بررسی رابطه بین سبک تصمیم گیری مدیران و تجزیه و تحلیل- قسمت 6

بررسی رابطه بین سبک تصمیم گیری مدیران و تجزیه و تحلیل- قسمت 6

١٠)تصميم گيري در نظريه آشوب :
در اين نظريه به وضعيتي آشوبي يا بي نظم گفته مي شود كه به علت عدم وجود قوانين مشخص، امر پيشبيني ميسر نيست و يكي از مفروضات اين نظريه اين است كه بين پديده ها رابطه خطي وجود ندارد.بنابراين نمي توان روند گذشته را به حال و آينده تسري داد .
انواع سبک تصميم گيري از ديدگاه دفت:
(ريچارد ال دفت، ١٩٩٨ ) از پنج سبک تصميم گيري به شرح زير نام مي برد:
الف- سبک قاطعيت:
در اين سبک، فرد به اطلاعات محدود ومشخص اكتفا مي كند ودر پي راه حل منحصر به فردبر مي آيد .
ب- سبک انعطاف پذير :
در اين سبک، به اطلاعات محدود ومشخصي اكتفا ولي راه حل هاي متعددي ارائه مي شود .دراين سبک سرعت بسيار زياد است وكانون توجه پيوسته تغيير مي كند .
ج –سبک مبتني بر سلسله مراتب اختيارات :
در اين سبک، بيشترين اطلاعات جمع آوري وراه حل هاي زيادي ارائه مي شود.در اجراي اين سبک كنترل شديدي اعمال مي گردد وسعي مي شود براي رسيدن به بهترين راه حل ازاطلاعاتي استفاده شود كه از نظر كيفيت غني باشد.
د- سبک يكپارچه :
دراين سبک اطلاعات زيادي جمع آوري مي شود ولي بااستفاده از آن ها، راه حل هاي متعددي ارائه مي گردد. هدف از اين سبک حداكثررسانيدن سود وتاكيدآن برنوآوري وخلاقيت مي باشد .
-انواع سبک تصميم گيري از ديدگاه رابينز:
بر اساس تحقيقات رابينز( ٢٠٠٥ )در مورد سبكهاي تصميم، چهار ديدگاه فردي متفاوت در تصميم گيري نشان داده شده است. چارچوب اصلي مدل بر اين شناخت استوار است كه افراد در دو بعد متفاوتند .
*بعد اول شيوه تفكر= بعضي از افراد منطقي و عقلايي هستند.آن ها اطلاعات را به صورت به هم پيوسته وجزء به جزءپردازش مي كنند. در مقابل، بعضي از افراد احساسي و خلاق هستند.آن ها موضوعات را به عنوان يك كل درك مي كنند.
بعد دوم درجه تحمل ابهام افراد=بعضي افراد نياز بالايي به اطلاعات ساختاري دارند درشيوه هايي كه ابهام را حداقل مي كند. در حالي كه ديگران مي توانند حجم زيادي از مطالب را در زمان مشابه پردازش كنند. وقتي اين دو بعد بر روي نمودار مي آيد چهار سبك تصميم گيري را شكل مي دهد كه عبارتنداز: دستوري ، تحليلي، مفهومي، رفتاري

مفهومی تحلیلی
رفتاری دستوری

شهودی شیوه تفکر عقلای
افراد، سبك دستوري را هنگامي به كار مي برندكه درجه تحمل ابهام پايين داشته باشند. آن ها كارآمدومنطقي هستند اما كارايي آن ها نتيجه را به تصميماتي كه باحداقل اطلاعات و باجايگزين هاي كم در دسترس مربوط مي كند در نوع دستوري تصميماتي سريع اتخاذمي شود.سبك تحليلي نسبت به سبك دستوري از درجه ابهام بيشتري بر خوردار است.مديران تحليلي به بهترين وجه اختصاصي شده اند بعنوان تصميم گيران بادقت، با توانايي سازگاري و روبرو شدن با شرايط ناخواسته و جديد افرادباسبك مفهومي تمايل به استفاده از داده ها از منابع چندگانه و توجه به جايگزين هاي زياددارند تمرکز دارند.تمرکز آن ها بر بلند مدت است و دریافتن راه حل های خلاقانه در مشکلات بسیار خوب عمل می کنند. طبقه آخر يعني سبك رفتاري مختص تصميم گيراني است كه توجه زيادي به افراد در سازمان و توسعه آن ها دارند.آن ها دقت ميكنند تا با زيردستانشان خوب باشند و آمادگي پذيرش پيشنهادات از جانب ديگران را دارند.آن ها بر كوتاه مدت تمركزدارند و از داده هادر تصميم گيري استفاده مي كنند.اين نوع از مديران سعي ميكنند از تعارض دوري كنند و به دنبال مورد قبول قرارگرفتن هستند.اگر چه اين چهار طبقه محدود هستند ولي بيشتر مديران ويژگي هايي دارند كه داراي بيش از يك سبك هستند. بعضي از مديران، بيشتر به طورمختصر بر سبك غالبشان تكيه مي كنند. بنابر اين بيشتر مديران انعطافپذير مي توانند بر حسب شرايط تغيير يابند.هوش مساوي و دسترسي مشابه به اطلاعات مي توانند ديدگاههاي متفاوتي از تصميمات و انتخاب هاي نهايي داشته باشند و مفيد باشد.اين امر همچنين مي تواند به مادر فهم اينكه چگونه افراد با فرهنگهاي متفاوت ممكن است داراي يك مشكل تصميم باشند، كمك كند.
تحقيق ديگري كه بر پايه تحقيق رابينز توسط رو و بولگاريدز (1992)انجام شده، مدل تکمیلی سبك تصميم را ارائه داد كه به طور خلاصه در جدول نمايش داده شده است: