بررسی رابطه بین سبک تصمیم گیری مدیران و تجزیه و تحلیل- قسمت 67

بررسی رابطه بین سبک تصمیم گیری مدیران و تجزیه و تحلیل- قسمت 67

رابطه معنادار

پذیرش H1

اين موضوع با آن چه که در ادبيات تحقيق وجود دارد، سازگار است. به خصوص اين که در يک بانک، تکيه وتمرکز بيشتري بر روي امور مالي است و کليه تصميمات بايد براساس يک تجزيه وتحليل منطقي وعقلايي ونيز آيين نامه ها ودستورالعمل هاي مراجع نظارتي مانند وزارت امور اقتصادي ودارايي، بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران و..اتخاذ شودکه ساختارمندي وکنترل موضوع را افزايش مي دهد. اين موضوع به ويژه در سال هاي اخير که افزايش تسهيلات تکليفي، بخشش بدهکاران، محدوديت هاي سرمايه گذاري خارجي، حجم عظيم مطالبات معوق به خصوص از جانب دولت، کاهش نرخ سود بانکي و… موجب افزايش فشار به بانکهاي دولتي شده و در اغلب مواقع باعث قرمز شدن وضعيت اعتباري بانکها شده است، بيشترنمود پيدا کرده است.
با اين اوصاف وبه دنبال چنين تکاليف سنگيني که به صورت اجبار بر روي دوش سيستم بانکي است، به نظر مي رسد در بعضي مواقع، مديران بانکها بخصوص دولتي نتوانند به صورت مستقل وبنا به صرفه وصلاح بانک ويا به بيان بهتر به صورت عقلايي تصميم گيري نموده وموجب بهبود رویکرد مالي بانک مربوط شوند واين امر باعث شده که رابطه بين سبک تصميم گيري عقلايي ورویکرد مالي از شدت زيادي برخوردار نباشد .(البته شدت تکاليف دولتي به بانکهاي مختلف در زمان هاي گوناگون متفاوت است که اين موضوع نيز در وجود اين رابطه ضعيف بي تاثير نيست) شايد اگر به جاي رویکرد مالي، رویکرد کلي بانک از زواياي ديگر مانند رضايت مشتريان، سهامداران اعضاي مجمع عمومي که نماينده سهام دولت در بانکها هستند نيز ارزيابي می شد، شدت اين رابطه تغيير مي کرد.اين احتمال نيز وجود داردکه اگر اين پژوهش در بانکهاي خصوصي که آن چنان فشار دولتي را تحمل نمي کنند وکمابيش مي توانند به عنوان يک بنگاه اقتصادي بينديشند وتصميم گيري کنند، جداي از اين عامل مهم دخالت دولت، بتوان به نتايج مطمئن تري دست يافت.
٢‐ فرضيه فرعي دوم تحقيق به بررسي رابطه بين رویكرد مالي و سبك تصميم گيري شهودي بانكهامي پردازد.
با توجه به جدول13-4 چون عدد معني داري0.004 از ميزان خطا0.01 کمتر است بنابراين فرض پايين تر بودن رویکرد مالي بانکهايي که سبک تصميم گيري مديران آن ها شهودي است، پذيرفته مي شود(بين بانکهاي ملت، سپه، تجارت وصادرات با بانک رفاه که رویکرد مالي پايين تري نسبت به بانکهاي ياد شده داشته است، وجود دارد)
از جدول 13-4 ضریب همبستگی r =0.288 به دست آمده،رابطه بين دومتغير معنادار است. این موضوع با تحقیقات ابراهیم امیری در سال 1389 وفردریک ای راس و جیمز ام کومر در سال 1996 مطابقت دارد.

آمار آزمون سطح خطا رابطه معنادار پذیرش H0 یا H1
0.004 0.01 رابطه معنادار پذیرش H1

اين موضوع با آنچه که در ادبيات تحقيق وجود دارد،سازگار است.همان طور که قبلا ًنيز بيان شد، تصميماتي كه به وسيله افراد با سبك شهودي اتخاذ مي شود، داراي جهت گيري احساسي و مبتني برتمايل دروني به سوق دادن اطلاعات به سمت ظن وگمان است .هم چنين تصميمات شهودي ، نسبتاًسريع و با اطلاعات محدود اتخاذ مي شوند.اين موضوع مخصوصاً در مورد رویکرد مالي که اصولاً بايدجدا از ظن وگمان واحساسات باشد،صدق مي کند.در توضيح تاييد فرضيه بالا نيز بيان شد که رویکردمالي، بيشتر با تجزيه و تحليل عقلايي همراه است و طبيعتاً نمي توان با تکيه بر احساسات وتمايلات دروني وگمان ، درمورد مسائل مربوط به امور مالي تصميم گيري کرد.به ويژه اين که اهداف امور مالي بيشتر بلندمدت است و ممکن است تا چندين دوره مالي بر روي رویکرد مالي بانک تاثير بگذارد.
٣‐ فرضيه فرعي سوم تحقيق به بررسي رابطه بين رویكرد مالي وسبك تصميم گيري وابسته بانكهامي پردازد.
با توجه به جداول 14-4 چون عدد معني داري 0.000 از ميزان خطا 0.01کمتر است لذا فرض بالاتر بودن رویکرد مالي بانکهايي که سبک تصميم گيري مديران آن ها وابسته است، پذيرفته مي شود .( بين بانک ملت با بانکهاي ملي ، تجارت، صادرات ورفاه اختلاف معنادار است.هم چنين بين بانک سپه، ملي وتجارت با بانک رفاه نيز اختلاف معنادار است)از جدول 14-4 نيز نتيجه گيري مي شود که با توجه به عدد معناداري0.000 که کوچکتر از 0.01 است وضريب همبستگي0.405 r= به دست آمده، رابطه بين دومتغير معنادار است. این موضوع با تحقیقات ابراهیم امیری در سال 1389 مطابقت دارد ولی با تحقیقات فردریک ای راس و جیمز ام کومر در سال 1996 مخالفت دارد.

آمار آزمون سطح خطا رابطه معنادار پذیرش H0 یا H1