کسی که دارای حب و بغض ایمانی است چون دوستی‌ها و دشمنی‌هایش محور و جهت مشخصی دارد و آن عبارت است از: مطابقت آن‌ها با خواست الهی و نه خواست نفسانی از این‌رو بر احساسات و عواطف خویش تسلط دارد.
2ـ5ـ2ـ3ـ1ـ کارکردهای ارتباطی تولی و تبری در ارتباط انسان با خدا
ارتباط انسان با خدا مهم‌ترین، اساسی‌ترین، پایه و زیر بنایی‌ترین ارتباطات انسان است به‌گونه‌ای که سایر ارتباطات انسان‌ها باید بر اساس این ارتباط تنظیم شود. شایستگی انسان به ارتباط با خدا، قابل مقایسه با سایر موجودات جهان هستی نیست. در بسیاری از آیات قرآن و احادیث اهل‌بیت به ارتباط انسان با خدا اشاره شده است. ثمرات وکارکردهای تولی و تبری در ارتباط انسان با خدا، بی‌شمار است. اجمال سخن همان است که جناب غزالی راه یافتن بر فراز قلل همه فضیلت‌های اخلاقی را میوه شجره طوبای «تولی» می‌شمارد:
«و بالجمله جمیع محاسن الدین و مکارم الاخلاق، ثمره الحب».
آنچه در ذیل می‌آید، تنها گزیده برخی از کارکردهای تولی و تبری است، وگرنه شرح و بیان آثار بی‌شمار آن، ناممکن است.
1ـ2ـ5ـ2ـ3ـ1ـ پیروی از خدا و پیامبر
یکی از کارکردهای محبت (تولی) به خدا پیروی از پیامبر خدا در رفتار، گفتار و کردار است، قرآن کریم در آیه 31 آل عمران می‌فرماید:
﴿قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ﴾.
«بگو اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید».
محبّت، تنها یک علاقه‌ی قلبی ضعیف و خالی از هر گونه اثر نیست؛ بلکه محبت واقعی آن است که اثر عملی داشته باشد و کسی که مدعی علاقه به پروردگارش است، نشانه‌اش این است که از پیامبرش پیروی کند. اثر طبیعی «محبت» آن است که «مُحب» ّ را به‌سوی «محبوب» و خواسته‌هایش می‌کشاند و رفتار ویژه‌ای را در او نسبت به محبوبش بر می‌انگیزد. البته ممکن است محبت‌های ضعیفی یافت شود که شعاع آن از دایره‌ی قلب به بیرون تجاوز نکند، اما این‌گونه محبت‌ها به‌قدری ناچیز است که نمی‌توان نام محبت بر آن نهاد. انسانی که مدعی دوستی خداست باید از حبیب خدا نیز پیروی کند تا بدین وسیله بتواند راه محبت را بپیماید و به محبوب حقیقی نزدیک‌تر و محبوب وی ‌شود.
2ـ2ـ5ـ2ـ3ـ1ـ اشتیاق به مرگ
از جمله کارکردهای تولی آن است که مُحب همیشه لقای محبوب را دوست دارد: «إِنَّ الْحَبِیبَ یُحِبُ‏ لِقَاءَ حَبِیبِه» . از طرفی لقای معنوی پروردگار وقتی صورت می‌گیرد که حجاب‌های عالم دنیا کنار رود؛ انسان با چشم دل، جمال دل آرای محبوب را ببیند و بر بساط قربش گام نهد و این ملاقات با جدا شدن از این جسم خاکی و رفتن به عالم دیگر صورت می‌گیرد. چنان‌که قرآن کریم از جهان آخرت و عالم پس از مرگ به «لقاء الهی» یاد نموده است. بنابراین، دوست خدا هرگز از مرگ هراسی ندارد؛ زیرا این جسم خاکی، قفسی است برای مرغ روح، به‌واسطه‌ی مرگ است که این قفس می‌شکند؛ مرغ روح آزاد و به هوای کوی دوست پروبال می‌زند. از این‌رو، خداوند به یهودیانی که مدعی دوستی خدا بودند «نحن ابناء الله و احبائه » می‌فرماید:
﴿قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ﴾.
«بگو ای جماعت یهود! اگر گمان می‌کنید که دوستان خدایید نه مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید».
افزون بر آن یکی از نشانه‌های محبت خدا آن است که مُحب به غیر خدا التفات ندارد و از غیر او قطع نظر می‌کند و آن چیزی که باعث قطع نظر از همه چیز می‌شود، مرگ است.
﴿مَن کاَنَ یَرْجُواْ لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَاَت﴾.
«کسی که به دیدار خدا امید دارد بداند که اجل او از سوی خدا آمدنی است».
به خاطر همین حضرت علی در خطبه همام در حالات دوستان خدا می‌فرمایند:
«لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِی کَتَبَ اللَّهُ [لَهُمْ‏] عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِی أَجْسَادِهِمْ طَرْفَهَ عَیْنٍ شَوْقاً إِلَى‏ الثَّوَابِ‏ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَاب‏».
«اگر نبود مرگی که خدا بر آنان مقدر فرموده، روح آنان حتی به‌اندازه بر هم زدن چشم در بدن‌هایشان باقی نمی‌ماند».
3ـ2ـ5ـ2ـ3ـ1ـ آرامش روحی
یکی دیگر از کارکردهای تولی و تبری آرامش روحی محبان اوست. قرآن کریم می‌فرماید:
﴿أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُون﴾.
«آگاه باشید! دوستان خدا، نه ترسی دارند و نه غمگین می‌شوند».
از اطلاق آیه استفاده می‌شود که دوستان خدا هم در دنیا متصف به نداشتن خوف و اندوه‌اند و هم در آخرت، اولیای خدا در پرتو نور معرفت، ایمان و تقوا به حدّی می‌رسند که حجاب‌ها از قلبشان کنار می‌رود. یقین می‌کنند که همه چیز دست خداست، برای غیر خدا استقلالی در تأثیر نمی‌بینند و مؤثر مستقل را تنها خدای متعال می‌دانند و مالکیت و حکم را در او منحصر دانسته، در نتیجه از غیر خدا نمی‌ترسند و جز او چیزی که خدا دوست می‌دارد و می‌خواهد که از آن بر حذر باشند و یا به خاطر آن اندوهگین شوند، بر حذر نشده و اندوهگین نمی‌شوند. از این‌رو حوادث دنیا هیچ ترس، اندوه و اضطرابی در آنان به وجود نمی‌آورد و در آرامش روحی به سر می‌برند؛ زیرا ترس معمولاً از احتمال از بین رفتن نعمت‌هایی است که انسان در اختیار دارد و یا از قدرت‌هایی است که مافوق قدرت انسان‌اند؛ اما دوستان خدا فقط دل به خدا بسته و از هرگونه وابستگی و اسارت جهان ماده و مادیات آزادند. افزون بر آن دوستان خدا در دنیا همیشه به یاد خدا هستند و یاد خدا مایه آرامش دل آن‌ها در دنیا است.﴿ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئنِ‌ُّ الْقُلُوب﴾ بنابراین دوستان خدا علاوه بر آخرت در دنیا نیز خوف و حزن ندارند. خوف و حزن نداشتن دوستان خدا از امور مادی است و گرنه در دنیا وجودشان سراسر از خوف خدا و ترس از عدم انجام وظایف و مسئولیت‌ها و اندوه از موفقیت‌هایی که از آنان فوت شده می‌باشد که این‌ها جنبه‌ی معنوی دارد.
4ـ2ـ5ـ2ـ3ـ1ـ اخلاص در کار‌ها
شرط پذیرش هر عملی از انسان این است که آن عمل خالصانه و به دور از هرگونه ریا باشد. یکی از کارکردهای تولی و تبری در ارتباط انسان با خدا، ایجاد انگیزه اخلاص در کارها است. اگر انسانی بخواهد، صحنه نفس او برای خدا خالص باشد، باید محبّ خدا شود. انسانی که خداوند محبوب اوست جز برای خدا کار نمی‌کند.
5ـ2ـ5ـ2ـ3ـ1ـ دریافت نصرت و محبت الهی
یکی از آثار تولی به خداوند، دریافت نصرت و یاری الهی است. اگر انسانی با انجام کارهایی که موجب قرب وی به خدا می‌شود، خود را به خدا نزدیک کرد، به آغاز ولایت، یعنی نصرت و محبت، راه می‌یابد.
6ـ2ـ5ـ2ـ3ـ1ـ کسب رضایت الهی
کسب رضایت الهی در دنیا و آخرت خواست تمام انبیا و اولیاء الهی است و این رضایت در سایه محبت به خداوند شکل می‌گیرد. آیه الله جوادی آملی در این باره می‌فرماید:
«رضا نتیجه «محبّت» و محبّت، ثمره معرفت است. کسی که خدا را به‌عنوان مبدأ حکمت و رحمت بشناسد، به او دل می‏سپارد و در پیشگاهش سر می‏ساید و این سر ساییدن و دل سپردن محبّت است و یکی از ثمرات این محبّت، رضاست».
7ـ2ـ5ـ2ـ3ـ1ـ ایثار در راه خدا
آیه الله جوادی آملی ایثار در راه خدا را، از آثار محبت به خداوند شمرده و در این زمینه می‌فرماید:
«چون این انسان کامل محب ذات خدای سبحان است، هر چه ظاهراً در اختیار دارد، آن را فدای محبوبش می‏کند، خود، یا اهل‏بیت، یا جاه و مقام، یا مالش را و هرگز چیزی را برای خود نگه نمی‏دارد؛ زیرا محبوب واقعی او خداست؛ و چون هر چه هست، وسیله است و محبوبش ذات خداست، نه‏تنها به احیای خدا علاقه دارد، بلکه اماته و احیا را، یکسان دوست دارد».
8ـ2ـ5ـ2ـ3ـ1ـ ورود به بهشت
امام صادق در بیانی اثر تولی به خداوند را ورود در بهشت بیان کرده و می‌فرماید:
«فَالْجَنَّهُ لَا یَدْخُلُهَا إِلَّا أَهْلُ‏ مَحَبَّتِه».
9ـ2ـ5ـ2ـ3ـ1ـ تشخیص حق از باطل
در بعضی از موارد تشخیص حق از باطل بر انسان مشکل می‌شود، امّا انسانی که وجودش مملوّ از عشق و محبت به خداست، در این موارد مشکلی ندارد، چون یکی از آثار عشق به خدا تشخیص حق از باطل است، آیه الله جوادی آملی می‌فرماید:
«خاصیت محبت خدا این است که می‌فرماید: من پرهیزکاران را دوست دارم، نه تنها در قیامت به آنان بهشت می‌بخشم، بلکه در دنیا هم به آن‌ها، «فاروق» می‏دهم یعنی قدرتی نورافکن که بین حق و باطل فرق بگذارد، به‌طوری که مظهر امتیاز خداوند می‏شود و معنای آیه ﴿لیمیزالله الخبیث من الطّیب﴾ در علم و عمل او جلوه می‏کند و مجرای فرقان ﴿وامتازوا الیوم أیها المجرمون﴾ می‏گردد و می‏تواند فارق پاک و ناپاک باشد و در مسائل علمی‏ و مالی، هرگز در نماند و در مضیقه جهل و نسیان و عصیان قرار نگیرد: ﴿یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لایحتسب﴾ راه را به او نشان می‏دهد تا فرو نماند و از راه‌های بی‌گمان به او رزق ظاهر و باطن، که همان علم و معرفت صحیح و گرایش راست

مطلب مرتبط :   جنایی، سیاست، مدرنیزاسیونِ، تحمیل