اخوان، الصفا، تأویل، رسائل

دانلود پایان نامه
بر یک مثنوی سرودۀ شیخ محمود شبستری، نوشت. متن شبستری در اواخر سدۀ هفتم سروده شده بود، و نام زیبایی هم داشت: گلشن راز. مباحثی که در هر دو متن دربارۀ عرفان نظری مطرح شده اند (با توجه به تأثیر ابن عربی) در خود اهمیت دارند. نکته هایی پیچیده در مثنوی شبستری آمده (برای نمونه تعریف آغازین متن از خرد) که دقیق و مهم هستند. در عین حال، از آنجا که خود مثنوی به صورت سوال و جواب نوشته شده، امکانی را برای تأویل می گشاید که می تواند مورد دقت قرار گیرد.253

2-2- اخوان صفا:

اخوان الصفا یا انسیکلوپدیست های عالم اسلامی در قرن چهارم هجری می زیستند و از عده ای از دانشمندان ایرانی و تازی تشکیل شده بودند.254 آنان از جمله نخستین گروه اندیشگران مسلمان بودند که نه تنها میان ظاهر و باطن قرآن مجید، بل میان ظاهر و باطن علم دین و شریعت نیز تمایز قایل شدند.
آنان به سه گونه ی متمایز علم باور داشتند:
علم ظاهر، چون شناخت احکام و آگاهی به علم اخبار و روایت ها و حکایت ها؛ علمی میان ظاهر و باطن، که اندیشه در احکام و دقت در معانی، تفسیر و تأویل و تنزیل در آن جای دارد؛ و سرانجام علم باطن، که شایستۀ مومنان راستین و جویندگان علم و حکمت است، علم به اسرار دین است و روشنگر قاعده های پرسش در معنای رخدادهای آسمانی. اسماعیلیه در مورد مهمترین نکته علم باطنی یعنی باور به تمایز معنایی میان قرآن مجید و علم شریعت با اخوان صفا همنظر بودند.255
اخوان الصفا تنها در مورد قصص دینی دست به تأویل نمی زنند، بلکه در مورد تشریع عبادات نیز چنین روشی را دنبال می کنند.256 آنان که اصحاب تأویل و آگاه از قرآن و اسلام و اسرار آن بودند از نقطه نظر خاص خود به این موضوع نگریسته، حروف قرآنی را به عنوان بخشی از دانش باطنی خود ذکر کرده اند و در این راه به تبعیت از فلسفه و تحلیلات آن، بسیار دور رفته و گفته اند حروف عربی با منازل قمر مطابق است، و قمر در برابر امامت و شمس در برابر نبوت قرار می گیردکه چهارده منزل قمر در زیر زمین و چهارده منزل در روی زمین است، طبق نظر اسماعیلیان که نبوت ظاهر است و امامت پنهان. عین این تفصیلات در انسان هم که عالم صغیر است مصداق دارد. 257
در میان اندیشه های اخوان الصفا اندیشۀ معاد از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در ارتباط با معاد، مسئلۀ پاکیزگی نفس جزئی و تزکیه و بالا رفتن آن به سوی عالم روحانی که از آن فرود آمده است و همچنین رجوع دوبارۀ آن هدف اصلی هبوط انسان بوده است. جایگاه اخروی نفس بستگی تام و تمام به درجاتی دارد که نفس در دنیا به آن دست می یابد… این تصویر و تأویل افلاطونی از بهشت و جهنم آن هم در دستگاه اندیشه ای اسلامی هیچگاه از ذهن ما زدوده نمی شود. این مذهب روحی همان مذهب و اندیشه ایست که اخوان الصفا به دور آن در حرکت هستند و آغاز و مرکز و پایان فلسفۀ دینی آنان شمرده می شود. این در حالی است که آنان با اندیشه های کلامی سخت در جنگ و ستیزند. این نیز به آن دلیل است که از دیدگاه آنان علم کلام جایگاهی برای حیات نفس قائل نیست. در اندیشۀ کلامی اخوان الصفا، نفس گوهری است که وجود آن مقدم بر وجود مادّه بوده است، همچنان که نو افلاطونیان نیز بر آن نظر هستند.258
از اخوان الصفا اثری دایره المعارف گونه بر جای مانده است که به رسائل معروف است. نویسنده یا نویسندگان رسائل که حاوی خلاصه و چکیدۀ افکار و باور های اخوان الصفاست به شکل واضح و روشن شناخته شده نیستند. روایات مختلف و پراکنده ای رسائل را به امامان مستور اسماعیلی متنسب می کند. اما بر پایۀ مدارک محکمی اکنون متخصصان موافقت دارند که رسائل به صورت پنهانی به وسیلۀ حلقه ای از کاتبان و دانشمندان که به اسماعیلیه وابسته بوده اند، در نیمۀ قرن چهارم، در حدود زمان فتح مصر به دست فاطمیان، در بصره تألیف شده است.259
اعضای انجمن مزبور هرکدام در فن و یا علمی متبحر بودند و مطالب مربوط به آن فن یا علم را تحت نظارت هیئت بخصوصی به رشتۀ تحریر درمی آوردند و انتشار می دادند. نویسندگان اخوان الصفا برای فرار از تکفیر نه تنها اسامی خود را فاش نمی کردند بلکه گاهی مطالب و مقاصد خود را از زبان حیوانات می نوشتند. 260
رسائل که مجموعاً پنجاه ودو رساله است به چهار بخش یا چهار کتاب تقسیم می شودکه به ترتیب با علوم ریاضی، شامل حساب و هندسه و نجوم و موسیقی و منطق و غیره؛ علوم طبیعی و جسمانی؛ علوم نفسانی و عقلانی، شامل جهان شناسی و معاد شناسی و غیره؛ و علوم مابعدالطبیعی یا الهیات سروکار دارد… مؤلفان رسائل که با تسامح و بطور التقاطی عمل می کردند، اخذ و اقتباس علم و حکمت فیلسوفان گذشته را در ایجاد ترکیب خود از دانش زمان امری مشروع می دانستند. از این رو از منابع و سنت های مختلف متعلق به پیش از اسلام وسیعاً استفاده کردند و آن ها را با تعالیم اسلامی ترکیب کردند. برای مثال، تأثیراتی از علوم نجوم بابلی قدیم و عناصر بسیاری از سر منشاء های مسیحی – یهودی، ایرانی و هندی در رسائل یافت می شود. بیش از همۀ این ها، رسائل تأثیر مکتب های مختلف هلنی را نیز نشان می دهد. رسائل… سراسر مشحون است به اندیشه ها و عقاید هرمسی، افلاطونی، ارسطوئی، نوفیثاغورثی و به ویژه نوافلاطونی.261
آنچه اندیشه های نوافلاطونیان آموزش می داد چنین بود: حقیقت نفس و این که این نیرو از عالم بالا و عقل اعلی فرود آمده است، نابودی جهان مادّی، و این که این جهان زندان نفس جزئی است و سرانجام به نفس کلی در عالم ارواح خواهد پیوست، تا مورد امتحان قرار گیرد و پاک گردد. این طهارت نیز تنها در اثر به دست آوردن فضیلت و عمل پاک حاصل می گردد…
گروه اخوان الصفا همۀ این اندیشه ها را خلاصه کردند و در قرن چهارم هجری آن را آشکار ساختند. مجموعۀ به دست آمده از آنان حاوی نظام فکری خاصی است که می توان آن را اندیشۀ نوافلاطونی اسلامی نامید. این اندیشه از تفکرات فیثاغورسی، گنوسی و هرمسی تأثیر پذیرفته است.
گنوسیس یا عارف آن مردی است که به معرفت یا گنوس دست یافته است. او به طریقتِ مؤدی به خداوند با گذر از نور باطن فردی خویش، معرفت یافته است.262
در این مذهب سری و پنهانی مراتب سیر صعودی انسان، از اولین پایه تا نهایت آن مورد بررسی قرار گرفته است. با طی این طریق، فرد می تواند نیرویی را به دست آورد که بر جهان ماده حاکم گردد.
اخوان الصفا با توجه به اینکه مردم در دنیا دین های گوناگونی دارند، بر محافظت از اندیشۀ دینی تأکید بسیاری دارند، آنان برای ادیان گوناگون و پیامبران به عنوان پایه گذاران آن ادیان و مردان خدا و کسانی که برای الگوی بشریت فرستاده شده اند ارزش والایی قائل هستند.
اخوان الصفا نیز مانند متصوفین تصور می کنند که اشراق و وحی و الهام موهبتی است که فقط نصیب یک عدۀ معدود از برگزیدگان نوع بشر می شود و عقیده دارند برای حصول یک چنین شایستگی آیینۀ نفس باید از زنگار هوی و هوس پاک گردد و جلا و روشنی یابد و در عالم روحانی سیر کند.
تعلیمات اخوان الصفا توسط مسلم ابن ابوالقاسم المحریطی الاندلسی در اروپا انتشار یافت و تأثیر و نفوذ بسیار در بعضی متفکرین اروپایی نمود. 263

مطلب مرتبط :   پایان نامه سابقه خانوادگی و بهداشت روانی

2-3- حروفیه:

همانند اگوستن قدیس جنبش های گوناگونی پدید آمد که برای حروف، واژگان و ارقام کتاب مقدس معناهایی ناشناختنی و پنهانی قائل بودند. نخست حروف دارای شماره های ویژۀ خود شدند و بعد ترکیب حروف، یعنی واژگان هم شماره هایی یافتند… مشابه این جنبش ها در جهان اسلام نیز وجود داشت. جنبش باطنی تمامی رموز هستی را در حروف – و شماره های ویژۀ آنان – می جست. کار، نخست به سودای کشف راز حروفی که در آغاز پاره ای از سوره های قرآن مجید یافتنی است آغاز شد. اکثر صوفیان الف را مبداء آفرینش دانستند و مراتب خلقت را چونان حروف دیگر. اسماعیلیان این علم را علم به حروف، نامیدند. اما شکل کامل تر این دیدگاه، در جنبش حروفیه یافتنی است که بنا به نظر آنان هر حرف، نماد یا رمزی است بیانگر ارزشی ویژه.264
ابومنصور عجلی را نخستین رهبر حروفیگری شمرده اند. طرفداران وی کلمه الله را خیلی مقدس می دانستند و حتی به این سخن سوگند می خوردند و می گفتند : سوگند به کلمه. وی ادعا می کرد که برای تأویل از طرف خداوند مبعوث شده است. 265
واژۀ تأویل در مکتب حروفیه مفهوم ویژه ای دارد. حروفی ها معتقد بودند که آن ها که قرآن را قبول دارند به دو دسته تقسیم می شوند: دسته ای را اهل ظاهر و دستۀ دیگر را اهل تأویل یا اهل باطن می نامیدند. اهل ظاهر به ظاهر آیات قرآن توجه دارند و از اسرار و باطن قرآن بی خبرند. آنها می گویند الله و ما سوی الله دو چیز است جدا از هم. یعنی خدا و آفریدۀ خدا، از هم جدا هستند و بین آنها فقط رابطۀ خالق و مخلوقی برقرار است. دیگر غیر از این هیچ رابطه ای بین خالق و مخلوق نیست، یکی خالق است و دیگری مخلوق. و هرکدام از اینها نیز جا و مقام و مرتبۀ مخصوص خود دارند. حروفیه می گفتند: چنین نگرشی به قرآن و چنان تفسیری از قرآن، در حقیقت

مطلب مرتبط :   مقاله روش گروه اسمی یا گروه کاغذی و نقد و بررسی نظرات