به‌راستی صحراى عرفات، سرزمین عرفان و معرفت است. این وقوف‌ها و درنگ‌ها، با زبان اشاره به تو مى‏فهماند که از شتاب حرکت خود بکاه و بایست و در آنچه گفته‏اى یا انجام داده‏اى، فکر کن تا موارد خطا و صواب آن را دریابى و خود را در تمام حرکات گذشته، به دقت مورد ارزیابى و نقد قرار ده و کاملاً خودت را بشناس.
وقوف در عرفات، مشعر و منا در محضر خدا، براى ارزیابى و تفکّر جهت یادآورى خویشتن و پروردگار و میزان رابطه انسان با خدا و توجه خدا به انسان است؛ و با چنین اندیشه‏اى است که انسان باید جهت حرکت آینده خود را در اعمال و طرح‌ها و بازتاب‌های فکرى و اجرایى خود دریابد، به‌ویژه در «منا» که به انسان الهام مى‏کند: این شب‌ها آخرین فرصت‌های مراسم حج است و ببین کجا بودى و اکنون در چه حالتى هستى و فردا چه مى‏خواهى انجام دهى و چه چشم اندازهاى جدیدى در پیش دارى؟ آیا در اندیشه دنیا و دلبستگى به مادیاتى و یا مى‏خواهى میان دنیا و آخرت، فکر و روح و تحصیل هدف بزرگ، از طریق طلب رضایت خدا، رابطه برقرار سازى؛ همان‌گونه که خدا در مراسم حج و مشاعر حرام، از ما مى‏خواهد چنین درخواست نماییم و نزد او تضرّع و لابه کنیم.
مقام معظم رهبری، راجع به نقش حج در بازیابی خویشتن می‌فرماید:
«فرصت حج، استثنایى است. همه‏ى عبادات، فرصت بازیابى خویشتنِ انسان هستند. انسان‌ها بر اثر غفلت از خداى متعال – که روح هستى و حقیقت هستى است – از خودشان، از دلشان و از حقیقتشان غافل مى‏شوند؛ (نسوا اللَّه فانساهم انفسهم) امروز درد بزرگ بشریت این است. انسانها با غفلت از خداى متعال، از خودشان هم غافل شده‏اند. نیازهاى انسان، حقیقت انسان و اهداف خلقت انسان در میان چرخ و پر دستگاه‏هاى مادى به‌کلی از یاد رفته است. آنچه انسان را به خدا و در سایه‏ى توجه به خدا، به خود و حقیقت خود و نیاز خود و دل خود متوجه مى‏کند، دعا و عبادت و تضرع است؛ و حج از این جهت برترین عبادت‌هاست؛ چون از لحاظ زمان، از لحاظ مکان، از لحاظ توالى حرکاتى که در حج در اختیار حاجى و ناسک گذاشته شده است، یک عبادت استثنایى است. لذا شهر مکه و مراسم حج، وسیله‌ای براى امنیت انسان است. انسان، با خضوع، با توجه، با تضرع و با غرق شدن در یاد الهى، در آن مراسمِ عجیب و عظیم، در دل خود احساس امنیت مى‏کند؛ این بزرگ‌ترین نیاز انسان است. جهنمى که قدرت‌های مادى و انگیزه‏هاى مادى در حول و حوش انسان به وجود آورده‏اند. انسان مى‏تواند با پناه بردن به حج، بَرد و سلام بهشت را در آن مکان و آن زمان براى خود به وجود بیاورد».
2ـ3ـ3ـ توجه به محدودیت عمر
از جمله کارکردهای عرفات در ارتباط انسان با خود، یادآوری و توجه دادن به اصل محدودیت عمر و زودگذر بودن دنیا است، چو اینکه عمل واجب در عرفات، وقوف است، هرچند که خیلى اندک و به دقیقه‏اى باشد. به عبارت دیگر وقوف؛ یعنى درنگى کوتاه و زودگذر و فلسفه آن این است که اى انسان حج‏گزار، دنیا و زندگى آن، دمى بیش نیست. در این زمان کوتاه و اندک، بار سنگین گناه برمدار و آرزوهایت را دراز و طولانى نکن و بدان که زمانى از این دنیا خواهى رفت و کاروان عرفات، همیشه روان و در حال رفتن است و رفتن به‌سوی ابدیت و الى الله المصیر.
عرفات حجاج را متوجه می¬کند که همه این تشکیلات و بر پا کردن و جمع کردن خیمه‌ها برای یک نیمروز، به جهت این‌که بداند تمامی زندگی دنیا برای همه انسان¬ها محدود و مختصر است؛ یعنی عمر تو یک نیمروز است، فرصت را غنیمت شمار که هر چه اصرار کنی (رب ارجعونی …) پروردگارا مرا بازگردان شاید در آنچه ترک کردم و کوتاهی نمودم عمل صالحی انجام دهم، وقتی اجل فرا رسد (لایستاخرون ساعه…)، ساعتی از آن تأخیر نمی¬کند.
3ـ3ـ3ـ کشتن هواى نفس‏
یکى از کارکردهای قربانی به‌عنوان عرصه ظهور تولی و تبری در حج در ارتباط انسان با خویشتن، کشتن هواى نفس و آزمندى و طمع است. چنان‏که امام صادق در این باره فرموده است:
«وَ اذْبَحْ حَنجرَهَ الْهَوَی وَ الطَّمَعِ عِندَ الذَّبیحَه …».
«هنگامی‌که خواستى ذبح قربانى کنى، حلقوم هوا و طمع‏ را ذبح کن».
طبق این فرمایش امام اثر قربانی در انسان باید ذبح هوی و طمع باشد، وگرنه ذبح گوسفند بدون داشتن این اثر باعث سعادت نخواهد شد.
3ـ3ـ کارکرد تولی و تبری در حج در ارتباط انسان با طبیعت
یکی دیگر از اقسام ارتباطات چهارگانه انسان، ارتباط انسان با طبیعت است. با نگرش به خلقت انسان و زندگى او، ناگزیر و ناچار بودن او از ارتباط با طبیعت، بلکه عجین بودن زندگى طبیعى با هستى او به‌گونه‌ای که بدون آن، امکان خلقت و ادامه حیات براى او نیست، روشن می‌شود.‏ به تعبیر علامه جعفری اگر آدمی تصور کند که به‌عنوان موجودی ناچیز در برهه¬ای از زمان به وجود آمده و با جهان هستی ارتباطی ندارد، به مبارزه با خویشتن پرداخته است.
قرآن کریم به‌عنوان منبع الهام همه تعالیم اسلامی، توجه خاص به طبیعت و عناصر طبیعی دارد. در قرآن افزون بر 750 آیه به پدیده‌های طبیعی اشاره داشته و بیش از ده درصد آیات این کتاب به موضوع طبیعت اختصاص یافته است. قرآن طبیعت را مادر، بستر، خاستگاه تولد انسان و انسانیت، محل رشد و تکامل و منبع تغذیه او معرفی کرده و می‌‌فرماید:
﴿وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْانسَنَ مِن سُلَالَهٍ مِّن طِینٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَهً فىِ قَرَارٍ مَّکِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظَمًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِین﴾.
«و ما انسان را از عصاره‏اى از گِل آفریدیم. سپس او را نطفه‏اى در قرارگاه مطمئن [رحم‏] قرار دادیم سپس نطفه را به‌صورت علقه [خون بسته‏] و علقه را به‌صورت مضغه [چیزى شبیه گوشت جویده شده‏] و مضغه را به‌صورت استخوان‌هایی درآوردیم و بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم. سپس آن را آفرینش تازه‏اى دادیم پس بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است».
قرآن کریم در بعضی از آیات در مورد درک و شعور طبیعت سخن می‌گوید که همین شعور خاستگاه واکنش او در برابر رفتار انسان است، لذا انسان در ارتباط با طبیعت باید بداند که با یک موجود ذی¬شعور در ارتباط است. برخی از آیاتی که به این امر دلالت دارند عبارت‌اند از:
1ـ در آیه 49 سوره نحل می‌فرماید:
﴿ وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ مِن دَابَّهٍ وَ الْمَلَئکَهُ وَ هُمْ لَا یَسْتَکْبِرُون﴾
«نه‌تنها سایه‏ها، بلکه تمام آنچه در آسمان‌ها و زمین از جنبندگان وجود دارد و همچنین فرشتگان، براى خدا سجده مى‏کنند و تکبّر نمى‏ورزند».
2ـ در آیه 44 سوره اسراء می¬فرماید:
﴿تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَن فِیهِنَّ وَ إِن مِّن شَىْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لَاکِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کاَنَ حَلِیمًا غَفُورًا﴾.
«آسمان‌هاى هفتگانه و زمین و کسانى که در آن‌ها هستند، همه تسبیح او مى‏گویند و هر موجودى، تسبیح و حمد او مى‏گوید ولى شما تسبیح آن‌ها را نمى‏فهمید او بردبار و آمرزنده است».
یکی از ویژگی‌های آیین حج به‌عنوان تجلی‌گاه «تولی و تبری» این است که حج‌گزار با طبیعت نیز مأنوس بوده و حج او را متوجه ارتباط با طبیعت و ممانعت از ظلم به آن و نیز حفظ حرمت حیوانات و حریم آن‌ها می‌کند. حال سؤال این است انسانی که مجهز به سلاح تولی و تبری در حج است به هنگام برخورد با طبیعت چه عکس‌العملی از خود نشان می‌دهد، به عبارت دیگر تولی و تبری در حج در ارتباط انسان با طبیعت چه نقشی را ایفا می¬کند؟ در این بخش به کارکردهای تولی و تبری در حج در ارتباط انسان با طبیعت می‌پردازیم.
1ـ3ـ3ـ قطع تعلق حبی از طبیعت
از جمله کارکردهای تولی و تبری در حج در ارتباط انسان با طبیعت این است که انسانی که برخوردار از محبت و ولایت خداوند و اولیا او در حج است، هنگام ارتباط با طبیعت عشق و علاقه خود نسبت به خداوند را با عشق و علاقه خود به طبیعت عوض نمی¬کند هرچند در نهایت وابستگی به طبیعت قرار گیرد. در جریان صلح حدیبیه که در سال ششم هجرت اتفاق افتاد، مسلمانان براى عمره احرام بسته بودند و به‌سوی مکه مى‏رفتند، در بین راه انواع شکارها در اطراف مسلمانان رفت و آمد مى‏کردند و گاهى آن‌چنان به آنان نزدیک مى‏شدند که مسلمانان مى‏توانستند با دست‌ها و یا نیزه‏هاى خود آن‌ها را شکار کنند ولى چون در حال احرام بودند، اجازه شکار کردن را نداشتند. آنچه باعث شد تا یاران پیامبر با وجود علاقه شدید به شکارها حتی به آن‌ها نزدیک هم نشوند، توجه و پذیرش اصل تولی بود؛ یعنی پذیرش ولایت پیامبر اکرم آن‌چنان در جامعه اسلامی مؤثر واقع شد، که آنان که از خوردن سوسمار در دوران توحّش جاهلی نمی‌گذشتند و برای شکار آن، بر یکدیگر پیشی می‌گرفتند، اکنون به‌فرمان الهی از آهوان صحرایی می‌گذرند و در دوران تمدن اسلامی در اثر فرمان وحی بر تمام امیال و خواسته‌های خود پیروز می‌شوند. آیه 94 سوره مائده به این کارکرد اشاره

مطلب مرتبط :   حقوقی، حقوق، کیفری، جرمانگاری