آیات، قرآن، تربیت، «بسم

دانلود پایان نامه

صراحت نکته تربیتی در خود ندارند؛ ولی با نگاهی ژرفّ‌تر به ابعاد و لایه‌های گوناگون آیه می‌توان به تفسیر تربیتی آن‌ها پرداخت. تحلیل و استنطاق تربیتی واژگان، تحلیل تربیتی عناصر بلاغی آیه؛ مانند نکته تربیتی که از راز تقدیم یا تأخیر فرازهای یک آیه به دست میآید، بهرههای تربیتی آیه از منظر زمان و مکان و شرایط نزول، فرآوردههای تربیتی حاصل از نظم و انسجام مجموعه آیات، روایات تفسیری که بُعدی از ابعاد تربیتی آیه را جلوهگر ساختهاند، از این نمونه است.
نمونه اوّل:
«طبرسی» درباره نظم و انسجام سوره حمد می‌گوید:
انسان با مشاهده نعمتهای الهی که نقص و نیاز آدمی خود شاهد گویایی بر آن است، با نام مُنعم سخن را گشوده می‌گوید: «بسم الله الرحمان الرحیم» و پس از اعتراف به وجود منعم یگانه، به حمد و شکر او می‌پردازد: «الحمد لله ربّ العالمین» و چون همگانی بودن انعام الهی را میفهمد میگوید: «ربّ العالمین» و چون دریافت که خدای سبحان علاوه بر پروراندن همه موجودات روزی آنها را نیز بر عهده میگیرد به رحمت مطلق حق اعتراف می‌کند: «الرحمان» و هنگامی که عصیان تبهکاران و امهال و غفران الهی را مشاهده کرد به ذکر رحمت مخصوص او زبان میگشاید: «الرحیم»209
نمونه دوّم:
درباره این که چرا در «بسم الله الرحمان الرحیم» به جای «بالله» عنوان «بسم الله» آمده است وجوهی ذکر شده که عمدتاً جنبه بلاغی صِرف دارد؛ امّا در برخی وجوه، بر جنبه تربیتی و هدایتی آن تأکید شده است:
«با انس با نام خداوند، دل‌ها از علایق و سِرّها از عوایق صاف شود تا کلمه «الله» بر دل نقیّ و سرّ صفیّ وارد آید»210
نمونه سوّم:
برخی با استنطاق تربیتی واژگان و با تحلیل کلمه «حمد» و تفاوت آن با «مدح» اشاره کردهاند که «حمد تنها در برابر کارهای اختیاری است؛ امّا مدح درباره امور خارج از اختیار انسان نیز به کار میرود»211 که اشارهای است به ماهیت تربیت؛ که تربیت مطلوب باید مبتنی بر آگاهی و اختیار متربّی باشد؛ نه بر پایه جهل و اکراه و اجبار.
نمونه چهارم:
در بحث از راز تقدیم «عبادت بر استعانت»، مفسّران معمولاً بر جنبه بلاغی و ادبی آن تأکید میکنند؛212 امّا برخی با نگاه تربیتی چنین گفتهاند: «عابدی که ابتدا معبود را میبیند و او را به عنوان جمال محض و کمال صِرف میشناسد، سختی و سنگینی عبادت برایش آسان میشود. عبادت برای سالکان و راهیان کوی حق در آغاز دشواریهایی دارد و بر این اساس، صبر بر اطاعت از بهترین فضایل و رأس ایمان است.
«فانّ الصّبر من الأیمان کالرّأس من الجسد؛213 همانا نسبت صبر به ایمان همچون سر به بدن است214»215

ت: برخی آیات در یکی از وجوه تفسیری دارای نکته تربیتی است. مفسّر با ترجیح این وجه تفسیری، بر اساس غلبه نقش تربیتی قرآن و به شرط داشتن قوّت علمی، به تفسیر تربیتی میپردازد.
برای‌مثال، در تفسیر حروف مقطّعه دیدگاههای زیادی مطرح است که از برخی دیدگاهها پیام تربیتی به دست میآید و برخی دیدگاهها، خود، پیام تربیتی است؛ مثلاً برخی گفته‌اند: «این حروف رمز میان پیامبر9 و خداست» و اشاره به این نکته تربیتی دارد که اسرار را نباید افشا کرد. به تعبیر «رشید الدین میبدی»:
«فهو سرّ الحبیب مع الحبیب، بحیث لا یطّلع علیه الرّقیب
بین المحبّین سرّ لیس یفشیه قول و لا قلم للخلق یحکیه.
زان گونه پیامها که او پنهان داد یک ذرّه بصد هزار جان نتوان داد
در صحیفه دوستى نقش خطّى است که جز عاشقان ترجمه آن نخوانند، در خلوت خانه دوستى میان دوستان رازى است که جز عارفان دندنه216 آن ندانند، در نگارخانه دوستى رنگى است از بى‏رنگى که جز والهان از بى چشمى نهبینند»217
در تحلیل تربیتی دیگری از حروف مقطعه آمده است: «الم» یعنی منِ خدا از میان همین حروف، آیاتی ساخته و پرداختهام که بشر را از سرگشتگی و حیرت و حیرانی رهایی میبخشد،218 قرآنی ساختهام تا دستی بگیرد و مثل نور راهی را نشان بدهد، پس تو نیز اگر بنده و فرمانبردار من باشی سخنانت باید از جنس نور بوده و شمع راه باشد و بتواند نور امید را در دلها بتاباند و اگر چنین نباشد خوشتر از سکوت و خاموشی چیزی نیست.»219
ث. برخی آیات نه در تفسیر ظاهری؛ بلکه در تفسیر لطایفی و اشاری دارای نکته ای تربیتی هستند. 220 برخی از مفسّران با استناد به حدیث امام صادق 7 «کتاب الله علی اربعۀ اشیاء: علی العبارۀ و الاشاره و اللطایف و الحقایق. فالعبارۀ للعوام، و الاشارۀ للخواص، و اللطایف للأولیاء و الحایق للأنبیاء کتاب خدا بر چهار چیز است؛ بر عبارت و اشارت و لطایف و حقایق. عبارت آن برای عوام، اشارت آن برای خواص، لطایف آن برای اولیاء و حقایق آن برای انبیاء است»221 و نیز حدیث امام سجاد7: «آیات القرآن خزائن العلم فکلما فتحت خزانۀ فینبغی لک أن تنظر فیها؛ آیات قرآن گنجینه های دانشند؛ پس هر گاه گنجینه ای را گشودی شایسته است که در آن بنگری (و تأمل کنی)»222 لطایف و اشارات قرآن را مورد توجّه قرار دادهاند که نیازمند تحلیل لایههای ژرفتر آیات است؛ بهطور مثال، یکی از مفسّران ذیل عنوان «ادب الهی در شروع کار» و در بخش «لطایف و اشارات» تفسیر مینویسد:
«سوره مبارکه حمد که اوّلین سوره کتاب خداست، با آیه کریمه «بسم الله الرحمان الرحیم» که حاوی اسم ذات و برخی اسمای صفات الهی است آغاز میشود. بنابراین، «بسم الله» هم در طلیعه سوره و هم در آغاز کتاب الهی آمده است و این گونه خدای سبحان ادب دینی ورود به کار و شروع را به ما میآموزد…آغاز کار با نام خدا و ابتدای به اسم «الله» اشارتی لطیف و رمز گونه به لزوم حق بودن فعل و پاک بودن فاعل؛ یعنی جمع بین حسن فعلی و حسن فاعلی دارد؛ بنابراین کاری را می‌توان با نام خدا آغاز کرد که هم حسن فعلی داشته باشد و هم حسن فاعلی؛ یعنی هم حق باشد و هم از قلب پاک و نیت خالص فاعل برخاسته باشد. اگر عملی فاقد هر دو حسن یا یکی از آن دو باشد قابل شروع با نام خدا نیست و به مقصد نمیرسد؛ زیرا کار باطل به باطل ختم میشود.»223
ج. برخی آیات به جزئی از اجزای نظام تربیتی اسلام، مثلاً به ساحتی از ساحت‌های وجود انسان اشاره دارند؛ چنانکه آیات توحید، نبوت، معاد و… به تربیت اعتقادی، آیات حکومت و رهبری، به تربیت سیاسی، آیات مشتمل بر توصیههای اجتماعی و سنن و نوامیس اجتماعی قرآن مرتبط با تربیت اجتماعی، آیات مشتمل بر احکام و تکالیف مرتبط با تربیت فقهی، آیات عبادی مشتمل با تربیت عبادی و… است؛ از اینرو تمام این آیات قابل تحلیل تربیتی هستند.
چ. برخی از آیات با بهرهگیری از ابزارهای تربیتی؛ مانند: استدلال، موعظه، شعر، داستان، حکمت، تمثیل، تصویر…قابل پردازش تربیتی برای تأثیر گذاری بیشتر بر مخاطب هستند.224 برخی آیات نیز از این ابزارها برای تربیت مخاطبین استفاده کردهاند؛ مانند: آیات قصص، آیات تمثیلی قرآن؛ که مفسّر دلالت های تربیتی آنها را تبیین میکند.
ح. برخی از آیات نیازمند مصداقسازی برای جلوه‌گری تربیتیاند؛ به عبارت دیگر، اگر با حوادث جاری و مصادیق خارجی تطبیق یابند برجستگی تربیتی خاصی مییابند؛ برای مثال، برخی از مفسّران ذیل آیه «وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ؛ و راستى که تو را خویى والاست»225 به ذکر مصداقهایی از اخلاق نیکوی پیامبر9 پرداختهاند که از جهت ارائه الگو بسیار کارساز است.226
خ. برخی از آیات با قرار گرفتن در کنار یک داده تربیتی، جلوهگر بُعد تربیتی‌اند؛ برای مثال، در آیه «وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى‏ مُکْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزیلا؛ و قرآنى [با عظمت را] بخش بخش [بر تو] نازل کردیم تا آن را به آرامى بر مردم بخوانى، و آن را به تدریج نازل کردیم»227 هر گاه به اصل تربیتی «تدربج»228 آگاه باشیم و نگاه ما نیز در تفسیر آیه بر محور غلبه صبغه تربیتی قرآن باشد، به این نکته اشاره خواهیم کرد که از ضروریات تحوّل تربیتی، توجّه به حرکت گام به گام و نیز رعایت شرایط و توانایی های مخاطبان است.229 در غیر اینصورت صرفاً به نقش نزول تدریجی قرآن در زمینه حفظ و فهم آیات آن بسنده میکنیم230 و دغدغهای نسبت به تبیین شیوه تحوّلساز قرآن در مردمی که قرن‌ها به عادات جاهلی خو گرفته بودند و قرآن، هنرمندانه آهنهای زنگار گرفته وجود آنان را به طلای ناب ایمان مبدّل ساخت، نخواهیم داشت.
یکی از مفسّران تحت‌عنوان «برنامه‏ریزى براى تعلیم و تربیت» به برخی از درسهای تربیتی آیه اشاره کرده است:
«یکى از درسهاى مهم… لزوم برنامه‏ریزى براى هر گونه انقلاب فرهنگى و فکرى و اجتماعى، و هر گونه برنامه تربیتى است، چرا که اگر چنین برنامه‏اى تنظیم نگردد و در مقاطع مختلف هر کدام به موقع خود پیاده نشود شکست قطعى است، حتىّ قرآن مجید یک جا بر پیامبر ( نازل نشد، هر چند در علم خدا یک جا بود و یک بار در شب قدر مجموعا بر پیامبر ص عرضه شد…جایى که خدا با آن قدرت و علم بى‏پایانش چنین کند تکلیف انسانها روشن است. اصولاً این یک قانون و سنّت الهى است که نه تنها در عالم” تشریع” بلکه در عالم” تکوین” نیز عینیّت دارد، هرگز شنیده‏اید کودکى از مادر یک شبه متولد شود؟ … بنا براین