از جمله کارکردهای وقوف در عرفات به‌عنوان عرصه ظهور تولی در حج، مشاهدات ملکوتی توسط حج‌گزار است خداوند در عصر عرفه، به فرشتگان این اجازه را می‌دهد تا صورت برزخی زائران را ببینند؛ و برخی از بندگان خاص الهی نیز این قدرت را خواهند داشت که با اذن الهی چهره ملکوتی دیگر حاجیانی را که در عرفات حضور دارند مشاهده نمایند. چنان‌که ابو بصیر می‌گوید: در خدمت امام باقر در منا بودم، امام فرمود: «به نظر شما جمعیت زائران چقدر است؟ گفتم چهارصد یا پانصد هزار نفر، حضرت با اشاره، چشم برزخی زهری را گشود و گوشه‌ای از عالم ملکوت برای او روشن شد و صورت برزخی بسیاری از افراد را دید که به‌صورت حیوان‌اند؛ آنگاه امام باقر فرمود: «ما اقل الحجیج و اکثر الضجیج» حاجی چقدر کم است و صدا و ناله زیاد است بعد توضیحاتی فرمود که مضمونش این است؛ افرادی که به‌صورت ملکوتی می‌بینی آن‌ها اهل ولایت هستند؛ و همچنان که ظاهرشان انسان است باطنشان هم انسان است؛ به تمام معنا انسان هستند اما آن‌ها که به شکل حیوان هستند، باطن آن‌ها جحود و انکار حق است، آن‌ها کسانی هستند که اعتقاد به ولایت ندارند».
بنابراین می‌توان گفت کسانی که در حج حقیقتاً از تولی به اهل‌بیت برخوردار هستند، خداوند پرده‌های حجاب را از چشم و گوش آن‌ها برمی‌دارد تا واقعیاتی از ملکوت را ببینند.
3ـ4ـ1ـ3ـ یادآوری قیامت
وقوفِ در عرفات از مهم‌ترین مناسک حج به شمار می‌رود. در این نقطه، ازدحام و سر و صدا و زبان‌های مختلف و تجمع پیروانِ مکاتبِ گوناگونِ آیین اسلام و فرقه‌های مختلف، انسان را به یاد عرصات قیامت و اجتماع امت‌ها با انبیا و ائمه و پیروی هر امتی از پیامبر خود و چشم داشتِ آن‌ها به شفاعت آنان و تحیر و سرگردانی آن‌ها آن‌هم در یک نقطه و یک سرزمین می‌اندازد که آیا مورد حمایت آنان قرار می‌گیرند و یا از آن‌ها حمایت و مراقبتی به عمل نمی‌آید. آری این گردهمایی شگرف، خاطره عرصاتِ قیامت را- که نصوص دینی آن را ترسیم می‌کند- در ذهن انسان با تابلویی زنده و گویا تجدید می‌نماید. محدث بزرگ و حکیم عارف، فیض کاشانی در این باره فرموده است:
«از مشاهده ازدحام خلق و بلند شدن آوازها و اختلاف زبان‏ها و اینکه هر فرقه‏اى در اداى مناسک و آمد و شد به مشاعر، از ائمه خود پیروى کرده است و به طریقه آن‌ها رفتار مى‏کند، صحراى محشر و اجتماع امت‏ها را با پیامبران و امامان خویش به خاطر مى‏آورى و اینکه هر امتى به پیامبر خود اقتدا مى‏کند و به شفاعت او چشم امید دارد و در آن یگانه عرصه پهناور، متحیر است که شفاعت در مورد او رد یا پذیرفته خواهد شد و چون این را به یاد آورى، زارى و تضرع به خداوند را ملازم دل خود کن تا در زمره رستگاران و مرحومان محشور شوى».
وقوف در عرفات، انسان را به یاد روز رستاخیز انداخته، صحرای قیامت و محشر را در ذهن او تداعی می‌کند. بدون شک، حضور در این صحرای عاری از ساختمان‌ها، بناها، قفس‌های مصنوعی، زندگی ماشینی و امتیازات مادی موجب می‌شود که انسان، شخصیت فطری و طبیعت مسخ شده خود را بازیافته، منظره قیامت و اجتماع خلایق را در آن هنگامه‌ای عظیم در نظر آورد؛ زیرا همه کسانی که در اینجا گرد هم می‌آیند، از زن و فرزند، خانه و امکانات و شغل و سرمایه خود جدا شده‌اند و لباس آنان همان لباس‌های ساده احرام و خانه‌هایشان چادرهایی است که هیچ‌گونه تشریفات خاصی ندارد.
بدیهی است که این صحنه و وضعیت، یادآور روزی است که آدم‌ها با سر و پای برهنه، در صحرای قیامت برانگیخته می‌گردند و بر هیچ چیزی جز عمل خود، اتّکایی نخواهند داشت. کسی که این صحنه را بنگرد متذکّر این آیه قرآنی می‌شود که در تصویر قیامت است:
﴿وَنُفِخَ فی الصُّورِ فإذا هُم مِنَ الأجداثِ إلی‌ ربِّهِم یَنْسِلون‌﴾.
«بار دیگر در “صور” دمیده مى‏شود، ناگهان آن‌ها از قبرها، شتابان به‌سوی دادگاه پروردگارشان مى‏روند».
4ـ4ـ1ـ3ـ استجابت دعا
از جمله کارکردهای تولی در حج، استجابت دعای حج‌گزار است، چو اینکه حج‌گزار در روز عرفه، نیازمندی‌های خود را با امیدواری به محبوب خود بیان می‌کند و اذعان می‌دارد که جز ولایت حضرت حق هیچ دست‌آویزی ندارد و خداوند هم بر اساس وعده خود در قران کریم دعای او را به اجابت می‌رساند. در این باره به برخی از احادیث اشاره می‌شود:
الف ـ امام رضا روایت کرده است که امام باقر فرمود:
«ما مِن بَرٍّ وَ لا فاجِرٍ یقِفُ بِجبالِ عَرَفاتٍ فَیَدعُو الله الّا استَجابَ اللهُ لهُ، امَّا البَرُّ فَفی حَوائجِ الدُّنیا وَ الآخِرَه وامَّا الفاجِرُ فَفی امرِ الدُّنیا».
«هیچ‏کس از افراد نیکوکار و فاجر، در دامنه کوه‏هاى عرفات، وقوف و دعا نمى‏کند، مگر اینکه خداوند دعاى آن‌ها را مستجاب مى‏گرداند. درباره شخص نیکوکار، خداوند، حاجت‏هاى دنیا و آخرت او را برآورده مى‏کند، امّا درباره فاجر و گناهکار، خداوند حاجت‏هاى دنیاى او را برآورده مى‏سازد».
ب ـ «رسول خدا روز جمعه در عرفات مشغول خواندن نماز عصر بودند که شخصی به نام کلب خواست از مقابل آن حضرت عبور کند، ناگهان افتاد و مرد. چون نماز آن حضرت پایان یافت، فرمود: کدامین یک از شما کلب را نفرین نمود؟ مردی پاسخ گفت: من او را نفرین کردم. پیامبر فرمود: در ساعتی دعا کردی که هیچ مؤمنی در آن ساعت دعا نمی‌کند، مگر آنکه خداوند مستجاب می‌نماید و دعا این بود:
«لا اله الا اللَّه الحلیم الکریم، لا اله الا اللَّه العلى العظیم، سبحان اللَّه رب السماوات السبع و الارض، رب العرش العظیم و الحمد للَّه‏ربّ العالمین.» .
5ـ4ـ1ـ3ـ خدا شناسی
عرفات از ریشه عرف گرفته شده و به گفته راغب، بیانگر شناخت آثار اشیاء همراه با تفکر و تدبر است. به نظر می‌رسد که بعد از خودشناسی در عرفات، مهم‌ترین کارکرد وقوف در آن، شناخت حقیقت و خداشناسی است تا زائران خانه خدا، به دور از غوغاها و ناهنجاری‌های حاکم بر جامعه بشری، در فضای وسیع، آرام و سراسر معنوی عرفات، با تفکر بیشتر به قدرت و عظمت خدای سبحان پی برده، با خالق جهان آشنایی کامل پیدا کنند. چنان‌که امام صادق در روایتی به این معنی تصریح کرده است:
«… وَ جَدِّد عَهدَکَ عِندَ اللهِ تَعالی بِوَحدانیَّتِهِ …»
سرّ اینکه فضای عرفات برای این امر، اختیار شده از این جهت است که فضا هر چه بازتر باشد، جلوه حقیقت را بیشتر نمایش می‌دهد. از این‌رو، وقوف در عرفات، کلاس تکمیل خداشناسی و طی نمودن مدارج عرفان و معرفت است، زیرا چنین معرفتی انگیزه و اساس کلیه حرکات و شناخت‌هاست. بدین ترتیب، آشنایی حضرت آدم با حوا و آشنایی حضرت ابراهیم به وظیفه خود در قربانی کردن فرزند و مناسک خویش (وظیفه‌شناسی خلیل خدا) در پرتو همین شناخت حق (خداشناسی) است…
حج‌گزار باید در آنجا بر این نکته عارف شود که خدای سبحان به نهان و آشکار و صحیفه قلب او و رازهای آن و حتی آنچه برای خود او روشن نیست و به‌طور ناخودآگاه در زوایای روح او می‌گذرد آگاه است؛ یعنی سرزمین عرفات محل ادراک و شهود مضمون این آیه کریمه است :
﴿وإن تجهر بالقول فإنّه یعلم السرّ وأخفی﴾.
«اگر سخن آشکارا بگویى (یا مخفى کنى)، او اسرار- و حتى پنهان‏تر از آن- را نیز مى‏داند.»
امام سجاد درباره سر وقوف در عرفات، به شبلی فرمود: وقوف در عرفات از آن رو است که انسان به معارف و علوم دینی و رازهای نظام آفرینش آگاه شود؛
«قَالَ هَلْ‏ عَرَفْتَ‏ بِمَوْقِفِکَ‏ بِعَرَفَهَ مَعْرِفَهَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ أَمْرَ الْمَعَارِف وَ الْعُلُومِ وَ عَرَفْتَ قَبْضَ اللَّهِ عَلَى صَحِیفَتِکَ وَ اطِّلَاعَهُ عَلَى سَرِیرَتِکَ وَ قَلْبِکَ؟ قَالَ لَا».
6ـ4ـ1ـ3ـ حق شفاعت
همان‌گونه که بیان شد حاجی که مجهز به اصل تولی و تبری در حج است، علاوه بر اینکه خود مشمول شفاعت فرشتگان قرار می‌گیرد، با وقوف در عرفات به‌عنوان تجلی‌گاه تولی و تبری پا را فراتر گذاشته و می‌تواند دیگران را نیز شفاعت کند و خداوند شفاعت او را در حق دیگران می‌پذیرد، لذا پیامبر اسلام شفاعت حج‌گزاران در حق گناهکاران را یکی از کارکردهای تولی در حج شمرده است، آنجا که غروب روز عرفه به بلال حبشی فرمود:
«یَا بِلَالُ، قُلْ لِلنَّاسِ: فَلْیُنْصِتُوا، فَلَمَّا أَنْصَتُوا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: إِنَّ رَبَّکُمْ تَطَوَّلَ‏ عَلَیْکُمْ فِی هذَا الْیَوْمِ، فَغَفَرَ لِمُحْسِنِکُمْ، وَ شَفَّعَ مُحْسِنَکُمْ فِی مُسِیئِکُمْ‏، فَأَفِیضُوا مَغْفُوراً لَکُم‏».
«مردم را آرام کن تا سخنی را با آن‌ها در میان گذارم. پس از سکوت و آرامشِ مردم، فرمود: «خداوند متعال» بر شما منت نهاده و نعمت بزرگى را در چنین روز به شما ارزانى داشته است، درستکاران و نیکان شما را از آمرزش خود بهره‏مند ساخته و در باره کسانى که گرفتار نادرستى در عمل هستند و به بدى و گناه دچار آمدند درست کاران و نیکان را شفیع و واسطه قرار داده و به آن‌ها این مقام را عطا فرموده که از خداوند متعال بخشودگى و آمرزش آنان را درخواست نمایند».
بنابراین حاجی راستین آن کسی است که حق شفاعت داشته باشد، در آن روز که همه به فکر خود هستند و از یکدیگر می‌گریزند،

مطلب مرتبط :   اختلال، بیماران، تکانشی، پرخاشگر