بیت:، سرو، معشوق، دل

دانلود پایان نامه
ر میرود. (دهخدا،1377)
موی معشوق به غالیه و عنبر تشبیه شده از لحاظ خوشبویی – معشوق از نظر بلندی به سرو تشبیه شده و از نظر زیبایی به صنوبر
معنی بیت: قسم به موی خوشبویت که بوی مشک و عنبر در هوا پراکنده میسازد. قسم به قد همچون سروت که چون صنوبر زیبا است.
بیت3:
سحرآفرین: جادوگر و ساحر و افسونگر. (دهخدا،1377)
مخمور: کسی که او را خمار است. کسی که وی را خمار باشد. مست و مدهوش و می زده. کسی که به خمارمستی دچار شده باشد. (دهخدا،1377)
سنبل: خوشه (جو، گندم و مانند آن). ج، سنابل. گیاهی است از تیرهی سوسنیها جزو تک لپهای ها با جام و کاسهی رنگین و دارای گلهای بنفش خوشهای است و چون زود گل میدهد و گلش زیبا و خوشرنگ و خوش بو است مورد توجه است و جزو گیاهان زینتی است و پیاز آنرا در گلدانها میکارند. (دهخدا،1377)
جادو فریب: فریبندهی جادو. آنکه یا آنچه جادوگر را بفریبد. آنکه جادوگر را افسون کند (دهخدا،1377)
طرار: 1- کیسه بر. 2- عیار، دزد. 3- حیله گر. 4- تیززبان. (معین،1374)
نرگس کنایه از چشم معشوق – سنبل کنایه از زلف معشوق
بیت4:
خرم بهار: بهار سرسبز. بهارباطراوت. کنایه از طراوت و سرسبزی است (دهخدا،1377)
سیراب: پُر آب، سیر شده از آب، طراوت و آبداری (معین،1374)
نورسته: تازه روییده. نهال. نورس. نودمیده. نوشکفته. نوبالیده. تازه. شاداب (دهخدا،1377)
گرد: دور و حوالی. اطراف. گرد و فراهم ودور چیزی. پیرامون. پیرامن
شکوفه استعاره از: لب – لب از نظر شادابی و طراوت به شکوفهی خرم و سیراب تشبیه شده- بنفشه استعاره از: موی اطراف صورت – گلزار استعاره از: چهره
بیت5:
باغ خلد: باغ بهشت. باغ جنان. بهشت (دهخدا،1377)
طوبی: نام درختی در بهشت. (معین،1374)
کوثر: نام جویی در بهشت. (معین،1374)
دیدار معشوق به دیدن بهشت تشبیه شده و قدش به طوبی- شادابی لبش به آب کوثر تشبه شده و چهره در سرسبزی و خرمی به بهشت تشبیه شده – خلد، طوبی، کوثر و بهشت مراعات النظیر
بیت6: به نوش شربت جان پرور شفا بخشت به آرزوی دل عاشقان بیمارت
آرزو: 1- خواهش، کام. 2- امید، چشمداشت. 3- شوق، اشتیاق. (معین،1374)
معنی بیت: به خوشگواری شربت روح پرور شفا دهندهات و به اشتیاق دل دلدادگان دردمند رسیدن به تو
بیت7:
زلف از نظر زیبایی به صیادی تشبیه شده. و چشمان معشوق از نظر زیبایی به چشمان آهو تشبیه شده که مثل شیر عاشق را شکار میکند.
بیت8:
اعتقاد: باور داشتن. 2- گرویدن به یک دین. 3- باور، گروش. (معین،1374)
دعاگو: دعاگوینده. دعاکننده || خیرخواه. خیراندیش. نیک خواه. (دهخدا،1377)
اضطرار: 1- بیچاره شدن. 2- درماندگی.3- بیچاره کردن. (معین،1374)
بیت9: که لطف را به جهان نیست هیچ مطلوبی جز آستان رخ و التقای دیدارت
مطلوب: 1- خواسته شده، طلب شده. 2- دلپسند، خوش آیند. 3- محبوب، معشوق. (معین،1374)
آستان: درگاه، پیشگاه. (معین،1374)
التقا: 1- دیدار کردن، یکدیگر را دیدن. 2- پیوستن. (معین،1374)
دیدار: 1- دیدن، رؤیت . 2- چهره، سیما. 3- بصیرت، بینایی. (معین،1374)
معنی بیت: به تمامی اینها سوگند میخورم که لطف در جهان هیچ مقصودی جز رسیدن به درگاه تو و دیدن چهره تو ندارد.

مطلب مرتبط :   ــــــ، کنفرانس، به‌کوشش، تهران:

غزل60

.1
برد آب روی گل را، گل رویت از طراوت
شکند بها شکر را، لب لعلت از حلاوت
.2
به لب شکر حلاوت، شکر لب تو بخشد
ز گل رخ تو دارد، رخ سرخ گل طراوت
.3
ز حدیث تو زبانم، شب و روز نیست خالی
مه و سال، همچو تالی ز توالی تلاوت
.4
به جهان محبّت تو، نکند دمی دلم گم
کند ار به من جهانی، ز محبّتت عداوت
.5
ز وصال تو چو دل راست، همه دولت سعادت
ز فراق تست تن را همه محنت و شقاوت
.6
ز شهان عجیب نبود13 به نوازش گدایان
که به لطف برگشایند در مخزن سعادت
وزن شعر: فعلاتُ فاعلاتن فعلاتُ فاعلاتن ( رمن مثمن مشکول)
بیت1: برد آب روی گل را، گل رویت از طراوت شکند بها شکر را، لب لعلت از حلاوت
تشبیه تفضیل لب را بر شکر از نظر شیرینی برتری داده است.- لب لعل اضافه تشبیهی
بیت2:
تشبیه تفضیل شیرینی لب را بر شکر برتری داده و سرخی گل را از رخ چون گل محبوب دانسته.
بیت3: ز حدیث تو زبانم، شب و روز نیست خالی مه و سال، همچو تالی ز توالی تلاوت
تالی: 1- از پی رونده. 2- دنبال، دوّم. (معین،1374)
معنی بیت: شب و روز تو را یاد میکنم.
بیت4: به جهان محبّت تو، نکند دمی دلم گم کند ار به من جهانی، ز محبّتت عداوت
جهان مجاز از: مردم جهان
معنی بیت: دل من برای یک لحظه هم از دوست داشتن تو دست بر نمیدارد. حتی اگر به خاطر دوستی تو تمام مردم جهان هم با من دشمن شوند.
بیت5:
دولت: سعادت، طالع. نیکبختی، خوش اقبالی. (معین،1374)
محنت: رنج، سختی، زحمت. ج. محن. (معین،1374)
شقاوت: 1- بدبخت شدن. 2- بدبختی. (معین،1374)
دولت سعادت اضافه تشبیهی
بیت6: ز شهان عجیب نبود به نوازش گدایان که به لطف برگشایند در مخزن سعادت
نوازش: مهربانی، شفقت. (معین،1374)
معنی بیت: از شاهان مهربانی و شفقت نسبت به گدایان عجیب نیست که بر لطف در گنج نیک بختی را بگشایند.

غزل61

.1
ای سرو ماه رخسار، وی ماه سرو قامت
با قامت و رخ تو، بر سرو و مه غرامت
.2
بر چرخ دلفروزی، ماهت عبید عارض
در باغ جان فزائی، سروت غلام قامت
.3
انوار صبح رویت، تا زد علم به عالم
شد زیر پردهی شام، خورشید را علامت
.4
مثل تو چون نه بیند، در شرق و غرب آفاق
شد خواجهی کواکب از جان و دل غلامت
.5
حورا به باغ رضوان، نبود بدین حلاوت
انسان ز نسل آدم، باشد بدین کرامت
.6
نکند به هیچ بابی، سوی جنان توجّه
آنرا که شد میسّر، در کوی تو اقامت
.7
از یاریُ تو یاریم، با ابتلای هجران
بیوصل تو ندیمیم، با اندوه و ندامت
.8
عشق رخ جوانان، چون کم نگردد از دل
دلرا چه میکند بیش پیر خرد ملامت
.9
مائیم و در سر دل، کرده به دین و دنیا
از راه ناتمامی، دنیا و دین تمامت
.10
از سرکشی زمانی، ای فتنهی زمانه
بنشین ز پا، که برخاست از قامتت قیامت
.11
هیچ از ره کرم گر، رحمت کنی سوی لطف
گیرد ز اختر سعد، کارِ وی استقامت
وزن شعر: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
بیت1:
ماهرخ: ماه روی. از اسمای محبوب است. ماه رخسار. کسی که رخسار وی مانند ماه، تابان و درخشان باشد. ماه چهره. ماه دیدار. ماهرو. زیباروی (دهخدا،1377)
ماه: معشوق زیباروی. زیبا، قشنگ (معین،1374)
سروقامت: که قامت او در راستی و موزونی چون سرو باشد. بمانند سرو در راستی و اعتدال. سروقد. خوش اندام. راست اندام (دهخدا،1377)
غرامت: 1- تاوان. 2- مشقت، ضرر. 3- پشیمانی. 4- عذاب. (معین،1374)
ماه استعاره از: معشوق – معشوق را از لحاظ چهره و قد و قامت بر ماه و سرو برتری داده تشبیه تفضیل
بیت2: بر چرخ، دلفروزی، ماهت عبید عارض در باغ، جان فزائی، سروت غلام قامت
چرخ: کنایه از: آسمان. (معین،1374)
دلفروزی: دل افروزی. حالت و چگونگی دلفروز. ایجاد سرور و شادی (دهخدا،1377)
عبید: عَبد. بنده (معین،1373)
جانفزا: مفرح. مروح. نشاطآورنده. جان فزاینده. جان فزای. (دهخدا،1377)
معشوق بر سرو و ماه برتری داده شده است تشبیه تفضیل
معنی بیت: بر آسمان ایجاد سرور و شادی میکنی و ماه بنده چهرهی توست، در باغ ایجاد شادی و نشاط میکنی و سرو بنده قامت توست.
بیت3: انوار صبح رویت، تا زد علم به عالم شد زیر پردهی شام، خورشید را علامت
صورت معشوق در سپیدی به صبح تشبیه شده
معنی بیت: به محض اینکه چهره تو در عالم هویدا شد خورشید به زیر پرده شام پنهان شد.
بیت4:
آفاق: 1- کرانههای آسمان، دشت. 2- عالم، جهان. (معین،1374)
خواجه کواکب استعاره از: خورشید
بیت5: حورا به باغ رضوان، نبود بدین حلاوت انسان ز نسل آدم، باشد بدین کرامت
کرامت: بزرگی ورزیدن (معین،1374)
استفهام انکاری
معنی بیت: زن سیاه چشم باغ بهشت نیز به این شیرینی و زیبایی نیست. آیا انسان از نسل آدم تا کنون به این بزرگواری بوده است.
بیت7: از یاریُ تو یاریم، با ابتلای هجران بیوصل تو ندیمیم، با اندوه و ندامت
مبتلا: گرفتار. دچار. گرفتار. (دهخدا،1377)
ندیم: همنشین، همدم. (معین،1374)
معنی بیت: به خاطر دوستی تو به رنج دوری گرفتار هستیم و بدون رسیدن به تو با غم و پشیمانی همراهیم.
بیت8:
پیر خرد: عقل. عقل کل. فرد کامل. مرد هنر. مرد دانا و عاقل (دهخدا، 1377)
بیت9: مائیم و در سر دل، کرده به دین و دنیا از راه ناتمامی، دنیا و دین تمامت
معنی بیت: ما هستیم که تمامی دین و دنیای خود را در راه دل گذاشتهایم.
بیت10: از سرکشی زمانی، ای فتنهی زمانه

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درباره الگوریتم ژنتیک و تابع برازندگی