسیسم[۷۱] و در پی آن نئوکلاسیسیسم[۷۲] است. پس از آنکه اروپا با پیدایش رنسانس (نوزایی) از خواب غفلت چند صد ساله قرون وسطایی بیدار گشت، برای از بین بردن رخوت فرهنگی که بدان دچار شده بود، به احیای فرهنگ یونان و روم باستان توجه نشان داد.
در این دوره آرای ارسطو، هوراس و سایر فیلسوفان خردگرای یونان باستان، به مدت دو قرن، منشأ پیدایش آثار ادبی و هنری گشت. سلطه روزافزون خرد و اعتقاد بی چون و چرا به نیروی ذهن و فکر منجر به تدوین اصول و قواعد خشک و تغییرناپذیری برای خلق آثار ادبی و هنری گردید. اعتقاد به خرد و سیطره عقل محض تا به آنجا بود که آفرینش آثاری توأم با عاطفه و احساس به خیالی بودن متهم می­گردید (برای آگاهی بیشتر از ویژگی­های کلاسیسیسم و نئوکلاسیسیم رک. ثروت،۱۳۸۵: ۳۰-۴۷).
نخستین جرقه­های مخالفت با کلاسیسیسم و به تبع آن نئوکلاسیسیسم در نیمه اول قرن هجدهم ظاهر شد. در این دوره شماری از نویسندگان و روشنفکران متعلق به طبقه بورژوازی، بر ضد اشرافی­گری و نیز سنت­های ادبی دست و پا گیر کلاسیسیسم به‌پا خاستند و دست به اصلاحات اجتماعی گسترده­ای زدند. در این دوره که به عصر روشنگری معروف است، پایه­ های اجتماعی و فکری عصر خرد متزلزل گردید و زمینه فروپاشی مکتب کلاسیسم فراهم آمد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
«کلمه روشنگری در سه زبان اصلی اروپایی، تصویر روشنایی و نور فزاینده را به‌خوبی القا می‌کند: Enlightenment در انگلیسی، Lumieres در فرانسوی، و Aufklarung در آلمانی؛ که در دو زبان اخیر به مفهوم درخشندگی و وضوح (lumiere , Klar) نیز اشاره دارد. این نام از هر لحاظ کلمه­ای کاملاً مناسب است؛ چون‌که جوهر درخشندگی چیزی نیست به جز کوشش برای تاباندن نوری تازه بر مسائل و موضوعات مرسوم و تثبیت شده.» (جعفری، ۱۳۷۵: ۳۵)
از ویژگی‌های بارز عصر روشنگری، مبارزه با قواعد و سنت‌های نئوکلاسیسیم است. این مقابله در فرانسه به دلیل این‌که در این کشور اصول و مبانی نئوکلاسیسیم به واسطه حضور فلاسفه بزرگی چون دکارت، بسیار قوی ریشه‌دار بود، با دشواری‌های زیادی رو‌به‌رو بود.
عصر روشنگری به عنوان دوره­ای انتقالی با پرسش‌ها و تردیدهایی که به وجود آورد، توانست موقعیت مکتب نئوکلاسیک را به خطر بیندازد؛ تا به آنجا که حتی در کشوری مثل فرانسه، با وجود اقتدار بی چون و چرای خردگرایی، قواعد نئوکلاسیسیسم در اندک زمانی متزلزل گردید. اگرچه این تزلزل به نسبت کشورهای دیگری نظیر انگلیس به‌کندی صورت گرفت، اما در نهایت به نفع جنبش رمانتیسیسم پایان پذیرفت (برای آکاهی بیشتر رک. سید حسینی،۱۳۸۷،ج۱: ۱۷۰-۱۷۷).
روشنگری با وجود اینکه حرکت اصلاح طلبانه و رو به رشد خود را به کندی و محتاطانه آغاز کرد، با تبیین اصول و قواعد روشن و جهت­گیری­های مشخصی از قبیل مقابله با سنت­های ادبی گذشته، دوری از خردگرایی افراطی و شکستن معیارهای مشخص و غیرقابل تغییر اثر هنری، توانست زمینه ­های لازم را برای ظهور جنبش ادبی جدیدی فراهم آورد.
هم‌زمان با تلاش‌هایی که در این دوره برای کم‌رنگ کردن اصول و مبانی و معیارهای عصر کلاسیسیم صورت می‌گرفت، جنبش اصلاحگر دیگری با عنوان رمانتیسیسم در سراسر اروپا شکل گرفت. این جنبش برخلاف جنبش روشنگری که راه مبارزه تدریجی را برگزیده بود و بیشتر در اندیشه ارزیابی دوران گذشته بود، سعی داشت در یک حرکت تهاجمی، اصول و مبانی نئوکلاسیسیم را از میان بردارد.
بنابراین رمانتیسیسم با انتقاد از گذشته، با حسی توأم با نفرت به مقابله با اصول و مبانی نئوکلاسیسیم پرداخت.
پیش­رمانتیسیسم که در حقیقت نگاه افراطی جنبش روشنگری است، با قراردادن عنصر احساس در برابر خرد به عصر احساس معروف گشت.
«البته پیش­رمانتیک­ها هیچ برنامه منظمی برای جایگزین کردن با نظام کهن نداشتند؛ چراکه چنین چیزی خود می­بایست به شیوه­ای منطقی و عقلانی انجام پذیرد و اینان با اصول و قواعد منطقی سروکاری نداشتند» (جعفری، ۱۳۷۵: ۴۳-۴۴)
جنبش پیش­رمانتیسیسم هنگامی که با عناصر دیگری از قبیل تخیل، بازگشت به طبیعت، پایبندی به احساسات و فردگرایی همراه گشت، زمینه ظهور مکتب رمانتیسیسم را فراهم آورد.
بدون شک رمانتیسیسم بیش از آنکه جنبشی ادبی باشد، جنبشی انقلابی است. در نیمه اول قرن هجدهم رفته رفته از قدرت و اعتبار طبقه اشراف کاسته می­شد. اینها گذشته از اینکه روز به روز به سمت انحطاط و فساد اخلاقی می­رفتند، عیاشی و خودپسندی و بی­اعتنایی به قوانین را جزء اصول تجدد و اشرافی­گری می­دانستند. همین مسائل سبب گردید که طرز فکر برخی نویسندگان و دیدگاه آنها نسبت به مسائل مختلف با آنچه در نظر نویسندگان کلاسیک بود، فاصله پیدا کند. این مسائل بر روی هم منجر به ظهور رمانتیسیسم گردید که بر صداقت متکی بود و از شور و هیجان الهام می‌گرفت. بنابراین آغاز قرن نوزدهم در اروپا آغاز سبز فایلی است که دامنه آن تا به امروز کشیده شده است.
در دوران رنسانس زبان آلمانی در میان دیگر زبان‌های صاحب فرهنگ در اروپا، سنت ادبی چندانی نداشت. ادیبان آلمانی در آن روزگار برای شعر گفتن و نمایشنامه نوشتن، اول به آرای فلاسفه یونانی و فرانسوی رجوع می‌کردند، تا بر اساس قواعد آنها شعر بگویند یا نمایشنامه بنویسند؛ همین مسأله هم سبب گردید که برخی از شعرا و نویسندگان آلمانی؛ از جمله گوته، هم‌زمان با پیدایش نخستین بارقه‌های جنبش رمانتیسیسم به این مکنب فکری و ادبی توجه نشان دهند.
نهضت فرهنگی رمانتیسیسم در سال‌های آخر سده هجدهم میلادی در آلمان ریشه گرفت و گسترش یافت. هم‌زمان با این انقلاب فرهنگی، در فرانسه انقلاب سیاسی و در انگلستان انقلاب صنعتی شکل گرفت. به گفته ریچارد هارلند[۷۳] «این انقلاب فرهنگی با دو انقلاب دیگر سازگاری و وجه اشتراکی نداشتند؛ مثلاً در انگلستان احترام و علاقه رمانتیک به طبیعت آشکارا با آثار و نتایج صنعتی شدن در تعارض بود. در فرانسه، دوران انقلاب و حکومت ناپلئون، ورود رمانتیسیسم را به تأخیر می‌انداخت. در آلمان نیز رمانتیسیسم با احیای عرفان مسیحی و افکار مرتجعانه سیاسی همگام می‌شد.» (هارلند، ۱۳۸۲: ۱۰۹)
برادران شلگل به نام‌های فریدریش فون شلگل[۷۴] (۱۷۷۲- ۱۸۲۹) و آگوست ویلهلم شلگل[۷۵] (۱۷۶۷- ۱۸۴۵) بنیان‌گذاران این مکتب در آلمان شمرده می‌شوند. گوته و شیللر[۷۶] از دیگر شاعران این مکتب در آلمان هستند.
بنابراین در این دوره در برابر خردگرایی غلیظ و شدیدی که در فرانسه با دکارت به اوج رسیده بود و بار دیگر در این عصر هگل[۷۷] آن را جهان‌شمول کرده بود، جنبش رمانتیسیسم، از گوته گرفته تا ویتمن و …، سر به عصیان برآورد و به‌ویژه در آلمان گسترش بسیار یافت.
آغاز دوران آفرینش ادبی گوته به دوران طوفان و تلاش[۷۸] معروف است و بنیان‌گذران این نهضت ادبی، چند جوان نابغه، بزرگ و شورشی آلمانی؛ کسانی چون گوته و شیللر و هردر بودند. اینها وقتی دیدند که فرهنگ و علم و هنر فرانسه و انگلستان پیشرفت کرده است، به شتاب شروع به سرودن شعر و نوشتن فلسفه و آثار نمایشی کردند.
«گوته که خود از سردمداران این جنبش بود، وقتی دید که با شتاب‌زدگی کاری از پیش نمی‌رود، نخست به ادب کلاسیک روی آورد و با فرهنگ یونان و خاورزمین آشنا شد و در ادامه تفکر رمانتیک گوته که متوجه ستایش از زندگی، کوشش برای پی بردن به راز هستی و ارج نهادن به عشق و آزادی بود، در آثارش نمایان شد.» (دست‌غیب، ۱۳۷۸: ۱۵۶- ۱۵۷)
هرچند نمود چنین نگرشی در تمام آثار گوته به یک اندازه نیست؛ اما مؤلفه‌های اصلی آن دست‌کم در مهم‌ترین آثار وی به چشم می‌خورد. برای نمونه اگمونت گوته از وزن و نغمه ویژه‌ای پیروی می‌کند که نمایانگر درون متلاطم اوست. در این نمایش‌نامه و در ایفی ژنی، تاسو و فاوست، قهرمان می‌خواهد مدام به زندگانی خاکی درآویزد و مدام می‌بیند که باید از بیرون بگسلد و به درون بپیوندد، تمایل پیاپی او به نیک‌بختی ظاهری کمتر می‌شود و مدام درخشش تازه‌ای از ژرفای وجود او بیرون می‌زند. هر مرحله‌ای از تکامل درونی او مقدمه‌ای برای مرحله دیگر. سرانجام این سلسله بی پایان به ژرفای زندگانی می‌رسد. (برای آگاهی بیشتر رک. هوشیار، ۱۳۷۵: ۱۹۸- ۱۹۹)

 

۴-۱-۳- آثار گوته

 

مجموعه آثار گوته بیش از چهل جلد است. این شاعر نماد ادب آلمان شمرده‌ می‌شود و شهر کوچک وایمار، سکونتگاه گوته، اعتلای فرهنگی، معماری و اقتصادی خود را بی‌شک بیش از هر چیز مدیون گوته است.
عکس مرتبط با اقتصاد
از مهم‌ترین آثار گوته می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

 

    • رنج‌های ورتر جوان[۷۹] (۱۷۷۴)

 

    • ایفی ژنی[۸۰] (۱۷۷۹)

 

    • تورکوآتو تاسو[۸۱] (۱۷۸۰)

 

    • اگمونت[۸۲] (۱۷۸۸)

 

    • نغمه‌های رومی[۸۳] (۱۷۹۰)

 

    • سال‌های کارآموزی استاد ویلهلم[۸۴] (۱۷۹۶)

 

    • فاوست[۸۵] (۱۸۰۸- ۱۸۳۲)

 

  • دیوان غربی ـ شرقی (۱۸۱۹)[۸۶]

 

۴-۱-۳-۱- رنج‌های ورتر جوان

 

رنج‌های ورتر جوان، نام رمانی است که گوته آن را در سال ۱۷۷۴ و در سن ۲۵ سالگی منتشر کرد.
«گوته از همان اوان جوانی سرآمد جنبش‌های ادبی آلمان بود. نگارش رنج‌های ورتر جوان در دوره طوفان و طغیان همان زمان غوغایی برپا کرد.» (فیروزآبادی، ۱۳۸۶: ۸۰)
این کتاب در اوایل انتشار به دلیل توجیه مسئله خودکشی، مخالفت گسترده روحانیون را در پی داشت و در نتیجه فروش آن ممنوع اعلام شد؛ اما هیاهوی ناشی از این ممنوعیت به فروش بیشتر اثر کمک کرد و طولی نکشید که به چندین زبان گوناگون ترجمه شد. این کتاب شهرت فراوانی برای گوته به همراه داشت و آوازه او را به سراسر اروپا رساند. ناپلئون در دیداری خصوصی خود به گوته اقرار کرد که ورتر را شش یا هفت مرتبه مطالعه کرده است. این اثر چندین بار به فارسی ترجمه شده است.

 

۴-۱-۳-۲ ایفی ژنی

 

در سال ۱۷۷۹ نمایش ایفی ژنی، به عنوان نخستین اثر منثور، در تئاتر وایمار به صحنه رفت. گوته موضوع نمایش را از درامی نوشته ایریپیدس[۸۷] الهام گرفت و هنگام سفر به رم آن را در قالب کلاسیک بازنویسی کرد. این اثر که در بازنویسی به صورت تک مصراع‌هایی جداگانه و به دنبال هم در آمد، به افسانه تانتالوس نیز اشاره دارد. ایفی ژنی یونانی، به عنوان کشیش، باید دور از خانواده‌اش در جزیره اسکوتن با قومی وحشی سر کند. با مشاهده برادرش «اورست» و دوستش «پیلادس» در هیئت دو خارجی که به جزیره آمده بودند، اندوهی جانگداز وجودش را فرامی‌گیرد. از سویی سال‌ها در آرزوی دیدار برادر بوده و از دیگر سو باید قوانین «فرمانروا توآس» را رعایت کند؛ قانونی که به موجب آن هر خارجی که پای بر ساحل جزیره بگذارد، محکوم به مرگ است. در نهایت ایفی ژنی موفق می‌شود به یاری خرد انسانی خویش، نفرین خدایان بر تانتال‌ها را باطل کند. توآس، فرمانروای بربر، نیز با توجه به این عمل انسانی نمی‌تواند وی را بیش از آن منزوی کند و بدین‌ترتیب ایفی‌ ژنی اجازه می‌یابد که به وطن بازگردد.

 

۴-۱-۳-۳ تورکوآتو تاسو

 

طرح اولیه کتاب تورکوآتو تاسو در سال ۱۷۸۰ ریخته شد و گوته در ژوئن سال ۱۷۸۹ در جمهوری وایمار آن را کامل کرد. این اثر بازگو‌کننده وضعیت تاریخی دربار شاهزادگان فرارا در قرن شانزدهم است. دست‌مایه این اثر تضاد میان شاعری به نام تاسو و دولت‌مردی به نام آنتونیو است؛ تضادی میان ذهنیات شاعرانه و حال حاضر زندگی. در پایان تاسو به اجبار درمی‌یابد که در همگون‌سازی هنر و واقعیت قدرتی ندارد.

 

۴-۱-۳-۴ گمونت

 

گوته در اگمونت از یک موضوع تاریخی قرن شانزدهم که برای او بیانگر تاریخ اولیه آلمان است، بهره جسته و با اعمال تغییرات مطابق دیدگاه خود شخصیتی آفریده است که با تصورات او از یک درام تاریخی که تلفیقی از گذشته و حال، رئالیسم[۸۸] و ایده‌آلیسم[۸۹] است، سنخیت داشته باشد. گوته از اگمونت، که در تاریخ شخصیت برجسته‌ای نیست، جوانی ساخته است که از تمامی وابستگی‌ها رهاست و یک عاشق بی‌پروای باب میل اوست و قرابت وی به مردم برای او انسانی است. اگمونت گوته بسیار دوست‌داشتنی‌تر از اگمونت تاریخی است و از محبوبیت خاصی در بین مردم برخوردار است. شخصیت به تصویر کشیده شده در این درام تاریخی برای گوته که در دوران جوانی خود شیفته عدالت خواهی و آزادی بود، سمبل مبارزه علیه استبداد است، استبدادی که از آن گوته و اگمونت بیزار بودند.
نمایش‌نامه اگمونت از نظر قالب، ترکیبی از نظم و نثر است و از نظر درون‌مایه، در شخصیت اگمونت خلاصه می‌شود. وی شخصیتی است تاریخی، و مربوط به دوران جنگ آزادی‌بخش هلند در برابر اسپانیای قرن شانزدهم؛ اما در این اثر، گوته خود را به رعایت دقیق واقعیت‌های تاریخی ملزم نکرده است. اگمونت قهرمانی است خودآگاه، آسوده خاطر و مطمئن که به تقدیر نیکش ایمان دارد، هم معشوقه‌اش، کلرشن[۹۰]، و هم سیاست‌مدار زیرک، اورانین، موفق نشده‌اند به او تفهیم کنند که هلند از جانب فرستاده اسپانیا ـ کنت آلبا ـ تهدید می‌شود. (برای آگاهی بیشتر رک. عرفانی، ۱۳۷۵: ۱۸-۱۹)

 

۴-۱-۳-۵ نغمه‌های رومی

 

کتاب نغمه‌های رومی مجموعه‌ای دربردارنده بیست شعر است که گوته پس از سفر به ایتالیا سرود و اغلب این اشعار را به سال ۱۷۹۵ در مجله «هورن» چاپ نمود. موضوع این اثر، آزادی و لذایذ شهوانی است. گوته در این نوشته رویارویی جهان گذشته را با طوفان تازه از راه رسیده توصیف می‌کند. گوته در این کتاب قالبی را به کار می‌گیرد که تا آن زمان، همگان سرایندگی در آن قالب را ناممکن می‌پنداشتند. اشعار این کتاب در اوزان پنج و شش بحری کلاسیک و به صورت ابیاتی کامل سروده شده‌اند.

 

۴-۱-۳-۶ سال‌های کارآموزی استاد ویلهلم

 

در سال ۱۷۹۶، گوته یک رمان کلاسیک در مقوله تعلیم و تربیت منتشر کرد با نام سال‌های کارآموزی استاد ویلهلم (ویلهلم مایستر)این کتاب در واقع نخستین بازتاب توجه جدی گوته به تئاتر بود. او از سال ۱۷۹۱، سرپرستی تئاتر سلطنتی وایمار را بر عهده داشت. هرچند این رمان از حیث قالب و مضمون اثری کلاسیک است،اما برخی از شخصیت‌ها بیشتر در قالب شخصیت‌های آثار رمانتیک جای می‌گیرند.

 

۴-۱-۳-۷ دیوان غربی ـ شرقی

 

دیوان غربی ـ شرقی گوته، مفصل‌ترین مجموعه شعری گوته و شامل دوازده دفتر است که از حیث موضوع مکمل یکدیگر هستند. این اثر منظوم که گوته آن را در دوران کهولت خود فراهم آورده است، نتیجه توجه وی به مشرق زمین و الگوبرداریش از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، است.
گوته در شصت‌ و چهارمین سال عمر خود، یعنی در سال ۱۸۱۴ به تألیف این دیوان روی آورد و به نسبت در زمانی کوتاه؛ یعنی در سال ۱۸۱۸ آن را به آخر برد.
«در دیوان گوته، گذشته و اکنون، عشق و نفرت، غم‌های شخصی و نگرانی‌های اجتماعی، گوشه‌گیری و مصاحبت‌جویی، کام‌خواهی و پرهیزکاری، مستی و خماری، طنز و جد، هر کدام با حفظ نمود روشن و مستقل خود کنار هم می‌نشیند، تا به این کتاب غنا و فرهیختگی بدهد.ن (حدادی، ۱۳۸۲: ۱۳۱)
این اثر نخستین بار در آلمان در سال ۱۸۱۹ به چاپ رسید. و خیلی زود، یعنی یک سال بعد از آن، نسخه‌ای از همین چاپ از مبدأ شهر وین در راه بود تا به دست فتحعلی شاه قاجار، شاه هم‌روزگار گوته برسد، و در تهران پیشکش او شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *