فصل چهارم
______________________________________________________________________________________اوضاع اقتصادی شهرهای قفقاز جنوبی در قرن 9 و 10 هجری
4-1 اوضاع اقتصادی شهرهای قفقاز جنوبی در قرن 9و10 هجری
ایالت های شیروان، اران و گرجستان در قفقاز جنوبی از نظر اقتصاد کشاورزی، آب و هوای مناسب، خاک مستعد کشت، وجود شهرهای آباد و موقعیت سوق الجیشی در طول تاریخ از اهمیت فراوانی برخوردار بودند. جاری شدن سه رود بزرگ کر، ارس و ملک و قرار گرفتن این ایالات در سواحل دریای خزر و سیاه آب کافی را برای کشاورزی این نواحی تأمین می¬کرد، در نتیجه وجود شرایط مناسب آب و هوایی، امکان تولید محصولات کشاورزی را فراهم می¬کرد و از سوی دیگر قرار گرفتن گرجستان در نزدیک دریای سیاه امکان ارتباط با اروپا را میسر می¬ساخت که از این طریق بازرگانان، سیاحان، مسافران و دیگر مردمان کشورها رفت و آمد می¬کردند. همه¬ی این عوامل زمینه را برای پیشرفت تجارت و بازرگانی و کشاورزی در این قسمت از قفقاز فراهم می¬ساخت.
وجود شهرهای آبادی چون شیروان، گنجه، دربند، باکو، بردعه، تفلیس، ابخاز، وان، نخجوان و دیگر شهرهای اطراف آن¬ها با ویژگی های جغرافیایی و طبیعی خاص که در این منطقه از قفقاز وجود داشتند زمینه را برای رشد تجارت فراهم می¬ساخت. چنانچه سه سرزمین اران، موقان و شروان که به عنوان منطقه «رحاب»شناخته می¬شدند؛ از نظر منابع طبیعی و کشاورزی سرزمین های پرنعمت و آبادی محسوب می¬شدند. به طوری که مقدسی در احسن التقاسیم به فراوانی و آبادی آن اشاره کرده است و آنجا را سرزمینی می¬داند که از میوه و انگور سرشار است و به وجود کوههای پر از عسل، رودخانه های جاری و گوسفندان آن اشاره دارد که از پشم آنها پارچه می¬بافند و به دیگر مناطق می¬برند(مقدسی، 1361: ج 2، 4-553) عبدالرشید باکویی در قرن یازدهم به وجود رودخانه کر و شهرها و روستاهای آباد در این ناحیه اشاره کرده و می¬نویسد که قصبه های ولایت اران شامل گنجه، شروان و بیلقان است و رود کر از این سرزمین به دیگر مناطق جاری می¬شود و با عبور از گنجه و شمکور به تفلیس می¬رسد که در آنجا دو شاخه شده و بعد از عبور از مناطقی به دریای خزر می¬ریزد او در ادامه به صید ماهی و پرندگان آبی و کشت برنج در این منطقه اشاره می¬کند(باکویی، 1971، سند شماره 52a، 116-115). مقدسی به بازرگانی پر رونق شهرهای این منطقه اشاره کوتاه کرده است. به طور کلی بازرگانی و تجارت و کشاورزی در شهرهای اران رواج فراوانی داشت. هر یک از این شهرها دارای ویژگی های خاصی بودند که زمینه چنین رشدی را فراهم ساخته¬اند چنانچه ابن فقیه در توصیف از اران به وجود معادن مس، جیوه و سرب آن اشاره می¬کند و می¬نویسد که در این منطقه قلقند و قلقطار و کرمهایی که از آنها برای رنگرزی پشم (ابن فقیه، 1349: 140) استفاده می¬کردند، اشاره می¬کند. وجود معادن، علفزارها و رودخانه های پر آب در اران زمینه را برای توجه کشاورزان و بازرگانان به این منطقه را فراهم می¬ساخت.
مهمترین شهر ناحیه اران، بردعه بود که در غرب و شمال گنجه واقع بود و بعد از ری و اصفهان بزرگترین شهر منطقه¬ی بین النهرین محسوب می¬شد. در دوره¬ی اسلامی بردعه بر اثر رونق اقتصادی با شهرهای آن سوی ارس، از جمله شیروان، گرجستان و ارمنستان و نیز شهرها و مناطق جنوبی ارس از جمله خراسان و اصفهان تا بغداد مناسبات تجاری داشت. بردعه از نظر کشت میوه، داشتن درآمدها، کاروانسراها و گرمابه ها در موقعیت خوبی قرار داشت (ابن حوقل، 1345: 8-86) در واقع بردعه در کانون مرکزی راههای منشعب شده از اران قرار داشت. این راهها شامل راههایی بود که از طرف مشرق به شروان، راه دوم از طرف جنوب غربی به طرف بیلقان می¬رفت و راه شمال غربی به سمت گنجه و راه جنوب شرقی به پایتخت ارمنستان، دوین می¬رفت (بارتولد، 1375: 8-287).
از عوامل رونق تجارت و بازرگانی در بردعه علاوه بر راههای کاروان رو، وجود بازار کرکی (یکشنبه) بود. مردم بردعه در شمارش روزها به جای یکشنبه از واژه¬ی «کوریاکی» استفاده می¬کردند و می¬گفتند: جمعه، شنبه، کوریاکی، دوشنبه… (بارتولد، 1375: 589؛ ابن حوقل، 1345: 88) علت این نامگذاری، این بود که چون مسیحیان فکر می¬کردند در روز یکشنبه حضرت عیسی مسیح از میان مردگان برخاسته و به آسمان عروج کرده است روز یکشنبه را روز خدا دانسته و به زبان یونانی به آن «کوریاکی» می گفتند و مردم اران نیز که مسیحی بودند و زبان ایرانی داشتند به مانند آنها به یکشنبه «کوریاکی» می گفتند. این بازار به درازی یک فرسخ بود و در دروازه اکراد قرار داشت. روزهای یکشنبه مردم از عراق و خراسان به آنجا می¬آمدند (اصطخری، 1347: 156؛ رضا، 1380: 198) و تجار کالای بسیاری به آنجا وارد و از آنجا صادر می¬کردند.
در این بازار از بردعه پرده، قاطر، تکه¬ها ، کنده¬کاری ها، قرمزها و نمط های بی¬نظیری به دیگر ممالک می¬برند و ماهی به نام طریخ(مقدسی، 1361: ج 2، 4-565) است که آن را نمک سود می¬کردند و به دیگر نواحی می¬بردند (قزوینی، 1373: 570). در شهر بردعه روناس خوب و عالی به دست می¬آمد و به گرگان و هندوستان صادر می¬شد. این گیاه در همه¬ی سرزمین اران از دربند تا تفلیس و نزدیکی رود ارس تا نواحی خزران که در اختیار حکمران آذربایجان بود و در کوههایی که به جبال طارم می¬پیوست، یافت می¬شد(ابن حوقل، 1345: 94). علاوه بر اینها از بردعه و اطراف آن قاطران قوی برای فروش به جاهای دیگر می¬فرستادند (قزوینی، 1373: 589).
بردعه از نظر اقتصاد کشاورزی در موقعیت خوبی نیز قرار داشت. این شهر دارای فندق، شاه بلوط و انواع میوه های مختلف بود (باکویی، 1971، سند شماره 55a، 122) فندق این شهر بهتر از سمرقند بود و شاه بلوط ها و انجیر بردعه از مناطق دیگر مرغوب¬تر بود (لسترینج، 1377: 1-190؛ فرقانی، 1377: 22) در اینجا نوعی میوه کشت می¬شد که به آن «زوقال» می¬گفتند(قزوینی، 1373: 589) خوش طعم و شیرین بود و آن را به جاهای دیگر می¬بردند. چون درخت توت در اینجا فراوان بود ابریشم زیاد نیز از اینجا به دست می¬آمد (ابن حوقل، 1345: 7-481؛ حاجی خلیفه، 1391: 228؛ به خاطر کشت ابریشم، این منطقه از نظر تولید رنگ و پارچه¬های ابریشمی و نخی مشهور بود (بارتولد، 1375: 39. 92).
دیگر شهر مهم این منطقه شروان نام داشت که مقر شروانشاهان و در عین حال هم نام ایالت شروان بوده است. این ایالت از نظر اقتصاد کشاورزی و تجاری و موقعیت سوق الجیشی دارای اهمیت زیادی بود؛ جاری شدن رودهای کر و ارس، نزدیکی این شهر به دریای خزر و آب و هوای مناسب زمینه کشت محصولات کشاورزی و رونق بازرگانی را از طریق راه تجاری شمال غرب از طریق دربند به دشت قبچاق را فراهم می¬ساخت. به نوشته بارتولد این شهر صرف نظر از موقعیت سیاسی به خاطر داشتن نفت، ابریشم، نمک و برنج دارای اهمیت زیادی بود(بارتولد، 1375: 135) اراضی آن حاصلخیز، و برنج و گندم و جو در آن کشت می¬شد؛ همچنین دارای درختان میوه و بوته¬های مو زیادی نیز بود(اولئاریوس، 1369: 7-438) علاوه بر ابریشم، محصولات کشاورزی چون زیتون، انار و انگور نیز در شروان به دست می¬آمد که به دیگر ¬نواحی صادر می¬شد(باکویی، 1971، سند شماره 54a، 121) وجود تنوع میوه¬های باغی نشانگر رونق کشاورزی این منطقه و برتری آنجا بر دیگر مناطق بوده است.
راههای تجاری در مسیر شمال به جنوب، شرق و غرب از این منطقه عبور می¬کرد یکی از این راهها از اردبیل شروع می¬شد سپس به شیروان و به بردعه در قفقاز می¬رسید. راه دیگر راه شرق که از طریق شماخی به شیروان می¬رفت و راه جنوب در محل اتصال رود ارس با رود کر از بیلقان به مغان و اردبیل می¬رسید (بارتولد، 1308: 2-231). از طریق همین راهها بود که صادرات و واردات بازرگانی و کشاورزی شیروان کنترل می¬شد.
شماخی معروف به «آق سو» که مقر شروانشاهان و پایتخت شروان بود بخاطر حاصلخیزی و میوه¬ها و غلات فراوان(شیروانی، 1339: 122) مشهور بود و از عمده ترین محصولات آن سماق و گلابی شکی بود(شاردن، 1375: ج 5، 1874). شاه بلوط فقط در ولایت شکی وجود داشت و در ولایات عراق عجم و خراسان و آذربایجان از این نوع محصولات یافت نمی¬شد(قزوینی، 1373، 424).
شماخی در دوره بعد از مغول به مهمترین شهر منطقه شروان تبدیل شد (مستوفی، 1336: 106) مردم شهر به بافتن پارچه های نخی و ابریشمی به شیوه¬ی خود مشغول بودند. این شهر در ارمنستان بزرگ قرار داشت و بیشتر ساکنانش ارمنی بودند (باربارو و دیگران، 1349: 104) نوار ابریشم و گلابتون از این شهر به اطراف می¬بردند. کمربندهای طلا و نقره سوار کرده و قمه¬ی داغستانی در این شهر ساخته می شد. استاد¬های لزگی قمه ساز در این شهر صاحب مغازه بوده و به داد و ستد می¬پرداختند.
دیگر شهر آباد و ثروتمند ایالت اران، گنجه می¬باشد. درباره¬ی ثروت و اهمیت این شهر به گونه¬ای یاد شده است که به نظر می¬رسد باید مهمترین شهر سراسر این منطقه بوده باشد. وجود رودخانه¬ها و کشت انواع میوه و ابریشم در این شهر به آبادانی آن کمک بسزایی کرده است. بطوری که

مطلب مرتبط :   عقل، فقهی، قبح، حدیث