تأویل، قرآن، تأویل،، مضمون

دانلود پایان نامه
د تأویل را رجعت به گذشته گرفت، تأویل بازشناسی آینده نیز هست. تأویل، یک مفهوم یکسویه و تک بعدی نیست که شما را تنها به مفاهیمی که از مرز آن ها گذشته اید آگاه سازد، بلکه با همان نگاه راسخ ثابت به شما قدرت شکافتن حجب زمانی را نیز می دهد. تأویل در این قلمرو، مفهوم تدریج را در علم حصولی خواهد شکست.
نکتۀ ظریفی در اینجا مطرح است که اگر تأویل فقط در قاموس علم – و نه فعل – تعریف شود علم آنگاه حاصل می شود که به امر واقع و وجود یافته ای تعلق گیرد، امری که در گذشته یا حال واقع شده و با تأویل، نسبت به آن، علم و اشراف حاصل می شود. اما اگر تأویل را علم به فعل هم بدانیم این به نوعی می تواند شامل علم به افعال و مفاهیم ممکن الوجودی که در آینده صورت واقع به خود می گیرند نیز باشد. فلذا آنچه در ذکر نکات این آیه گفتیم احتمالاً بیانگر همین مفهوم ظریف و لطیف است که تأویل تنها رجعت به اصل و ریشه امور واقع نیست، بلکه آدمی را عالم به امور بعد نیز می کند.171
در این میان آیۀ 7 سورۀ آل عمران که واژۀ تأویل دو بار در آن به کار رفته، موجب بیشترین مباحثات شده است. در این آیه آمده که قرآن مشتمل بر دو گونه آیه است: محکم و متشابه ؛ کسانی که قلب هایشان کژی دارد، آیات متشابه را دنبال می کنند و به استناد آن ها بر اثبات دیدگاه های خود احتجاج می کنند و در جستجوی تأویل آن آیاتند. در اینجا قرآن (همه یا بخشی از آن) دارای تأویل معرفی شده و در ادامۀ آیه تصریح گردیده است که تأویل قرآن را فقط خدا می داند.172
راسخان در علم… از عمق جان ایمانشان را به الهی بودن تمام آیات بازمی گویند (یقولون آمنّا بهِ کُلُّ من عند ربنا). عبارت والراسخون فی العلم پس از کلمۀ الله و با واسطۀ حرف واو آمده و دو احتمال را پیش کشیده است؛ یکی معطوف بودن به الله و دیگری استقلال از آن (استیناف). بنا بر فرض نخست، کسانی که عنوان راسخان در علم را دارند بر تأویل قرآن واقفند و در عین حال از باور عمیق خود نسبت به قرآن خبر می دهند (جملۀ «یقولون…» جملۀ حالیه است)، اما بنا بر فرض دوم، راسخان در علم، در برابر کژدلانی که فتنه جویانه خواستار دستیابی به تأویل آیات متشابه اند، قرار می گیرند و خود را مؤمن به همۀ قرآن می شناسانند.
به عبارت دیگر، مردم در مواجهه با قرآن دو دسته اند: کژدلان و راسخان در علم. بنابراین همۀ مؤمنان صادق، راسخان در علم اند، در حالی که بنا بر فرض نخست فقط افرادی معین حایز این عنوان شده اند.
آموزۀ امامیه در باب تأویل قرآن این است که خدا افرادی خاص (راسخان در علم) را بر تأویل قرآن واقف کرده و هرگونه آگاهی از تأویل، فقط از این طریق حاصل می شود. از سوی دیگر، بنا بر برخی احادیث رسوخ در علم وصفی است عام برای همۀ مؤمنان و نشانۀ آن اعلام ایمان به همۀ قرآن، از محکم و متشابه، است و طبعاً پیامبر و اوصیای او بالاترین و کامل ترین مصداق های این وصف قرآنی اند.
نکتۀ درخور تأمل این آموزه – گذشته از مخالفت جدی امامیان با هرگونه کوشش فرامتنی نسبت به قرآن به انگیزۀ وقوف بر تأویل آن و نفی قاطع تأویل های غالیان – ساکت بودن آن از بیان ضابطه های شناخت تأویل درست از نادرست است، به ویژه از آن حیث که تأویل با تنزیل مناسبت دارد و هر لفظی با معنای تأویلی سازگار نیست.173
هرچند گروه اول تأویل قرآن را برای معصومین پذیرفته اند، اما بر این نکته پافشاری کرده اند که به مرتبه ای از آن، انسانهای رشد یافتۀ غیر معصوم نیز می توانند دسترسی پیدا کنند.
این هم که پیامبر برای ابن عباس دعا کرد تا خداوند تأویل را به او بیاموزد (اللهم فقهه فی الدین و علمه التأویل) نشانگر آن است که غیر معصومین نیز قدرت به تأویل قرآن را دارند.174
از نظر علامه طباطبایی هم محکمات و هم متشابهات قرآنی دارای تأویل هستند. تأویل در مقابل تفسیر است. زیرا تفسیر با الفاظ و مفاهیم سرو کار دارد، هرچند که گاه تفسیر به ظاهر قرآن توجه دارد و گاه به معنای باطنی آن. اما تأویل غیر از تفسیر است. چون از سنخ لفظ و مفهوم نیست. بلکه بیانگر حقیقت عینی قرآن است. طبق نظر علامه طباطبایی تأویل همان حقیقت عینی است که موجب بیان معارف و یا تشریح احکام می شود.175
استاد جعفر سبحانی مقصود نهایی آیات قرآنی را همان تأویل دانسته اند. از نظر ایشان تفسیر همان «پرده برداری از معنی و مضمون مفردات و جملات آیات است… و در تفسیر هرگز آیۀ مورد تفسیر دارای دو مضمون ابتدایی و نهایی نیست، بلکه یک مضمون بیش ندارد و با شناختن معانی مفردات و جمله ها و یا شأن نزول و سیاق آیات، مضمون آیه کاملاً به دست می آید.» اما در تأویل «مضمون ابتدایی آیه کاملاً روشن است، ولی همان مضمون می تواند کنایه از مقصود نهایی، یا پلی برای معنی دیگری باشد. در این صورت بازگردانیدن آیه به آن مقصود نهایی تأویل خواهد بود.»176
هانری کربن که کتاب تاریخ فلسفۀ اسلامی خود را با بحثی دربارۀ تفسیر روحانی یعنی تأویل آغاز می کند ضمن اشاره به تاریخ پیدایش تأویل و گسترش آن در میان شیعه، همه جا می کوشد تا ثابت کند که تأویل در واقع به معنای باطنی و پوشیدۀ ظاهر نصّ قرآن مربوط می گردد و نه به معنای لفظی و ظاهری آن. وی می گوید:
«تأویل… عبارت است از منجر کردن، بعنی بازگرداندن به اصل. پس منظور از تأویل تطبیق نوشته ای است به معنای حقیقی و اصلی آن. تأویل، یعنی بازگرداندن چیزی به اصل آن. بنابراین کسی که عمل به تأویل می کند کسی است که بیانی را از ظاهر آن برمی گرداند و به مفهوم حقیقی آن می رساند. پس تأویل به منزلۀ تفسیر روحانی درونی یا به منزلۀ تفسیر رمزی و تعبیر باطنی و نظیر آن است.»177

مطلب مرتبط :   سیاست، جنایی، کیفری، نظامهای

2-1-3 نمونه ای از شواهد واژۀ تأویل در ادبیات فارسی :

در ادبیات مکتوب ایران، واژۀ تأویل کاربرد بسیاری دارد. طرفه آنکه برای دریافتن معنای تأویل در متون گوناگون ناگزیریم خود به دامن تأویل بیاویزیم. در شاهدهای ابتدایی در قرن چهارم بیشتر موارد تأویل در معنای دریافتن پیام خواب به کار رفته است:
تأویل این خواب آن است که فردا من اندر این حرب شهادت یابم.178
من به خواب دیدم که برداشتمی به بالای سر خویش نانی و می خوردند مرغان از او، آگاه کن ما را به تأویل آن.179
این تأویل آن خواب است ای پدر که من دیدم و خدای راست کرد.180
چو بابک سخن برگشـاد از نـهفت همه خواب یکسر بدیشان بگفت
پر اندیشه شد زان سخن رهنمـای نــهاده برو گوش پاسخ ســـرای
سرانجام گفت: ای سرافراز شــاه به تأویل این کــــرد باید نـــگاه181
از قرن پنجم به بعد علاوه بر معنای تعبیر خواب، به معانی مختلفی از تأویل، گاه دارای بار معنایی مثبت با مفهوم کشف حقیقت ارزشمند نهان در هر چیزی و گاه دارای بار معنایی منفی در معنای بهانه آوردن و دلیل تراشی برمی خوریم:
فرق ازمیان تفسیر و تأویل آن است که تفسیر، علمِ سببِ نزول آیت باشد… و تأویل… او را بود که… قطع نکند بر مراد خدای تعالی الّا به دلیل.182
آن چه عیان بود بسیار بود که آن را تأویل ها باشد و عذرها.183
راه دین است محکم تنزیل شرح آن مرتضی دهد تأویل184
قلمت راز چرخ را تأویل سخنت علم غیب را تفسیر185
یزدجرد… چون از دانایان و ندیمان خویش بپرسید کس آن تأویل نمی دانست.186
تا درست کردن کیفیت حال و امتحان سخن و تأویل خبر همی خاطر ناپروا گشت.187
کدام مصیبت از این هایل تر که هم خانه خود را بی موجبی هلاک کردم و بی تأویلی لباس تلف پوشانیدم؟188
نفس آدمی… اگر به طلب رخصت و تأویل و حیلت گردد، بنده شیطان است و دعوی ولایت همی کند.189
اما بدانکه سخن از چهار نوع است: یکی نَه دانستنی است و نَه گفتنی، و یکی [هم] دانستنی است و هم گفتنی، و یکی گفتنی است و نادانستنی، و یکی دانستنیست و ناگفتنی. اما ناگفتنی و نادانستنی: سخنی است که دین را زیان دارد. و آنکه گفتنی است و نادانستنی: سخنی است که در کتابِ خدای تعالی و در اخبارِ رسول صلی الله علیه و سلم باشد و اندر کتاب های علوم و علما که در تفسیر او تقلید بود و در تأویلِ او تعصب و اختلاف چون یَد و وجه و نزول و مانند این. پس اگر کسی دل در تأویلِ آن بندد خدای عزوجل او را بدان بگیرد. و آنکه هم گفتنی است و هم دانستنیست: سخنی بود که صلاحِ دین و دنیا در آن بود و هم بدین جهان به کار آید و هم بدان جهان و از گفتن و شنودنِ آن گوینده [و شنونده] را نفع بود.190
ملحدان… نقیض قرآن میکنند… و آن را تأویل می گویند.191
تأویل و تصرّف در دین، زهر قاتل است.192
مبتدع که راه تسلیم گم کرد، و در وهده تأویل افتاد، وی را با این آیت آشنائی نه.193
ورع ایستادن بود بر حدّ علم بی تأویل.194
بنده… گفت:… اگر بی گمان این بنده را بخواهی کُشت به تأویلی شرعی بکُش تا در قیامت مأخوذ نباشی.195
نشاید که بر کس درشتی کنی چو خود را به تأویل پُشتی کنی196
فاش تسبیح جمادات آیدت وسوسه یْ تأویل ها نرْبایدت197
هیچ بی تأویل این را

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع نظریه های مرتبط با موضوع و نظریه های پیشگیری محیطی