فصل پنجم: بحث و نتیجه¬گیری

1-5. مقدمه
فصل حاضر به جمع‌بندی و حصول نتایج تحقیق مربوط می‌شود. که در ابتدا به جمع‌بندی سه فصل ابتدایی پرداخته‌شده است و در ادامه، خلاصه‌ای از یافته‌های تحقیق که در فصل چهارم آمده، نگارش یافته است و پس از اندکی بحث در خصوص یافته‌ها، محقق به ارائه نتیجه و پیام حاصل از تحقیق پرداخته است. این نتیجه‌گیری، همان حاصل نهایی تحقیق است که الگویی پیشنهادی،‌ برای طراحی آرایش رسانه‌ای صداوسیما می‌باشد که مورد مداقه محقق بوده و به‌صورت یک الگوی مصور، در بخش نتیجه‌گیری فصل حاضر، ارائه گردیده است.
محقق در فرآیند تحقیق پیش رو، با محدودیت‌هایی مواجه بود که تحت عنوان «محدودیت‌های تحقیق» ارائه گردیده است. پیشنهادهایی در خلال تحقیق نیز ‌به ذهن محقق متبادر شد، که به‌طور مستقیم از تحقیق برخاسته است. این پیشنهادات در ادامه، برای انجام تحقیقات بعدی به سایر محققین ارائه گردیده است.

2-5. خلاصه تحقیق
در فصل اول تحقیق حاضر، که تحت عنوان کلیات بود؛ در بدو امر، به بیان مسئله پرداخته‌شده و سعی نگارنده بر آن بوده تا بیش از هر چیز، چیستی و مسئله‌ی تحقیق را به‌وضوح تبیین نماید. در ادامه ضرورت و اهمیت تحقیق حاضر مورد مداقه قرار گرفت تا آن‌که، فوایدِ انجام و مضراتِ عدم انجام آن، احراز گردد. سپس اهداف و پرسش‌های اصلی و فرعی تحقیق بیان گردیده و درنهایت مفاهیم اصلی پژوهش تعریف شده‌اند. هدف اصلی پژوهش پیش رو، «پیشنهاد الگوی آرایش رسانه¬ای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» می‌باشد که در کنار این هدف، دو هدف فرعی را نیز دنبال ‌نمود. یک، بررسی شرایط نوین فضای رسانه‌ای جهان و دوم، آشنایی با حوزه¬ها و جوانب آرایش رسانه¬ای.
نکته آنکه در طرح اولیه تحقیق نیز این‌گونه عنوان شد که، اگر مأموریت صداوسیما «مدیریت و هدایت فرهنگ و افکار عمومی جامعه» می¬باشد، برای تضمین اجرای این مأموریت گریزی از آن نیست که، الگویی برای تنظیم آرایش رسانه¬ای تدوین گردد تا با برتافتن آن الگو، آرایش رسانه¬ای صداوسیما در انطباق با شرایط جدید طراحی شده و در مواجهه با امپریالیسم رسانه¬ای دشمن، بر تهدیدات آن نیز فایق آید. لذا الگوی پیشنهادی،‌ لزوماً باید الگویی باشد که برای «طراحی آرایش رسانه‌ای» و برای صداوسیما مورد استفاده قرار گیرد.
فصل دوم تحقیق نیز، به پیشینه و مبانی نظری پژوهش اختصاص یافت که بخش اول آن مربوط به تحقیقات پیشین می¬باشد. در این بخش تلاش نگارنده بر آن بود که، پژوهش¬هایی را که به لحاظ موضوعی با این پایان¬نامه، قرابت دارد، برگزیند و آن‌ها را به ترتیب اولویت، مورد ارزیابی قرار دهد. اما متأسفانه در بررسی حوزه الگوی آرایش رسانه¬ای، تحقیق خاصی مشاهده نگردید و به‌ناچار نزدیک‌ترین پژوهش¬ها به موضوع حاضر، به‌صورت فهرست¬وار ذکر و ارائه گردید. در بخش بعدی این فصل به مبانی نظری پژوهش پرداخته شد. مواردی از قبیل جنگ نرم ،‌ قدرت نرم، دیپلماسی عمومی، ارتباطات استراتژیک، رقابت در سپهر رسانه‌ای، مدیریت استراتژیک رسانه، رسانه به مثابه پدیده‌ای انسان¬وار و همچنین سیر تطور رسانه و مخاطب در فضای نوین رسانه‌ای جهان، ازجمله مواردی هستند که مبانی نظری تحقیق حاضر را شکل می‌دهند که در بخش دوم تحقیق آمده است.
در فصل سوم تحقیق نیز به بیان روش تحقیق پرداخته شد، که در کل به‌صورت کیفی انجام شد و گردآوری داده‌ها نیز به روش مصاحبه عمیق با 15 کارشناسان خبره از اساتید علوم ارتباطات و مدیریت رسانه، سینما، علوم نظامی، علوم سیاسی و دانش مدیریت استراتژیک و افرادی با بالای ده سال سابقه رسانه‌ای انجام گرفت که پس از استخراج و کدگذاری داده‌ها به‌صورت گام‌به‌گام و مرحله‌به‌مرحله از مصاحبه‌ها، با استفاده از گراندد تئوری به تدوین الگوی طراحی آرایش رسانه‌ای موردنظر پرداخته شد در کدگذاری باز، تولید مقوله‌ها و ویژگی‌های آن و بررسی انواع مقولات صورت گرفت. پس از آن در مرحله کدگذاری محوری، مقولات به‌صورت منظم پرورده شده و به زیرمقوله‌ها متصل گردید. آن‌گاه در کدگذاری گزینشی، با به اشباع رسیدن مقولات و اتصال و پیوند مقولات اصلی، طرح نظری بزرگ‌تری شکل گرفت و یافته‌ها به‌آرامی شکل نظریه برخود پذیرفت. از این طریق تدوین الگوی موردنظر مورد مداقه قرار گرفت.

مطلب مرتبط :   کجرفتاری، انحرافی، منحرف، لمرت

3-5. خلاصه یافته¬ها
طی مصاحبه‌های به‌عمل‌آمده، بهترین قالب برای تنظیم الگوی آرایش رسانه‌ای که می‌توانست همه داده‌ها را در خود تجمیع نماید، همان مؤلفه‌های ۵گانه مربوط به حوزه‌های مدیریت عمومی تعیین گردید و مطالب به‌دست‌آمده در طبقه‌های برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی،‌ منابع‌انسانی و امکانات، رهبری و درنهایت، نظارت و کنترل تدوین و کلاسه‌بندی گردید.
نظر کارشناسان در حوزه عقبه‌ها و پیش¬نیازهای آرایش رسانه‌ای این بود که،‌ صداوسیما در آرایش رسانه‌ای خود عقبه ندارد و باید به فکر این عقبه نداشتن در آرایش رسانه‌ای بود. ایجاد نظام جامع رسانه‌ای پیشرو، آینده‌نگر و جامع با در نظر داشتن نقشه جامع مهندسی فرهنگی کشور و تنظیم رژیم مصرف رسانه‌ای، سیاست‌گذاری و نهادسازی مرتبط با آن، تولید علم بومی و نظریه‌پردازی در حوزه رسانه و درنهایت، صنعت بومی عظیم برآمده از علوم و مبانی اصیل فکری و فرهنگ بومی کشور به‌عنوان یک پشتوانه، از لوازم داشتن یک آرایش رسانه‌ای مطلوب و بومی است که پیش از آرایش رسانه‌ای باید آن‌ها را محقق نمود.
مشخص نمودن رویکردهای طراحی در بدو طراحی آرایش رسانه‌ای می‌بایست صورت گیرد. لذا اولین رویکرد طراحی، رویکرد آینده‌پژوهانه است. چراکه طراحی باید با نگاه مدیریت استراتژیک و رویکرد آینده‌پژوهانه و چشم‌انداز محور انجام گیرد و ناظر بر تحولات و بررسی چشم‌انداز تکنولوژی در افق‌های ده‌ساله باشد.
رویکرد دوم رویکرد انسان‌شناسانه است. آرایش رسانه‌ای باید برای حداکثری کردن شکوفایی مخاطبان صورت گیرد. آرایش رسانه‌ای ایده‌آل، آرایشی است که مخاطب را به حداکثر رشد و بهره‌وری می‌رساند. برای رسیدن مخاطب به این اوج اعتلا و حد انسان طراز می‌بایست به مدل انسان‌سازی دینی و نهایتاً مخاطب‌شناسی دینی رجوع کرد.
رویکرد سوم رویکرد مشتری‌مدار است. در سپهر رسانه‌ای ما درگیر دو رقابت در پیام و مخاطب برای ربودن ذهن و قلب مشتریان و مخاطبان هستیم و باید رسانه را به مثابه یک بازار بزرگ و رقابتی برای تأمین همه نیازهای مخاطبان در نظر گرفت که مایحتاج رسانه‌ای آن‌ها باید در رسانه ما پاسخ داده شود و مانع جذب مشتری توسط رقبا شد.
اما در بحث روش طراحی باید گفت؛ روش پیشنهادی عمده کارشناسان برای طراحی آرایش رسانه‌ای، استفاده از روش تبیین وضع مطلوب و وضع موجود است که می‌توان با تبیین وضع موجود و آسیب‌شناسی آن و سپس برنامه‌ریزی و تعیین مأموریت، به وضع مطلوب نیل کرد. برای تبیین وضع موجود ابتدا می‌بایست از نیروهای خودی و چیدمان آن برآورد وضعیت داشته باشیم. و سپس برآورد وضعیت رسانه‌های غیر را انجام دهیم.
برآورد وضعیت خودی شامل چهار گام و اقدام می¬باشد که یک‌به‌یک می‌بایست تبیین گردد. در این برآورد ابتدا می‌بایست که شناخت و تعیین حوزه نفوذ تمدنی صورت گیرد، که شامل شناخت منافع ملی نظام و شناخت حوزه نفوذ تمدن و کانونی که تمدن ما می‌بایست بر روی آن تمرکز نماید، می‌باشد. گام دوم در تبیین وضع موجود،‌ شناخت توان رسانه‌ای خودی است. که با روش ترتیب نیرو و ترکیب نیرو در دانش نظامی به‌واسطه یک دستور یکنواختی به شرح زیر صورت می‌پذیرد.
1. افراد و شخصیت‌های رسانه‌ای
2. رسانه‌های خودی که شامل شبکه‌های رسانه‌ای است و به ترتیب کیفیت و کمیت آن‌ها تحلیل می‌شوند.
3. دکترین‌های رسانه‌ای خودی که شامل اهداف، ‌استراتژی‌ها، ‌تاکتیک‌ها و تکنیک‌های رسانه‌ای مورد استفاده، است.
4. سازمان‌ها، نهادها و مؤسسات رسانه‌ای که مراکز تحقیقات استراتژیک رسانه‌ای را نیز باید در کنار آن‌ها مورد ارزیابی قرار داد.
گام سوم در شناخت وضع موجود، شناخت سازمان‌دهی و برنامه خودی و غیر است که در قالب روش SWOT می‌بایست بر چهار گزاره شناخت قوت و ضعف که مقوله‌های درونی هستند و سپس شناخت فرصت‌ها و تهدیدها که مقولاتی بیرونی می‌باشند، محقق شود.
چهارمین گام در شناخت وضعیت خودی و غیر،‌ شناخت و تفکیک و طیف‌بندی مخاطبان و نیازسنجی و مصلحت‌سنجی مخاطب، جامعه و حکومت و سنجش نسبت خود با رقیب و جایگاه ما و رقیب در میان مخاطبان است.
در ترسیم وضع مطلوب نیز باید ابتدا ترسیم فضای نوین رسانه‌ای جهان صورت گیرد و تحولات در چهار حوزه تحولات آینده مخاطب، تکنولوژی، پدیده‌های رسانه‌ای و سازمان و نیروی رسانه‌ای را بررسی نمود، تا آنکه بتوان در انطباق با شرایط جدید، انعطاف لازم را به مبذول داشته و نسبت به آینده، افق و چشم‌انداز مناسبی را تنظیم نموده و جهت‌گیری و تصمیم مقتضی را اتخاذ نمود و به ترسیم وضع مطلوب پرداخت. بر این اساس لازم بود که در فرآیند تحقیق و پژوهش، «شرایط جدید» در فضای نوین رسانه¬ای جهانی مورد ارزیابی قرار گیرد؛ تا آنکه رسانه ملی بتواند خود را در نسبت با آن شرایط