شیخ وارث معنوی محمدی است و سرچشمه خصوصیات و برکات خداوندی، با نظر روشنش مقامها حاصل می‌شود و مسائل و امورات متحول می‌گردد و ولایت به کمال و تمام دریافت می‌شود، تسهیل امور ظاهر و باطن بر دست او ممکن است چیزی از آنچه در جریان این طریق است از او مخفی نیست، قطب زمین و خلیفه رسول است و نسب او به انساب سید کونین حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم می‌رسد. عارف بالله و آگاه به روشهای تزکیه نفوس و وسایل تربیت باطن. یگانه در زمین و زمان و مجاز به ارشاد از جانب شیخش می‌باشد و اجازه ارشاد و بیعت به او داده شده و از او به سلسله اهل بیت و مشایخ طریقت و عارفان به حق و حضرت سرور کائنات ارتباط حاصل می‌گردد و این تجدید عهد با رسالت محمدی و زنده گرداندن برنامه و برپای داشتن بحق کلمه «لا اله الا الله محمد رسول الله» است برای شیخ مرشد طریقت شرایطی باشد که او را نائب رسول صلی الله علیه وآله وسلم گرداند از جمله آیه «پیر و شیخی آگاه و اهل بصیرت باشد که به او اجازه ارشاد پس از خود را داده و اینکه نسبتش به انساب سید کونین حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم برسد عالِم و کناره‌گیر از حب دنیا و مقام، اهل ریاضت نفس و خویشتندار در سخن، خوراک خواب به کمتر از همه، در نماز و صدقات به بیشتر از دیگران متصف باشد محاسن اخلاقی از قبیل صبر و شکی یقین، توکل، سخاوت، قناعت، حلم، تواضع، صدق، حیا، وفا، وقار و امثال را دارا گردد، شیخی با این اوصاف پرتوی از انوار نبی را داراست و شایستگی پیروی دارد»
درخت اگر خودرو باشد و کسی او را نکاشته باشد، برگ درمی‌آورد اما ثمر نمی‌دهد مرید نیز این چنین است اگر استادی طریقت را به او نیاموخته باشد عبادت کننده‌ای خواهد بود که مهارت و نفوذی نخواهد داشت.
برای مرید سالک، اثر روحی و معنوی هم لازم است و این جز از طریق استاد و شیخ ممکن است، زیرا طریقت یک عمل آموختنی و یا گفتگوی نظری نیست، و یادگیری آن تنها از راه کسب و درس حاصل نمی‌شود بلکه همه آنچ که بندگان طریقت و مشایخ تصوف درباره خود نوشته‌اند، در مورد خود بکار برود و همچو یک شخصیت حضور یافته یاری دهنده‌ای که در راه و کارش بیندیشد بوده‌اند و آنها را جز انسانهای شایسته و تجربه یافته و راه طریقت رفته، نمی‌دانند.
کناره‌گیری و اجتناب از پلیدیهای معنوی چون کذب و حسد دریا و کبر… جز با تربیت از جانب شیخی کامل و آگاه به درمان آن امراض نفسانی ممکن نخواهد شد تا آنها را از تکبر و غرور نفس و وساوس آن بازدارد
من یأخذ العلم من شیخ مشافههً
و من یکن آخذا للعلممن صحف
یکن عن الزیغ و التصحیف فی حرم
فعلمه عند اهل العلم کالعدم

وقتی که وجود مصاحبت با یک شیخ و استاد لازم به نظر می‌رسد تا او را به راه حق و تزکیه نفس و کسب صفات و ملکات اخلاقی از ایمان و تقوی و ورع و زهد و هدایت کند، کدورتهای درونی و عیب‌های نفسانی را از او بردارد پس باید همچو استادی از وارثان محمدی باشد خدای تعالی فرماید :یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین البته مصاحبت با شیخ دانا و آگاه به مصداق این آیه روشن است اهمیت و اثرات دوستی و مصاحبت در تقویت ارتباط روحی و عاطفی میان شیخ و مرید روشن است و تأثیر این پیوند در تربیت و تزکیه درون‌ها و سوق انها بسوی کمال می‌باشد.
14.خوارق
خوارق عادت، آن‌چنان‌که علمای این طریق، نقل کرده‌اند، شش مورد است معجزه، ارهاص، کرامت، معونت، استدراج، اهانت
معجزه: در لغت، از کلمه عجز (نا توانی در مقابل قدرت) گرفته شده و اصطلاحا، امر خارق العاده مقرون به تحدی است، برای اثبات ادعای رسالت و نبوت، بدون معارضه و امری است خلاف عادت بوسیله کسیکه ادعای نبوت دارد برخلاف تجدی منکران که منکران دیگر از نظائر آن ناتوانند.
ارهاص: قبل از نبوت و رسالت و شروع آن حاصل می‌شود مانند سایه شدن ابر، در مورد حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم که قبل از بعثت آن جناب پیش آمده.
کرامت: امر خارق العاده از نوع معجزات انبیا، اما در مورد غیر پیامبران است و بوسیله اولیاء الله، اختصاصا و یا اتفاقی پیش می‌آید.
معونت: آنچه که بر دست عوام (غیر اولیاء) از روی اخلاص، یا شدت و تحریک یا همّ و غم پیش آید.
استدراج: چیزی که بر دست فاسق اتفاق می‌افتد از روی مکر و فریب. گمراهی شخصی که اقدام به این امر می‌کند از خلال کارهایش خواهد شد، توفیق در این کارها با کمک گرفتن از ارواح پست و شرور حاصل می‌شود.
اهانت: آنچه از طرف فاسق و جهت نشان دادن دروغ و غیرحقیقی بودن کارش اتفاق می‌افتد، مثل آنچه که برای مسیلمه کذاب پیش امد که نقل کرده‌اند خواست چشم کوری را با آب دهن خودش بهبود بخشد، چشم سالمش را هم کور کرد.
سهل شوشتری گوید: آیات از آن خداست، معجزات از برای انبیاست و کرامات جهت اولیاء الله معونات برای مریدان و تمکین برای خاصان.
خوارق عادت مشایخ طریقت قادریه که به نام کرامات معروف است اگر خدا بخواهد بدون هیچ حد و مرزی بر دست بندگان بزرگوارش حاصل می‌شود.
عبد القادر گیلانی فرماید: عقیده آنهایی که از کتاب خدا و سنت رسول صلی الله علیه وآله وسلم پیروی می‌کنند، این است که شمشیر خود به خود چیزی را نمی‌برد مگر خدای عزوجل بخواهد آتشی طبعا نمی‌سوزاند تا آنجا که خداوند جل و علا اراده نکند طعام و غذا کسی سیر نمی‌گرداند بلکه این خواست خداوند است که موجب سیری می‌شود.
به ادعای قادریه خوارق عادات دراین طریقه چیزی جز ادامه راه معجزات انبیاء و معجزه حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم نیست که همه مایه اثبات وجود حق عزوجل و اقرار به یگانگی او وسیله هدایت گمراهان و دفع انکار منکرین و برگردان آنان به طریق حق و ایمان می‌باشد.
از جمله آنچه که دراویش قادریه در امر خوارق عادات دارند و از طرف آنان اظهار شده موارد زیر است:
1. فرو بردن وسایل تیز در نقاطی از بدن مانند گونه‌ها، زبان، سقف دهان
2. فرو بردن خنجر در اطراف جمجمه
3. خوردن شیشه و تیغهای تیز سلمانی
4. مقاومت در برابر آتش افروخته
5. مقاومت در برابر سموم مار و عقرب
6. مقاومت در برابر برق گرفتگی
البته انجام چنین عملیاتی برای مریدان، امر اجباری نیست زیرا اینها همگی وسیله‌اند نه هدف و اصل مهم از نظر مشایخ طریقت بالاتر از این نوع از خودگذشتگی‌ها و عملیات است، و آن ارشاد مردم و تشویق آنان بر امر حق و درست، و کشاندن و گسیل کردن آنها در طریق «الله» می‌باشد از اینرو انجام این عمل و کشاندن مردم برای اجرای اوامر خراق‌العاده که جنبه ارشادی نداشته باشد و ما برای خودنمایی و تفاخر پیش مردم انجام گیرد اصلاً درست نیست.
انجام چنین اعمالی باید با مددخواهی از نیروی روحی مشایخ طریقت و در موارد نیاز و برای نشان دادن نیروی معنوی طریقت در موقعیت خاص خود باشد، و اگر مریدی خود را در چنان احوالی قرار دهد به منظور ارشاد در طریق حق است، البته در موقعیتی چنین، حکم عبادات را خواهد داشت که با عمل خود، فرد یا گروهی را راهنمایی می‌کند حقیقت وجود و فوریت اعمال و جبران نقصان و زخم و التیام جراحات و مقاومتها در برابر آتش یا جریانات برق و یا سموم مار و عقرب و امثال آن به نیروی معنوی مشایخ طریقت مربوط می‌شود که برای آن نه محدودیت و نقصی است و نه ناتوانی برای افرادی که دارای همچو نیرویی هستند و ربطی به مرید ندارد، از اینرو اینها از کرامات مشایخ طریقت محسوب می‌شوند که بوسیله مریدان موجودیت پیدا می‌کند.
قادریه می گویند بروز و اظهار این شجاعت و از خودگذشتگی که از طرف مریدان پیرو طریقت قادری صورت می‌گیرد در اثر تمرین‌ها برای آنهاست اما اگر از طرف کسانی دیگر انجام گیرد و یا از مسیر اصلی خود خارج شود قطعا به مرگ منتهی خواهد شد.
از ویژگی‌های منحصر به ‌فرد این اعمال در طریقت قادریه و وجه تمایز آن با اعمالی که در رواشناسی تجربی به صورت مکرر انجام می‌گیرد و تمرینی است، این است که این خوارق با نیرویی که مرید از مشایخ دریافت می‌دارند حاصل می‌گردد و ارتباطهای معنوی بین شیخ و مریدانش از هر نوع تأثیرات مغناطیسی و الکتریکی و غیره کاملا جداست، بلکه تماسهای الهی و برگرفته از پرتو خداوندی و با یک سلسله مراتب به حضرت رسول‌ صلی الله علیه وآله وسلم ارتباط پیدا می‌کند.
15.سلوک در طریقت
از آن جهت شیخ، مربی و پزشک و طبیب معالج نافرمانی‌های نفس و سرکوبی شهوات است که مرید را در مسیر نجات و تزکیه هدایت کند پس بر شیوخ راه و رسم سلوکی خاصی لازم است، علاوه بر اوراد و ادای فرائض و عبادت و طاعاتی که قرآن کریم دستور داده به اموری بپردازد که مایه روشنی قلب و صفای باطن و رشد و تعالی معنوی و روحی آنان گردد از قبیل مجاهده با نفس که مرید نیز برای کمال سلوک و پیروزی بر هواهای نفسانی همراه او باشد.
سلوک در طریقت دو قسم می‌شود:
اولاً ـ ریاضت (تربیت نفس)، مدت ریاضت چهل روز است و روش آن چنین است:
الف ـ مرید از خوردن فراورده‌های حیوانی در طول دوران ریاضت خودداری کند
ب ـ خوردن نان را اندک اندک تقلیل دهد زیرا خوردن نان نیز همان حالت خوردن گوشت در تقویت شهوات را خواهد داشت
ج ـ از مسائل دنیایی کمتر حرف بزند و

مطلب مرتبط :   بزهکاری، نظریههای، سامپسون، وسیلهی