4.3. سرزمین¬های شرقی در عصر اول عباسی
سرزمین¬های شرقی، به ویژه ایران در صدر رویدادهای سیاسی تاریخ عصر عباسی است. با نصب ابومسلم بر حکمرانی خراسان و جبال او بر تمام مخالفین چیره گشت . رویداد مهم بعدی، مربوط به در خطر قرار گرفتن ماوراءالنهر از سوی چینی¬هاست. چینی¬ها پس از چند شکست از مسلمانان ، مشغول به مشکل¬های داخلی خویش شده و ماوراءالنهر در دوره عباسی، نسبت به تهدیدهای خارجی در آرامش به سر برد.
تهدیدهای داخلی در این منطقه، هر از گاهی شکل می¬گرفت. این حرکت¬ها به واسطه عامل ایجادی، قابل دسته بندی هستند. از جمله این حرکت¬ها می¬توان به قیام سنباد که به بهانه قتل ابومسلم و با استفاده از گرایش¬های ملی¬گرایانۀ ایرانی ایجاد شد و در سال 137ق شکست خورد . حرکت راوندیه در سال 141ق و استاذسیس در سال 150ق نیز از دیگر این حرکتهاست. وجه مشترک آنان در ظاهر، پوشیدن لباس و برافراشتن پرچم سفید و در باطن، افکار و اندیشه¬های التقاطی و مخالفت با عباسیان بود. خاستگاه این جریان‌ها، نواحی دور از مرکز و تسلط حکومت در شرق و شمال شرقی ایران بود. در تحقیق¬های تاریخی از این جریان با عنوان زنادقه یاد می¬شود. «زندیق» در معنای مشهور، مترادف «ملحد» است. محققان افکار آنان را التقاطی از افکار مانوی، زرتشت، نصاری، اسلام و فلاسفه یونان می¬دانند. آنان متهمند که با انگیزه بازگشت به عقاید باطل و به بهانه¬های مختلف همچون خون¬خواهی ابومسلم و به هدف هدم اسلام و حکومت اسلامی در مقابل حکومت عباسی قد برافراشتند. حکومت نیز علاوه بر سرکوب آنان، بهانه¬ای پیدا کرد تا هر مخالفی را که مایل است با چماق اتهام به زندقه بکوبد .
منصور فرزندش مهدی را به نبرد با آنان توصیه کرد و مهدی نیز با تعقیب و قتل آنان، به خوبی وصیت پدر را اجرا کرد . او «عمر الکلواذی» را مسئول قلع و قمع زنادقه کرد . این پست به «صاحب زنادقه» نامبردار شد .
از جمله حرکت¬هایی که مهدی سرکوب کرد، حرکت مقنع خراسانی در مرو بود . سپید جامگان سغد، بخارا، کش، نسف و ناراضیان از حکومت عباسی گردش جمع شدند اما شکست و خودسوزی پایان کار او بود. حرکت بعدی یوسف برم و سرکوبی وی بود . سرکوبی زنادقه در عصر هادی عباسی نیز پی¬گیری شد . گسترده¬ترین حرکت در عداد این گونه خیزش¬ها، نهضت بابک خرم دین بین سال‌های 201-222ق در آذربایجان، منطقه جبال شامل، همدان، اصفهان، ماسبذان، مهرجان، برخی مناطق کردنشین و منطقه دیلم، طبرستان، گرگان، ارمنستان و خراسان است . او بارها نیروهای حکومتی را هزیمت کرد اما در پایان شکست و اعدام نصیبش شد . «مازیار بن¬قارن» آخرین امیر قارن‌ها در طبرستان نیز حرکتی شبیه بابک ولی در ابعاد بسیار کوچک¬تر انجام داد ولی جسدش در کنار جسد بابک به دار آویخته شد .
دسته¬ای دیگر از شورش¬ها مربوط به علویان بود. از از جمله آنها یحیی بن¬عبدالله بن¬حسن بن¬حسن بن‌علی بن¬ابی¬طالبعلیه‌السلام بود. وی نجات‌یافته واقعۀ فخ و قیام‌کننده دیار دیلم (176ق) بود. او به دستور هارون‌الرشید و به دست فضل بن¬یحیی برمکی شکست، دستگیر، آزاد و راهی حجاز شد. اما هارون با دریافت اخبار فعالیت¬های او، دستور دستگیری و قتلش را صادر نمود . محمد بن¬قاسم بن¬علی زیدی نیز در طالقان شورید ( 219ق) و شکست‌ خورد .
برخی شورش¬های منطقه به دلیل ظلم استانداران بود. رافع بن¬لیث بن‌نصر بن¬سیار و مردم خراسان و ماوراءالنهر که از ستم علی بن¬عیسی ماهان به تنگ آمده بودند، از آن جمله‌اند. پس از ناتوانی نیروهای منطقه¬ای و سپس هرثمه بن اعین از سرکوبی آنان، هارون خود همراه پسرش مامون، به سمت خراسان حرکت کرد اما در راه درگذشت .
مرگ هارون، حکومت را به طور طبیعی به ولیعهد اول و پسر دومش، امین منتقل می¬کرد. امین از مشاورۀ فضل بن¬ربیع عرب و مامون از هم¬فکری فضل بن¬سهل ایرانی استفاده می¬کرد. این دو، تقابل دو حزب ایرانی و عربیِ درون حاکمیت بودند. اقدام هارون در سپردن ولایت¬عهدی به پسر دومش و نادیده انگاشتن پسر بزرگتر، این تقابل را عمیق¬تر کرده بود. اقدام هارون در واگذاری همدان تا انتهای مشرق به مامون و گرفتن تعهد مبنی بر دخالت نکردن در کار یکدیگر فایده نداشت، چرا که امین از ابتدا خیال دسیسه داشت . او سعی کرد از راه‌های سیاسی و به وسیله نامه نگاری، مامون را به چنگ آورد اما موفق نشد . سه بار تقابل نظامی نیز نتیجه‌ای جز شکست و کشته‌شدن در بغداد برای امین و خلافت مامون در پی نداشت . خراسان پس از دوران انتقال قدرت به عباسیان، بار دیگر با مرکزیت مرو به اوج بازگشت اما پس از چندی ( 204ق) بغداد مجددا مرکز حکومت گشت.

مطلب مرتبط :   فضایل، عقلانی، اخلاقی، فضیلت

5. شمال آفریقا
5.1. شمال آفریقا تا سال 41 هجری
قسمتی از اهالی شمال آفریقا، پیش از اسلام، یهودیت را از فینیقیها یا کارتاژیها و مسیحیت را از روم شرقی دریافت دریافت کرده بودند . مسلمانان قبل از اسلام و پس از آن در زمان رسول¬اللهصلی‌الله علیه‌وآله، به دلیل دوری، سختی و دریایی بودن راه جز هجرت دوگانه به حبشه، ارتباط خاصی با آفریقا نداشتند. البته یعقوبی رفت و آمد تجاری عرب با حبشه را در زمانهای دور، بدون تاریخ و جزییات ذکر می¬کند .
شمال آفریقا، در سال 21 یا 22ق با فتح کامل «مصر» و «برقه» به دست عمرو بن¬عاص، از سیطرۀ روم شرقی خارج و به حکومت اسلامی پیوست . با توجه به سال¬های بعد که این خطه به صورت کامل جزء قلمرو اسلامی درآمد، می¬توان شمال آفریقا را متشکل از سرزمینهای برقه و طَرَابُلُس ، إِفْرِیقِیه یا مغرب ادنی همان کشور تونس امروزی، مغرب اوسط معادل کشور الجزایر و مغرب اقصی، کشور مغرب کنونی دانست . اولین حاکم مصر، عمروعاص بود و عقبه بن¬نافع از طرف وی بر برقه و طرابلس حکم می¬راند . عثمان در سال 25ق عبدالله بن¬سعد بن¬ابی¬سرح را به جای عمرو بن¬عاص منصوب کرد که همین امر سبب کینه وی از عثمان و شرکت در شورش مردم علیه عثمان شد .

5.2. شمال آفریقا در دورۀ امویان
معاویه بن¬ابی¬سفیان در سال 38ق، عمرو بن¬عاص را که قبلا نیز بر مصر حکومت کرده بود، به پاس خدماتش در جنگ صفین به ولایت مصر گماشت . در سال 43ق و با مرگ عمرو بن¬عاص، معاویه، مصر را پس از عبدالله بن عمروعاص، عتبه بن‌ابى¬سفیان و مسلمه بن¬مخلد به عقبه بن¬عامر، یکی دیگر از همراهانش در جنگ صفین واگذار کرد . در سال 50ق معاویه بن¬حدیج و عقبه بن¬نافع، گماشتگان حکومت بر مصر و افریقیه عزل و مسلمه بن¬مخلد جای آنهارا گرفت .
مروان مصر را که دچار زبیریان شده بود، دوباره منقاد و پسرش عبدالعزیز را استاندار آنجا نمود . عبدالملک (حک: 65-86ق)، جدی بودن فتوحات شمال آفریقا، به دلیل اتحاد روم و بربر را احساس کرده بود ، اما صلاح را در این دید که تا سال 74ق فتوحات آفریقا را راکد گذارد . چند سال بعد و در سال 82ق، در تهاجم مجدد رومیان به « قَرْطاجَنّه» یا «کرتاژ» و اشغال آن، حسان بن‌نعمان پس از فتح دوباره، برای بازدارندگی رومیان، آن¬جا را خراب و عده¬ای از مسلمین را در آن ساکن کرد . از خرابه¬های قرطاجنّه شهر جدیدی به نام تونس بنا شد .
سال 85ق موسی بن¬نصیر به فرماندهی منصوب و آخرین مرحله فتح شمال آفریقا آغاز شد. در این مرحله به دلایلی چون تقویت ناوگان دریایی اسلام و ناکارآمدی ناوگان روم، ورود قوای پرشمار بربر به سپاه اسلام و تثبیت اوضاع سرزمین¬های فتح شدۀ قبلی مثل مغرب میانه، سپاه پرشمار اسلام توانست پس از فتوحات خرد و کلان بسیار، اندلس را در سال 90ق فتح کند . مسلمانان سرانجام در سال 114ق در جنگ «دامیه» در منطقۀ «بواتییه» شکست خوردند و دیگر نتوانستند به قلب اروپا نفوذ کنند . درباره اندلس در سطور آینده و در دوره عباسیان سخن بیشتری خواهیم گفت.

مطلب مرتبط :  

5.2.1. خوارج شمال آفریقا در دورۀ امویان
در زمان هشام بن¬عبدالملک (حک: 105-125ق)، بربرهای مسلمان که مالیات را بر دوش خود و منافع را در کف اعراب می¬دیدند، به خوارج ملحق شده و بر امویان شوریدند. نتیجه این حرکت، پیروزی آنان در سال 122ق و شکستشان در سال 124ق بود .

5.3. شمال آفریقا در عصر اول عباسی
انتقال قدرت از امویان به عباسیان، در شمال آفریقا به خصوص افریقیه نیز بی تاثیر نبود. عبدالرحمان بن‌حبیب از نابسامانی حاصل استفاده کرد و قدرت را در آن¬جا به دست گرفت اما پس از مدتی در سال 137ق کشته شد .
5.3.1. خوارج شمال آفریقا در عصر اول عباسی
شمال آفریقا در عصر اول عباسی، شاهد دو حرکت مهم خارجی صفریه و اباضیه بود. صفریه منسوب به بنی¬مدرار یا بنی¬واصول بودند. حرکت آنان در سال 140ق شروع و 140 سال بعد تمام شد. آنان ثروتمند و مناطق استراتژیک اقتصادی جنوب مغرب اقصی را در اختیار داشتند. اما اباضیه شمال آفریقا در مغرب میانه و در سال 144ق ایجاد و 130 سال بعد مضمحل شدند. رهبر آنان عبدالرحمان بن¬رستم ایرانی ملقب به امام، شهر تاهرت را در سال 150ق تاسیس و آن را پایتخت اعلام کرد. وی قائل به برابری کامل انسان¬ها و زندگی پاک اخلاقی بود که با ذائقه بربرها که عمدتا از قبایل بدوی زناته بودند، سازگاری داشت. خوارج شمال آفریقا با قبایل فراوان، تعداد بسیار و