اسماعیلیه، ، امامت، دینی

دانلود پایان نامه
را، هم از لحاظ نظامی و هم از لحاظ کلامی، به چالش و مبارزه می خواندند. هدف شبکۀ دعوت آنها تنها راهنمایی و هدایت زنان و مردان به یک زندگی عقلانی و نیل به رستگاری روحانی نبود، بلکه رسیدن به رویای شیعی تشکیل یک دولت اسلامی نیز بود. 309
فاطمیان توجه بسیاری به علم و فراست داعیان خود نشان می دادند. فرض بر این بود که داعی باید بتواند هر سوالی را که هرکس اعم از موافق یا مخالف مطرح می کند، پاسخ گوید. بنابراین داعی می بایست در علوم و فنون مختلف از فقه و حدیث و تأویل و شناخت متشابهات قرآن گرفته تا مناظره و جدل تبحر یابد.
بی گمان پیشرفت، تدوین و گسترش اندیشه های اسماعیلی و شکل گیری مکتبی فراگیر برای این شاخۀ بزرگ از شیعه به گونه ای که بتواند نظام جهان شناختی و سامانه فقهی مشخصی را فراروی نهد وامدار تلاش اندیش ورانی برجسته همانند ابوحاتم رازی، ابوعبدالله نسفی (نخشبی)، قاضی نعمان، ابویعقوب سجستانی، حمیدالدین کرمانی، مؤیدالدین شیرازی، ناصر خسرو و کسانی از این دست است. پیش از این دانشوران باید از کیالی و همچنین مجموعه ای که خود را اخوان الصفا می نامیدند و بخشی از بنیادهای اندیشه اسماعیلی را فراهم ساختند یاد کرد. 310
حکومت دینی اسماعیلی که فاطمیان مستقر کردند کسب علم را تشویق و ترویج می کرد و به نحوی درصدد عقلانی ساختن مفاهیم و مقولات دینی بود. داعیان اسماعیلی سرانجام با دامن زدن به آتش کنجکاوی مردم بود که در دعوت خود و جلب آنان موفق می شدند. در واقع این امر متناقض نما است که اسماعیلیان که معتقد بودند معرفت به تنهایی برای نیل به رستگاری کافی نیست و هر فرد باید امام را بشناسد و همواره بی چون و چرا از او تبعیت کند، به تأسیس مراکز علمی نظیر مدارس و دانشگاه ها اقدام می کردند تا طالبان علم در آن مراکز، استقلال رأی و اندیشۀ آزاد بیاموزند.
فاطمیان رصدخانه ها و کتابخانه هایی نیز بنا کردند که همۀ افراد و اقوام، قطع نظر از دین و معتقدات، به آن ها دسترسی داشتند. خطبای اسماعیلی خطبه های خود را در حالی که طیلسانی بر تن داشتند ایراد می کردند و این جامه همانا پیش نمونۀ لباس استادی دانشگاه های امروز است. دولت تمامی هزینۀ این نهاد را تقبل می کرد و از اقصی نقاط اندلس و آسیا استادان فاضلی برای تدریس رشته های علمی گوناگون دعوت می شد.
لذا باید گفت که یک حکومت دینی که چهارچوب جامد جزمی و معتقدات لایتغیر داشت نهضت های عقلی ای به راه انداخت که هدف آن ها تطبیق و تألیف مقالات دینی با حقایق علمی و فلسفی زمان بود. آری این حکومت پیشاهنگ تفکر عقلی بود و با ترویج کسب علم، جان تازه ای به کالبد علم و ادب دمید. اگر نظر ناصرخسرو را بپذیریم، دولت و دستگاهی که فاطمیان به راه انداخته بودند کانون همۀ علوم و معارف بود، و موجهایی از آن به سراسر جهان اسلام می رسید و دیگران را هم به کسب معرفت، استقلال رأی و اندیشۀ آزاد، و نیز نگرش عقلانی به مقالات و مقولات دینی تشویق می کرد.
این یکی از وقایع حیرت آور تاریخ است که یک حکومت دینی، تفکر عقلی را دامن بزند و حتی با علم به اینکه آن گونه علم و آموزش آزاد در اکثر مردم روحیه و ذهنیتی به بار می آورد که با تعصب و تصلب حکومت دینی واقعی نمی خواند، مع الوصف مطالعۀ فلسفه را ترویج دهد. 311

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد درمورد اقدامات تأمینی و تربیتی و علل بزهکاری نوجوانان

3-1-6 اصول باورهای اسماعیلیان:

با وجود همۀ اختلافاتی که در میان فرقه های مختلف اسماعیلیه وجود داشت و نیز دیدگاه های متفاوتی که رهبران این آیین بیان داشته اند، می توان اصول باورهای مشترکی که مورد توافق همۀ این فرقه ها بوده باشد، یافت. از جملۀ آن ها می توان موارد زیر را نام برد:
الف – اصل تأویل شریعت
ب- اصل امامت
ج- اصل ابداع هستی
د- اصل تعلیم
ه- اعتقاد به دوره های هفتگانه

3-1-6-1 اصل تأویل شریعت:
اسماعیلیان اعتقاد دارند که شریعت را ظاهر و باطنی است. همانگونه که در عالم جسمانی ظاهر و باطنی هست در عالم دینی هم ظاهر و باطنی وجود دارد و غرض شارع، بواطن احکام بوده نه ظواهر آن. از نظر آنان آنچه پیامبران به عنوان دین آورده اند در واقع ظاهری بیش نیست و این ظاهر باطنی دارد که تنها از راه تأویل دست یافتنی است. رهبران دینی این فرقه در هر امری که اختلاف داشته باشند در مورد اعتقاد به باطن شریعت که از راه تأویل به دست می آید اختلافی نداشته اند. 312
سنیان و شیعۀ اثنی عشری تفاسیری در باب قرآن مجید دارند، ولی اسماعیلیه ندارند و نمی توانند داشته باشند. طبعاً عبارات مبهم یا متشابه قرآن را فقط می توان نزد امام برد و از او شرح و بیان خواست، و هرکس از این بخت برخوردار باشد، که معنای باطنی را از امام یا نمایندگانش فرا گیرد، باید طبق بیعتی که کرده است آن اطلاعات را محرمانه تلقی کند و نزد خود نگه دارد. بنابراین طبق نظر اسماعیلیه همۀ اتباع حکومت دینی، بر وفق هوش و درایت و اخلاص و وفاداری شان با اسرار دیانت آشنا می شوند. 313

3-1-6-2 اصل امامت:
شالودۀ معتقدات اسماعیلیه چنان که در عصر فاطمیان مصر متبلور شد این است که معرفت دو جنبه دارد، یکی آشکار یا ظاهری و دیگری پنهان یا باطنی. ظاهر قرآن تنزیل و باطن آن تأویل است. معانی باطن بر پیامبر مکشوف است. او با امامان در میان می گذارد. بدینسان امام هم از طریق نمایندگانش نور معرفت را می گستراند. هرکس که تعلق به دعوت داشته باشد با امام – از جانب خدا – پیمان می بندد. این پیمان بستن بیعت نام دارد. مرد و زن باید در مراسمی که میثاق نام دارد، سوگند یاد کنند. سرسپردگی در برابر اوامر و نواهی دین مهم ترین وظیفۀ مومنان است. نجات فقط از طریق اطاعت محضی که در گفتار و کردار و پندار به کمال رسیده باشد، ممکن است. 314
این مرجع خاص همان امام است که در سلسله مراتب مبلغان اسماعیلیه یکی از درجات و مراتب بالای این آیین است. درست است که امام در فرقۀ اسماعیلیه یک اصطلاح خاص بوده، ولی در یک نگاه کلی همۀ مراتب آموزشی و تعلیمی این فرقه را از ناطق گرفته تا اساس و امام و حجت و داعی و مأذون و مستجیب بایستی در دایرۀ اعتقاد به امامت باور داشت. چه این سلسله مراتب، حاصل اعتقاد به یک اصل کلی است و در نظام مذهبی ایشان امام اساس و مرکز عقیده و وفاداری و عمل است.
از نظر آنان تاریخ بشر به چند دوره تقسیم می گردد و هر دوره با امامی ناطق یا پیغمبری آغاز می شود که عده ای امام صامت به دنبال دارد. در بعضی دوره ها امامان مستور و در بعضی دیگر آشکار بوده اند. امام سرچشمۀ علم و قدرت است یعنی منبع حقایق مکنونی است که بر ناواردان پوشیده می باشد. بنابراین امام مصدر فرمان هایی است که مستلزم اطاعت کامل و بی چون و چرا خواهد بود. 315
اسماعیلیه به هر رو، به امامت اهمیتی فراوان می دهند و به دو نوع امامت مستقر و امامت مستودع اعتقاد دارند و امامی را که بدون وقفه جانشین سلف خود شده باشد امامت مستقر و امام موقتی را که پیش از رسیدن امام منصوص به سن رشد عهده دار امور رهبری است امام مستودع می خوانند.
از دیدگاه اسماعیلیان وفا و تسلیم نسبت به امام، آگاه ساختن او از احوال خود، صبر بر بلایی که آنان دهند، جهاد در کنار آنان و دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان آنان واجب و لازم است و امامت در شمار اصول دین جای دارد. از دیدگاه آنان امام منصوص و معصوم است و پرداخت خمس به او لازم است. 316
از نظر اسماعیلیان امامت با همۀ ارزش های آن امری موروثی است و امامان یکی پس از دیگری از نسل و صلب پاک امام هستند. ایشان اعتقاد دارند که امام در هر حال امام است، چه به صورت نطفه باشد و چه به صورت کودک و چه جوان باشد و چه پیر. این ما هستیم که او را به این صورت ها میبینیم. همچنان که کسی که مبتلا به سرگیجه باشد خانه را در حال چرخش می بیند حال آنکه خانه ساکن است. 317
با این دیدگاه اسماعیلیه به موروثی بودن امامت معتقد می باشند و بر این باورند که این حق مقدس تا روز قیامت در خاندان علی (ع) و فرزندان و نوادگان او باقی خواهد بود. این امام وارث معنوی و مستقیم پیامبر، واضع شریعت، است که از طریق فرشته وحی دریافت می کند. وظیفۀ اساسی او به عنوان امانتدار وحی نبوی، تأویل، یعنی رجعت دادن ظاهر شریعت به اصل و باطن آن خواهد بود. 318
پیروان اسماعیلیه بر این باورند که عالم در هیچ مرحله ای از زمان از امامی که مظهر علم و دانش و معصوم از خطا و گناه است، خالی نیست و این امام اگر مکشوف و ظاهر نباشد، در واقع مستور است و حجت های او که از امام دستور می گیرند در میان مردم ظاهرند. امام داناترین فرد زمان است و بر همه کس واجب است که از فرمان او و دستور حجت هایش که درواقع دستور خود اوست پیروی نمایند و اگر کسی از این فرمان ها سرپیچی کند، از اسلام خارج است.
بحث امامت و ولایت که در نوع خود یکی از اساسی ترین ارکان اعتقادی آیین اسماعیلیه می باشد، خود بحث گسترده ای است و تمام اصول و اندیشه های ایشان در همین ارتباط معنی و مفهوم پیدا می کند. اصولاً بر

مطلب مرتبط :   آیات، الوجود، واجب، ذات