اعتماد، معرفتی، عواطف، می‌تواند

دانلود پایان نامه
زمینه ی خاص، مثلاً باور به گزاره ی الف، اطمینان باورنده را در دستیابی به صدق الف بیشتر می کند.756
زگزبسکی بر آن است که با فرض تقسیم بالا درباره ی دلایل، اعتماد به خود و دیگری نیز می تواند دلیلی تأملی شمرده شود، بدین معنا که این اعتماد به خود فاعل معرفت بازمی گردد و دیگری در آن سهیم نیست و نمی تواند باشد. سهیم شدن دیگری در اعتماد فاعل معرفت دلیل را برای او سوم شخص و نظری می کند. افزون بر این، چنانکه پیشتر آمد، اعتماد معرفتی به خود دلیل همه ی دلایل است. هر دلیل تأملی یا نظری آنگاه دلیل می شود که متعلَّق اعتماد معرفتی به خود قرار گیرد و گرچه دلایل نظری، به ویژه نزد فیلسوفان و متفکران، به این دلیل که برای همگان دسترس پذیرترند و ساختاری مشخص دارند بر دلایل تأملی ترجیح داده می شوند، این دلایل هرگز به دلیل بدل نمی شوند مگر آنکه بر پایه ی اعتماد معرفتی باورنده به خود قرار گیرند.757 میزان این اعتماد البته همچون ارزش دلایل نظری افزایش یا کاهش پذیر است. برای نمونه، همان طور که ممکن است به پژوهشی مستقل اشاره شود تا یک مدعا را تأیید یا رد کند، ممکن است اعتمادپذیریِ آن پژوهش مورد تردید یا تأکید قرار گیرد. مثلاً، اگر دقّت پژوهشگران ملاحظه شود، آنگاه آنچه مورد توجه قرار گرفته همین اعتمادپذیری آنان است.
دیدگاه زگزبسکی درباره ی اعتماد معرفتی به دیگری این پیامد را دارد که افزایش معتقدان به یک باور می تواند برحسب اعتماد فاعل معرفت به دیگران، اعتبار آن باور را برای او بیشتر کند به رغم آنکه این اعتبار همچنان نقض شدنی است. اگر این معتقدان از فرهنگ های گوناگون و بی ارتباط با یکدیگر باشند یا باورهای خود را از اشخاصی متفاوت گرفته باشند اما در عین حال، همگی بر باوری مشترک متّفق باشند، باورنده ی ناظر الزامی بیشتر را در خود می یابد تا خود به آن اعتقاد آورد. از این رو، این دیدگاه یادآور یک شیوه ی استدلالی قدیمی است: “اجماع عام”.758 در تاریخ فلسفه، از استدلال مبتنی بر اجماع عام برای اثبات “وجود خدا”، “رخ دادن معجزات” و نیز “فهم عرفی” استفاده شده است. حتی دیوید هیوم در یکی از استدلال های خود علیه امکان وقوع معجزه در جستار “درباره ی معجزه” بر آن است که اگر کثرتی از افراد با عقاید دینی و فرهنگی مختلف بر وقوع یک معجزه گواهی دهند، سخنشان پذیرفته به نظر می رسد.759 مسئله آن نیست که “چون دیگران می گویند الف، پس الف”. مسئله آن است که اعتماد معرفتی به خود متضمّن اعتماد اولیه به دیگری و همچنین، کسانی است که مورد اعتماد او قرار گرفته اند. با تأملات پسین بر اساس وجدان مداری، ذهن قواعدی را برای حفظ اعتماد به دیگری یا رها کردن آن تدارک می بیند. بنابراین، ممکن است اعتماد اولیه به دیگری نقض شود یا تعارضی بین آن و وجه دیگری از اعتماد به خود به وجود آید. در اینجا، تأمل و تعمّق بیشتری لازم است تا باورنده بتواند بر این تعارض فائق آید. ممکن است او باور خود را تغییر دهد یا به رغم اعتماد به دیگری، بر سر باور خود بماند. بدین ترتیب، فارغ از آنکه باور فاعل معرفت، در نهایت، تغییر یابد یا نه، نگرش او به دیگری، هم در زمینه ی معرفتی و هم در زمینه ی غیرمعرفتی، بر اساس اعتماد فی بادی النظر و پرهیز از خوداتکایی شکل می گیرد.
3-2-2-4. اعتماد به عواطف
آنچه تاکنون آمد ساحت معرفتی وجود انسان را مورد توجه قرار می داد اما زگزبسکی بر آن است که همان میزان اعتماد در ساحت باورها در ساحت عواطف نیز ضروری و موجه است. به طور کلی، مسئله ی اعتماد آنگاه اهمیت می یابد که حالتی انفسی معطوف به امری آفاقی شکل گیرد و بتواند در مقایسه با آن متناسب یا غیرمتناسب، درست یا نادرست باشد. این ویژگی، هم در باورها و هم در امیال و عواطف وجود دارد. امیال البته به آنچه مطلوب است نظر دارند و به یقین، امور مطلوب و نامطلوب از هم متمایزند اما اینکه فاعل چیزی را مطلوب می پندارد برای مطلوبیت آفاقی آن کافی نیست. بنابراین، ممکن است فاعل در مطلوب شمردن چیزی برحق یا خطاکار باشد. امیال و عواطف در ذات خود التفاتی اند و چون متوجه امری در بیرون از خودند، حکم بیانگر آن ها می تواند با محکی خود متناسب یا غیرمتناسب باشد.
همچنین، چنانکه در فصل پیشین آمد، عواطف، افزون بر مؤلفه ی عاطفی خود، مؤلفه ای شناختی دارند. این بدان معنا نیست که مبنای عاطفه را یک حکم یا باور برمی سازد و صدق یا کذب آن نشانگر صدق یا کذب عاطفه است. مدعا این است که عواطف ممکن است به خطا روند و این نکته ای است که صاحب عاطفه خود می تواند آن را در همان زمان یا بعد از رخ داد

مطلب مرتبط :   بانکداری اینترنتی و رهبری تحول آفرین