ایجاد رابطه در محیط کار با چند اقدام سازنده 

ایجاد رابطه در محیط کار با چند اقدام سازنده 

رابطه در محیط کار واسه خیلی از ما که بخش زیادی از روز رو با همکاران مون می گذرونیم خیلی مهمه و بعضی وقتا راه شغلی و آینده مون رو تحت اثر قرار می ده. پس باید یاد بگیریم که وقتی در محیط کار در مورد بقیه به مشکلی برخوردیم یا با شرایطی بحرانی روبرو شدیم بتونیم احساسات خود و اتفاقات پیش اومده رو خوب مدیریت کنیم.

تا به حال رئیس تون شما رو به خاطر اتفاقی که مقصرش نبوده اید، توبیخ کرده؟ بذارین ماجرایی رو واسه تون تعریف کنم. چند وقت پیش یکی از دوستانم به خاطر اخطاری که از رئیسش گرفته بود خیلی نگران بود. شرکت اونا روزگاری جزو بهترینا بود ولی یه مدت بود که شرایط خوب پیش نمی رفت. شرکت اخیرا یکی از بزرگ ترین سرمایه گذاران خود رو از دست داده بود و مثل قبل محبوب نبود. نتیجه این اتفاق، سقوط سهام در بورس و کاهش نقدینگی بود. کارمندان تحت فشار بودن چون فکر میکردن هر لحظه ممکنه اخراج بشن و این مسئله روحیه ی اونا رو ضعیف کرده بود.

دوستم که واسه مشورت پیش من اومده بود، پر از خشم و ناامیدی بود. نمی دونست چه جوری باید به نامه ای که تموم اشتباهات اون و تیمش رو فهرست کرده بود، جواب بده. در آخر اخطاریه یک جمله تهدیدآمیز اومده بود: «یا شرایط رو تغییر می دی یا واسه ادامه همکاری به مشکل برمی خوریم.» مدیر تحت هیچ شرایطی نمی خواست شکست دیگری رو تجربه کنه. دوست من دودل مونده بود؛ یا باید به خاطر بروز اشتباهاتی که به نظرش از بخش ی کاری اون خارج بود بی خیال می شد یا باید می مونه در حالی که می دونست رسیدن به شرایط مطلوب سخته.

رابطه نتیجه گرا در محیط کار

هر رابطه ای نتیجه ای داره. اما در ماجرای دوستم رئیس نتیجه دلخواهش رو به دست میاره؟ به طورکلی روابط در تجارت، به ویژه رابطه که بین رئیس و کارمند برقراره، به خاطر بعضی مسائل مثل برداشتای غلط، فشار محیط کاری و بعضی سوءِتفاهمات همیشه ضعیف و شکننده س.

محققان اثبات کردن هنگامی که به احساسات مون میدون بدیم نمی تونیم به درستی از عقل خود استفاده کنیم. جمله معروف «جمع شدن سنگ ریزها کوها رو به وجود میاره و اشتباهات به دلیل کارکردِ احساسی، فاجعها رو»، نشون دهنده ی اهمیت کنترل احساساته.

در ماجرای دوستم سعی رئیس واسه ایجاد انگیزه بین کارکنان نتیجه عکس داده بود. با وجود ایرادهای ساختاری زیادی که نیازمند اصلاحات اساسی بودن در اخطاریه ی رئیس، شخصیت کارمندان هدف گرفته شده بود نه عملکردشان. شاید این روش در کوتاه مدت مؤثر باشه، اما در دراز مدت باعث می شه که اون به توانایی خود در مدیریت کارمندانش شک کنه. چون این نامه باعث می شه نا آرومی بین کارمندان روز به روز بیشتر بشه و پتانسیل اونا واسه اجرای کارهای مهم پیشِ رو به طور زیادی کم بشه.

اما مدیر چیجوری می تونست شرایط رو به شکل دیگری مدیریت کنه؟ موارد زیر رو با هم مرور می کنیم.

۱. بی گدار به آب نزنید

احساسات ما بعضی وقتا باعث می شه طبق اطلاعات کم تصمیماتی بگیریم که بیشتر نتیجه خوبی ندارن. در این ماجرا رئیس فکر میکنه که سستی و بی مسئولیتی کارمندان باعث پریشونی شرایط شرکت شده، غافل از اینکه خیلی از کارمندان به دلیل شرایط نامساعد اقتصادی اخراج شدن و الان نیروی کمتری هست ولی حجم کار مثل سابقه.

علاوه بر این به خاطر چند برابر شدن میزان کار، افت سرمایه و نقدینگی مسئول هر بخش نگران کُند شدن روند پیشرفت خوده و این موجب می شه تا روزبه روز کارایی شون کمتر و فشار روحی شون بیشتر شه.

مطلب مرتبط :   ایجاد اعتماد به نفس در اعضای گروه 

۲. آگاهانه تصمیم بگیرین

معمولا هنگامی که با مشکلی برخورد می کنیم بیشتر به حاشیه می پردازیم تا به اصل اون؛ زمان و انرژی خیلی زیادی رو نابود می کنیم و از اصل مطلب غافل می مانیم. واسه رویارویی با مشکل باید اطلاعات کافی در اون زمینه داشته باشیم. الان تکنولوژی خیلی آسون اطلاعات موردِنیاز رو در اختیارمون قرار می ده اما باید توجه داشت که این اطلاعات تنها نمایه ای از مشکل هستن نه خود مشکل. صحبت کردن با مسئولان هر بخش و شنیدن نگرانی هاشون باعث می شه هرچه بیشتر به اصل مشکل نزدیک شیم و واسه حل اون بهتر تصمیم بگیریم.

۳. کارکرد افراد رو نقد کنین نه شخصیت اونا رو

در یادداشت رئیس با الفاظی مثل تنبل، خائن و بی مسئولیت به شخصیت افراد توهین شده بود. استفاده از این ادبیات باعث تحریک احساسات و هیجانات مخاطب می شه و دور شدن از هدف رو داره. ممکنه کارمندان واسه دفاع از شخصیت خود با انجام یه سری کارا مقابله به مثل کنن.

پیشنهاد ی من به شما اینه که قبل از فرستادن نامه ای که ممکنه احساسات تون در اون اثر داشته باشه، از قانون ۲۴ ساعت استفاده کنین. طبق این قانون هیچ موقع نباید ایمیل، نامه و پیام تون رو فورا بفرستید. یک روز صبر کنین تا مطمئن شید منظورتان رو به درستی رسوندین.

۴. با افراد صحبت کنین نه گروه ها

نامه ی مدیر مخاطب خاصی نداشت و خیلی کلی بود. این موضوع باعث می شه هیچ یک از کارمندان خود رو مخاطب مدیر نداند. پس نه تنها ارسال نامه مفید ثمر نخواهد بود بلکه باعث می شه در بین کارمندان نا آرومی ایجاد بشه. به خاطر داشته باشین که واسه آموزش دادن یا تشویق کردن صحبتِ گروهی مناسبه اما وقتی می خواید سرزنش یا راهنمایی کنین باید موضوع رو خصوصی مطرح کنین.

۵. با کارمندان تون ملاقات کنین

از اونجا که در نوشته لحن صحبت مشخص نیس بعضی وقتا نامها نامفهومند و باعث سوءِتفاهم می شن. نوشته هرچقدر هم که روشن باشه جانشین مناسبی واسه صحبت روبرو نیس. در صحبت کردن شما واکنشای طرف مقابل تون رو می ببینن و از حالات چهره و زبون بدن مخاطب می تونین بفهمین که اون متوجه موضوع شده یا نه.

مدیران معمولا خود رو پشت بخش نامها و دستور العملا مخفی می کنن و فکر می کنن که کارمندان شون مثل روبات قابل برنامه ریزی هستن؛ در حالی که مدیران موفق خود احترام و اعتماد ایجاد می کنن، در دسترس هستن، تجربه های خود رو با کارمندان شون درمیان می ذارن و همراه و پشتیبان اونا هستن.

۶. وظیفه ی هرکی رو به طور روشن مشخص کنین

اگه کارمندان دقیقا بدونن وظیفه شون چیه، اونو خوب انجام میدن. مدیران موفق اهداف رو روشن و شفاف واسه کارمندان خود توضیح میدن و مطمئن می شن که اونا ارزش هدف رو دریافته ان. از دیگر ویژگیای یک مدیر خوب اینه که کارمندان خود رو آزاد نمی کنه بلکه کارکرد اونا رو پیگیری و در صورت نیاز مسیرشون رو اصلاح می کنه و مطمئن می شه که همه در جهت درست در حال حرکتند.

یکی از رقابتای مهم مدیریتی حفظ شوق و انگیزه ی کارمندانه. هر کارمندی دوست داره مورد تشویق همکاران و مدیرانش قرار بگیره. یک مدیر موفق باید بتونه همه کارمندان خود رو باانگیزه نگه داره و اگه جایی اشتباه کردن واسه جبران به اونا کمک کنه؛ به هر حال اشتباه قسمتی از راه رشد و خودداری ناپذیره.

در ماجرایی که واسه دوستم پیش اومد، اون می تونست با کنترل احساساتش این تهدید رو به فرصت تبدیل و از اون تجربه کسب کنه. اما واکنش اون، با اینکه قابل درک بود ولی باعث می شد تا شرایط متشنج شه. اون و همکارانش به خاطر اخطار ناعادلانه ی رئیس شون در عذاب بودن و وقت و انرژی خیلی زیادی رو صرف اثبات بی گناهی خودشون می کردن؛ وقت و انرژی که می تونست در جهت پیدا کردن مشکل و حل اون صرف بشه. اون و همکارانش واسه تغییر این شرایط باید نظر مدیر رو عوض می کردن.

مطلب مرتبط :   ایده های جالب واسه جشن تولد؛ چه جوری می تونیم عزیزان مون رو سورپرایز کنیم؟ 

اگه شمام در اینجور شرایطی قرار گرفتید طبق راهنماییای زیر عمل کنین:

۱. مشکلات رو شخصی نکنین

تنها هنگامی انتقاد کنین یا اونو قبول کنین که بر مبنای کارکرد و نتایج باشه، نه طبق خیالات ذهنی خودتون. شما هیچ بعضی وقتا قادر نباشید انگیزه ی افراد رو در انجام کارا ببینین فقط می تونین حاصل و نتیجه اونو ببینین. پس انتقاد تنها زمانی وارده که طبق اطلاعات درست و به دور از احساس باشه.

به بیان دیگر هنگامی که مورد نقد واقع شدید، حساس نشید و در لاک خود فرو نروید. این طور تصور کنین که بازخوردها تنها خواهان بهبود شرایط موجود هستن نه خراب کردن شخصیتی شما.

۲. موقعیت سنج باشین

در این مورد خاص، به هم ریختن شرایط فروش و از دست دادن مشتریان باعث شد که انتقادها شتاب زده باشه. اما واسه بهبود و پیشرفت شرایط کارمندان، انتقادها باید سازنده و مناسب باشه. واسه اینکه بتونین روابط خود رو بهبود ببخشین و اطلاعات تون رو بیشتر کنین از هر دو نوع انتقاد استقبال کنین و از اونا به عنوان فرصتی ویژه واسه واسه افزایش تواناییای خود بهره ببرین.

۳. باهوش باشین

وقتی مورد انتقادی واقع می شید که از نظر شما ناعادلانهه قبل اینکه خود رو گم کنین و دستپاچه بشین، منبع و شرایط اونو . متأسفانه بعضی وقتا وقتی افراد روز ناجوری رو پشت سر می ذارن، با شما به تندی و ناعادلانه برخورد می کنن. بعد از اینکه طرف مقابل آروم شد با اون تماس بگیرین و راجبه مشکل و اینکه چه جوری می تونین واسه حل اون کمک کنین، صحبت کنین. با این کار متوجه می شید که دلیل رفتار سریع طرف مقابل تون احساساتی شدن بی مورد هنگام بروز مشکل بوده و نه مشکل شخصی با شما.

۴. از اشتباه تون درس بگیرین

در هر جایگاهی که هستین باید آموختن رو ادامه بدین. شما در طول دوره کاری تون ممکنه با چند مدیر کار کنین. مدیر انی که بعضی از اونا به خاطر مدیریت خوب شون و بعضی دیگر به خاطر ضعف هاشون در یادتون خواهند موند. به یاد داشته باشین که حتی از همین مدیران ضعیف هم می تونین چیزای زیادی یاد بگیرین.

 

در این ماجرا دوست من فهمید که وقتی به ناحق واسه کارکرد ضعیف متهم شه چه حسی به اون دست می ده و من امیدوارم قبل اینکه بخواد بقیه رو نقد کنه، یاد حس و حالی که حالا داشت بیفته. بعضی وقتا شکستا بیشتر از پیروزیا به دردمون می خورند و به ما درس میدن.

کلام آخر

مدیریت یک مهارته. مدیران موفق کسائی هستن که خوب آموزش ببینند و خوب آموزش بدن. موفقیت یک شرکت به طور مستقیم به توانایی مدیر اون وابسته به ویژه زمانی که در شرایط سختی قرار داره.

وقتی در روابط خود، چه با مافوق و چه با زیردستان تون باملاحظه و دقت رفتار کنین یاد می گیرین که در موقعیتای مختلف خوب خود رو مدیریت کنین. با این کار می تونین موقعیت شغلی خود رو حفظ کنین، باعث پیشرفت شرکت خود شید و با همکاران تون روابط صمیمی داشته باشین.

 

برگرفته از : moneycrashers

نکاتی که کارمندان معمولی از اون بی خبرند


24000تومن

دیدگاهتان را بنویسید